آیا جانوران هم فرهنگ دارند؟

میمون

تاکنون دو مطالعه انجام شده که هر دو تطبیق جانوران پستاندار حیات وحش با سنن محلی خودشان به جای استفاده از دانش فردی را اثبات کرده است.

در مورد انسان ها ما می دانیم که وقتی وارد گروه جدیدی می شویم آن چه افراد دیگر انجام می دهند را از آنها اخذ می کنیم.

برای مثال هنگامی که شما به یک کشور خارجی سفر می کنید ممکن است جایی که مردم محلی غذا می خورند را کپی کنید ، یا به این دلیل که فرض می کنید که دانش محلی آنها بهتر از دانش شما است، و یا شاید فقط به خاطر اینکه می خواهید با آنها جور شوید.

به نظر می رسد که میمون وروت همین کار را انجام می دهد. در این مورد محققان یک سنت محلی را میان گروهی از میمون های وروت آفریقای جنوبی ایجاد کردند. آنها 109 میمون وروت را در چهار گروه قرار دادند. بعد به دو گروه از میمون ها دو سینی مختلف ذرت دادند. یک دسته از ذرت ها صورتی بود و طعم بدی داشت و ذرت های دیگر آبی با طعم خوب بودند. با گذشت زمان میمون هایی که در این گروه ها بودند یاد گرفتند از ذرت های بدمزه دوری کنند و فقط ذرت با رنگ آبی را بخورند. سپس ذرت های رنگی از غذای میمون ها حذف شد. به این ترتیب بچه میمون ها این ذرت های رنگی را تجربه نکردند و بدون برخورداری از غذاهای رنگی به بلوغ رسیدند.

چهار تا شش ماه بعد وقتی بچه میمون ها به قدر کافی بزرگ شدند تا غذای جامد بخورند دوباره ذرت هایی با رنگ های آبی و صورتی به میمون ها داده شد. بدون این که آنها طعم ناخوشایند قبلی را داشته باشند. بزرگسالانی که پیش از این غذای ناخوشایند را تجربه کرده بودند حتی ماه ها بعد هم از آنها اجتناب می کردند. تنها نرهایی که به غذا دسترسی نداشتند حاضر شدند غذای رنگی را بخورند.

همه 27 میمون جوان دیگر که هرگز مواد غذایی رنگی را تجربه نکرده بودند درست مثل نوزادان انسان ها از انتخاب های مادران و بزرگسالان دیگر کپی برداری کردند. در این سن این رفتار به احتمال زیاد بهترین استراتژی برای بقا محسوب می شود. در میمون های وروت درحالی که ماده ها هرگز خانواده خود را ترک نمی کنند، اما نرها در هنگام بلوغ جنسی گروه را ترک می کنند و به گروه های دیگر مهاجرت می کنند.

در این مطالعه هم ده میمون نر به سوی گروه های دیگر حرکت کردند و هنگامی که به گروه جدید ملحق شدند ترجیحات قبلی خود در زمینه ذرت های رنگی را رها کردند و خود را با نرم محلی تطبیق دادند حتی وقتی که با دانش خودشان مغایرت داشت. این موضوع اهمیت آموختن را در دیگر گونه ها اثبات می کند.  

خواه این تطابق اجتماعی باشد (می خواهند تا با آن چه دیگران انجام می دهند جور  شوند) یا تطابق اطلاعاتی باشد (کپی کردن از رفتار دیگران به خاطر این که آنها ممکن است اطلاعات مفیدی برای ما داشته باشند. مثل این که کدام یک از مواد غذایی محلی سمی هستند).

تنها یکی از نرها با ترجیحات محلی گروه جدید هماهنگی نداشت و رفتاری واقعاً گیج کننده از خود نشان می داد. به این ترتیب که او قبل از این که غذایی بخورد مشاهده می کرد که ماده ها و فرزندان آنها چه می خورند و اولین کسی نبود که برای غذا خوردن می آمد.

این مطالعه نشان داد که پستانداران توانایی بی اعتنایی به آموخته های خود به نفع دانش افراد دیگر را دارند. وقتی به این جانوران نگاه می کنیم سخت است که به خودمان فکر نکنیم.

امتیاز به مطلب

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

To top