زمینه بهره ورى احساس امنیت روانى است. از یک سو نیروى کار نباید تصور کند مزدى که مى گیرد با کارى که انجام مى دهد تناسبى ندارد وگرنه از زیر کار درمى رود که متأسفانه در کشور ما هم به موضوع تناسب مزد با بهره ورى توجهى نمى شود.
البته باید این را هم در نظر گرفت که درآمد نفت مانع بهره ورى نیروى کار شده است چون آنها را پرتوقع کرده و در نتیجه در این زمینه به فرهنگ سازى نیاز داریم. از طرف دیگر باید از نیروى کار حمایت شود و فرصت لازم براى پیشرفت در اختیارشان قرار گیرد. نیروى کارى که با تشویق و ترقى، حقوق کافى، ایفاى نقش در تصمیم گیرى ها و شرح دقیق وظایف مورد حمایت قرار نمى گیرد، کارى یکنواخت و تکرارى انجام مى دهد. امکان جابه جایى ندارد و در عین حال ناچار است کار اضافى انجام دهد، هرگز بهره ورى بالایى نخواهد داشت و برعکس همیشه با فشار وتنش در محل کار روبه روست.