نقشی که نهادهای آموزشی به ویژه مدرسه ها می توانند در رفع مشکلات نوجوانان مستعد بزهکاری و یا حتی نوجوانان بزهکار انجام دهند بسیار مهم و تعیین کننده است. به خاطر همین است که نظام های آموزش بسیاری از کشورها هدف ایجاد مهارت های غیر درسی نظیر افزایش آستانه تحمل و بردباری برای مواجهه با پیچیدگی های جوامع امروزی را جدی می گیرند.
بهبود پندار درباره خود، افزایش اعتماد به نفس، کاهش احساس حقارت، توانایی بحث کردن، درست دیدن مسایل و نحوه سازگاری با اجتماع از مهارت هایی است که می توان در مدرسه به دانش آموزان آموخت تا بهتر با مشکلاتشان رودررو شوند. اما گاهی برخی از افراد در کادر مدرسه پیدا می شوند که نه تنها کاری در جهت حل مشکلات نوجوان پیدا نمی کنند بلکه به آن دامن هم می زنند. به عنوان مثال نوجوانی که دچار مشکل است را وادار می کنند برای آنها جاسوسی کند تا از تنبیه یا اخراج و … رهایی یابد.
بسیارى از نوجوانان ما از خلأهاى احساسى و عاطفى اى رنج مى برند که به واکنش هاى غیرقابل پیش بینى در آنها منجر مى شود. بى توجهى به نیازهاى روانى دانش آموزان در سنین نوجوانى ناهنجارى هاى رفتارى و عاطفى و به دنبال خود بزهکاری را به دنبال مى آورد. با این وجود به نظر مى رسد هم و غم مدارس و خانواده ها تنها درس خواندن بچه ها است و کسى چندان به نیازهاى روانى آنها توجه نمى کند.
معمولاً مددکارى هم در کنار خانواده ها و در مدارس وجود ندارد و به این ترتیب نمی توان ناهنجاری ها را کنترل کرد و از به وجود آمدن نوجوانان بزهکار جلوگیری کرد. این در حالی است که والدین با توجیه این که مدرسه مراقب فرزندانشان است وظیفه خود حفاظتی خود را نیز بیش از پیش فراموش می کنند و تلاش هم نمی کنند تا شیوه رفتار درست با فرزندانشان را بیاموزند. در این شرایط نمی توان انتظاری جز افزایش تعداد نوجوانان بزهکار داشت.