فرهنگ و هنر
گزارش ویژه تحریریه ویکی وبیا

دلایل عشق به حقیقت در ایرانیان باستان

calendar_today۱۱ آذر ۱۳۸۶
•
schedule۱۰ دقیقه مطالعه
•
visibilityتحلیلی و موثق
•
chat_bubble_outline0 دیدگاه
forumsend
دلایل عشق به حقیقت در ایرانیان باستان
photo_cameraتحریریه ویکی وبیا
خورشید

این کلمات باشکوه از شاهان پارسی قدیم است. اما در واقع انعکاسی از آموزه های حضرت زرتشت است که متعلق به زمان های قدیمی تر بوده است. از کتاب گات های زرتشت ما می آموزیم که آسمانی بودن و فناناپذیری از آن کسانی خواهد بود که در این جهان از راستی حمایت می کنند. اما یک زندگی به تمامی مصیبت بار و یک وجود غمزده جزای نهایی شخص نیرنگ باز خواهد بود. علاوه بر این زرتشت به ما می گوید که انسانی که راستگو  است و به قانون اهورامزدا خدمت می کند, خودش به حقیقت و فکر خوب می رسد و خانواده و دهکده و کشورش را از ویرانی  نجات می دهد. در حقیقت موقعی که کلمات بزرگ این پیامبر را می خوانیم, باور می کنیم که حقیقت در مرکز سیستم اخلاقی و معنوی او بوده. بنابراین لازم است تا به طور خلاصه جایگاه راستی در آموزه های زرتشت را توصیف کنیم.

 

در ابتدا اولین و بیشترین چیزی را که در آموزه های زرتشت می بینیم  این است که رابطه اساسی و عمیقی بین خدا و راستی وجود دارد. (چنان که زرتشت به ما می گوید اهورامزدا هم آفریننده و هم یاور حقیقت است). مطابق دیدگاه پیامبر به واسطه راستی است که خدا شرافت و عقل برترش را به انجام می رساند.

 

به شکل مشابهی راستی نقش برجسته ای در زندگی بشر بازی می کند. این راستی است که به آفریدگان رونق و شکوفایی می دهد و گیاهان و ابرها را زیاد می کند. به واسطه مهمان راستی بودن است که فهم و درک خوب در روح بشر رشد می کند. فهمی که به او می آموزد که اخلاق و اصول خداوند را به صورت افکار خوب, کردار خوب و رفتار خوب بیشتر کند. همچنین این راستی است که به بشر آموزش می دهد تا فرق بین آنچه که درست و آنچه که اشتباه است را تشخیص دهد. این هواداری و پیروی بشر از راستی است که معنی کاملی به وجود خدا می دهد و قدرت شکیبایی و استقامت در زندگی را در انسان گسترش می دهد.

 

این هدیه زرتشت به ما است که یک زندگی بامعنی بدون راستی ممکن نیست. زیرا که راستی منبع نهایی همه بینش های خوب, همه رفتار خوب, همه تشخیص های خوب و همه کارهای انجام شده خوب است. دانستن, برای رفتار کردن به شکل درست و عادلانه اساسی است و ریشه ادراک صحیح از چنگ زدن به حقیقت و راستی ناشی می شود. این یک تعلیم و آموزه مبهوت کننده در دوره های ابتدایی تاریخ روشنفکری جهان است. آموزه و دکترین قدرتمند و متقاعد کننده ای است که همچنان پرتوان است و ایده مرکزی افکار همه ایرانیان باستان بوده است. به طوری که فکر کردن به تاریخ قدیم ایران بدون فکر کردن به احترام به راستی در میان مردم ایران ممکن نیست. زرتشت کسی است که در ابتدا نقش مرکزی ای که راستی در همه هستی دارد را درک و آن را فرموله کرد.

 

امتیاز به مطلب
share
محمدرضا کریمی

محمدرضا کریمی

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد مجله ویکی وبیا
مشاهده همه مقالات

بیش از ۷ سال سابقه تولید محتوا و گزارشگری در زمینه فناوری‌های نوین، اقتصاد دیجیتال و دگرگونی‌های اجتماعی. پیگیر اخبار استارت‌آپ‌های پیشگام و تحلیل‌های مستند.

rocket_launchفرهنگ و هنرstarsگزارش ویژه تحریریه ویکی وبیا

دلایل عشق به حقیقت در ایرانیان باستان

دلایل عشق به حقیقت در ایرانیان باستان
photo_cameraتحریریه ویکی وبیا
خورشید

این کلمات باشکوه از شاهان پارسی قدیم است. اما در واقع انعکاسی از آموزه های حضرت زرتشت است که متعلق به زمان های قدیمی تر بوده است. از کتاب گات های زرتشت ما می آموزیم که آسمانی بودن و فناناپذیری از آن کسانی خواهد بود که در این جهان از راستی حمایت می کنند. اما یک زندگی به تمامی مصیبت بار و یک وجود غمزده جزای نهایی شخص نیرنگ باز خواهد بود. علاوه بر این زرتشت به ما می گوید که انسانی که راستگو  است و به قانون اهورامزدا خدمت می کند, خودش به حقیقت و فکر خوب می رسد و خانواده و دهکده و کشورش را از ویرانی  نجات می دهد. در حقیقت موقعی که کلمات بزرگ این پیامبر را می خوانیم, باور می کنیم که حقیقت در مرکز سیستم اخلاقی و معنوی او بوده. بنابراین لازم است تا به طور خلاصه جایگاه راستی در آموزه های زرتشت را توصیف کنیم.

 

در ابتدا اولین و بیشترین چیزی را که در آموزه های زرتشت می بینیم  این است که رابطه اساسی و عمیقی بین خدا و راستی وجود دارد. (چنان که زرتشت به ما می گوید اهورامزدا هم آفریننده و هم یاور حقیقت است). مطابق دیدگاه پیامبر به واسطه راستی است که خدا شرافت و عقل برترش را به انجام می رساند.

 

به شکل مشابهی راستی نقش برجسته ای در زندگی بشر بازی می کند. این راستی است که به آفریدگان رونق و شکوفایی می دهد و گیاهان و ابرها را زیاد می کند. به واسطه مهمان راستی بودن است که فهم و درک خوب در روح بشر رشد می کند. فهمی که به او می آموزد که اخلاق و اصول خداوند را به صورت افکار خوب, کردار خوب و رفتار خوب بیشتر کند. همچنین این راستی است که به بشر آموزش می دهد تا فرق بین آنچه که درست و آنچه که اشتباه است را تشخیص دهد. این هواداری و پیروی بشر از راستی است که معنی کاملی به وجود خدا می دهد و قدرت شکیبایی و استقامت در زندگی را در انسان گسترش می دهد.

 

این هدیه زرتشت به ما است که یک زندگی بامعنی بدون راستی ممکن نیست. زیرا که راستی منبع نهایی همه بینش های خوب, همه رفتار خوب, همه تشخیص های خوب و همه کارهای انجام شده خوب است. دانستن, برای رفتار کردن به شکل درست و عادلانه اساسی است و ریشه ادراک صحیح از چنگ زدن به حقیقت و راستی ناشی می شود. این یک تعلیم و آموزه مبهوت کننده در دوره های ابتدایی تاریخ روشنفکری جهان است. آموزه و دکترین قدرتمند و متقاعد کننده ای است که همچنان پرتوان است و ایده مرکزی افکار همه ایرانیان باستان بوده است. به طوری که فکر کردن به تاریخ قدیم ایران بدون فکر کردن به احترام به راستی در میان مردم ایران ممکن نیست. زرتشت کسی است که در ابتدا نقش مرکزی ای که راستی در همه هستی دارد را درک و آن را فرموله کرد.

 

امتیاز به مطلب
share
محمدرضا کریمیروزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد مجله ویکی وبیا
calendar_today۱۱ آذر ۱۳۸۶
schedule۱۰ دقیقه مطالعه
visibilityتحلیلی و موثق
chat_bubble_outline0 دیدگاه
forumsend

مطالب مرتبط پیشنهادی

نمایش همه

موضوعات و دسته‌ها

mark_email_read

بسته تحلیلی صبحگاهی ویکی وبیا

گزیده برترین یادداشت‌ها و تحلیل‌های روز، رایگان در ایمیل شما

mail
lockحفظ حریم خصوصی شما تضمین شده است، بدون هرزنامه.