آلمان
با این که کارآفرینی در آمریکا و دیگر کشورهای مهاجرپذیر شکوفایی اقتصادی به وجود آورده, ولی فعالیت های کارآفرینانه در آلمان بسیار کم است.
[What makes an Entrepreneur and Does it pay? Native Men, Turks, and other Migrants in Germany- University of Pennsylvania and Iza Bonn- 2003-p2]
Borooah) و Hart) در سال 1999 درمطالعه ای درباره تفاوت های خوداشتغالان هندی و سیاه پوستان در بریتانیا دریافتند که عوامل اجتماعی مرتبط با تشکیل خانواده دست کم به اندازه ویژگی های فردی مهم هستند.
[What makes an Entrepreneur and does it pay? Native Men, Turks, and other Migrants in Germany- University of Pennsylvania and Iza Bonn- 2003-p5&6]
بنابراین وضعیت تأهل درخوداشتغالی دونقش متعارض بازی می کند. ازیک طرف ازدواج ثبات می آورد و مشخص شده است که مردان متأهل ازطریق تقسیم کار و تولید خانوادگی بهره ورتر می باشند. خوداشتغالی می تواند گزینه ای مناسب برای افراد متأهل باشد زیرا که می تواند سبب انعطاف پذیری در اختصاص وقت میان کار و خانواده گردد. علاوه برآن مردان متأهل می توانند از حمایت همسرشان سود برده و روی کمک وی در کسب وکارشان حساب کنند. این مردان همین طور می توانند روی درآمد همسرشان نیز درصورتی که وی شاغل باشد هم حساب کنند. این موضوع در مورد مهاجران محتمل تر است. به عبارت دیگر, خوداشتغالی به عنوان کاری پرخطر به حساب می آید و مردان متأهل مهاجر ممکن نیست این گزینه را به ویژه هنگامی که خانواده بر درآمد آنان متکی باشد انتخاب کنند.
[What makes an Entrepreneur and does it pay? Native Men, Turks, and other Migrants in Germany- University of Pennsylvania and Iza Bonn- 2003-p12&13]
در آلمان نمونه هایی ازهمه گروه های کاری (خوداشتغالان و حقوق بگیران) مورد مقایسه قرار گرفتند که درنتیجه مشخص شد که قسمت عمده مردان خود اشتغال متأهل بودند. ترک ها بیشترین سهم مردان متأهل را نسبت به دیگر مهاجران و آلمانی ها تشکیل می دادند. همچنین درصد بیشتری از آلمانی های خوداشتغال نسبت به مردان حقوق بگیر, دارای فرزند کوچک بودند در حالی که میان مهاجران چنین تفاوتی وجود نداشت.
اما درنهایت نتایج این مطالعه نشان داد که در میان مردان آلمانی احتمال انتخاب خوداشتغالی با متأهل بودن کاهش می یابد. با کمال تعجب دریافته شد که ازدواج عاملی منصرف کننده در کارآفرینی مردان آلمانی می باشد. دلیل این امر این است که با توجه به تئوری و نتایج تجربی در دیگر کشورها زنان در صورت شاغل بودن در شغل های همسرشان به آنان کمک مالی می کنند و مردان در کمک مستقیم آنان در کسب و کار حساب می کنند. اما نتیجه برای آلمان ممکن است به دلیل ایدوئولوژی سنتی “نان آور خانواده” درخانواده آلمانی چنین نباشد. زنان آلمان غربی سنت طولانی ماندن در خانه و نگهداری کودکان و خانه را داشته و به درآمدهای همسران خود برای تأمین زندگی متکی می باشند. در نتیجه خوداشتغالی که می تواند کاری ریسک دار باشد گزینه ای بهینه برای انتخاب مردان آلمانی نمی شود.
درعین حال مردان آلمانی خوداشتغال که متأهل هستند 21 درصد بیش از دیگر مردان درآمد دارند. به نظر می آید که مدل نان آور خانواده آلمانی به مردان اجازه می دهد که بیشتر در کسب وکار خود متمرکز شده و بیشتر خواهان موفقیت در آن بشوند.
[What makes an Entrepreneur and does it pay? Native Men, Turks, and other Migrants in Germany- University of Pennsylvania and Iza Bonn- 2003-p21-23]
اما نکته دیگر در مورد کشور آلمان این است که برای زندگی خانواده های پرجمعیت محله های خاصی وجود دارد که همه گونه امکانات برای تفریح کودکان موجود است. علاوه بر این تا حدود سنین 12 سالگی به کودک اجازه تماشای تلویزیون داده نمی شود, در ازای آن بچه ها با حضور در کلاس های مختلف انواع مهارت ها را کسب می کنند. برای مثال یک دختر بچه 5 ساله قادر به پخت شیرینی وحتی بافتنی می باشد. این امر گویای این است که آموزش مهارت های زندگی ازسنین پایین با اهمیت است.
فرانسه
در خانواده فرانسوی نیز کودک از سنین بسیار پایین مثلا 4 سالگی با مفهوم پول در برابر کار آشنا می شود. خانواده به او می آموزد که در برابر کارهای کوچکی که درخانه برای کمک انجام می دهد می تواند پول دریافت کند. همین طور در خانواده فرانسوی به زمینه علاقه فرزند اهمیت بسیاری داده می شود و وی در مسیر علاقه اش تشویق می گردد و اجازه پیدا می کند در جهت آن علاقه اطلاعات و مهارت های لازم را کسب کند و از این جهت مورد اعتراض والدین قرار نمی گیرد.