شهرها بیش از روستاها مستعد پروراندن افراد پرخاشگرند. در این میان پرخاشگری میان جوانان و نوجوانان بیش از دیگران دیده می شود.
سیمین احمدیان کارشناس می گوید:”پرخاشگری و خشونت در نوجوانان دو دلیل عمده دارد. یکی این که بسیاری از نوجوانان برای مقابله با تهدیدهای جسمی و روانی محیط به خشونت روی می آورند. به عبارتی وقتی در محیطی زندگی نوجوان یعنی خانه، مدرسه و کوچه و خیابان خشونت حاکم باشد، نوجوان هم یاد می گیرد برای مقابله با تهدیدهای مستمر زندگی به خشونت متوسل شود. از طرفی نوجوانانی که از نظر روانی دچار اختلال هستند و غالباً نسبت به افراد بزرگسال و همسالانشان احساس بدبینی و بدگمانی دارند، به این دلیل برای حفاظت روانی از خود به پرخاشگری و خشونت روی می آورند. یکی از منابع پرخاشگری و خشونت در دوره نوجوانی هم نیاز به قدرت است.
بسیاری از پسران و دختران احساس می کنند که در بسیاری از مسائل زندگی تحت فشار و تحمیل قرار دارند. وقتی که والدین این افراد سلطه گر و خشن، معلمان سرد و بی تفاوت و همسالانشان نیز پرخاشگر باشند، تنها وسیله ای که برای دفاع از خود و به دست آوردن احساس قدرت شخصی برایشان باقی می ماند این است که به خشونت و پرخاشگری روی بیاورند. این دسته از نوجوانان از خشونت استفاده می کنند تا قدرت نمایی کنند”.
در نتیجه پرخاشگری یک رفتار آموختنی است و نوجوانان ما آن را در محیط زندگی می آموزند و خود به منبع پرخاشگری تبدیل می شوند. در حالی که این روند قابل تغییر است.
سیمین احمدیان می گوید:”برای افرادی که از پرخاشگری به عنوان روشی برای پاسخگویی به نیاز قدرت شخصی استفاده می کنند، تعداد راهکارها زیاد است. پیشرفت تحصیلی در مدرسه، انواع مختلف فعالیت های فرهنگی و ورزشی، اشتغال به کارهای پاره وقت و فعالیت های اجتماعی مانند ارائه خدمات و ایفای نقش های افتخاری از جمله این راهکارهاست”.
