حمیده احمدیان راد

استخوان هایی از گربه در محل یک گور در قبرس پیدا شده که تاریخش به حدود 7500 پیش از میلاد می رسد. پیدا شدن این استخوان ها حاکی از این است که نوعی از اهلی شدن گربه ها ممکن است خیلی زود در گونه های گربه وحشی رخ داده باشد. اما بسیاری هم اعتقاد دارند که اهلی کردن واقعی گربه ها در حدود 4000 سال پیش از میلاد در در دره نیل مصر قدیم شروع شده است. مصری ها گربه را مخلوق مفیدی دیدند که می تواند از غلات ذخیره شده در مقابل موش های صحرایی محافظت کند و گربه ها هم فهمیدند که موش های صحرایی جایی پیدا می شوند که انسان ها در آنجا هستند. این برای هردو طرف روابط سودمندی بود.
اگرچه مصری ها حیوانات زیادی داشتند, اما گربه تنها حیوانی بود که اجازه داشت وارد اتاق شود. مصری ها موقعی که از غلات باارزش شان حفاظت می کردند هم آنها را داخل ساختمان نگهداری می کردند. سپس مصری ها شروع کردند به این که گربه ها را به عنوان حیوانات مقدس ببینند. چنان که سمبل الهه “باستت” (Bastet ) با سر گربه تصویر می شد. گربه به موقعیت بسیار احترام آمیز و گرامی ای در جامعه رسید و صدمه زدن به گربه یا کشتن آن جرم محسوب می شد. کشتن یک گربه نتیجه اش می توانست مرگ یا سنگسار شدن باشد. مرگ یک گربه واقعه بی نهایت غم آوری برای خانواده بود. اعضای داخلی بسیاری از گربه ها خارج می شد. گربه ها در تابوت گذاشته می شدند و حتی مومیایی می شدند.

دوره قرون وسطی در عقیده عمومی درباره گربه سانان تغییری وجود آورد. به گربه ها با این دید نگاه می شد که قدرت جادویی دارند و با شیطان همکار وشریک اند. مالکان گربه ها هم جادوگر فرض می شدند. پاپ گریگوری نهم جنگی را بر ضد گربه ها راه انداخت و حتی تا آنجا پیش رفت که به گربه برچسب “مخلوق بد ذات و شیطان صفت” زد. گربه ها به مرگ محکوم شدند و بعضی اوقات همراه با صاحبانشان سوزانده می شدند. این کارها تقریباً جمعیت گربه اروپا را نابود کرد و باور بر این است که همین امر در آن زمان باعث شیوع طاعون گاوی در اروپا شده است. چون که به خاطر نابودی گربه ها جمعیت جوندگان زیاد شدند. امروز هم هنوز خرافه ها حاکی از این هستند که گربه ها یک نیروی بدیمن دارند, چنان که اغلب ما فکر می کنیم که اگر یک گربه سیاه سر راهمان سبز شود بدشانسی می آوریم.