همه متخصصان می گویند:”برای بچه های کوچک، ترس از جدایی از مراقب اولیه اغلب برهمه ترس های نخستین دوران بچگی می چربد.”
بسیاری از ترس های معمول در بچه های کوچک مثل ترس از تاریکی، از نگرانی آنها از جدایی از یکی از والدین یا هردوی آنها حکایت دارد. هنگام شب موقع نامشخصی برای بچه ها ست زیرا تنها موقعی ست که کاملاً تنها هستند. بدون حضور شکل قابل رؤیت والد، یک بچه ممکن نیست کاملاً احساس سلامت و امنیت کند. تاریکی تنها یکی از انواع ترس ها ست که می تواند از نگرانی از جدایی از والدین ناشی شود. ترس از زیر گرفتن والدین توسط خودرو هم یکی از ترس های رایج بچه هاست که مربوط به نگرانی از جدایی از والدین است.
بچه های کوچک همچنین از افراد ناشناس و غریبه می ترسند. برای بچه های کوچک که در شروع سازمان دادن و شکل دادن به جهان اطرافشان هستند، هیولاها هنوز در واقعیت ممکن قرار دارند. آنها کاملاً مطمئن نیستند که چه چیزی وجود دارد و چه چیزی وجود ندارد. بنابراین تصاویری که می توانند بیافرینند چیزهای عجیب و غریبی هستند.
بچه های بزرگ تر می آموزند تا واقعیت را از تخیل تمیز دهند. ترس های با جهت اجتماعی یا مستقل شدن در آنها بیشتر گسترش می یابد. بچه های بزرگ تر درباره نظرات افراد هم تراز خود یا مردم، محبوبیت، زورگویی یا شکست در کلاس درس نگرانند.