تأثیرات مخرب صحنه هاى خشن محدود به فیلم ها نیست، بلکه در کارتون هم وجود دارد.
دکتر مجیدى مى گوید: “کارتون هاى خشن باعث مى شود بچه همکلاسى ها و همبازى هایش را کسانى ببیند که مى تواند با آنها زد و خورد کند. این کارتون ها خشونت را دریچه نهادینه و کانالیزه مى کنند و این روند تا بزرگسالى ادامه مى یابد. مثلاً در یک کارتون با موضوع فوتبال یک فوتبالیست با پا توى دهان بازیکن دیگر مى زند و خواه ناخواه در این بازى پرطرفدار از اول خشونت به بچه آموزش داده مى شود. در این شرایط حتى اگر خانواده ها نقشى ملایم کننده داشته باشند باز هم بچه ها از محیط یاد مى گیرند. در قشر کودک و نوجوان هم تلویزیون یکى از وسایل آموزشى است.
از طرفى این تصاویر تأثیرات روانى هم به جا مى گذارند که از جمله آنها ترس از تاریکى و تنهایى هست. در سنین کودکى نمى توان خوب و بد را از هم متمایز کرد و اگر هیچ اتفاقى هم نیفتد بچه دچار تضاد مى شود. از تأثیرات تلویزیون این است که بچه ها در مدارس عیناً سریال ها را بازى مى کنند.یکى از کارکردهاى تلویزیون ترویج مدهاى کلامى و رفتارى است. کودکان اینها را مى بینند و همان را بازتولید مى کنند و به قالب نقش هنرپیشه مى روند. ساعت پخش این فیلم ها هم زمانى است که کودکان و نوجوانان و جوانان اوقات فراغت دارند”.
افزایش و جوان شدن سریع جمعیت، از سر گذراندن جنگ تحمیلى، بحران هاى اجتماعى و فقر به خودى خود زمینه اى به وجود آورده که عنصر تحریک کننده اى نظیر خشونت هاى تلویزیونى مى تواند در جامعه عملیاتى شود. فیلم هاى خشن مى تواند به افراد بیمار و دچار اختلال شخصیتى هم انواع جدیدى از خشونت بیاموزد. گاهى در فیلم هاى تلویزیونى شاهد هستیم قاتل از کشتن افراد لذت مى برد و اینکه مرگ و کشتار به موضوعى ساده، جذاب و لذت بخش تبدیل شود، مطلوب نیست. کارشناسان حتى در مورد تأکید بیش از حد بر مجازات بزهکاران نیز هشدار مى دهند.اسدى معاون مجتمع قضایى خانواده در همان سایت پایگاه اطلاع رسانى پلیس گفته است: “نباید در رسانه ها به سزاى یک جرم یا بزه اشاره بیش از حد کرد. بلکه علل و عواملى که باعث به وجود آمدن آن سارق یا بزهکار شده است را باید مورد توجه قرار داد”.
على رستمى کارشناس ارتباطات مى گوید: «این که در مجموع تلویزیون به سمت فیلم هاى خشن مى رود به خاطر محدودیت هایى است که در مورد پخش برنامه ها دارد. بنابراین به سمت پخش برنامه هایى مى رود که بدون توجه به تأثیر آنها روى مخاطبان و بویژه جوانان، همان لحظه بیننده را جذب مى کند. البته زمینه تولید فیلم هاى خشن هم در دنیا کم نیست. تلویزیون ایران این فیلم را معمولاً به صورت بسته (Package) از کشورهاى مختلف مى خرد. گزارش مرکز مطالعات و تحقیقات سیما تأثیر خشونت تلویزیونى بر مخاطبان را تأیید کرده. شواهد حاکى است این برنامه ها روى شیوه کار کسانى که کار خلاف انجام مى دهند تأثیر گذاشته. تعداد آدم ربایى ها افزایش یافته، خیلى از مفاهیم وارد جامعه خلافکاران شده و آنها از این فیلم ها ایده مى گیرند.
افزایش استفاده از سلاح و نیز اشکال مختلف جنایت چکیده این تأثیرات است. در خارج اگر چنین فیلم هایى پخش مى شود، در کنار آن فیلم هایى نمایش داده مى شود که مردم را آرام مى کند. اما در ایران چنین فیلم هایى نمایش داده نمى شود. در ایران فرهنگى هم که براساس آن والدین کودکان و نوجوانان را از دیدن فیلم منع کنند وجود ندارد. امکانات هم وجود ندارد. در کشور ما بویژه در شهرستان ها یک خانواده پرجمعیت تنها یک تلویزیون دارد و همه یک فیلم را نگاه مى کنند. در بین اینها مى تواند کودک و نوجوان هم وجود داشته باشد. در جامعه اى مثل جامعه ما که فقر اجتماعى و اقتصادى زیاد است، خشونت سریع جا باز مى کند. در حالى که در کشورهاى دیگر محدود به طبقه و قشر خاصى است.
از طرفى در ایران چون تفریحات مناسب دیگرى نیست، تلویزیون تأثیرگذارتر است. با این وضعیت ما در شبکه هاى تلویزیونى نیاز به سیاستگذارى داریم تا مشخص شود باید چه نسبتى از برنامه ها را به شادى، چه میزان به خشونت، چه نسبتى به برنامه هاى علمى و عاطفى و … اختصاص داد وگرنه خشونت به بخش مسلط برنامه ها تبدیل مى شود در حالى که چیز دیگرى هم براى خنثى کردن این نسبت عرضه نمى شود. در این شرایط جوانان که در معرض التهابات جهانى هستند راهکارهاى فیلم ها را عملیاتى مى کنند. نحوه مقابله با این شرایط این است که زمینه اجتماعى و اقتصادى خشونت را در جامعه از بین ببریم و فرهنگى ایجاد کنیم که مردم به سمت خشونت نروند. همچنین فیلم هاى کلاسیک و خوبى که جامعه طبیعى توأم با دوستى را نشان مى دهند جایگزین فیلم هاى خشن کنیم”.
جامعه ما جوان است و کودکان ما هر روز در تلویزیون شاهد صحنه هاى خشونت بار هستند. بیم آن مى رود که در آینده این خشونت ها به هنجار تبدیل شود. از همین حال باید نسل آینده را از عواقب سوء زندگى در جامعه اى خشن رهانید.