اولتراسونیک و اولتراسوند

خفاشاصطلاح اولتراسونیک به داشتن فرکانسی بالاتر از حد شنوایی گوش انسان یا بیش از 20000 هرتز اطلاق می شود.

فرکانس های مورد استفاده برای اسکن های اولتراسوند به منظور تشخیص پزشکی به 10 مگاهرتز و بالاتر از آن می رسد (اولتراسوند به صدا یا ارتعاشات دیگری که فرکانس اولتراسونیک دارند و بخصوص در تصویربرداری پزشکی مورد استفاده قرار می گیرند گفته می شود.)

فرکانس های در محدوده 20 تا 100 هرتز از سوی خفاش ها، دلفین ها و بعضی از گونه های دیگر جانوران معمولاً برای ارتباطات و جهت یابی مورد استفاده قرار می گیرد. فرکانس های خیلی بالاتر و در محدوده یک تا 20 مگاهرتز برای اولتراسوند پزشکی مورد استفاده قرار می گیرند. چنین صداهایی به وسیله مبدل های اولتراسونیک تولید می شوند.

امتیاز به مطلب

انرژی های بکر اقیانوس ها

حمیده احمدیان راد

زمین در اقیانوس ها انرژی بکری نهفته است. از اقیانوس ها می توان دو نوع انرژی گرفت. یکی انرژی حرارتی ناشی از گرمای خورشید و نیز فرایند شکل گیری رسوب لایه های اقیانوسی و دوم انرژی مکانیکی ناشی از جزرومد و امواج.

اقیانوس ها بیش از 70 درصد کره زمین را فراگرفته اند و بزرگ ترین جمع کننده گرمای خورشید به شمار می آیند. گرمای خورشید سطح اقیانوس ها را خیلی بیشتر از اعماق آنها گرم می کند و همین اختلاف دما می تواند باعث ایجاد انرژی حرارتی شود. تنها بخش کوچکی از این گرمای به دام افتاده در اقیانوس ها می تواند انرژی کل زمین را تأمین کند. انرژی حرارتی اقیانوس ها می تواند کاربردهای زیادی داشته باشد و از جمله برای تولید برق مورد استفاده قرار گیرد. سه نوع سیستم برای تبدیل انرژی حرارتی به برق وجود دارد که عبارتند از: چرخه بسته، چرخه باز و ترکیبی.

انرژی مکانیکی اقیانوس کاملاً با انرژی حرارتی آن متفاوت است. درحالی که خورشید بر تمام فعالیت های اقیانوس ها اثر می گذارد، جزر و مد عمدتاً در نتیجه کشش جاذبه ای ماه به وجود می آید و امواج هم عمدتاً به وسیله باد هدایت می شوند. نتیجه آن که جزر و مد و امواج، منابع متناوب انرژی هستند، در حالی که انرژی حرارتی اقیانوس ها نسبتاً ثابت است.

مراکز انرژی های تجدیدپذیر می گویند می توان انرژی جنبشی جزرومدها و امواج اقیانوسی را به دام انداخت و مورد استفاده قرار داد. آنها این انرژی ها را انرژی های تجدیدپذیر دریایی می نامند.

محققان می گویند فرایند دریافت انرژی جنبشی جزرومد و جریانات باز مثل امواج اقیانوسی و نیز انرژی حرارتی شامل انرژی ناشی از فرایند شکل گیری و رسوب لایه های اقیانوسی را می توان با استفاده از فناوری تبدیل حرارتی اقیانوسی بهبود بخشید.

به گفته محققان لازمه گرفتن انرژی جنبشی از جزرومد پیشرفت در ساخت مصالح و استفاده از طرح های جدید در زمینه توربین های مناسب جریانات دریایی و به کارگیری مؤثر آنها است.

در حال حاضر سه مرکز مربوط به انرژی های تجدیدپذیر دریایی موسوم به MRE برای بررسی منابع بالقوه انرژی در اقیانوس ها و یافتن راه های بهبود فناوری های مربوط به آنها در آمریکا تشکیل شده است.

منابع: http://www.renewableenergyworld.com/rea/tech/ocean-energy

http://www.sciencedaily.com/releases/2012/11/121119151320.htm

امتیاز به مطلب

روبات های آدمکش

محمدرضا کریمی

روبات های آدمکشنسلی از روبات ها موسوم به ربات های قاتل در حال طراحی و ساخت هستند که بدون دریافت دستور از سوی کنترل کننده های انسانی می توانند شلیک کنند.

آمریکا در حال حاضر در زمینه طراحی و ساخت روبات های نظامی پیشرو است. به ویژه در زمینه ساخت هواپیماهای بدون سرنشین که نمونه آنها تاکنون برای نظارت یا حمله به اهدافی در کشورهای پاکستان، افغانستان، یمن و بقیه کشورها مورد استفاده قرار گرفته اند. اما این هواپیماها از سوی اپراتورهای انسانی در پایگاه های زمینی کنترل می شوند و نمی توانند بی اختیار آدم بکشند.

روبات های کاملاً مستقلی که بتوانند خودبخود درباره تیراندازی تصمیم گیری کنند در 20 تا 30 سال آینده و حتی زودتر درست می شوند و توسعه می یابند.

سیستم های تسلیحاتی ای که نیاز اندکی به دخالت انسان دارند درحال حاضر موجودند.

به عنوان مثال سیستم شلیک فلنکس رتئون که در کشتی های نیروی دریایی ایالات متحده مورد استفاده قرار می گیرند قادر به جست و جوی آتش دشمن و نابودی پرتابه های دریافتی به صورت خود بخودی هستند.

X478 هم یک هواپیمای بدون سرنشین است که به گونه ای طراحی شده که می تواند بدون خلبان روی عرشه یک ناو هواپیمابر فرود بیاید و حتی در آسمان سوخت گیری کند.

چنان که گفته شد درحال حاضر هواپیماهای جنگی بدون سرنشین از راه دور و به وسیله خلبان کنترل می شوند. اما X478 را می توان در یک مأموریت جنگی به طور کامل به وسیله یک رایانه کنترل کرد. یک خلبان انسان مسیر پروازی را برای این هواپیما طراحی می کند و آن را به مسیرش می فرستد. یک برنامه رایانه ای هم آن را از یک کشتی به سوی هدفش هدایت می کند.

شاید نزدیک ترین ماشین به ماشین کشتار از نوع ترمیناتور که در فیلم های اکشن آرنولد شوارتزنگر به تصویر کشیده شده است روبات نظامی نگهبان سامسونگ باشد که در حال حاضر در کره جنوبی مورد استفاده قرار می گیرد. این روبات برای جایگزینی با نظامیان در منطقه غیرنظامی در مرز کره شمالی و کره جنوبی طراحی شده است.

این روبات می تواند فعالیت های غیرمعمولی انجام دهد از صحبت با مزاحمان گرفته تا تیراندازی در صورتی که در اختیار یک کنترل کننده انسانی قرار بگیرد.

ماشین های کاملاً خودکار با قابلیت پرواز و مستقل از نیروی انسانی می توانند انسان ها را از موقعیت های خطرناک نجات دهند. این روبات ها قادرند به طور خودبخود تصمیمات متنوعی بگیرند که یکی از آنها تمایز قایل شدن بین غیرنظامیان و افراد مسلح در منطقه جنگی است.

شماری از دولت ها شامل ایالات متحده آمریکا از حرکت در این مسیر هیجان زده اند. آنها خوشحالند که می توانند سربازان را از میدان نبرد خارج کنند و یا ماشین آلات را در میدان نبرد قرار دهند و در نتیجه تلفات را کاهش دهند.

اما کابوس ظهور این روبات ها به عنوان روبات های قاتل هم وجود دارد و بهترین راه برای پیشگیری از این کابوس اخلاقی منع جامع تولید و توسعه این سیستم ها ذکر می شود.

با این حال ظهور روبات های قاتل واکنشی در سطح عموم به وجود نیاورده در حالی که کارشناسان بر این باورند که این روبات ها چهره جنگ را به طور کامل تغییر می دهند.

آنها می گویند مشکلی که با دادن قدرت تصمیم گیری به روبات ها حتی پیچیده ترین آنها وجود دارد این است که مسیر شفافی در نحوه پاسخ گویی در قبال اشتباهات اجتناب ناپذیر وجود نخواهد داشت. اگر یک روبات قاتل اشتباه کند چه کسی پاسخ گو است؟ مشخص است که یک روبات نمی تواند پاسخگو باشد.

روبات قاتل رد گلوله هایش را در رایانه اش از بین می برد و بنابراین روشی قطعی برای یافتن پاسخگو وجود نخواهد داشت. درحالی که این موضوع در قوانین مربوط به جنگ اهمیت زیادی دارد.

سازمان دیدبان حقوق بشر خطر استفاده از روبات های قاتل را واقعی می داند و بر لزوم توقف این روند پیش از این که دولت ها توسعه آنها را شروع کنند تأکید می کند.

در گزارش دیدبان حقوق بشر تأکید شده روبات های قاتل زنگ خطر را برای دورنمای اخلاق در حوزه فناوری به صدا درآورده اند و انعقاد معاهده ای بین المللی در زمینه منع تولید، توسعه و استفاده از سلاح های خودکاری که قادرند اعمالی غیرارادی انجام می دهند را الزامی می داند.

امتیاز به مطلب

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)

گیاهان، میوه ها، سبزیجات (a-o) – آموزش زبان

گیاهان، میوه ها، سبزیجات (p-z) – آموزش زبان

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)acorn
(میوه یا دانه ی بلوط)
The acorn is the nut of an oak tree

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)almond
بادام
An almond is a type of nut

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)apple
سیب
An apple is a juicy fruit that grows on an apple tree


لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)Appleseed, Johnny

فردی افسانه ای که در آمریکا درختان سیب می کاشته است. نام واقعی او جان چاپمن بود ولی به دلیل عشق و علاقه اش به پرورش درختان سیب، اپل سید (جانی دانه سیب) نامیده می شد.
Johnny Appleseed was a legendary man who planted apple trees through the USA. His real name was John Chapman, but he was called Johnny Appleseed because of his love for growing apple trees

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)apple tree
درخت سیب
An apple tree is a fruit tree

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)Arbor Day
روز تعطیلی که مردم تشویق به کاشتن و نگهداری از درخت می شوند. این روز در اواخر ماه آوریل یا اوایل ماه مه است (معادل روز درختکاری در ایران).
Arbor Day is a holiday that encourages tree planting and tree care. In the USA, Arbor Day is usually celebrated on the last Friday in April

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)artichoke
آرتیشو، کنگر فرنگی

The artichoke is a spiny, green vegetable

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)avocado
نوعی میوه شبیه به انبه یا گلابی بزرگ، آووکادو
The avocado is an oily, green fruit; it is sometimes called the alligator pear. Avocados grow on trees in warm areas

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)bamboo
نی
Bamboo is a very useful plant from Asia. Pandas eat bamboo

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)banana
موز
Bananas are a sweet, yellow fruit

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)bark
پوست درخت
Bark is the hard, outer covering of the trunk, branches, and roots of trees

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)blackberry
تمشک (سیاه)
Blackberries are dark-colored, edible berries that grow on prickly vines

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)bluebell
گل استکانی
Bluebells are bell-shaped flowers

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)blueberry
زغال اخته
The blueberry is a tiny blue fruit

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)bouquet
دسته گل
A bouquet is a bunch of flowers

 

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)branch
شاخه
A branch is a tree or other plant that grows from the trunk or stem

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)broccoli
نوعی گل کلم
Broccoli is a green vegetable

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)bulb
پیاز (گل)
A plant bulb wil sprout into a new plant. Onions are bulbs

 

 

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)cactus
کاکتوس
A cactus is a prickly plant that lives in dry places

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)California poppy
نوعی گل کوچک و فنجانی شکل که در مناطق خشک زندگی می کند.
The California poppy is a small, cup-shaped flower that lives in dry areas

 

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)carnation
(گل) میخک
A carnation is a flower; it can be white, pink, or red

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)carrot
هویج
A carrot is an orange vegetable that grows underground

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)cauliflower
گل کلم
Cauliflower is a white vegetable; it is related to broccoli

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)celery
کرفس
Celery is a crisp, green vegetable

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)cherries
گیلاس
Cherries are a sweet, tangy, red fruit

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)compost
کود
Compost is decayed organic matter that enriches soil

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)corn
ذرت
Corn is a yellow vegetable you can eat on its cob. Corn was grown by Native Americans for thousands of years before the Europeans settled in North America

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)cucumber
خیار
Cucumber is a cool, crisp vegetable that is good in salad

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)daffodil
(گل) نرگس
The daffodil is a yellow flower that blooms early in the spring

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)daisy
(گل) مینا
The daisy is a pretty flower

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)dandelion
قاصدک، گل قاصدک
Dandelions are weeds with pretty yellow flowers that turn into seed puff-balls

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)deciduous
(درخت) برگ ریز
A deciduous plant loses its leaves in the winter. Apple trees are deciduous

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)eggplant
بادمجان
An eggplant is a purple vegetable

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)elm
درخت نارون
The elm is a large, fast-growing deciduous tree

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (1)evergreen
همیشه سبز
An evergreen plant doesn’t lose its leaves in the winter

امتیاز به مطلب

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)

گیاهان، میوه ها، سبزیجات (a-o) – آموزش زبان

گیاهان، میوه ها، سبزیجات (p-z) – آموزش زبان

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)palm tree
درخت نخل
Palm trees are a primitive type of tree

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)peach
هلو
Peaches are sweet, juicy fruit with fuzzy skin

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)peanut
بادام زمینی
Peanuts grow underground; they are a type of legume

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)pear
گلابی
The pear is a sweet fruit with a thin skin

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)pea pod
غلاف نخود سبز
Peas grow in pea pods

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)peas
نخود سبز، نخود فرنگی
Peas are small, round vegetables

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)pepper
فلفل
A pepper is a sharp-tasting, hollow vegetable. Peppers can be red, green, yellow, and orange

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)pinecone
میوه کاج، غلاف کاج
A pinecone contains many of the seeds of a pine tree

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)pine tree
درخت کاج
A pine is an evergreen tree; it doesn’t lose its needle-like leaves in the winter

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)plant
گیاه
Plants are living things that get their food and energy from sunlight, soil and air

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)plant pot
گلدان
A plant pot is a container in which a plant is grown

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)plum
آلو، آلوچه
A plum is a sweet, juicy, purple fruit

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)pod
غلاف (نخود، لوبیا و غیره)
Peas grow in pea pods

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)poppy
خشخاش
A poppy is a delicate flower

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)potato
سیب زمینی
Potatoes are starchy vegetables that grow undergound

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)prune
آلو (خشک)
A prune is a dried plum

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)pumpkin
کدو تنبل، کدو حلوایی
The pumpkin is a large, orange vegetable that grows on a vine

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)radish
تربچه، ترب
A radish is a sharp-tasting vegetable that grows underground

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)rain forest
جنگل استوایی، جنگل بارانی
A rain forest is a wet tropical environment teeming with plants and animals

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)raspberry
تمشک (جنگلی)
Raspberries are a type of edible berry that grows on a prickly vine

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)redwood
درخت سرخ چوب، درخت بسیار بلند
The redwood is the tallest tree, growing up to 360 feet tall

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)rice
برنج
Rice is a food. It is a grain that grows in warm, wet soil. Rice is an important food in much of Asia

 

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)roots
ریشه
The roots are the parts of a plant that gets water and other nutrients from the soil. Roots also store energy and provide support for the plant. Most roots grow underground

 

لغات انگلیسی مربوط به گیاهان، میوه ها و سبزیجات (2)rose
(گل) رز، گل سرخ
The rose is a beautiful flower with a sweet scent

امتیاز به مطلب

لغات انگلیسی مربوط به پرندگان

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگان

albatross
آلباتروس،نوعی مرغ دریایی بومی اقیانوس کبیر
The albatross is web-footed bird that can fly for a long period of time

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانArctic tern
پرنده ای کوچک که هرسال از قطب شمال به قطب جنوب و بالعکس پرواز می کند.
The Arctic tern is a small bird that flies from the Arctic to the Antarctic and back again each year

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانbald eagle
عقاب سر سفید،عقاب آمریکایی
The bald eagle is a large bird of prey. It is the symbol of the USA

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانbeak
منقار
A beak is the hard, outer part of a some animal’s mouth. Birds, octopi, squid, and other animals have beaks. Some dinosaurs had them too

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانbiped
جانور دوپا
A biped is an animal that walks on two legs. People and birds are bipeds. Tyrannosaurus rex was a biped

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانbird
پرنده
Birds have feathers and wings. Most birds can fly

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانblackbird
توکای سیاه
Blackbirds are black

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانbluebird
کبودمرغ (نوعی پرنده مهاجر)
The bluebird is a beautiful song bird that is the symbol of many of the states in the USA

 

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانblue jay
یک پرنده زیبای آبی و پر سر و صدا
The blue jay is a beautiful, noisy blue bird

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانbones
استخوان ها
Bones are hard, structural parts of the body of many animals, including birds

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانcage
قفس
Some people keep birds in cages

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانCanada goose
پرنده (غاز) بزرگ آمریکای شمالی که قات قات (صدای غاز) می کند.
The Canada goose is a large North American bird that honks

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانcanary
قناری
Canaries sing very well

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانcardinal
سهره سرخ
The Northern Cardinal is a bird with a short, wide bill. The male is bright red; the female is brownish-red

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانcarnivore
جانور گوشتخوار
Carnivores are organisms that eat meat. Many birds, like eagles, are carnivores

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانcassowary
یک پرنده بسیار بزرگ استرالیایی که نمی تواند پرواز کند و روی سرش یک کاکل شبیه کلاه خود است.
A huge, flightless bird from Australia with a helmet-like crest on its head

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانchick
جوجه
A chick is a baby chicken. Some other baby birds are also called chicks

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانchicken
جوجه، پرنده جوان
A chicken is a farm animal

 

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانclaw
پنجه
A claw is a hard, sharp, curved nail on the feet of some animals. Bears, cats, birds, dinosaurs, and many other animals have claws

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانcockatoo
طوطی کاکلی
Cockatoos are birds that have a large, feathery crest and a hooked bill. They are from Australia and Indonesia

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانcrane
درنا
The crane is a wading bird with a long neck, a long bill, and long legs

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانcrow
کلاغ
A crow is a very smart black bird

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانcuckoo
فاخته، کاکو (کوکو)
Cuckoos are birds whose call sounds like coo-coo

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانdodo
پرنده ای بزرگ وفاقد قدرت پرواز که نسلش منقرض شده است.
The dodo is an extinct, flightless bird that lived on an island in the Indian Ocean near Africa

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانdove
پرنده ای که مظهر صلح است،کبوتر صلح
The dove is a bird that is a symbol of peace

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانduck
اردک، مرغابی
Ducks are birds that have webbed feet and a flattened bill. They swim well and live near the water

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانduckling
جوجه اردک، جوجه مرغابی
A duckling is a young duck

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانeagle
عقاب
The eagle is a large bird of prey. It has a hooked bill and sharp talons

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانegret
ماهیخوار سفید، حواصیل
The egret is a large wading bird

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانemperor penguin
بزرگترین پنگوئن است و در تکه های یخ در قطب جنوب زندگی می کند.
The emperor penguin is the largest penguin; it lives on ice packs in Antarctica

 

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانemu
شترمرغ استرالیایی، امو
The emu is a large Australian bird that cannot fly

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانendangered species
گونه های در معرض خطر
Endangered species are types of animals or plants that may become extinct soon. Many birds species are endangered

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پرندگانextinct
منقرض
When a group of animals or plants goes extinct, they are gone forever. Some extinct animals include dinosaurs, saber-toothed cats, and dodo birds

 

امتیاز به مطلب

کدام والدین بهترین شیوه فرزندداری را دارند

خانوادهشیوه فرزندداری والدین مقتدر بهترین شیوه تربیت فرزندان شمرده می شود. والدین مقتدر به رابطه نزدیک با کودکانشان باور دارند و در عین حال به حفظ سطح بالا و قابل قبولی از انتظارات و قواعد و دستورالعمل ها اعتقاد دارند. در حالی که انجام این کار مشکل است اما این شیوه فرزندداری سالم ترین و متعادل ترین سبک برای پرورش کودکان است.

والدین مقتدر مشی رفتاری کاملاً روشن و عادلانه ای درقبال فرزندانشان دارند. این خط مشی با توجه به شرایط خاص، سبک و تغییرات شخصیتی ای که ممکن است در کودک به وجود بیاید و متناسب با سن او قابل انعطاف است. به عبارت دیگر این قبیل والدین شفاف و استوارند، اما منجمد و سخت نیستند. پدر و مادر مقتدر شنونده خوبی هستند، احترام می گذارند و ارتباطشان با بچه شان دو طرفه است. این قبیل والدین حتی ممکن است مشوق فرزندانشان برای بحث کردن پیش از اتخاذ تصمیم نهایی در مورد یک موضوع داغ باشند.

قوانین دلبخواهی هیچ جایی در خانواده مقتدر ندارد. اما در این خانواده، پدر و مادر همیشه حرف آخر را می زنند. به عنوان مثال پدر و مادر مقتدر کودک را هدایت می کنند و باور دارند که نقش الگو را برای فرزندانش دارند. اما درعین حال اذعان دارند که هیچ کس کامل نیست، دست کم درباره خودشان یا بچه هایشان چنین فکر می کنند و هنگامی که شرایط اقتضا می کند آشکارا عذر خواهی می کنند.

پدر و مادر مقتدر و بچه هایشان روابط گرم، دوستانه و با احترام متقابل برقرار می کنند. حتی زمانی که اختلاف نظر وجود دارد، آنها شیوه ای محترمانه در پیش می گیرند. کودک در یک خانواده مقتدر می داند که حتی زمانی که پدر و مادر از دست او ناراحتند باز هم به او عشق می ورزند.

پدر و مادر مقتدر حس رو به رشد استقلال در کودک را با افزایش آرام آزادی های مجاز و بر اساس بلوغ آنها، مسئولیت پذیری و اعتماد به آنها تشویق می کنند. هدف پدر و مادر مقتدر این است که کودکان را برای یک زندگی کاملاً مستقل در بزرگسالی آماده کنند.

درنتیجه وجود عشق و احترام متقابل در یک خانواده مقتدر، شمار درگیری ها بسیار ناچیز خواهد بود و مجازات ها نادر خواهند شد. زمانی که لازم باشد مجازات هم درکار خواهد بود که نتیجه طبیعی و منطقی یک عمل است.

http://parenting.families.com/blog/authoritative-parenting-an-overview

امتیاز به مطلب

شیوه رفتاری مادران چینی

شیوه رفتاری مادران چینیهمه والدین می کوشند موازنه درست و بجایی بین تشویق و نظم و انضباط در فرزندانشان برقرار کنند. امی چو استاد حقوق دانشگاه ییل آمریکا کتابی منتشر کرده و در این کتاب می گوید مادران چینی که او آنها را مادرببر می خواند از مادران غربی بهترند. (برای آشنایی با نظرات او درباره شیوه فرزندداری مادران چینی به مطلب ویژگی های رفتاری والدین چینی مراجعه کنید.)

چو در این کتاب فرزندداری موفق را مستلزم کنترل هرچه بیشتر بر جنبه های زندگی یک کودک معرفی می کند، از منع بازی گرفته تا جیغ کشیدن بر سرکودک به خاطر این که نمره عالی نگرفته است.
برایان کی باربر روانشناس و استاد دانشگاه تنسی این نظر را رد می کند و می گوید که هیچ فرهنگی از جمله چین هم این نوع دخالت را مناسب نمی داند.

باربر و همکارانش برای کسب اطلاعات بیشتر درباره تفاوت های مربوط به کنترل روانی در سراسر جهان تحقیقی انجام دادند. برای این کار آنها با 120 نوجوان از پنج فرهنگ مختلف از جمله در کاستاریکا، تایلند و آفریقای جنوبی مصاحبه کردند و سپس 2100 مورد دیگر را هم بررسی کردند.  یافته های آنها نشان داد برخی از رفتارهایی که در کتاب چو توصیف شده، مانند توهین به بچه ها (او یک بار دخترش را آشغال نامید)، بی اعتبار کردن احساسات آنها و تجاوز به حریم خصوصی شان با افسردگی و رفتار ضد اجتماعی در آنها همبستگی دارد. این یافته با نتایج تحقیقاتی که در گذشته در همین رابطه انجام شده منطبق است.

باربر خانواده های «مستبد» را از خانوارهای «مقتدر» متمایز می کند. در خانواده های مستبد اجبار بیش از حد وجود دارد درحالی که در خانواده های مقتدر سخت گیری با ملایمت همراه است و خودمختاری کودک تشویق می شود. مطالعه ای که پیش از این از سوی لورنس اشتاینبرگ از دانشگاه تمپل و همکارانش بر روی 20000 دانش آموز دبیرستانی انجام شده بود نشان داد کودکانی که در خانواده های مقتدر بزرگ می شوند معمولاً از نظر روانی سالم ترند.

در حالی که میزان اضطراب و افسردگی در بچه هایی که در خانواده های مستبد رشد می کنند بالا است. نکته قابل توجه این که بود که بچه هایی که در هر دو خانواده پرورش یافته اند رتبه های خوبی به دست می آورند. بنابراین «مادر ببر» بودن برای عالی بودن شرط لازم نیست. مادرببر عنوانی است که چو به مادران چینی داده است.

امی چو مقاله بحث برانگیزی هم در نشریه وال استریت ژورنال منتشر کرده. او در این مقاله از روش های سختگیرانه والدین "چینی" خیلی بیشتر از روش های سهل گیرانه والدین "آمریکایی" حمایت می کند. منتها کارشناسان اشکال اصلی در استدلال چو را این می دانند که "مادران چینی" -و به طورکلی والدین مستبد و سلطه گر صرف نظر از قومیت آنها- ممکن است در کوتاه مدت باعث شوند کودکانشان به مدارج بالا دست یابند، اما در دراز مدت روش های استبدادی آنها جلوی رشد موفقیت را در آنها می گیرد.

امتیاز به مطلب

ویژگی های رفتاری والدین چینی

ویژگی های رفتاری والدین چینیآیا برنامه ریزی بدون درنظر گرفتن زمانی برای بازی، بدون تماشای تلویزیون، بدون انجام بازی های رایانه ای و ساعت ها تمرین موسیقی می تواند بچه های شادی تحویل دهد و درصورتی که آنها با این وضعیت دست به مبارزه بزنند چه اتفاقی می افتد؟

بسیاری از مردم درعجبند که والدین چینی چگونه می توانند چنین بچه های موفقی تربیت کنند. بسیاری می خواهند بدانند که یک خانواده چینی شبیه چیست. خب، من می توانم به شما  بگویم چون خودم یک چینی هستم. حتی زمانی که والدین غربی فکر می کنند سختگیرند، حتی به نزدیکی مادران چینی هم نمی رسند. برای مثال، دوستان غربی من که خودشان را سختگیر می دانند، فرزندانشان را وامی دارند هر روز 30 دقیقه و حداکثر یک ساعت ساز بزنند. برای یک مادر چینی، ساعت اول قسمت آسان ماجرا است و این ساعت های دوم و سوم است که دشوار است. خود من اجازه این کارها را به دخترهایم نمی دهم:
-وقت گذرانی در شب، بیرون یا درون خانه با دوستان و …
-ترتیب دادن بازی برای بچه هایم
-شرکت در بازی های مدرسه ای
-تماشای تلویزیون یا بازی با بازی های رایانه ای
-انجام فعالیت های فوق برنامه
-گرفتن نمره ای پایین تر از عالی

مطالعات زیادی درباره فرهنگ چینی انجام شده که نشان دهنده تفاوت های مشخص و قابل سنجش بین والدین چینی و غربی است. در یکی از مطالعات درباره 50 مادر آمریکایی و غربی و 48 مادر چینی مهاجر تحقیقاتی انجام گرفت. تقریباً 70 درصد مادران غربی تأکید کردند که فشار آوردن بر بچه ها برای دستیابی به موفقیت تحصیلی برای آنها خوب نیست. "یا اینکه "پدر و مادر لازم است این ایده را در بچه ها جا بیندازند که یادگیری تفریح است." برعکس، تقریبا هیچ یک از مادران چینی این احساس را نداشتند. اکثر قریب به اتفاق مادران چینی گفتند به این که کودکان آنها می توانند "بهترین" دانش آموز باشند باور دارند و این که "پیشرفت تحصیلی" انعکاسی از فرزند داری موفق است و اگر کودکان در مدرسه عالی نیستند پس "مشکلی" وجود دارد و پدر و مادر کارشان را درست انجام نداده اند.

امتیاز به مطلب

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی ها

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی ها

apron
پیش بند
An apron protects clothing from getting dirty

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاBackpack
کوله پشتی
A backpack is a sack that is worn on the back and is used to carry things

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاbathing suit
مایو
A bathing suit is a garment you wear while swimming

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاbeads
گردن بند (مدل تسبیح)، تسبیح
Beads are small objects with a hole through them so that they can be strung together to make jewelry or other things

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاblouse
بلوز
A blouse is a shirt, a type of garment worn on the upper part of the body

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاboots
چکمه، نیم چکمه
Boots are a type of shoe. Boots cover the feet and part of the lower legs

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاbow
پاپیون
A bow is loops of ribbon or sting that are tied together

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاbracelet
گردن بند
A bracelet is jewelry you wear on your wrist

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاbraid
گیس بافته
A braid is three or more strands that are woven together into a rope-like shape

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاbutton
دکمه
A button is used to fasten clothes

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاcane
عصا
A cane is a walking stick

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاcap
نوعی کلاه
A cap is a type of hat

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاcape
شنل
A cape is a flowing piece of clothing that hangs loose on your shoulders

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاchange purse
کیف پول خرد
Coins are carried in a change purse

 

 

 


clothcloth
پارچه
Cloth (also called fabric) is a material that is produced by weaving or knitting thread. Clothing is made from cloth
bathing suit

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاclothes
لباس ها
People wear clothes

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاclothes hanger
چوب لباسی
We hang up clothes on clothes hangers

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاclothespin
گیره لباس
Clothespins are used to hang wet laundry on a clothes line to dry

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاcoat
پالتو
A coat helps you keep warm when it is cold

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاcostume
1) لباس نمایش
2) لباس، کت و دامن زنانه
People wear costumes to pretend they are someone or something else

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاcrown
تاج
A crown is a fancy hat worn by kings and queens

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاdress
پیراهن (زنانه)
A dress is a piece of clothing with a top and a skirt

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاearmuffs
روگوشی، حفاظ گوش (خصوصا”برای گرما)
Earmuffs keep your ears warm

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاearring
گوشواره
Earrings are jewelry for the ears

 

 

clothfabric
پارچه
Fabric is a material that is produced by weaving or knitting thread. Clothing is made from fabric

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاeyeglasses
عینک
Eyeglasses help some people see more clearly

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاglasses
عینک
Glasses help some people see more clearly

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاglove
دستکش
We wear gloves to protect our hands

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاgown
لباس بلند زنانه
A gown is a fancy dress

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاhairbrush
برس مو
A hairbrush is used to brush and untangle hair

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاhanger
چوب لباسی
We hang up clothes on hangers

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاhat
کلاه
Some hats protect you from the sun. Some hats are just for fun

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاhelmet
کلاه ایمنی،کلاه خود
A helmet protects your head

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاice skate
کفش پاتیناژ
When you wear ice skates, you can glide across ice

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاiron
اتو
Irons press the wrinkles out of clothes

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاjacket
کت
A jacket is a short coat

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاjeans
شلوار جین
Jeans are pants made from denim fabric

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاjewel
جواهر
Jewels sparkle and shine

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاjewelry
جواهرآلات
Rings, pins, earrings and necklaces are jewelry

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاkimono
کیمونو (لباس سنتی ژاپن)
A kimono is a beautiful gown worn by Japanese women

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاknapsack
کوله پشتی
A knapsack is a sack with shoulder straps that is worn on the back and is used to carry things

 

 

 

لغات انگلیسی مربوط به پوشیدنی هاknitting
بافتن
Sweaters and socks are made by knitting

 

امتیاز به مطلب