داستان
گزارش ویژه تحریریه ویکی وبیا

ضحاک، شاه ماردوش

حمیده احمدیان راد براساس قصه های شاهنامه، ضحاک، پسر مرداس پادشاه سرزمین تازیان (اعراب) بود. مرداس پادشاهی خوب و خداترس بود. مرداس آن قدر گله داشت که گفته بود هر کس که بخواهد می تواند از آنها بردارد، شیرشان را بدوشد و از پشم و پوستشان استفاده کند. لازم هم نیست پولی برای آنها بدهد.…

calendar_today۲۶ خرداد ۱۳۸۷
•
schedule۹ دقیقه مطالعه
•
visibilityتحلیلی و موثق
•
chat_bubble_outline0 دیدگاه
forumsend
ضحاک، شاه ماردوش
photo_cameraتحریریه ویکی وبیا
ضحاک

بعد از مدتی ضحاک نشانی های فریدون را به همه جا فرستاد. در همان زمان فریدون هم به دنیا آمد. مادر فریدون وقتی شنید ضحاک به دنبال پسرش می گردد او را به مردی که مورد اعتمادش بود و در کوه زندگی می کرد سپرد. فریدون با خوردن شیر گاوی به نام پرمایه که در آنجا بود زندگی می کرد. پرمایه سه سال به فریدون شیر داد و از او مواظبت کرد.

در همان زمان جاسوسان ضحاک جای فریدون را پیدا کردند و به ضحاک خبر دادند. ضحاک هم فوری به صحرایی که فریدون در آن بود رفت. اما او را پیدا نکرد. چون فریدون به کوه رفته بود. ضحاک هم پرمایه را کشت و دستور داد که خانه ای که فریدون در آن زندگی می کرد را آتش بزنند. وقتی فریدون 16 ساله شد از کوه پایین آمد، پیش مادرش رفت و داستان زندگیش را از او پرسید.

فریدون وقتی داستان زندگی خودش و بلایی را که ضحاک بر سر پرمایه و پدرش آورده بود شنید تصمیم گرفت به جنگ ضحاک برود. او به یاد پرمایه به آهنگران گفت که برایش گرزی به شکل سر گاومیش درست کنند. برادرانش که از او بزرگ تر بودند هم او را همراهی می کردند.

امتیاز به مطلب

سوالات متداول

ضحاک، شاه ماردوش درباره چیست؟expand_more

حمیده احمدیان راد براساس قصه های شاهنامه، ضحاک، پسر مرداس پادشاه سرزمین تازیان (اعراب) بود. مرداس پادشاهی خوب و خداترس بود. مرداس آن قدر گله داشت که گفته بود هر کس که بخواهد می تواند از آنها بردارد، شیرشان را بدوشد و از پشم و پوستشان استفاده کند. لازم هم نیست پولی برای آنها بدهد.…

share
محمدرضا کریمی

محمدرضا کریمی

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد مجله ویکی وبیا
مشاهده همه مقالات

بیش از ۷ سال سابقه تولید محتوا و گزارشگری در زمینه فناوری‌های نوین، اقتصاد دیجیتال و دگرگونی‌های اجتماعی. پیگیر اخبار استارت‌آپ‌های پیشگام و تحلیل‌های مستند.

rocket_launchداستانstarsگزارش ویژه تحریریه ویکی وبیا

ضحاک، شاه ماردوش

حمیده احمدیان راد براساس قصه های شاهنامه، ضحاک، پسر مرداس پادشاه سرزمین تازیان (اعراب) بود. مرداس پادشاهی خوب و خداترس بود. مرداس آن قدر گله داشت که گفته بود هر کس که بخواهد می تواند از آنها بردارد، شیرشان را بدوشد و از پشم و پوستشان استفاده کند. لازم هم نیست پولی برای آنها بدهد.…

ضحاک، شاه ماردوش
photo_cameraتحریریه ویکی وبیا
ضحاک

بعد از مدتی ضحاک نشانی های فریدون را به همه جا فرستاد. در همان زمان فریدون هم به دنیا آمد. مادر فریدون وقتی شنید ضحاک به دنبال پسرش می گردد او را به مردی که مورد اعتمادش بود و در کوه زندگی می کرد سپرد. فریدون با خوردن شیر گاوی به نام پرمایه که در آنجا بود زندگی می کرد. پرمایه سه سال به فریدون شیر داد و از او مواظبت کرد.

در همان زمان جاسوسان ضحاک جای فریدون را پیدا کردند و به ضحاک خبر دادند. ضحاک هم فوری به صحرایی که فریدون در آن بود رفت. اما او را پیدا نکرد. چون فریدون به کوه رفته بود. ضحاک هم پرمایه را کشت و دستور داد که خانه ای که فریدون در آن زندگی می کرد را آتش بزنند. وقتی فریدون 16 ساله شد از کوه پایین آمد، پیش مادرش رفت و داستان زندگیش را از او پرسید.

فریدون وقتی داستان زندگی خودش و بلایی را که ضحاک بر سر پرمایه و پدرش آورده بود شنید تصمیم گرفت به جنگ ضحاک برود. او به یاد پرمایه به آهنگران گفت که برایش گرزی به شکل سر گاومیش درست کنند. برادرانش که از او بزرگ تر بودند هم او را همراهی می کردند.

امتیاز به مطلب

سوالات متداول

ضحاک، شاه ماردوش درباره چیست؟expand_more

حمیده احمدیان راد براساس قصه های شاهنامه، ضحاک، پسر مرداس پادشاه سرزمین تازیان (اعراب) بود. مرداس پادشاهی خوب و خداترس بود. مرداس آن قدر گله داشت که گفته بود هر کس که بخواهد می تواند از آنها بردارد، شیرشان را بدوشد و از پشم و پوستشان استفاده کند. لازم هم نیست پولی برای آنها بدهد.…

share
محمدرضا کریمیروزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد مجله ویکی وبیا
calendar_today۲۶ خرداد ۱۳۸۷
schedule۹ دقیقه مطالعه
visibilityتحلیلی و موثق
chat_bubble_outline0 دیدگاه
forumsend

مطالب مرتبط پیشنهادی

نمایش همه

موضوعات و دسته‌ها

mark_email_read

بسته تحلیلی صبحگاهی ویکی وبیا

گزیده برترین یادداشت‌ها و تحلیل‌های روز، رایگان در ایمیل شما

mail
lockحفظ حریم خصوصی شما تضمین شده است، بدون هرزنامه.