قهوه خانه های لندن

قهوه خانه

 

قهوه خانه

هر قهوه خانه ای تاریخ جالب خودش را دارد. همه آنها مشخصاً از مدل قهوه خانه های عثمانی تأثیر گرفته اند. همین موضوع سؤالاتی را درباره منشأ دست کم چند مالک اول قهوه خانه به وجود آورده. قهوه خانه ها نه فقط قهوه عرضه می کردند بلکه بعضی از آنها تنباکو و لوله های قلیان هم به مشتریان تعارف می کردند. چایی هم که از دریاهای چین و همچنین در ابتدا از طریق جهان اسلام راهش را پیدا کرده بود، عرضه می شد. گروه خدمه که به نظر می رسد تنها قسمتی از بدنشان را می پوشاندند وبعضی اوقات پسر سیاهی که از هند غربی به قصد پناهندگی آمده بود، به عنوان ستاره ای برای جلب مشتریان به خدمت گرفته می شدند.

 

تابلوهای خارج قهوه خانه و همراه آنها نمادهای قهوه که برای خرید مورد استفاده قرار می گرفتند تصویر افراد عمامه دار (پوشش سر مسلمانان آن دوره) را داشتند.

 

قهوه خانه بزرگ ترک ( این قهوه خانه به نام مرآت بزرگ هم مشهور است) مربوط به سال 1662 در کوچه اکسچنج مثالی از این قهوه خانه هاست. ظاهراًً در داخل این قهوه خانه می شد تندیسی از خود سلطان “المرات” ششم ظالم ترین حاکمی که بر امپراتوری عثمانی حکوم کرد را پیدا کرد.

 

مشتری در این قهوه خانه ها نه فقط با قهوه ، چایی و تنباکو پذیرایی می شد، بلکه شکلات و ردیفی از شربت ها نیز عرضه می شدند. چنان که در تبلیغ مرکوریوس پابلیکوس (12 تا 19 مارس 1662) آمده بود:”ساخته شده در ترکیه، ساخته شده از لیموها، گل های سرخ و بنفشه های خوشبو.” وقایع نویس دیگر آن دوره حدس زده بود که (مرآت) در واقع اسم خود مالک قهوه خانه است. لندن گازت (دو تا هشت سپتامبر 1658) آگهی ای برای یک قهوه خانه چاپ کرد که در آن ادعا می شد این قهوه خانه اولین مکان برای فروش چای است:”عالی و تأیید شده توسط همه پزشکان، نوشیدنی چینی که به وسیله خود چینی ها “چا” ((Tcha و توسط دیگر ملت ها “تای” و بالاخره “تی” نامیده شده و با اسم مستعار “تی” در کله سلطان، قهوه خانه ای در سوییتینگز رنتز توسط رویال اکسچنج لندن فروخته می شود”. نماد قهوه خانه، حامل سر پوشیده و نقابدار یک زن سلطان بود. صرف نظر از این که ریشه های این قهوه خانه ناشناخته است، ممکن است بعد از ویرانی ناشی از آتش سوزی بزرگ لندن به محل مرات بزرگ منتقل شده باشد. چارلز دیکنز در شماری از آثارش و به طور مشخص لیتل دریت ( (little dorritبه قهوه خانه سلطانی اشاره کرده و این موضوع بر ادامه حیات این قهوه خانه ویژه در طول حدود 200 سال دلالت دارد.

 

“هندوستان 1810” اولین خانه “خوراک کاری دار” لندن به وسیله “سک دین محمد” که از راه بنگال به اینجا سفر کرده بود، راه اندازی شد. او ابتدا در ایرلند ساکن بود و در آن جا پس از ازدواج با همسر ایرلندی اش به لندن سفر کرد و قهوه خانه ای با دکوربندی پیچیده را درخیابان 34 جرج استریت خارج از میدان “پرت من” شهر لندن ایجاد کرد (حالا این مکان غذای ژاپنی سوشی عرضه می کند). به نظر می رسد دوران مالکیت و ثروت او تا مدت زیادی ادامه داشته چون به شکل کاملاً موفقیت آمیزی مؤسسه هندی حمام های بخار و شامپوزنی را در “برینگتون پاویلیون” به راه انداخت. بعد از آن خیلی زود مأمور شامپو زنی شاه جرج ششم شد. رستوران “هندوستانی” هم آن طور که در گزارشات به آن اشاره شده تا 1833 پا برجا بود.

این قهوه خانه ها مدت چهار صدسال توفانی در لندن به راه انداختند. آنها نه فقط به عنوان اماکن اجتماعی کاربرد داشتند بلکه به محلی برای تجمع هنرمندان و نویسندگان و پرپایی جلساتشان و نقل و انتقالات بازرگانی و بانکداری تبدیل شدند. فراماسون ها هم جلسات مخفی شان را در این مکان برگزار می کردند. حتی خیلی از قهوه خانه ها به موازات ارتباطات دریایی شان یک سیستم پستی برای جمع آوری و حمل نامه ها به خارج ایجاد کردند که با هجوم سرویس پستی هم نقششان پایان نیافت. اغلب آنها دست در دست حمام های ترکی لندن داشتند. آنها هم به تصویر عمومی شهر لندن تبدیل شدند. ویژگی های محلی مناطق هرچه که بود مهارت های ادیبانه داشت یا بیماری شهرت، قهوه خانه ها به نقطه ثقل همه این فعالیت ها تبدیل شد. این قهوه خانه ها حتی به عنوان محل های گردهمایی در موقع رخداد حوادث سیاسی یا مذهبی شهرتی به هم زدند و بعداً در مقاطعی در میانه تا اواخر قرن 17 به عنوان مراکز گفت و گوهای خائنانه و توطئه چینی مظنون بودند.

به هر صورت این نکته روشن است که روشنفکران و دانشمندان هم قهوه خانه ها را به منظور راه اندازی تازه ترین پروژه هایشان و ارتباط با مطبوعات مورد استفاده قرار می دادند وشرکت های بازرگانی دریا برد مثل کمپانی هند شرقی، آفریقا کمپانی و لوانت کمپانی اغلب برای  انبار کردن اسنادشان از قهوه خانه ها استفاده  می کردند. در قهوه خانه ها روزنامه، مجله و مقالات نیز پخش می شدند. بسیاری متون ادبی درباره قهوه خانه ها و مسلمانان به ویژه اعراب شمال آفریقا را به نگارش در آوردند. اگرچه مطلبی به کاملی “عرب خرافاتی” شکسپیر- اگرچه اغلب اعراب چنین نبودند- را نمی بینیم. با این وجود هنوز می توان گفت مسلمانان به اندازه کافی زندگی تئودورها، استوارت ها و وارثان آنها را تحت تأثیر قرار دادند و به بازی ها، داستان ها، مجلات و اشعار زمانه راه پیداکردند. در حالی که ادبیات یک اجتماع یکی از بهترین نمودهای وضعیت فرهنگی آن است.

امتیاز به مطلب

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

To top