در سال 1993 سه ستاره شناس شهاب سنگی را در نزدیکی مشتری کشف کردند. شهاب سنگ بعداً به نام دو ستاره شناسی که نام شومیکر داشتند و ستاره شناس دیگر یعنی لوی نامگذاری شد. این جرم در حال حرکت در فضا شاید زمانی به طور مستقل دور خورشید می گشته اما به خاطر نیروی جاذبه مشتری به داخل مدار دور این سیاره کشیده شده. موقعی که شهاب سنگ کشف شد، به 21 تکه شکسته شده بود. این شهاب سنگ شاید وقتی از نزدیک مشتری عبور می کرده از هم پاشیده است. بر اساس محاسباتی که روی مسیر و سرعت شهاب سنگ انجام شد، پیش بینی شد که قطعات این شهاب سنگ در سال 1994 به جو مشتری برخورد کنند.
در آن زمان ستاره شناسان همه تلسکوپ های اصلی روی زمین را به سمت مشتری چرخاندند تا زمان برخورد را پیش بینی و مشاهده کنند. دانشمندان همچنین با تلسکوپ قوی هابل که در مدار اطراف زمین است و فضاپیمای گالیله که در راه مشتری بود به مشاهده پرداختند.
تکه ها به پشت مشتری برخورد کردند. اما چرخش سریع مشتری باعث شد که طرفی که مورد برخورد قرار گرفته بود، در کمتر از نیم ساعت به سمت زمین برگردد. دانشمندان حدس می زنند بزرگ ترین قطعه ای که به مشتری برخورد کرد 0.3 تا 2.5 مایل (0.5 تا 4 کیلومتر) قطر داشته است. فضاپیمای گالیله که در 240 میلیون کیلومتری مشتری بود برخوردها را مشاهده کرد. البته صدمه به ابزار سفینه توانایی آن را در ثبت و ارسال داده ها محدود کرد.
برخوردها باعث انفجارهای عظیمی شد. شاید عامل آن به هم فشردگی، گرما و سرعت گسترش گازهای جوی مشتری بوده است. این انفجارها بقایای شهاب سنگ را در محدوده بزرگی پراکنده کرد. بعضی از این تکه ها قطری بیشتر از قطر زمین داشتند. مواد ناشی از این برخورد به تدریج به داخل غبار تاریک تشکیل شده از مواد ریزی که برای چند ماه در جو بالایی مشتری معلق ماندند اضافه شدند. اگر شهاب سنگ مشابهی با زمین برخورد کرده بود، ممکن بود غباری تولید شود که جو زمین را خنک و سیاره را با جذب نور خورشید تاریک کند. اگر غبار برای مدتی طولانی باقی می ماند، بیشتر حیات در سیاره زمین از بین می رفت و انسان ها و جانورانی که در سیاره زندگی می کردند نابود می شدند.