تمام این نمونهها نشان میدهد که نه تنها مردم ما بلکه حتی افرادی که در بخشهای خدماتی کار میکنند در زمینه رفتار با خارجیها اطلاعات زیادی ندارند. رانندگان آموزش ندیده نمى دانند با جهانگردان چگونه رفتار کنند. به ندرت آشپزهاى مجربى وجود دارند که طریقه پخت غذاهاى ملتهاى دیگر را بدانند. گارسنها شیوه رفتار با مشترى را فقط به تجربه آموخته اند. رسانهها هم به مردم آموزش نمى دهند چگونه با جهانگردان رفتار کنند و…
نمونههای دیگری هم در رفتار ما با خارجیها به چشم میخورد که همگی نیازمند تصحیح هستند. به عنوان نمونه بسیاری از هموطنان ما با دیدن یک فرد خارجی سفره دلشان را برای او باز میکنند و از همه زوایایی که فکر میکنند کشورشان مشکل دارد برای آنها صحبت میکنند. این کار ارزش و مرتبه کشوری قدرتمند که از اولین تمدنهای جهان با میراثی کهن است را در نزد آنها پائین میآورد. هر چند که بی شک از نظر توسعه اقتصادی ما در حد کشورهای پیشرفته نیستیم ولی موضوعات ارزشمند زیادی وجود دارد که میتوانیم به آنها ببالیم. ضمن این که به طورکلی مردم بسیاری از کشورها اصلاً دلیلی نمیبینند که درباره مشکلات کشورشان به دیگران پاسخ دهند. به عنوان مثال ژاپنیها هنگامی که درباره نحوه اداره کشورشان، یا حتی انتخابات آینده و این که به که رأی میدهند از آنها پرسش میشود تنها لبخند میزنند.
برخی نیز فکر میکنند که هیچ یک از خارجیها زبان فارسی بلد نیستند. در نتیجه در کنار آنها به صحبت درباره شان میپردازند یا درباره آنها شوخی میکنند. چهره کسانی که درباره یک خارجی شوخی میکنند و سپس میفهمند که او به خوبی فارسی صحبت میکند دیدنی است. به اینها میتوان نگاه کنجکاوانه عدهای را افزود که گاهی آزاردهنده میشود.
نکته دیگر این است که بیاموزیم توریستها تنها محدود به افراد موبور و چشم آبی کشورهای اروپایی و امریکا نیستند. بلکه جهانگردانی از کشورهای همسایه یا کشورهای آفریقایی وارد کشور ما میشوند که ثابت شده برخی از آنها بیش از جهانگردان اروپایی پول خرج میکنند ولی همیشه رفتارها با آنها مؤدبانه و توأم با میهمان نوازی نیست.
در واقع لازم است که رویه مشخصی را در رفتار خود با خارجیها از جمله جهانگردان در پیش بگیریم و این رفتار را بدون تبعیض و بدون فکر خوش آمدن یا بد آمدن از این یا آن به کار ببندیم. طبیعتاً این رویه نیاز به دادن آموزش هم به افراد عادی و هم به کارکنان بخشهایی دارد که با جهانگردان یا خارجیها در تماسند و یا به نوعی ممکن است با آنها برخورد کنند. حتی این آموزشها را میتوان در کتابهای درسی نیز گنجاند. این جا است که میتوانیم بگوییم به توریسم به چشم یک فرصت نگاه کردهایم.