این که بسیارى از جوانان ما ترجیح مى دهند پس از فارغ التحصیلى فورى در جایى استخدام شوند و بر روى صندلى اداره یا شرکتى بنشینند و منتظر دریافت مزد باشند چندان جالب نیست؛ چرا که کشور ما براى پیشرفت به افراد کارآفرین و مخاطره پذیر نیاز دارد. زمانى چنین تصور مى شد که افراد، کارآفرین و یا مخاطره پذیر به دنیا مى آیند. ولى اخیراً مشخص شده که مخاطره پذیرى را مى توان به افراد آموزش داد.
نظام آموزشى ما باید به نحوى فعالیت کند که افراد بعد از فارغ التحصیلى اعتماد به نفس و جرأت خطر کردن داشته باشند. به عبارتى نظام آموزشى ما افرادى با دل و جرأت، با پشتکار و خلاق تربیت کند. جامعه ما نیاز به افرادى دارد که مخاطره پذیر، امیدوار، خوش بین، قاطع و با انگیزه پیشرفت باشند. جوامعى که به اهمیت افراد کارآفرین و مخاطره پذیر پى برده اند کوشیده اند مدارس و به طور کلى سیستم آموزشى شان را چنان تغییر دهند که چنین افرادى را تربیت کنند. در این جوامع رشته هاى تحصیلى دائم تغییر مى کند و افراد چنان آموزش مى بینند که بتوانند تغییرات نوین و نیازهاى جدید را درک کنند و براساس آنها بهفعالیت بپردازند. نیروى کار به این ترتیب مى آموزد که موفقیت از آن کسى است که مخاطره پذیر است و دنبال یک برنامه از پیش تعیین شده نیست، لزوماً بر استدلال تکیه نمى کند و چنان اعتماد به نفسى دارد که اطمینان دارد مى تواند نقشه هایى را که در ذهنش دارد حتى با وجود مخاطره بالا عملى کند. البته خانواده هم در چنین روندى بى تأثیر نیست.