در روش های سنتی آموزش، معلمان گوینده و دانش آموزان شنونده بودند. به عبارتی آموزش بر مبنای سخنرانی بود و در نتیجه معلم بر دانش آموزان احاطه داشت. در نتیجه نیمکت های دو یا سه نفره پشت هم چیده می شدند و امکان حرکت و مانور دانش آموزان و معلم کم بود. اما با مطالعه بر روی شیوه های مختلف آموزش مشخص شده یکی از بهترین شیوه های آموزشی که می تواند به نحو مؤثری بین آموزگار، دانش آموز و مباحث درسی رابطه ایجاد کند آموزش گروهی است. از جمله مزایای آموزش گروهی نیز طرح ایده های نو و ترغیب دانش آموزان به صحبت کردن است. این روش که اینک در جهان به طور گسترده به کار گرفته می شود اقتضا می کند که فضای آموزشی متناسب با آن تدارک دیده شود. همچنین در شیوه های آموزشی سنتی و چیده شدن نیمکت ها پش سر هم بسیاری از بچه هایی که قد بلندی دارند به ناچار به ته کلاس رانده می شوند و از ناحیه معلم به آنها توجه نمی شود. در حالی که اگر بچه ها به جای این که پشت هم بنشینند به شکل دایره ای بنشینند به طور یکسان مورد توجه معلمان قرار می گیرند.
به این ترتیب با نگاه جدید به نظام آموزشی صندلی ها تکی است. این صندلی ها امکان جابجایی دارند. سطح آنها طوری درست شده که می توان وسایلی را به راحتی روی آنها قرار داد و آزمایشاتی انجام داد. با این صندلی ها امکان این وجود دارد که دانش آموزان به گروه های چند نفره تقسیم شوند و کارهای گروهی انجام دهند. به این ترتیب معلم هم به جای این که در جلوی کلاس تک گو باشد، بین صندلی ها می گردد و دیگر نقش سخنران را ایفا نمی کند. بلکه در نقش راهنما ظاهر می شود.
در نظام های پیشرفته آموزشی حتی دانش آموزان بر حسب دروس مختلف در کلاس های مختلف می گردند و دروس تخصصی در کلاس های مختلف و همراه با امکانات متناسب با آن دروس تدریس می شود.
مدارسی که در کشورمان کوشیده اند از چنین تجاربی استفاده کننده به نتایج خوبی دست یافته اند.
تغییرات زیاد با هزینه های اندک به کار بستن روش های جدید برای تحول در فضاهای جدید و خارج کردن محیط های آموزشی از حالت کسالت بار بیشتر از آن که هزینه بر باشد، نیازمند تغییر نگرش در مسئولان و معلمان مدارس است.
در گام اول برای این که مدارسمان را جذاب تر کنیم و نتایج بهتری از آنها بگیریم، لازم است مشخص کنیم که دقیقاً می خواهیم چه شیوه آموزشی ای را در مدارسمان اجرا کنیم و به عبارتی می خواهیم در مدارسمان چگونه به دانش آموزان آموزش دهیم. آیا همچنان شیوه های سنتی آموزشی را می پسندیم یا به دنبال نظریه های آموزشی جدیدی هستیم. آیا قرار است در مدارس ما دانش آموزان مبتکر و با جرأت بار بیایند یا تنها به کتاب های درسی بسنده می کنیم و می خواهیم که آنها تنها درسخوان باشند؟
واقعیت این است که وقتی بسیاری از دانش آموزان از تعطیلی مدارس شاد می شوند این را باید به پای این گذاشت که مدارس را جذاب نمی بینند.