با ابداع شیوه تولید ناب، عصری که مشتریان باید خود را با تولیدات کارخانجات هماهنگ می کردند به پایان رسیده است. در شیوه تولید ناب اطلاعات مربوط به مشتریان و اولویت نیازهای آنها بررسی می شود و تولیدکنندگان می کوشند چیزی را تولید کنند که مشتری از آنها می خواهد. نتیجه تنوع زیاد در محصولات تولیدی است. در حالی که در سیستم تولید انبوه که صنایع کشور ما نیز همچنان از آن پیروی می کنند، تولیدکنندگان و فروشندگان می کوشند مشتریان را مجاب کنند چیزی که آنها تولید می کنند و می فروشند برای مشتری مناسب است! نتیجه نارضایتی بسیاری از مشتریان ایرانی از کالاهای ساخت داخل است چرا که آنها امکان زیادی برای انتخاب کالای مورد نظرشان ندارند.
از طرفی تولید ناب هدف خود را این قرارداده که ضایعات هم هنگام تولید، زمان آماده سازی و تولید کالا، حمل ونقل، انبار کردن کالاو از کار افتادن ماشین آلات و ابزار صفر شود. در حالی که می دانیم در سیستم تولید انبوه که صنایع ایران همچنان از آن تبعیت می کنند همیشه نیروی کار اضافی، کالاهای انبار شده و فضای اضافی وجود دارد. از این رو است که صنایع ایران صنایعی با ریخت و پاش زیاد تلقی می شود. ضمن این که در سیستم تولید ناب کیفیت هر کالابه حدی اهمیت دارد که به محض دیدن نقصی در یک کالاخط تولید متوقف می شود تا نقص آن برطرف شود. در برخی صنایع این کار با تنظیم دستگاه ها انجام می شود و در صنایع دیگر کارگران چنان آموزش دیده اند که خودشان نقص هر کالارا تشخیص دهند و حتی یک کارگر می تواند به خاطر نقص یک کالاخط تولید را متوقف کند. در حالی که در تولید انبوه تنها مدیر اختیار این کار را دارد.
از دیگر مزیت های تولید ناب این است که جنس با کیفیت بالارا با قیمت ارزان تر روانه بازار می کند.
در تولید ناب مهم است که کالادقیقاً مطابق با مقدار تقاضا و یا تعداد مورد نیاز تولید شود. جنبه دیگر کاهش تعداد کارگران است. از طرف دیگر هم از آن جا که در تولید ناب از ماشین ها به درستی نگهداری می شود، می توان مدت های مدیدی از آنها استفاده کرد. درواقع ارزش ماشین از روی قدرت درآمدزایی کنونی آن تعیین می شود، نه تعداد سال هایی که کار کرده است. در تولید ناب اندیشه تولیدکننده کمال است. یعنی نزول پیوسته قیمت ها، به صفر رساندن میزان عیب ها، به صفر رساندن موجودی و تنوع بی پایان محصول اهداف او را تشکیل می دهد.
در پایان خط تولید دو شیوه تولیدی انبوه و ناب تفاوت قابل توجهی وجود دارد و آن این است که در کارخانه ای که تولید ناب انجام می دهد، تقریباً هیچ محوطه دوباره کاری وجود ندارد اما در کارخانه ای که تولید انبوه انجام می دهد، محصولات معیوب زیادی وجود دارند که در نهایت منجر به افزایش قیمت محصول نهایی و کیفیت پائین تر برای خریدار می شود و همچنین باعث می شوند تا توان رقابتی کارخانه کاهش پیدا کند. در واقع می توان گفت تولید ناب، یک فلسفه تولید است که سعی می کند اصول تولید دستی را با اصول تولید انبوه ترکیب کند. در تولید دستی هیچ تولیدی آغاز نمی شود مگر آن که سفارشی از سوی یک مشتری خاص دریافت شود و بعد هم به مشتری و نیازش تمرکز می شود.
به هر حال مفهوم بنیادین تفکر ناب ریشه کن کردن اتلاف و آفرینش ارزش در سازمان است. تولید ناب فلسفه و نگرشی است که درصدد حذف هر فرآیند اضافی ای از مرحله تهیه مواد اولیه تا تولید و نهایتاً فروش است که ارزش افزوده ای ایجاد نمی کند. در تولید ناب مدیریت برای کارگران ارزش و احترام قائل است و مسئولیت ها را به آنها واگذار می کند و در مقابل انتظار دارد که کارگران هم پاسخگوی نیازهای کارخانه باشند. همچنین مهم ترین رکن سیستم ناب رابطه با مشتریان است. اصول محوری سیستم تولید ناب هم اینک به الگویی برای بسیاری از تولیدکنندگان و ارائه کنندگان خدمات تبدیل شده است.
همین دلایل کافی است که به این نتیجه برسیم که ما هم باید به طور جدی به پیاده کردن اصول محوری سیستم تولید ناب در صنایع مان بیندیشیم.