میلیاردها دسته از موجودات زنده بر روی زمین وجود دارند. زیست شناسان روش های مختلفی برای نام گذاری و طبقه بندی موجودات زنده با توجه به شباهت ها و تفاوت هایشان ابداع کرده اند که به مطالعه آنها کمک می کند.
سیستمی که بیشتر دانشمندان مورد استفاد قرار می دهند سیستمی است که در آن همه موجودات زنده را در هفت گروه (یا رده) قرار می دهند و به ترتیب آنها را از براساس عام ترین تا خاص ترین ویژگی ها سازمان دهی می کنند. بنابراین هر گونه ای به یک جنس (سرده) تعلق دارد، هر سرده ای به یک خانواده و هر خانواده ای به یک راسته تعلق دارد و غیره.
این گروه ها از کوچک به بزرگ عبارتند از: گونه (Species) جنس یا سرده (Genus) خانواده (Family) راسته (Order) رده (Class) شاخه (Phylum) سلسله (Kingdom)
سلسله ها گروه های عظیمی هستند که میلیون ها موجود زنده از اقسام مختلف را شامل می شوند. همه جانوران در یک سلسله قرار داند (سلسله انیمالیا Animalia نامیده می شود)، همه گیاهان هم در سلسله دیگری قرار دارند (سلسله پلنتی Plantae هم نامیده می شود.) در این سیستم که به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد، پنج سلسله شامل جانوران، گیاهان، قارچ ها، مونراها و آغازیان وجود دارند (دوتای آخر انواع مختلفی از موجودات زنده تک سلولی هستند.) سیستم های طبقه بندی دیگر شش سلسله به بالا دارند.
گونه کوچک ترین گروه در این طبقه بندی است. یک گونه متشکل از جانورانی از یک نوع است که قادر به پرورش و تولیدمثل فرزندانی از همان نوع هستند. به عنوان مثال، در حالی که دو کوسه سفید بزرگ در یک گونه قرار دارند، کوسه سفید بزرگ و کوسه ماکو در گونه مختلفند (چراکه نمی توانند بین خودشان فرزندپرورش دهند). کوسه ماکو نوعی کوسه قدرتمند اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام است.
آیا می دانید که ممکن است میلیون ها سیاره زمین مانند در جهان وجود داشته باشد.
آیا می دانید که جنگل های آمازون نیمی از اکسیژن جهان را تأمین می کنند.
آیا می دانید که ممکن است جنگل های بارانی آمازون در شرف خشک شدن باشند.
آیا می دانید که جنگل های آمازون در سال های 2005 و 2010 و به عبارتی دو بار در یک قرن و به طور پیاپی خشکسالی را تجربه کرده.
آیا می دانید که موشکی با قابلیت استفاده مجدد آزمایش موفقیت آمیزی را پشت سر گذاشته است.
آیا می دانید که کلمه ‘Strengths’ طولانی ترین کلمه در زبان انگلیسی است که تنها یک حرف صدادار دارد.
آیا می دانید که قایق های بادبانی برای اولین بار در مصر ساخته شدند.
آیا می دانید که برزیل نام یک درخت است و کشور برزیل پس از نامگذاری این درخت به این نام نامیده شده.
آیا می دانید که برزیل 50٪ از قاره آمریکای جنوبی را تشکیل می دهد.
آیا می دانید که کشور برزیل با همه کشورهای آمریکای جنوبی به غیر از شیلی و اکوادور مرز دارد.
آیا می دانید که هیلتون اولین هتل زنجیره ای بین المللی بوده است.
آیا می دانید که نام تجاری نوکیا نام یک مکان در جنوب فنلاند نیز هست.
آیا می دانید که بازی Monopoly تاکنون پرطرفدارترین بازی جهان بوده است.
آیا می دانید که 96٪ از شمع های فروخته شده در جهان به وسیله زنان خریداری می شوند.
آیا می دانید که 42٪ از مردان و 25٪ زنان جهان دست خود را پس از استفاده از توالت عمومی پاک نمی کنند.
آیا می دانید که جامائیکا 120 رودخانه دارد.
آیا می دانید که ادرار گربه در زیر اشعه ماورای بنفش می درخشد.
آیا می دانید که طول رگ های بدن یک انسان 60000 مایل (97000 کیلومتر) است.
آیا می دانید چشم انسان به طور متوسط چهار میلیون و 200 هزار بار در سال پلک می زند.
آیا می دانید کوچک ترین استخوان بدن انسان در کجا قرار دارد؟ کوچک ترین استخوان در بدن انسان در گوش میانی قرار دارد و درازی آن تنها 11 اینچ یا 0.28 سانتی متر است.
آیا می دانید در بدن یک فرد بالغ 206 استخوان وجود دارد، در حالی که کودکان 300 استخوان دارند (بچه ها هنگامی که رشد می کنند، بعضی از استخوان هایشان به هم جوش می خورد).
تکنیکی که درحال حاضر صنایع داروسازی جهان برای تولید دارو مورد استفاده قرار می دهند پرخرج و کند است در حالی که با تغییر روش تولید می توان پول زیادی پس انداز کرد و به ساخت داروها سرعت بخشید.
تکنیک به کار رفته در صنایع داروسازی تولید دسته ای است. در فرایند تولید دسته ای مواد تشکیل دهنده داروها، اغلب پودرها، پی در پی و به شیوه غیر متصل اضافه می شوند. این فرایند بیشتر شبیه به کار نانوایی است تا یک آزمایشگاه مدرن شیمی.
به این ترتیب باوجود مقادیر عظیم پولی که برای کشف دارو خرج می شود، صنایع داروسازی به خاطر مدل قدیمی و نحوه ساخت محصولاتشان شهرت خوبی ندارند.
گروهی از محققان با همکاری یک کمپانی داروسازی سوییسی به نام نوارتیس ثابت کرده اند که با یک خط تولید پیوسته که در آن چندین فرایند شیمیایی جدید یکپارچه می شود می توان داروها را با سرعت و کیفیت بهتر و با شیوه ای کم خرج تر ساخت. این روش تولید سریع حتی می تواند فرصت های بیشتری را برای کشف داروهای اولیه ایجاد کند.
درنتیجه با انجام نوآوری در یک فرایند تولید پیوسته می توان پول پس انداز کرد و به ساخت داروها سرعت بخشید.
در اوایل سال 2012، جوزف جیمز مدیرعامل نوارتیس گفت که شرکتش قصد دارد تا سال 2015 یک کارخانه تولید پیوسته را در مقیاس تجاری بسازد. به این ترتیب این کمپانی اولین شرکتی خواهد بود که در این مسیر قدم گذاشته است. سایر کمپانی های داروسازی هم درحال سرمایه گذاری و تحقیقات در زمینه تولید پیوسته هستند.
ما بر روی سطح و همه بخش های داخلی بدنمان واحدهای درحال کاری به نام سلول داریم که مسئول این هستند که بدنمان را در وضعیت زنده نگهدارند. ما مسئول رفتار سلول ها نیستیم اگر مسئول آنها بودیم احتمالاً دیگر زنده نبودیم چون که سلول ها فعالیت های بی شماری را همیشه و در همه مواقع انجام می دهند. خوشبختانه ما یک دستگاه عصبی داریم که به این کار رسیدگی می کند تا خودمان را با چنین وظیفه ای خسته نکنیم.
این نمونه ای از شیوه های معجزه آسای بدن ما است که ساختار و عملکرد آن به گونه ای است که به فشارهایی که لازمه زنده بودن است رسیدگی کند.
گیاهان سلول هایی دارند که خیلی شبیه به سلول های ما هستند. سلول های جانوران دیگر هم همین طورند. انسان ها هم جزو جانوران طبقه بندی می شوند زیرا سلول های ما هم به شکل قابل ملاحظه ای مثل سلول های جانوران دیگر به نظر می رسند و عمل هم می کنند.
به یکی از سلول هایتان زیر میکروسکوپ نگاه کنید. سپس آن را با سلول مشابه یک پلاتیپوس منقار نوک اردکی مقایسه کنید. اگر شما این دو سلول را به دوستتان نشان دهید او به احتمال زیاد نمی تواند آنها را از هم تشخیص دهد. حالا آن را با یک سلول گیاهی مقایسه کنید. سلول گیاهی به احتمال زیاد چیزهای سبزی در داخلش دارد. همچنین یک دیواره سلولی دارد که شما به آن نیاز ندارید.
اما چند عنصر اساسی در سلول ها وجود دارند که که موجودات زنده جهان را یگانه می کنند. همچنین تغییر و تبدیل های سلولی وجود دارند که باعث می شوند به نظر برسد بعضی از سلول ها از سیاره دیگری آمده اند.
بارها برای کشاورزان پیش آمده که به خاطر بارندگی کم پاییزی و دماهای بالای این فصل شاهد پژمردگی و مرگ محصولاتشان بوده اند. در تیر ماه سال 1391 و پیش از این که کشاورزان آمریکایی با مشکل کمبود باران و نیز گرمای رکوردشکن پاییز روبه رو شوند، دانشمندان علایم بروز خشکسالی را مشاهده کردند. این کار از روی داده های سازمان فضایی آمریکا، ناسا و ماهواره های NOAA انجام گرفت.
گیاهان برای ادامه زندگی، هر روز به مقدار مشخصی آب نیاز دارند و موقعی که رطوبت خاک از میزان کافی پایین تر می آید، گیاهان تحت فشار (استرس) قرار می گیرند. با استفاده از داده های ماهواره ای می توان از استرس گیاهان نقشه برداری کرد.
برای تولید نقشه های استرس گیاهی، دانشمندان کار را با گرفتن تصاویر استپکترودیامتر با دقت متوسط (MODIS) از روی ماهواره های ترا و آکوای ناسا شروع می کنند. تصاویر پردازش می شوند تا سطوح زمین که با خاک سطحی پوشیده شده از سطوحی که با پوشش گیاهی پوشانده شده اند متمایز شوند.
دانشمندان با تمرکز بر مناطقی که پوشش گیاهی دارند، شروع به اندازه گیری میزان دسترسی به رطوبت گیاهان می کنند. گیاهان خودشان را با عرق کردن آب استخراج کرده از خاک و از طریق ریشه هایشان خنک می کنند. موقعی که دسترسی به آب محدود می شود، گیاهان مصرف آبشان و تبخیر و تعرق از سطح برگ ها را کاهش می دهند. در نتیجه، برگ ها گرم می شوند که می تواند به وسیله حس گرهای حرارتی روی ماهواره های آب و هوای NOAA تشخیص داده شود. گیاهان داغ تر به مفهوم محدود بودن میزان آب در خاک است.
تصویری که از ماهواره ها به دست می آید نقشه آن چیزی است که اکنون که درحال وقوع است. با مقایسه نقشه کنونی با نقشه «طبیعی» ای که در مدتی طولانی تر به دست می آید دانشمندان می توانند تصویر واضحی از وضعیت خشکسالی در آینده به دست آورند.
این نقشه ها می توانند به پیش بینی خشکسالی ها کمک کنند و برای جبران کاهش محصول مفید واقع شوند. همچنین داشتن اطلاع قبلی از وضعیت خشکسالی به کشاورزان کمک می کند زودتر تصمیمی عملی بگیرند.
خشکسالی سال 2012 در آمریکا وضعیتی بود که کارشناسان آن را خشکسالی فلش می نامند. به این معنی که به سرعت و به شکل غیرمنتظره ای تکامل یافت. رطوبت پایین خاک با موج گرمایی که در می (اردیبهشت) آغاز شد تشدید شد و به دنبال آن خشکسالی به طور ناگهانی خود را نشان داد. تا حدود 5 می (15 اردیبهشت) مناطق هسته خشکسالی شروع به ظاهر شدن روی نقشه استرس سیاره کردند. این پیش از این بود که شاخص های دیگر خشکسالی مثل اندازه گیری های بارش، علایم خشکسالی را نشان دهند.
نقشه های ماهواره ای استرس گیاهی، همین که محصولات شروع می کنند آبشان را به اتمام برسانند و پیش از این که به مرحله پژمردگی و مرگ برسند می توانند به ما درباره این وضعیت هشدار بدهند.
به این ترتیب کشاورزان می توانند اگر لازم ببینند خوراکی های مکمل را از محدوده خارج از منطقه خشکسالی دریافت کنند، فکری به حال وام هایشان کنند یا درباره بیمه محصولاتشان تصمیم گیری کنند.
در حال حاضر در آمریکا ترکیبی از شاخص ها نظیر بارش باران مورد استفاده قرار می گیرد تا شرایط خشکسالی هفتگی توصیف شود و استفاده از شاخص استرس گیاهی هم درحال بررسی است.
اطلاعات مربوط به استرس گیاه قابلیت بهبود مهارت های پیش بینی خشکسالی ها هفته به هفته و یا ماه به ماه را دارد. اطلاعات استرس گیاهی که از ماهواره ها به دست آمده، می تواند خشکسالی ها را در مقیاس زمین های شخصی هم پیش بینی کند.
مطالعه فرایندهای شیمیایی همه موجودات زنده بیوشیمی نامیده می شود. این فرایندها عبارتند از: تنفس و هضم غذا.
اتم های کربن می توانند از طرق بسیاری با هم ترکیب شوند و موجودات زنده عمدتاً از مولکول هایی که حاوی کربن هستند تشکیل شده اند. مولکول DNA حامل دستورالعمل هایی شیمیایی است که به موجودات زنده اجازه می دهد کپی هایی از مولکول هایشان بسازند و تکثیر شوند.
غذا برای به دست آوردن انرژی همه موجودات زنده برای به دست آوردن انرژی به غذا نیاز دارند تا بتوانند فرایندهای دیگر بدن از جمله رشد، حرکت و ترمیم را انجام دهند. این واکنش های شیمیایی پیچیده در جانوران متابولیسم نامیده می شود. گیاهان غذایشان را از طریق فرایندی به نام فتوسنتز می سازند.
شکستن کربوهیدرات ها بسیاری از مواد غذایی از جمله سیب، حاوی مولکول هایی هستند که کربوهیدرات نامیده می شوند. وقتی کربوهیدرات ها از طریق فرایند هضم شکسته می شوند انرژی بسیار زیادی آزاد می کنند. مواد غذایی حاوی دو نوع مولکول دیگر هم هستند: چربی ها و پروتئین ها. چربی ها منبع خوب دیگر انرژی هستند و پروتئین ها هم برای رشد مهمند.
هضم غذا قند کربوهیدرات شامل 12 اتم کربن، 22 اتم هیدروژن و 11 اتم اکسیژن است. هنگامی که ما کربوهیدرات ها را می خوریم مولکول های آن از طریق فرایند شیمیایی هضم شکسته می شوند تا مولکول های ساده تر گلوکز تشکیل شوند. آنزیم های گوارشی مثل آمیلاز به این فرایند سرعت می بخشند.
تنفس مولکول های گلوکز به داخل جریان خون منتقل می شوند و به سلول های سراسر بدن حمل می شوند. هر سلولی مولکول های گلوکز را طی فرایندی شیمیایی به نام تنفس مورد استفاده قرار می دهد. در فرایند تنفس پیوندهای داخل مولکول گلوکز شکسته می شود و انرژی در مولکول آزاد می کند به شکلی که بدن ما بتواند از آن استفاده کند.
انرژی آزاد شده مولکول های گلوکز با اکسیژن موجود در هوایی که تنفس می کنیم واکنش انجام می دهند تا انرژی آزاد و دی اکسید کربن (CO2) و آب (H2O) ایجاد کنند. فرایندهایی که انرژی آزاد می کنند، مثل تنفس، کاتابولیک نامیده می شوند و فرایندهای دیگر که انرژی می گیرند، مثل ساختن پروتئین ها، واکنش های آنابولیک نامیده می شوند.
مواد غذایی برای ساختن مولکول ها موجودات زنده نه تنها مولکول ها را می شکنند، بلکه مولکول های پیچیده ای مثل پروتئین های ماهیچه را نیز می سازند. مولکول های پروتئین برای رشد مورد نیازند. آنها از اسیدهای آمینه تشکیل شده اند که از غذاهای غنی از پروتئین مثل لوبیا، حبوبات و گوشت دریافت می شوند.
بلوک های ساختمانی اسیدآمینه مولکول های اسیدآمینه از اتم های کربن، هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن ساخته شده اند. آنها به هم می پیوندند تا مولکول های پروتئین، یعنی بلوک های ساختمانی بدن ما را تشکیل دهند. 20 اسید آمینه مختلف هزاران پروتئین می سازند.
سلول های پروتئین
سلول های پوست، خون، مو و ماهیچه های ما همه از پروتئین ها ساخته شده اند. هزاران پروتئین مختلف در بدن ما وجود دارد، شامل آنزیم هایی که هر واکنشی را کنترل می کنند و آنتی بادی هایی که با بیماری ها مبارزه می کنند.
DNA شاید شگفت انگیزترین مولکول بدن ما مولکولی به نام اسید دئوکسی ریبونوکلئیک با به طورخلاصه DNA باشد. این مولکول حاوی ژن ها (دستورالعمل ها) است. تقریباً هر سلول بدن ما حاوی DNA است که به 46 بخش تقسیم شده و این بخش ها کروموزوم نامیده می شوند. هر سلولی فقط بخشی از دستورالعمل هایی که نیاز دارد را مورد استفاده قرار می دهد. برای مثال تنها یک سلول ماهیچه پروتئین های ماهیچه را می سازد.
عضلات برای حرکت تقریباً هرکاری که ما انجام می دهیم مثل ورزش ژیمناستیک، صحبت کردن یا خواندن به ماهیچه های ساخته شده از پروتئین بدن ما متکی است. در داخل هر سلول عضله (ماهیچه) یک واکنش شیمیایی، انرژی موجود در پیوندهای شیمیایی مولکول های ATP (آدنوزین تری فسفات) را به جنبشی تبدیل می کند. این واکنش همچنین گرما ایجاد می کند. برای همین است که شما وقتی ورزش می کنید گرم می شوید. موقعی که مولکول های ATP ساخته می شوند تا انرژی ذخیره کنند، واکنش های آنابولیک رخ می دهد. موقعی که انرژی آزاد می شود، واکنش های کاتابولیک انجام می گیرد.
مطالعه ای که بر روی شبکه های اجتماعی انجام شده نشان می دهد با وجود روند روبه رشد استفاده از رسانه های اجتماعی و تأثیر فزاینده آنها افراد هنوز دوستانشان را چهره به چهره انتخاب می کنند.
به این ترتیب حتی در عصر دیجیتال هم انسان ها دوستی هایشان را براساس تعامل شخصی بنا می کنند و هرچه محل زندگی شان به هم نزدیک تر باشد، بیشتر احتمال دارد که با هم دوست شوند. درنتیجه بیشتر دوستانمان در جایی که زندگی می کنیم تمرکز یافته اند و وقتی بین محل زندگی مان فاصله می افتد تمرکز دوستان هم کم می شود.
به این ترتیب بعید است که دو نفر به طور تصادفی و طی یک رویداد خاص (مثل حضور در تئاتر یا یک فروشگاه خاص) همدیگر را به عنوان دوست انتخاب کنند.
همچنین این مطالعه نشان داد که انسان ها تمایل دارند در قالب گروه دوستان حرکت کنند. اگر دو نفر با هم مسافرت می کنند به این معنی است که آنها از پیش ارتباطات اجتماعی خیلی بیشتری با هم داشته اند که برنامه سفرشان را دیکته کرده است و نمی توانیم فرض کنیم که به طور تصادفی با هم در حال همراهی و مسافرتند.
محققان می گویند نتایج این تحقیق که درباره مدل های دوستی انجام شده پیامی قوی برای تدوین کنندگان طیف وسیعی از برنامه های کاربردی در زمینه چگونگی حرکت مردم دارد. از جمله در تدوین برنامه ها در شرایط اضطرار، توسعه زیرساخت ها و شبکه های ارتباطی و کنترل بیماری ها کاربرد دارد و همچنین به انجام طرح هایی مثل استفاده مشترک از دوچرخه یا برنامه ریزی برای استفاده از امکانات تفریحی و به طورکلی ساختن جوامعی دوستانه تر کمک می کند.
به گفته یکی از دست اندرکاران مطالعه نتایج این تحقیق بی نهایت مهم است چراکه اگر فرض را بر این گذاشته باشیم که مردم اتفاقی حرکت می کنند اشتباه کرده ایم و بنابراین برای رفتاری که واقعاً مردم انجام می دهند آماده نخواهیم بود.
گرچه به لطف اینترنت، شما می توانید با هر کسی بر روی کره زمین ارتباط داشته باشید، اما احتمال این که با کسی در فاصله دور و به طور تصادفی دوست شوید به مراتب کمتر از این است که با فردی که در نزدیکی تان زندگی می کند دوست شوید. بعد مسافت مرزی قوی برای دوستانی ایجاد می کند که ما انتخاب می کنیم.
محققان دریافتند که 80 درصد دوستان هر فرد در داخل محدوده 1000 کیلومتری خانه او زندگی می کنند و احتمال دوستی بین دو نفر هنگامی که فاصله ها افزایش می یابد کاهش پیدا می کند.
البته استثنائاتی هم وجود دارد. به عنوان مثال ما ممکن است چند دوست در راه دور داشته باشیم که از قبل و از هنگامی که در جای دیگری زندگی می کردیم به جا مانده باشند یا این دوستان کسانی هستند که در یک موضوع مشترک مثل روابط فامیلی یا فعالیتی خاص با ما سهیمند.
ممکن است حضور فیزیکی (مجاورت) به این خاطر برایمان مهم باشد که ترجیح می دهیم به زبان شفاهی و بدنی تکیه کنیم تا این که اصل را بر حس اعتماد بگذاریم.
برخلاف جانوران، بیشتر گیاهان نیاز ندارند غذا پیدا کنند چراکه آنها می توانند برای خودشان غذا بسازند. گیاهان با استفاده از انرژی خورشید آب و دی اکسید کربن را به یک قند غنی از انرژی به نام گلوکز تبدیل می کنند. این فرایند فتوسنتز نامیده می شود.
معنی فتوسنتز «ساختن چیزها با نور است.» فتوسنتز داخل کپسول هایی در سلول های برگ، به نام کلروپلاست انجام می گیرد.
ساختن غذا و اکسیژن گیاهان از برگ هایشان استفاده می کنند تا غذا بسازند. اکسیژن هم به عنوان یک محصول جانبی ایجاد می شود. در طول فتوسنتز، برگ های گیاه دی اکسید کربن را از جو می گیرند. برگ ها با استفاده از نور خورشید، دی اکسید کربن را با آبی که از ریشه ها به بالا کشیده می شود ترکیب می کنند تا گلوکز بسازند. اکسیژن هم در این واکنش شیمیایی تولید می شود و از برگ ها به هوای اطراف وارد می شود.
سلول های تولید کننده غذا سلول های مختلف گیاهی وظایف مختلفی را انجام می دهند. سلول های نرده ای (palisade cells) و سلول های اسفنجی (spongy cells) درست زیر اپیدرم یا بشره (خارجی ترین لایه سلول ها در بدنه گیاهان) واقع شده اند و تولیدکنندگان اصلی غذای گیاه هستند. سلول های طویل نرده ای با کلروپلاست های سبز که فتوسنتز را انجام می دهند احاطه می شوند. سلول های نامنظم و بی قاعده اسفنجی هم کلروپلاست دارند. فضاهای هوای بین سلول ها با دی اکسیدکربن، بخار آب و گازهای دیگر پر شده اند.
کلروپلاست بسیاری از سلول های برگ ها حاوی ارگانل ها (اندامک ها)ی لنز شکل ریزی به نام کلروپلاست هستند. (ارگانل ها ساختمان هایی در داخل سلول ها هستند که کارکردهای مختلفی دارند و هریک وظیفه ای را انجام می دهند). اینها می توانند در داخل سلول ها به اطراف و در جهت نور خورشید حرکت کنند. کلروپلاست ها حاوی یک رنگدانه سبز گیرنده نور به نام کلروفیل هستند. این مواد شیمیایی به کلروپلاست ها کمک می کنند تا مثل پنل های خورشیدی ریزی عمل کنند.
داخل کلروپلاست ها کلروپلاست ها از توده ای از غشاهای دیسک مانند ریزی به نام گرانا تشکیل شده اند که در داخل توده متراکمی از مواد که به نام استروما شناخته می شوند نگهداری می شوند.
گرانا جایی است که در آن آب با استفاده از مقادیری انرژی نورانی که به وسیله کلروفیل دریافت می شود به هیدروژن و اکسیژن تجزیه می شود. بقیه انرژی نورانی در استروما مورد استفاده قرار می گیرد تا هیدروژن را با دی اکسید کربن ترکیب کند و گلوکز بسازد.
افزایش بازدهی محصولات اساسی با کشف ژنی جدید پیش بینی می شود که جمعیت جهان تا سال 2050 به 9.5 میلیارد نفر برسد درحالی که میزان آب، کود و زمین های زراعی ثابت می ماند. همین امر بشر را با چالش های تغذیه ای گسترده ای مواجه می کند.
محققان جهشی را برای رفع این مشکل انجام داده اند و آن هم کشف ژنی است که می تواند به دستیابی به گونه های جدیدی از محصولات پایه ای با بازدهی بالاتر از 50 درصد منجر شود.
این ژن برای اولین بار برای کنترل یک ساختار ویژه برگ که به عنوان آناتومی کرانز نامیده می شود کشف شد و مشخص شده که می تواند به کارآمد تر شدن فتوسنتز در گیاهان منجر شود.
هر موجود زنده ای که با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نباشد و تنها قادر باشیم زیر میکروسکوپ آن را ببینیم، میکروارگانیسم نامیده می شود. میکروارگانیسم ها شامل باکتری ها، آغازیان و بعضی از قارچ ها مانند مخمرها هستند.
زندگی نامه: لویی پاستور (1895-1822) لویی پاستور دانشمند فرانسوی، علم میکروبیولوژی را پایه گذاری کرد. او ثابت کرد که میکروارگانیسم ها باعث بروز بیماری های عفونی می شوند. پاستور واکسن و همچنین پاستوریزه کردن (کشتن باکتری های مواد غذایی با حرارت دادن) را کشف کرد.
ممکن است تابه حال متوجه شده باشید که وقتی مثبت فکر می کنید، آرام تر و پرانرژی تر می شوید درحالی که در هنگام ناراحتی بیشتر احتمال دارد احساس خستگی و تنبلی کنید.
این احساسات تصادفی نیستند و افکار، نگرش ها و چشم انداز ما در زندگی به شدت بر وضعیت جسمانی مان اثرگذار است.
به گفته جیانینی استاماتاکیس استاد کالجی در سان فرانسیسکو، دستگاه غدد درون ریز، شبکه ای از غدد است که هورمون های مختلفی را به داخل جریان خون ترشح می کند. درواقع این سیستم نیروگاهی است که حالات ما را تنظیم می کند.
به عنوان مثال هورمون های استرس مثل کورتیزول و نوراپی نفرین که در مغزما آزاد می شود بر احساس خشم اثر می گذارند. این هورمون ها انرژی ذخیره شده را آزاد می کنند و مقدار جریان خون به سوی عضله ها را افزایش می دهند. همین امر به نوبه خود ضربان قلب، فشار خون و تنفس را افزایش می دهد، حال آن که فرایندهای کلیدی سوخت و ساز مثل هضم و رشد تعطیل می شود.
درمقابل ترشح اندروفین حس شادی را تحت تأثیر قرار می دهد. آزاد شدن اندروفین با خوش خلقی و کاهش درد همراه است. چندی پیش عصب شناسی به نام هلنینگ بوکز، استاد دانشگاه بن آلمان، از مغز ورزشکاران مرد پس از دو ساعت دویدن سخت تصویربرداری کرد و نشان داد که میزان اندروفین مغز آنها افزایش یافته. این افزایش در میزان هورمون اندروفین هم با احساس شادی زیاد و سرخوشی در دوندگان همراه بوده.
نتیجه این که که سعی در داشتن تفکر مثبت، حتی اگر مستلزم خستگی و کار زیاد باشد، برای حفظ سلامتی بدن ما حیاتی است. استاماتاکیس به عنوان مثال به سرنوشت سردبیر سابق یک نشریه آمریکایی اشاره می کند. نورمن کازنیس به بیماری انکیلوزینگ اسپوندیلتیس مبتلا بود.
بیماری ای دردناک و مربوط به ستون فقرات که مبتلایان به آن یک در 50 شانس ادامه حیات دارند. پزشک این فرد پیش بینی کرد که تنها شش ماه زنده است. اما کازنیس حاضر به قبول این تشخیص نبود.او خودش را با خانواده و دوستانش محاصره کرد، فیلم های کمدی زیادی تماشا کرد و تنها موضوعات و نکات مثبت را دنبال کرد. به این ترتیب کازنیس به جنگ احتمالات رفت و 26 سال دیگر هم زندگی کرد. این مورد نشان داد که چشم انداز به شدت خوش بینانه می تواند به سلامت جسمی کمک کند.
به هرحال محققان تأکید می کنند که ما همه تجربه احساسات منفی شامل عصبانیت، ترس، اضطراب، غم، ناامیدی و سردرگمی را داریم و به نظر می رسد که در مواقعی هم به آنها اعتماد می کنیم، آنها را باور می کنیم و تفسیرشان را قبول می کنیم. در نتیجه داشتن احساسات منفی ممکن است موجب شود کاری را انجام دهیم که به نفعمان نیست. اما آنها تأکید می کنند که می توانیم قدرت احساسات منفی را به میزان قابل توجهی کاهش دهیم و حتی آنها را به نفع خودمان مهار کنیم.
البته آنها تصریح می کنند به منظور در کنترل گرفتن بهتر احساسات و تغییر آنها در جهتی که به نفعمان باشد لازم است بفهمیم که آنها چه هستند و از کجا می آیند. این در حالی است که هیچ توضیحی که در همه جهان برسر آن توافق وجود داشته باشد درباره احساسات انسانی وجود ندارد و نظریه های فراوانی در رابطه با آنها ارایه شده است.
تنها براساس یکی از این تعریف ها احساس یک حالت روانی و فیزیولوژیکی است که با طیف گسترده ای از افکار و رفتارها همراه می شود.
در این تعریف چند نکته کلیدی وجود دارد:
1-احساسات یک عنصر شناختی (یا ذهنی) دارد که شامل بعضی از سطوح قضاوت، ارزیابی یا فکر است. این عنصر شناختی ممکن است آگاهانه، نیمه آگاهانه یا ناخودآگاه باشد.
2-احساسات یک پایه فیزیولوژیکی دارند. آنها به تجربیات و احساسات فیزیکی مربوطند. پاسخ های بدنی برای احساسات مرکزی هستند. بعضی از ضمایم یا همراهی های فیزیولوژیکی آشکار در احساسات منفی شامل گریه کردن، سرخ شدن صورت از عصبانیت و ….. است.
3-احساسات می تواند برای افکار و احساسات ما اثر بگذارد.