امتیاز به مطلب
دکتر مونا زارع

دو نوع اصلی سینوزیت وجود دارد که عبارتند از سینوزیت حاد و سینوزیت مزمن.
سینوزیت حاد التهابی است که کمتر از چهار هفته طول می کشد، در حالی که سینوزیت مزمن برای بیش از 12 هفته به طول می انجامد. سینوزیت حاد شایع است، به طوری که تقریباً یک میلیون نفر را هرسال در ایالت متحده آمریکا درگیر می کند.
این مقاله راجع به دلایل، نشانه ها و درمان سینوزیت حاد در بزرگسالان بحث می کند.

هزاران نفر در سراسر جهان از رؤیت اشباح صحبت کرده اند و آن را تجربه ای فراموش نشدنی و کاملاً واقعی ذکر می کنند. اما آیا اشباح وجود دارند و چرا و چگونه به وجود می آیند؟
جواب سرراست این است که هیچ کس به طور مشخص نمی داند. با این حال نظریه های بسیاری در توضیح آن چه هزاران نفر در سراسر جهان تجربه کرده و یا حتی در طول تاریخ درباره آن صحبت کرده اند وجود دارد. براساس این تعریف ها به نظر می رسد که چندین نوع شبح وجود دارد و بنابراین لازم است بیش از یک نظریه درباره آنها مطرح کرد.
دیدگاه سنتی درباره اشباح این است که آنها ارواح افراد مرده هستند اما برخی از کسانی که در زمینه اشباح مطالعه کرده اند عقیده دارند احتمال کمی وجود دارد که آنها ارواح باشند. کسانی که عقیده دارند اشباح همان ارواح مردگان هستند می گویند که این ارواح به دلایلی و اغلب در نتیجه یک تراژدی یا آسیب سخت روانی (تروما) بین این صفحه وجود و صفحه بعدی گیر افتاده اند. بسیاری از شکارچیان اشباح بر این باورند چنین ارواحی که مقید به زمین باقی مانده اند نمی دانند مرده اند. یک شکارچی کهنه کار اشباح به نام هانس هولزر می نویسد: «یک شبح معمولاً وقتی انسانی در حالت ترومایی بوده از بدن فیزیکی او خارج شده و اغلب از وضعیت واقعی اش آگاه نیست. ما همه روح هایی هستیم که در قالب یک بدن فیزیکی قرار گرفته ایم. در زمان مرگ، روح ما به بعد بعدی می رود. اما یک شبح به دلیل ضربه روانی، در دنیای فیزیکی ما گیر می کند و نیاز است تا آزاد شود.»
برخی محققان امور ماوراء الطبیعه می گویند اشباحی وجود دارند که به عنوان اشباح باهوش شناخته می شوند. این اشباح در حالت برزخ قرار دارند و پاتوقشان صحنه های مرگ خودشان یا مکان هایی است که در زندگیشان برایشان خوشایند بوده. آنها تا حدی نسبت به حیات آگاهی دارند و در مناسبت هایی که صورت مادی به خود می گیرند هنگام دیده شدن واکنش نشان می دهند. برخی کسانی که عقیده دارند اشباح روح مردگانند ادعا می کنند قادر به برقراری ارتباط با آنها هستند و هنگامی که با آنها ارتباط برقرار می کنند سعی می کنند به این ارواح کمک کنند درک کنند که مرده اند و به سوی مرحله بعدی زندگیشان حرکت کنند.
برخی می گویند این اشباح در محل هایی که زمانی به هنگام انسان بودن در آنها زندگی می کرده اند دیده می شوند. یک سرباز جنگ داخلی آمریکا از پنجره خانه ای که در آن می ایستاده و نگهبانی می داده به بیرون خیره می شود. خنده یک کودک مرده در راهرویی که اغلب در آن بازی می کرده شنیده می شود و انعکاس پیدا می کند. حتی گزارش هایی درباره اشباح اتومبیل ها و قطارهایی داده شده که با این که ممکن است حتی مدت ها پیش از بین رفته باشند باز هم صدایشان شنیده می شود و گاهی دیده می شوند. این نوع از اشباح با دیگران ارتباط برقرار نمی کنند و یا به نظر نمی رسد که از حیات آگاهی داشته باشند. اقدامات آنها همیشه یکسان است. آنها مثل صفحات ضبط -انرژی های باقی مانده ای- هستند که بارها و بارها پخش می شوند. یک لحظه آسیب و یا سانحه روانی زمانی است که تأثیر ماندگاری بر یک ساختمان و یا منطقه به جا می گذارد. البته همه کسانی که درباره امور ماوارء الطبیعه تحقیق می کنند به این که اشباح در محلی که به هنگام انسان بودن زندگی می کرده اند دیده می شوند عقیده ندارند و می گویند این اتفاق خیلی رخ نمی دهد.
فردی به نام استرنج نیشن در تعریف اشباح می گوید که شبح پخش خود تا ابد است. این صفحه می تواند هر چیزی باشد از خلق دوباره برخی از رویدادهایی که آسیب رسانده اند و یا مملو از احساساتند تا پایین و بالا رفتن از یک راهرو .
این که چه چیزی باعث می شود وقایع گذشته ضبط شوند و چرا و چگونه آنها به صورت مکرر اجرا می شوند به صورت رمز و راز باقی مانده است و قابل درک نیست. لورن فورسلا می نویسد به طور کلی تکرار یک مقطع و یا بخشی از یک رویداد واقعی است.

به بازده نزولی صرفه های حاصل از تولید به مقدار زیاد هم می گویند که به خاطر وجود این شرایط است:
1-استفاده از نیروی غیر انسانی و غیرحیوانی (مانند آب، باد، بخار، برق، توربین، موتورهای احتراق داخلی و انرژی اتمی)
2-دستگاه های موتوری خودکار (مانند ماشین تراش، مته)
3-استفاده از وسایل جور و قابل تعویض
4-تبدیل روش های تولید پیچیده به عملیات ساده و مکرر
5-تخصص در عمل و تقسیم کار
استفاده از این صرفه ها وقتی امکان پیدا می کند که مقدار تولید به اندازه کافی زیاد باشد تا برای تولید کننده بیرزد که سازمان تولیدی مفصلی ایجاد کند. اگر قرار باشد فقط چند توپ تولید کرد آن را با دست هم می توان تولید کرد ولی وقتی قرار است چند هزار توپ تولید شود ارزش دارد که وسایل مفصلی تهیه کرد. تهیه این وسایل یک دفعه است ولی بعداً می توان واحدهای زیادی تولید کرد.

فرض کنیم مقدار ثابتی زمین داریم که در ابتدا روی این زمین کارگری کار نمی کند پس محصولی هم در کار نیست و میزان برداشت محصول صفر است. حالا یک کارگر را در این زمین ثابت به کار می گماریم و به عنوان مثال 2000 واحد (یا هر میزان دیگر) ذرت به دست می آوریم. حالا اگر زمین ثابت بماند و کارگر دومی اضافه شود، قانون بازده نزولی می گوید که با اضافه شدن یک کارگر دو برابر قبل یعنی 4000 واحد محصول به دست نمی آید و به عنوان مثال 3000 واحد محصول به دست می آید. با اضافه شدن کارگر سوم هم 6000 واحد ذرت به دست نمی آید بلکه به عنوان مثال 3500 واحد به دست می آید. البته قانون بازده نزولی وقتی معتبر است که مقدار زیادی عامل متغیر (به عنوان مثال کارگر) را به استخدام درآورده باشیم درحالی که یک عامل ثابت داشته باشیم.
طبیعی است که اگر یک عامل تولید ثابت باشد (مثل زمین) و عوامل متغیر به تدریج زیاد شود سهم کمتری از عوامل ثابت نصیب عوامل متغیر می شود. یعنی درحقیقت نسبت زمین یا عامل ثابت تولید به عامل متغیر تولید یعنی کارگر کم می شود. به این ترتیب اگر تعداد بیشتری از کارگران را به کار بگماریم محصول زیادتری به دست می آید ولی مقدار این محصول اضافی دایم روبه کاهش است. طبیعی است از این که با افزودن به واحدهای عوامل متغیر بازده حاصله به تدریج کم می شود نباید تعجب کنیم.
البته بعد از رسیدن به نقطه ای، تأثیر بازده نزولی ظاهر می شود قبل از آن این قانون ارزش ندارد زیرا قبل از آن نقطه، افزودن هر واحد عامل متغیر به جای محصول کمتر محصول زیادتری به دست می دهد.
در نهایت قانون بازده نزولی می گوید افزایش برخی از عوامل تولید نسبت به سایر عوامل تولید که مقدارشان ثابت است باعث می شود کل محصول افزایش یابد. ولی پس از نقطه ای محصول اضافی ای که به دنبال افزایش واحدهای اضافی عوامل تولید به دست می آید روبه کاهش می گذارد. این کاهش بازده اضافی نتیجه این امر است که مقادیر تازه از منابع متغیر به تدریج با مقدار کمتری از منابع ثابت ترکیب می شود.
البته اگر هیچ عامل تولیدی (به عنوان مثال زمین و کارگر) ثابت نباشد و همه به یک نسبت تغییر کنند در بسیاری از موارد مقدار محصولی که به دست می آید نزولی نیست.
چراکه اگر بتوان هر یک از عوامل تولید را با عامل تولید دیگری به نسبت معینی تلفیق کرد دلیلی برای کاهش بازده نیست.
انحرافاتی که در قانون بازده نزولی به وجود می آید مربوط به زمانی است که تولید به صورت صنعتی انجام می شود و مقیاس تولید بزرگ تر می شود.
وقتی کارگر، زمین و کلیه عوامل تولید دیگر را دو برابر می کنیم می بینیم که تولیدمان بیشتر از دو برابر می شود. به این کیفیت بازده صعودی می گویند.
بازده نزولی که از آن صحبت کردیم در مواردی مصداق دارد که برخی از عوامل متغیر و برخی دیگر ثابت باشند بنابراین وجود بازده صعودی رد قانون بازده نزولی نیست.
به بازده نزولی صرفه های حاصل از تولید به مقدار زیاد هم می گویند.

معنی قانون افزایش هزینه ها در مورد ساخت توپ های جنگی و کره این است که اگر می خواهیم توپ های بیشتری بسازیم، اولین آنها را می توانیم با عوامل تولیدی ای بسازیم که در هر حال برای تولید کره مناسب نیستند. اما اگر توپ زیادتری بخواهیم باید از منابعی استفاده کنیم که در تولید کره بسیار پرارزشند و اگر باز هم در داشتن توپ بیشتر اصرار کنیم باید آماده شویم کشاورزان و مزارع کشاورزی ای را که برای تولید کره بسیار لازمند را به تولید توپ بگماریم ولو این که محصول آنها در زمینه تولید توپ بسیار اندک باشد. از این رو باید انتظار داشت که هزینه ها روبه افزایش رود.
این قانون که هزینه یک کالا براساس وضعیت کالای دیگر روبه افزایش می رود به یک رابطه اقتصادی بستگی دارد که قانون بازده نزولی نامیده می شود.
قبل از این که مدیران یک شرکت تصمیم بگیرند تولیدات شرکت را افزایش دهند باید به دقت شرایط را سبک سنگین کنند. آنها باید تصمیم بگیرند که با توجه به قانون افزایش هزینه ها و این که عوامل تولید محدودند آیا تولید محصولات اضافی بهترین نتیجه را به بار می آورد یا نه.
مقالات مرتبط:
دکتر مونا زارع
مننژیوم ها تومورهای مغزی هستند که در مننژ به وجود می آیند. مننژ بافتی است که اطراف مغز و نخاع را می پوشاند و از آن ها محافظت می کند.
بیشتر مننژیوم ها سرطانی نیستند، اما این تومورها همچنان که رشد می کنند و روی بخش های مهم مغز یا طناب نخاعی فشار می آورند، می توانند باعث ایجاد مشکلاتی شوند. علت به وجود آمدن مننژیوم به خوبی دانسته نشده اما ممکن است شامل هردو عامل ژنتیک (ارث) و محیط باشد.
مننژیوم ها می توانند در هر قسمت از آستر (جدار) روی مغز یا نخاع رخ دهند. حدود 90 درصد مننژیوم ها در سر اتفاق می افتد: درون جمجمه، در قاعده جمجمه یا درست بالای نخاع (ساقه مغز).
مننژیوم ها همچنین می توانند اطراف نخاع یا در ناحیه ای به نام غلاف عصب بینایی (optic nerve sheath) رخ دهند. غلاف عصب بینایی از عصبی که چشم را به مغز متصل می کند محافظت می کند.
مننژیوم ها را می توان با تحت نظر گرفتن، جراحی و یا پرتو درمانی (رادیوتراپی) اداره کرد. در بعضی موارد مداخله فعال ممکن است به تأخیر بیفتد و فقط اگر تومور شروع به رشد کرد، مداخله فعال شروع می شود.