توجه به مدرسه از آن جا اهمیت دارد که اگر در این مرحله برای مشکلات روانی دانش آموزان راه حلی پیدا نشود، افرادی روان پریش وارد جامعه و بازار کار می شوند و در این مرحله رویارویی با مشکلات آنها هم پیچیده تر است و هم هزینه های بیشتری را می طلبد.
خود دانش آموزان هم وقتی دچار مشکل می شوند تمایل دارند برای کسانی که به آنها اعتماد دارند و می دانند که هم رازشان را افشا نمی کنند و هم به آنها کمک می کنند درددل کنند. این موضوع به مددکاران مجرب کمک زیادی می کند.
راز دل بچه ها ممکن است برای دیگران خنده دار باشد ولی برای خودشان باارزش است. آنها دوست ندارند که این رازها به گوش مدیر یا سایر معلم ها برسد. در این شرایط حضور مشاوران و مددکاران اجتماعی با صلاحیت در مدارس بسیار ضروری است. این مددکاران می توانند در ساعت های بخصوصی به مدرسه بیایند و خود را با کادر مدرسه بی ارتباط نشان دهند و بعد به طور پنهانی با کمک کادر آموزشی به مشکلات دانش آموزان رسیدگی کنند».
به این ترتیب مددکاران مجرب قادرند از بسیاری از مشکلات حادی که در آینده به وقوع می پیوندد جلوگیری کنند.
در بسیاری از کشورها در مدارس تعدادی مددکار وجود دارد که با بچه ها مصاحبه می کنند و به عنوان مثال تشخیص می دهند که آیا آنها در خانه تنبیه بدنی می شوند یا نه. بعد با والدین ارتباط برقرار می کنند و در صورت حاد بودن موضوع برای حمایت از بچه ها به مراکز حقوقی مراجعه می کنند. در کشورهای پیشرفته مددکاران و روانشناسان وضعیت کودکان و نوجوانان را در خانواده و مدرسه تحت نظارت کامل دارند و دادگاه ها براساس گزارش مددکاران حتی به جدایی کودک آزار دیده از خانواده رأی می دهند. البته به شرط این که مکان های صلاحیت داری وجود داشته باشد که مراقبت و کمک به این بچه ها را به عهده بگیرد. مدارسی هم که دانش آموزان را تحت فشار قرار می دهند به سرعت محکوم می شوند. در کشور ما چنین نظارتی از سوی مددکاران وجود ندارد»
ما اصلاً نمی دانیم بچه هایی که به وفور آنها را در سطح شهر می بینیم آیا پدر و مادر دارند یا نه و اگر ندارند به مشکلاتشان رسیدگی کنیم. اگر نظام حمایتی ما گسترده نباشد، باندهای زیادی در زمینه قاچاق و تبهکاری و … وجود دارند که این بچه ها و بسیاری دیگر از بچه ها را وارد خود کنند.
همچنین بسیاری از کادر آموزشی ما با بچه هایی با بحران های روحی و یا بچه هایی که تنیبه بدنی می شوند مواجه می شوند و گاهی جز تأسف هیچ کاری نمی توانند برای آنها بکنند. نظیر معلمی که از دیدن جای شلاق بر کمر نوجوانی تا مدت ها شوکه بود، ولی هیچ کاری برای کمک به او نمی توانست انجام دهد.
وجود مددکاران در این شرایط برای همه کمک روحی بسیار بزرگی است. حتی وجود مددکاران در مدرسه می تواند مانع از رفتارهای غیر حرفه ای اولیای مدرسه با بچه های خاطی شود و جلوی بسیاری از رفتارهای خشن را هم از جانب بچه ها و هم از طرف کادر آموزشی و ناظم و مدیر بگیرد. چه بسا کادر مدرسه با مشاهده ناهنجاری هایی در رفتارهای دانش آموزان به برخوردی خشن با آنها دست می زنند. در حالی که این رفتار تنها به پنهانکاری و زیرزمینی شدن بزهکاری منجر می شود که بعدها دیگر به سادگی قابل کنترل نخواهد بود. اخراج نیز بدترین شیوه ای است که ممکن است مدارس به آن متوسل شوند. در حالی که همه اینها قابل پیشگیری است.
وظیفه مددکاری منحصر به زندان و پرورشگاه نیست
بسیاری وظیفه مددکاران را منحصراً رسیدگی به زندانیان و کودکان بی سرپرست می دانند. در حالی که با افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی در جهان و به وجود آمدن افراد و اقشار آسیب پذیری که به کمک های مادی و معنوی جامعه نیاز دارند، مددکاران به عنوان افراد حرفه ای که به بهترین وجه می توانند این رسیدگی را انجام دهند، اهمیت زیادی پیدا کرده اند.