این کلمات باشکوه از شاهان پارسی قدیم است. اما در واقع انعکاسی از آموزه های حضرت زرتشت است که متعلق به زمان های قدیمی تر بوده است. از کتاب گات های زرتشت ما می آموزیم که آسمانی بودن و فناناپذیری از آن کسانی خواهد بود که در این جهان از راستی حمایت می کنند. اما یک زندگی به تمامی مصیبت بار و یک وجود غمزده جزای نهایی شخص نیرنگ باز خواهد بود. علاوه بر این زرتشت به ما می گوید که انسانی که راستگو است و به قانون اهورامزدا خدمت می کند, خودش به حقیقت و فکر خوب می رسد و خانواده و دهکده و کشورش را از ویرانی نجات می دهد. در حقیقت موقعی که کلمات بزرگ این پیامبر را می خوانیم, باور می کنیم که حقیقت در مرکز سیستم اخلاقی و معنوی او بوده. بنابراین لازم است تا به طور خلاصه جایگاه راستی در آموزه های زرتشت را توصیف کنیم.
در ابتدا اولین و بیشترین چیزی را که در آموزه های زرتشت می بینیم این است که رابطه اساسی و عمیقی بین خدا و راستی وجود دارد. (چنان که زرتشت به ما می گوید اهورامزدا هم آفریننده و هم یاور حقیقت است). مطابق دیدگاه پیامبر به واسطه راستی است که خدا شرافت و عقل برترش را به انجام می رساند.
به شکل مشابهی راستی نقش برجسته ای در زندگی بشر بازی می کند. این راستی است که به آفریدگان رونق و شکوفایی می دهد و گیاهان و ابرها را زیاد می کند. به واسطه مهمان راستی بودن است که فهم و درک خوب در روح بشر رشد می کند. فهمی که به او می آموزد که اخلاق و اصول خداوند را به صورت افکار خوب, کردار خوب و رفتار خوب بیشتر کند. همچنین این راستی است که به بشر آموزش می دهد تا فرق بین آنچه که درست و آنچه که اشتباه است را تشخیص دهد. این هواداری و پیروی بشر از راستی است که معنی کاملی به وجود خدا می دهد و قدرت شکیبایی و استقامت در زندگی را در انسان گسترش می دهد.
این هدیه زرتشت به ما است که یک زندگی بامعنی بدون راستی ممکن نیست. زیرا که راستی منبع نهایی همه بینش های خوب, همه رفتار خوب, همه تشخیص های خوب و همه کارهای انجام شده خوب است. دانستن, برای رفتار کردن به شکل درست و عادلانه اساسی است و ریشه ادراک صحیح از چنگ زدن به حقیقت و راستی ناشی می شود. این یک تعلیم و آموزه مبهوت کننده در دوره های ابتدایی تاریخ روشنفکری جهان است. آموزه و دکترین قدرتمند و متقاعد کننده ای است که همچنان پرتوان است و ایده مرکزی افکار همه ایرانیان باستان بوده است. به طوری که فکر کردن به تاریخ قدیم ایران بدون فکر کردن به احترام به راستی در میان مردم ایران ممکن نیست. زرتشت کسی است که در ابتدا نقش مرکزی ای که راستی در همه هستی دارد را درک و آن را فرموله کرد.