محمدرضا کریمی

برای بیشتر گیاهان و جانوران، اندازه بزرگ تر بدن و زمان بندی زودرس اعمالی مثل شکوفه دادن، تخم گذاری، زایمان و … مزیت های قابل توجهی را برای ادامه حیات به آنها اعطا می کند.
اما در رابطه با نظریه «بزرگ تر بهتر است» یک نکته مبهم وجود دارد و آن هم این است که چرا با وجودی که مدل صحیحی است اما موارد مربوط به آن نادر است. به عبارتی اگر به نظر می رسد موجوداتی به خوبی با شرایط خاص کنار می آیند، پس چرا باز هم درنهایت افرادی که زنده می مانند و تولیدمثل می کنند نه خیلی کوچکند و نه خیلی بزرگ؟
یک مثال کلاسیک وزن انسان در هنگام تولد است. انسان های تازه متولد شده ای که اندازه متوسط دارند، بیشتر احتمال دارد تا به حیاتشان ادامه دهند تا آنهایی که بیش از حد بزرگ یا بیش از حد کوچکند. به این ترتیب درحالی که براساس این مدل موجودات زنده ای که قابلیت حرکت دارند، باید بزرگ تر و سریع تر شوند، اما باز هم می بینیم که در همان وضعیت میانه و متعادل باقی می مانند. به عبارتی در رابطه با بیشتر صفات موجودات زنده، این الگو یک استثنا است، نه قانون. به ندرت می بینیم که افرادی که به حیاتشان ادامه می دهند و تولید مثل می کنند بهترین های متوسط ها باشند.