هیچ کس نمى تواند انکار کند که افزایش بهره ورى در نیروى کار و سرمایه کاملاً به نوع نگاه مدیران بستگى دارد. مدیرى که به تخصیص صحیح منابع اهمیت نمى دهد و در عین حال با تکیه بر همین منابع اهمیت بهره ورى نیروى کار را نادیده مى گیرد، بطور مستقیم در پائین آمدن نرخ بهره ورى سرمایه و نیروى کار نقش دارد. چنین مدیرى مى تواند براى جذب و صرف سرمایه سیستم هاى مؤثر و کارایى ایجاد کند که در آن بهره ورى به حداکثر و اسراف به حداقل برسد. چنین کسى مى تواند براى آموزش و ارتقاى سطح دانش و تخصص نیروى کار برنامه ریزى کند، در نیروى کار احساس تعلق به محیط کار به وجود آورد و روحیه کار گروهى را تقویت کند.
نیروى کار تنها از مدیر متخصص و با تجربه حرف شنوى دارد. از طرفى مدیرى که خودش به مقررات احترام مى گذارد مى تواند از کارکنانش نظم و عمل به قانون بخواهد. از طرف دیگر مدیر باید در مقابل اختیار و اعتبارى که مى خواهد پاسخگو باشد. او باید توضیح دهد که نتیجه صرف هزینه مالى و انرژى در حوزه تحت مدیریتش چه بوده است. در نتیجه به عنوان اولین گام براى افزایش بهره ورى لازم است که مدیران شایسته جاى مدیران نالایق را بگیرند چون امکان ندارد افرادى که زیردست مدیران نالایق کار مى کنند افرادى با بهره ورى بالا باشند، یا چنین مدیرانى بتوانند به بهترین وجه از منابع استفاده کنند.