اثر زبان و فرهنگ ایرانی و اسلامی بر کشور انگلستان

alchemy (شیمى)، alcohol (الکل)، alcove (شاه نشین)، algebra (جبر)، algorithm (الگوریتم)، alkali (قلیایى)، almanac (تقویم)، amber (عنبر)، aniline (آنیلین آبگونه سمى و بى رنگ در شیمى)، arsenal (زرادخانه)، azimuth (در مساحى سمت)، bint (دختر)، breeze (نسیم)، camel (شتر)، candy (آبنبات، خروس قندى)، carat (قیراط)، caraway (زیره)، cat (گربه)، chamois (بز کوهى، چرم)، cheque (چک)، cipher (صفر)، coffee (قهوه)، cotton (پنبه)، cut (قطع)، cuff (سردست پیراهن)، elixir (اکسیر)، giraffe (زرافه)، guild (صنف، انجمن)، jar (ظرف شیشه اى یا سفالى دهان گشاد)، logarithm (لگاریتم)، loofah (لیف)، lute (عود)، macabre (ترسناک، مهیب)، magazine (انبار)، marzipan (آرد آمیخته با بادام)، mattress (تشک)، mohair (موهر)، mufti (مفتى)، nadir (در نجوم سمت القدم، حضیض)، rachet (راکت)، suffron (زعفران)، satin (ساتن)، sherbet (شربت)، shufti (در یک چشم به هم زدن، یک نظر)، silksugar (شکر که ریشه اصلى آن سانسکریت است)، syrap (شربت دارویى، شیره)، tabby (گربه بویژه ماده)، talisman (طلسم)، tamarind (تمبر هندى)، tambourine (تمبور)، tangerine (نارنگى)، tare (نوعى گیاه)، turmeric (زرچوبه)، tariff (تعرفه)، tarragontyphoon (تیفون، چرخند استوایى)، vizier (وزیر)، zenith (اوج)، zero (صفر، هیچ)، sofa (کاناپه)؛ اعراب بخشى از کف را برآمده مى ساختند و آن را با فرش و کوسن مى پوشاندند. (ابریشم)، (ترخون)،

امتیاز به مطلب

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

To top