آنچه که محققان در کتابخانه دانشگاه ها مى بینند

حمیده احمدیان راد

کتاب هاتحقیق کار سختى است. پیدا کردن منابع، مطالعه آنها، یادداشت بردارى و استنتاج، علاقه و پشتکار زیادى مى طلبد. تازه این در شرایطى است که محقق به سهولت به منابع زیادى دسترسى داشته باشد؛ اگرنه اگر قرار باشد که او بیشتر وقتش را براى پیدا کردن منابع در کتابخانه هاى دانشگاه ها سرگردان شود و یا از طریق اینترنت نتواند به مقالات کامل دست پیدا کند، کار تحقیق حتى به کارى توانفرسا تبدیل مى شود.

 
از زمانى که اینترنت گسترش پیدا کرده، کتابخانه ها مفهوم گذشته شان را از دست داده اند و دیگر کتابخانه ها تنها محلى براى گردآورى نسخه کتاب ها نیستند. هرچند که این کارکرد هنوز اهمیت خودش را حفظ کرده است. بلکه مراجعه کنندگان به کتابخانه ها علاوه بر کتاب هاى چاپى، لازم است که به کتابخانه هاى آنلاین نیز دسترسى داشته باشند. این موضوع براى کتابخانه هاى دانشگاهى اهمیت به مراتب بیشترى دارد.
 
حالا محققى را تصور کنید که به کتابخانه دانشگاهى مراجعه مى کند. منظور، کتابخانه اى از شمار کتابخانه هاى معتبرترین دانشگاه هاى دولتى کشور است. وى پس از مراجعه مى بیند که کتابخانه دانشگاه کتاب مرجع مهمى را ندارد و یا این کتاب مرجع قدیمى شده است. اگر خوش شانس باشد و کتاب مرجع چاپى موردنظرش را پیدا کند، مى بیند که صفحه مهمى کنده شده و یا این صفحه بشدت کثیف و یا تاخورده است. او در مسیر تحقیقاتش کتابخانه دانشگاهى را پیدا مى کند که مجموعه اى از مجلات علمى مرجع را خریدارى مى کند. ولى وقتى به سراغ آنها مى رود مى بیند که این مجلات پاره پاره شده اند و نسخه هاى مجلات بدون ترتیب، سر و ته و قر و قاطى چیده شده اند و روى آنها خاک نشسته است.
 
وقتى مى خواهد از طریق اینترنت کتابخانه دانشگاه هم سایت هاى علمى موردنظرش را باز کند، مأیوس مى شود. چون کتابخانه دانشگاه به دلایلى که احتمالاً از مهم ترین آنها نپرداختن پول است، امکان دسترسى به سایت هاى مرجع را براى محققان و دانشجویان فراهم نکرده است.
 
یک دانشجوى دانشگاه تهران که تز دکترایش را مى نویسد، مى گوید: «مقالاتى که از طریق اینترنت دانشگاه پیدا مى کنیم، خلاصه مقالات هستند و کامل نیستند. برخى استادان هم استفاده از خلاصه مقالات را قبول نمى کنند. زمانى سایت خود دانشگاه این دسته از مقالات را به طور کامل ارائه مى داد، ولى مدتى است که این کار را انجام نمى دهد. طبیعى است که براى انجام کار پژوهشى از دانشگاه انتظار داریم که مقالات و نشریات جدید را در اختیارمان قرار دهد ولى این اتفاق نمى افتد و همه به خلاصه مقالات اکتفا مى کنند. در زمینه کتاب هاى مرجع هم مشکلاتى وجود دارد. من براى نوشتن تز دکترایم به کتاب مرجع سال ۲۰۰۷ نیاز دارم. در حالى که کتابخانه دانشگاه چاپ سال ۲۰۰۲ این کتاب مرجع را دارد!»
 
دکتر محمد یلپانى استاد سابق دانشگاه صنعتى شریف نیز از جمله محققانى است که در مسیر تحقیقاتش با مشکلات زیادى مواجه شده است. وى این مشکلات را در معتبرترین دانشگاه ها و دانشکده هاى کشور از جمله بخش داروسازى کتابخانه دانشکده علوم دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتى، دانشگاه صنعتى اصفهان و دانشگاه مازندران که کتاب هاى شیمى و فیزیک آن زمانى زیر نظر خودش خریدارى شده مشاهده کرده است.
 
وى مى گوید: «محقق به کتاب هاى مرجع نیاز دارد. وى در جست وجوى منبع اطلاعاتى باید از کتابى به کتاب دیگر هدایت شود. ولى این اتفاق نمى افتد چون که کتاب مرجع پیدا نمى شود. ما در رشته شیمى دو سه تا منبع اصلى داریم که تمام اطلاعات درباره این که مواد چگونه ساخته مى شوند، چه کاربردهایى دارند و داراى چه خواصى هستند را در خود دارند. یکى از این منابع اصلش مربوط به سال ۱۹۰۷ است که هر هفته یا دو هفته یک بار یک جلد جدید و به روز شده آن منتشر مى شود. به سال هاى آخر این کتاب مرجع از طریق اینترنت و به شرط پرداخت پول مى توان دسترسى پیدا کرد. ولى ما نمى توانیم از این کتاب به صورت آنلاین بهره مند شویم. واقعیت این است که دانشگاه هاى ما در جاهاى کم هزینه عضو شده اند. ولى براى دریافت مراجع قدیمى هزینه اى نپرداخته اند. همچنین مى دانیم که دانشکده اى تمام مجلات را از ابتدا جمع آورى کرده است ولى وقتى در مسیر تحقیقات به این دانشکده مراجعه مى کنیم مى بینیم که مجلات پاره پاره هستند و قروقاطى چیده شده اند.
 
از آنجایى که سخت است همه دانشگاه ها بهترین کتابخانه را داشته باشند براى حل مشکلات تصمیم گرفته شده که دو کتابخانه منطقه اى یکى در دانشگاه شیراز و دیگرى در دانشگاه تربیت مدرس در نظر گرفته شود که مجلات را خریدارى کنند و در نتیجه هفت، هشت سال است که سایر دانشگاه ها مجلات را نمى خرند. منتها دانشگاه تربیت مدرس دانشگاه جدیدى است و مجلات قدیمى را ندارد و وقتى به این مجلات مراجعه مى کنیم تازه باید راه بیفتیم و ببینیم کدام یک از کتابخانه ها جلدهاى قدیمى تر را دارند. همچنین در مورد مجلات الکترونیک لازم است هزینه اى به شرکت هاى انتشاراتى تجارى پرداخت شود تا آنها اجازه استفاده از این مطالب را به فرد یا به جمع بدهند که از این نظر هم تغذیه نمى شویم. این در حالى است که در خارج از کشور حتى در کتابخانه عمومى هم مى توان بلافاصله اطلاعات را از هر رشته اى از طریق رایانه به دست آورد. اگر هم کار با سیستم را بلد نباشیم از کتابداران خواهش مى کنیم کمک کنند. در حالى که کتابداران ما هم به اندازه کافى تعلیم داده نشده اند».
 
وى مى افزاید: «اگر مى خواهیم محقق پرورش دهیم و محقق بدون مشکل کار تحقیقاتى اش را انجام دهد، باید اطلاعات را در یک جا جمع کنیم و در اختیارش قرار دهیم و اینجا جایى باشد که کتابداران واردى داشته باشد و آنها دانشجو یا محقق را به خوبى راهنمایى کنند. این مرکز مى تواند کتابخانه ملى یا خود دانشگاه تربیت مدرس باشد.»
 
راه حل برای بهبود وضع کتابخانه های دانشگاهی
ممکن است تاکنون کسى چندان به اهمیت کتابخانه هاى دانشگاه ها توجه نکرده باشد. ولى واقعیت این است که اگر محققان و دانشجویان مستعد ایرانى امکان این را پیدا نکنند که به راحتى از طریق کتابخانه هاى دانشگاه ها به منابع علمى مورد نیازشان دسترسى پیدا کنند، ترجیح مى دهند براى تعقیب رشته مورد نظرشان راهى دانشگاه هاى خارج از کشور شوند و در نتیجه تحقیقات خود را به نام آن دانشگاه ها ثبت مى کنند و طبیعتاً از نتیجه تحقیقات آنها نیز کشورهاى خارجى بهره مند مى شوند.
 
این در حالى است که با صرف بودجه و اصلاح شیوه مدیریت کتابخانه هاى دانشگاه ها و به کارگیرى کتابداران مجرب، در حالى که خوشبختانه دوساله تعداد زیادى از آنها در دانشگاه هاى کشور تربیت مى شوند، مى توان از چنین عواقبى جلوگیرى کرد.
 
بسیارى از مشکلاتى که از نظر تأمین منابع اطلاعاتى وجود دارد را با ایجاد ارتباط صحیح بین دانشگاه هاى مختلف مى توان حل کرد. ولى لازمه این کار مدیریت صحیح و کتابداران با انگیزه است. کتابخانه هاى دانشگاه ها مى توانند یکدیگر را از امکانات و خدمات یکدیگر آگاه کنند و بین خود به مبادله منابع و اطلاعات بپردازند. در حالى که بسیارى از کتابخانه ها فکر مى کنند این کار براى آنها تولید زحمت مى کند. به این ترتیب اگر برنامه ریزى مناسبى انجام شود و کارکنان آموزش ببینند مى توان برخى از مشکلات را ازجلوى پاى محققان برداشت تا آنها در کتابخانه هاى مختلف سرگردان نشوند. در حالى که آنچه که ما اکنون داریم مجموعه اى از کتابخانه هاى دانشگاهى است که هر یک به طور پراکنده بخشى از منابع را در اختیار دارند و این منابع را در اختیار سایر کتابخانه ها قرار نمى دهند و هیچ هماهنگى و همکارى اى هم بین آنها وجود ندارد. در حالى که همکارى و هماهنگى مى تواند بسیارى از مشکلات را حل کند. در کشورهاى پیشرفته کتابداران مجرب این وظیفه را به عهده گرفته اند و سیستم هاى همکارى بین کتابخانه ها را برقرار کرده اند.
 
طبیعى است که براى حل مشکلات کتابخانه هاى دانشگاه ها توجه بیشتر دولت به تأمین منابع مالى آنها اهمیت زیادى دارد.
 
دکتر یلپانى پس از سال ها تحقیق به این نتیجه رسیده که در کشور ما متأسفانه کتاب و کتابخانه ابهت لازم راندارد. وى درباره برخى از دلایلى که کتابخانه هاى دانشگاه ها و در پى آن محققان را با مشکل مواجه کرده، مى گوید: یک عامل این است که در مدارس کار تحقیقى چندانى انجام نمى شود و دانشجویان هم در خانه از ابتدا چندان با کتاب مواجه نشده اند. در نتیجه وقتى کتابى را در دستشان مى گیرند تا مى کنند و کتاب پاره مى شود و این بلا را سر کتاب هاى دانشگاه هم مى آورند. از طرف دیگر لازم است استادان بیشتر در کار کتابخانه دخالت داده شوند و کتابداران را راهنمایى کنند. حتى لازم است که یک نفر از اساتید به طور مداوم در کتابخانه دانشگاه حضور داشته باشد و روش استفاده از منابع را به کتابداران و محققان آموزش دهد.
 
از طرفى دسترسى به کتابداران متخصص در هر رشه دانشگاهى در کتابخانه دانشگاه ضرورى است. چنین کسى باید درباره هر تخصصى اطلاعات داشته باشد. در حالى که بسیارى از کتابداران کتابخانه هاى دانشگاه هاى ما این تخصص ها را طى نکرده اند. اگر مى خواهیم آنگونه که همه آرزو داریم تحقیق، بهاى لازم را در کشورمان داشته باشد، لازم است که رسیدگى به وضع کتابخانه هاى دانشگاه ها را در اولویت قرار دهیم.
 
کتابخانه هاى دانشگاهى مجهز، دانشجویان را با انگیزه مى کند، میزان تحقیقات را افزایش مى دهد و حتى به صنایع کمک مى کند تا با استفاده از تحقیقات محققان تولیداتشان را افزایش و کیفیت آنها را بهبود بخشند.
امتیاز به مطلب

زمینمان را “سبز” نگه داریم

حمیده احمدیان راد

زمین سبززمانی سوار شدن بر خودروهای بزرگ هشت سیلندری و استفاده از انبوه لوازم مصرفی نشانه پیشرفت تلقی می‌شد. اما چند سالی است درست مصرف کردن به خاطر حفظ محیط زیست ارزش تلقی می‌شود و محیط زیست دیگر واژه‌‌ای تفننی نیست. به طوری که افکار عمومی از دولت‌ها و شرکت‌ها می‌خواهند برای حفظ زمین و سلامت عمومی در قبال حفظ محیط زیست مسئولیت بپذیرند. پذیرش مسئولیت اجتماعی از سوی مردم و دولت‌ها و شرکت‌ها در قبال محیط زیست به این معنی است که همگی در نحوه مصرف منابع تجدید نظر کنیم.

در واقع واژه‌هایی نظیر شهرسازی سبز، تولید سبز، مسافرت سبز و … که مدتی است در جهان کاربرد زیادی پیدا کرده است، با همین هدف به وجود آمده اند. منظور از به کار بردن این ترکیبات لغوی، نشان دادن توجه بیشتر به حفظ محیط زیست است. در مسافرت سبز گردشگران می‌کوشند از آب و انرژی کمتری استفاده کنند و به طبیعت صدمه نزنند. در تولید سبز کارخانجات تلاش می‌کنند مواد آلاینده کمتری وارد محیط زیست کنند و می‌کوشند تا برای تولید، به میزان بیشتری از مواد بازیافتی استفاده کنند. در شهرسازی سبز هم بناها به گونه‌‌ای ساخته می‌شوند که انرژی و آب کمتری نیاز داشته باشند. به این ترتیب شکل معماری ساختمان‌ها در شهرسازی سبز تغییر می‌کند.

امتیاز به مطلب

چگونه با خارجی ها رفتار کنیم؟

حمیده احمدیان راد

توریستراهنمای موزه که دختر جوانی است با دیدن زن فرانسوی به طرف او و همراهان ایرانی‌اش می‌آید. بعد درباره تمام زوایای موزه از زمان ساخت آن و دلیل شکل جالب معماریش تا سرگذشت پادشاهی که در قبر داخل موزه آرمیده، مجسمه‌ها و لباس‌های رزم داخل موزه و هر چیز دیگری که فکر می‌کند جالب است برای زن فرانسوی توضیح می‌دهد. یکی از همراهان زن فرانسوی هم مطالب را برای او ترجمه می‌کند. در حینی که راهنما توضیح می‌دهد، هر بازدید کننده دیگری که از او سؤالی می‌پرسد یا راهنمایی می‌خواهد جوابش را نمی‌دهد یا جواب سربالا می‌دهد.

راهنما زن فرانسوی را حتی تا بیرون از محوطه موزه و کنار مغازه‌هایی که صنایع دستی می‌فروشند هم می‌برد. در آخر با وجود این که دو زن دیگر هم همراه زن فرانسوی هستند تنها با او دست می‌دهد و خیلی گرم از او خداحافظی می‌کند و بدون خداحافظی از بقیه به محل کارش برمی گردد! توضیحات او قریب به نیم ساعت طول می‌کشد و واقعاً زن فرانسوی را تحت تأثیر کارها و شخصیت مغرور پادشاهی قرار می‌دهد که تلاش زیادی کرده بود تا ایران را متحد کند و به عنوان کشوری قدرتمند در صحنه جهانی مطرح کند. اما رفتار او به عنوان یک ایرانی به هیچ وجه نمی‌توانست زن فرانسوی را تحت تأثیر قرار دهد. زن فرانسوی به خوبی متوجه می‌شد که راهنما او را با وجود این که تنها یک کارمند ساده در کشورش است، به انبوهی از هموطنانش که در بین آنها افراد فرهیخته زیادی وجود دارند ترجیح می‌دهد یا حتی اگر می‌خواسته تصویر مثبتی از ایران نشان دهد رفتارش به حدی همراه با افراط بوده که تبدیل به رفتاری زننده شده است.

این تنها نمونه‌ای از رفتارهای غیرمتعارفی است که ما در مواجهه با خارجی‌ها به ویژه غربی‌ها در پیش می‌گیریم. در واقع به نظر می‌رسد که رفتار ما در مواجهه با این افراد دچار نوعی افراط و تفریط است. افراط و تفریط از یک طرف از جانب کسانی که نظیر راهنمای موزه رفتار می‌کنند و برعکس از جانب کسانی که می‌خواهند به خارجی‌ها نشان دهند که افراد مغروری هستند و خارجی‌ها را هیچ حساب می‌کنند و یا رفتار خصمانه‌ای با آنها دارند. این هر دو نوع رفتار هم از گذشته همراه با شیفتگی ما نسبت به جهش‌های اقتصادی غرب از یک سو و از سوی دیگر صدمات جبران ناپذیری که استعمارگران به کشور ما و غرور ملی‌مان وارد کرده‌اند و نهایت آن اجرای قانون کاپیتولاسیون در دوره پهلوی است ناشی می‌شود. ولی از هرچه که ناشی شود لازم است که در رفتارها، تعدیلی به وجود آید و همه فکر و برداشت‌هایمان را برای خودمان نگه داریم. چراکه این امر به دیدگاه خارجی‌ها به ویژه جهانگردان نسبت به فرهنگ ما خدشه وارد می‌کند. در واقع خارجی‌هایی که به دلیل مأموریت و یا به دلایل دیگر در ایران ماندگار می‌شوند یا طولانی مدت در ایران به سر می‌برند و به تدریج با فرهنگ عمومی مردم ایران آشنا می‌شوند پس از مدتی حتی ترک ایران را سخت می‌بینند. ولی برای جهانگردی که تنها مدت کوتاهی در ایران به سر می‌برد گاهی هضم بعضی از رفتارها سخت می‌شود. به ویژه که روزبه روز بر اهمیت توریسم در اقتصاد کشورها افزوده می‌شود و در کشور ما هم به تدریج رویکردی نسبت به گسترش توریسم ایجاد شده است. طبیعی است که گسترش توریسم هم به فرهنگ خاصی نیاز دارد.

مهم‌ترین بخش این فرهنگ این است که به جهانگردان لبخند بزنیم، به آنها احترام بگذاریم و بکوشیم به آنها خدمات بهتری در ازای دریافت مبلغی که از هموطنان خودمان نیز دریافت می‌کنیم ارائه کنیم.

فرانسه هر سال بیشترین میزان جهانگرد را در جهان جذب می‌کند در عین حال فرانسوی‌ها پیشگام قوانینی هستند که به مذاق فرهنگ‌های دیگر جور درنمی‌آید. نمونه آن برخورد با دانش آموزان محجبه بود که فرانسه در ایجاد جریان آن نقش زیادی داشت. ولی جهانگردان محجبه‌ای که وارد این کشور می‌شوند متوجه فکر و برداشت برخی از فرانسوی‌ها نسبت به خود نمی‌شوند. چراکه فرانسوی‌ها در هر صورت به همه لبخند می‌زنند، احترام می‌گذارند و تشکر از هیچ کس را فراموش نمی‌کنند. این نمونه نشان می‌دهد که با همین رفتارهای محترمانه و لبخند از خارجی‌هایی که با عرف جامعه ما آشنا نیستند می‌توان خواست که به مؤلفه‌های فرهنگی ما احترام بگذارند یا رفتارهای بخصوصی را انجام ندهند. به عنوان مثال پلیس یا مأمور یک موزه در فرانسه هم ممکن است به شما تذکر دهد ولی این تذکر همیشه با لبخند همراه است. برای کسب اطلاع در این زمینه که چرا فرانسه بیشترین جهانگرد را دارد اینجا را کلیک کنید.

امتیاز به مطلب

دستگاه تنفس چگونه کار می کند؟

محمدرضا کریمی

کار دستگاه تنفس تهیه اکسیژن برای اعضای بدن و برداشتن دی اکسید کربن (گاز کربنیک) از آنها از طریق تعویض دی اکسید کربن خون با اکسیژن هوا در ریه ها است.

اعضای این دستگاه عبارتند از : بینی ، حنجره ، نای (تراشه) ، ریه ها.

آناتومی دستگاه تنفس

بینی

بینی خارجی از استخوانها و غضروف ها تشکیل شده است. حفره های بینی از مخاط و عروق خونی پوشیده شده اند که هوا را قبل از رسیدن به ریه ها گرم و مرطوب می کنند و با کمک موها و مژک ها گرد و غبار آن را می گیرند.

حنجره

حنجره که در جلوی گردن قرار گرفته (در محاذات سومین تا ششمین مهره گردنی) هم راهی برای عبور هوا است و هم صدا را تولید می کند. ساختمان حنجره از چندین غضروف و عضله تشکیل شده.

نای

لوله تنفسی که به دنبال حنجره قرار گرفته نای است. ساختمان نای از غضروف هایی به شکل حلقه ناقص (Ω) تشکیل شده. نای 12-10 سانتی متر طول دارد و قطر داخلی آن 2-1.5 سانتی متر است. این لوله از محاذات ششمین مهره گردن به سمت پایین می آید و بعد به دو شاخه راست و چپ تقسیم می شود که این شاخه ها نایژه (برونش) نامیده می شود. نایژه راست 2.5 سانتی متر طول دارد و وارد ریه راست می شود. نایژه چپ 5 سانتی متر طول دارد و وارد ریه چپ می شود. نایژه ها در داخل ریه ها به شاخه های کوچکتری به نام نایژک (برونشیول) تقسیم می شوند. داخل نای و برونش ها سلول های مژکدار وجود دارند که با حرکت خود به سمت دهان ذرات موجود در هوا را بیرون می رانند و مانع رسیدن آنها به ریه ها می شوند.

ریه ها

ریه ها به شکل نیمه مخروطی هستند و قسمت های طرفی حفره سینه را پر می کنند. قاعده ریه ها روی پرده دیافراگم (عضله ای که حفره سینه و حفره شکم را از هم جدا می کند) قرار گرفته و قله ریه ها مجاور دنده اول است. ریه کودکان صورتی رنگ است ولی ریه بزرگسالان به علت ذرات ذغال وارد شده از راه تنفس خاکستری رنگ می باشد.

ریه راست از 3 قطعه (لوب) وریه چپ از 2 قطعه (لوب) تشکیل شده است. نایژک ها در ریه ها به حفره های هوایی کوچکی به نام آلوئول ختم می شوند. آلوئول ها دارای مویرگ های فراوانی هستند و تعویض اکسیژن هوا با دی اکسید کربن خون داخل این حفره ها انجام می شود.

پرده جنب

پرده ای دو لایه به نام پرده جنب هر ریه را به طور جداگانه از بیرون می پوشاند. بین این دو لایه مقداری مایع وجود دارد که باعث لغزندگی و نرم شدن حرکات می شود.

ریه ها ساختمان ارتجاعی دارند و تمایل دارند تا مثل بادکنکی بدون هوا روی خود بخوابند ولی فشار منفی که بین دو پرده جنب وجود دارد باعث باز نگه داشتن ریه ها می شود.
امتیاز به مطلب

زبان و فرهنگ مردم تاجیکستان

حمیده احمدیان راد 

مقالات مرتبط: قوم تاجیک –  تاجیکستان چگونه کشوری است؟ –  تاریخ کشور تاجیکستان –  زبان و فرهنگ مردم تاجیکستان

یک تاجیکتاجیکستان در دوران پیش از اسلام، جزیی از شاهنشاهی ایران بود و هنوز هم بیشترین اشتراکات فرهنگی را با ایران دارد. به ویژه زبان مشترک فارسی نقش زیادی در ایجاد این پیوند فرهنگی ایفا کرده است. با وجود از سرگذراندن وقایع بی شمار و کنش و واکنش با اقوام و نژادهای مختلف، تاجیکان همچنان بیشترین شباهت نژادی و پیوند فرهنگی را با ایرانیان دارند. تاجیک های تاجیکستان زبان و قوم وخویشی نزدیکی با تاجیک هایی که در شمال شرقی افغانستان زندگی می کنند هم دارند.

مردم ایران که شامل اجداد تاجیک های امروزی هم می شوند، از زمانی که منطقه آسیای مرکزی در تاریخ ثبت شده یعنی 2500 سال قبل در این منطقه ساکن شدند. زیر تسلط آخرین امپراتوری ایران یعنی ساسانیان، زبان و فرهنگ فارسی همپای دین زرتشتی در میان مردم آسیای مرکزی گسترش یافت که این مردم شامل اجداد تاجیک های کنونی هم می شوند.هنوز با وجود تغییرات جمعیتی و نژادی و فرهنگی گسترده در این منطقه، فرهنگ ایرانی هنوز هم در آسیای مرکزی نقش برجسته ای دارد.

بعد از تسلط اسلام این بار فارسی زبانان در آسیای مرکزی ساکن شدند. آنها نقش فعالی در امور اجتماعی بازی کردند و در گسترش زبان و فرهنگ فارسی نقش مهمی ایفا کردند. در قرن دوازدهم میلادی زبان فارسی به عنوان زبان نوشتاری برای بیشتر حوزه ها به کار گرفته شد.

در واقع پس از اسلام، سرزمین خراسان بزرگ  که تاجیکستان جزیی از آن به شمار می رود، زنده کننده فرهنگ ایرانی و به وجود آورنده زبان فارسی دری بود که جانشین زبان پهلوی شد. نخستین شاعران پارسی زبان هم از ناحیه خراسان بزرگ به پا خاستند که از جمله آنها رودکی است که پدر شعر فارسی محسوب می شود. در ابتدای حکومت سامانیان شهر بخارا به عنوان مرکز آموزش و فرهنگ در بخش شرقی جهان فارسی زبان مطرح شد. ادبیات  دوره سامانی نقش مهمی در حفظ فرهنگ  ایران پیش از اسلام در این منطقه بازی کرد. در نخستین سده‌ های هجری، خراسان و ماوراالنهر مهد تمدن و علوم اسلامی بودند و بزرگانی مانند ابن سینا و فارابی در خود پرورند.

سامانیان که در احیای فرهنگ ایرانی و زبان فارسی نقش بسیار مؤثری داشتند، از روستای سامان از روستاهای مرزی قلمرو ایران قدیم و تاجیکستان کنونی به وجود آوردند. سامانیان فارسی زبان مهم ترین دولت در آسیای مرکزی بعد از تسلط اسلام بودند و از 999-875 در بیشتر منطقه ای که حالا تاجیکستان نامیده می شود حکومت کردند. سامانیان در نزد مردم تاجیکستان ارزش و مرتبه زیادی دارند والهام بخش آنها به شمار می آیند. چون احیا کننده فرهنگ تاجیکستان دانسته می شوند. تا جایی که مجسمه امیر اسماعیل سامانی سمبل ملی مردم تاجیک محسوب می شود و واحد پول این کشور که تا قبل از استقلال روبل روسی بود به سامانی تغییر یافته است (هر سامانی حدود سه هزار ریال ایران است). نام شهرها و روستاها و خیابان ها هم یکی از پس از دیگری به نام سامانیان و شعرا و دانشمندانی که در زمان آنها پرورش یافتند نامگذاری می شود. در طول تسلط سامانیان از زبان نوشتاری فارسی حمایت شد. پشتیبانی سامانیان از زبان و ادب فارسی دری موجب استقلال فرهنگی و سیاسی قوم تاجیک شد و زمینه ای فراهم ساخت تا زبان فارسی تا هزار سال بعد زنده بماند و زبان رسمی دولتی قوم تاجیک شود.

از مراکز فرهنگی تاجیک نشین که در تشکل تاجیک ها نقش مؤثری داشتند می توان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نیشابور، خجند، اخسیکت، پنجیکت، هُلبُک و ترمذ اشاره کرد. در آخر قرن دهم میلادی دولت سامانی از جنوب و شمال زیر فشار ترک ها قرار گرفت. بعد از این که ترک های غزنوی در 999 میلادی سامانیان را برانداختند، دیگر هیچ قدرت عمده فارسی زبانی در آسیای مرکزی به وجود نیامد.

با شروع قرن نهم نقوذ ترک ها به حوزه فرهنگ فارسی در آسیای مرکزی افزایش یافت. ترک ها شروع به حرکت به سوی آسیای مرکزی و جنوبی کردند که منطقه تاجیکستان امروزی بود و زیر نفوذ فرهنگ پارسی قرار داشت. بعد از چند نسل بعضی از ترک ها از چوپانی به راه های دیگری برای گذران زندگی روی آوردند و همین تغییر نحوه زندگی تماس نزدیک تری بین آنها و فارسی زبانان یک جانشین به وجود آورد. از طریق ازدواج نیز تأثیر متقابل فرهنگی بین هر دو طرف یعنی هم ترک ها و هم فارسی زبانان به وجود آمد. از آمیزش تاجیک ها و ترک ها، اجداد ازبک ها به وجود آمده اند.

در طول قرن های بعد سرزمینی که در نهایت تاجیکستان کنونی شد بخشی از دولت های ترک یا مغول بود. منتها نفوذ زبان فارسی در ادبیات، حکومت و تحقیقات و علوم باقی ماند. از مهم ترین خاندان های دیگری که بر آینده همه یا بخشی از تاجیکستان اثر گذاشتند می توان ترک های سلجوقی، مغول ها و تیموریان بین قرن یازدهم و پانزدهم را می توان نام برد. از تأثیرات مخرب مغول ها این بود که چند شهر مهم منطقه را ویران کردند. تیموریان هم دانش و هنر و نامه نگاری را پاس داشتند.

پس از دوره سامانیان، اگرچه حکومتهای ترک نژادی مانند قراخانیان، غزنویان، کیدَن ها، خوارزمشاهیان، سلجوقیان و مغول ها به قدرت رسیدند، فرهنگ و بویژه زبان قوم تاجیک حفظ شد. در قسمت هایی از آسیای مرکزی نیز دولت های تاجیکی وجود داشت که از جمله أنها دولت غوریان از 543 تا 612 در ولایت غور در افغانستان، کَرْتْ ها از قرن هفتم تا هشتم در هرات، سربداران در قرن هشتم در سمرقند و نیز حکومت های بخش های شرقیِ بخارا را می توان نام برد.

در ابتدای قرن 16 ازبک ها بخش های بزرگی از آسیای مرکزی را فتح کردند. اما دولت ازبک بعد از فتح منطقه نتوانست متحد بماند و تجزیه شد. با شروع قرن نوزدهم، سرزمین هایی که بعداً  تاجیکستان کنونی شد بین سه دولت تقسیم شد. ازبک ها با مرکزیت بخارا، خناته (کوکند) با مرکزیت دره فرغانه و پادشاهی افغانستان این مناطق را تصاحب کردند. این سه برای گرفتن مناطق کلیدی با همدیگر می جنگیدند. هر چند که این مناطق بین این سه دولت پخش بود ولی حاکمان محلی هم مستقل بودند.

سرانجام مردم کشور تاجیکستان کنونی در طول دهه های 1860 و 1870 میلادی زیر سلطه روسیه قرار گرفتن. با وقوع انقلاب بلشویکی سال 1917 روسیه، این کشور کشورهای آسیای مرکزی را ضعیف نگه می داشت و تاجیکستان بیش از همه ضعیف نگه داشته می شد. در زمان اتحاد شوروی با جدا شدن شهرهای بخارا و سمرقند از جمهوری تاجیکستان، هویت ملی قوم تاجیک لطمه خورد. همچنین با ترور عده ای از روشنفکران و تبدیل خط از فارسی به لاتین و از لاتین به سیریلیک و تخریب مساجد و مدارس به دست بلشویک ها، به این قوم ستم زیادی شد. اجباری شدن ذکر «ازبک» در شناسنامه تاجیک ها، استخدام نکردن افراد با شناسنامه تاجیکی، منع انتشار نشریه تاجیکی، بستن مدارس تاجیکی و منحل کردن گروه های تاجیکی در دانشگاه ها از اقدامات ازبک ها بر ضد تاجیک ها، پس از این تقسیمات بود.

سرانجام در سال 1991 به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی، کشور تاجیکستان مستقل شد. بین سال های 1992 تا 1997 این کشور درگیر جنگ های داخلی بود و حالا به ثبات دست یافته است.

از جمله مهم ترین آداب و رسوم تاجیک ها، جشن نوروز است که بر جمهوری های دیگر، از جمله جمهوری آذربایجان و ازبکستان، نیز اثر گذاشته است.

امتیاز به مطلب

تاریخ کشور تاجیکستان

حمیده احمدیان راد

مقالات مرتبط: قوم تاجیک –  تاجیکستان چگونه کشوری است؟ –  تاریخ کشور تاجیکستان –  زبان و فرهنگ مردم تاجیکستان

تاریخ ابتدایی

تاریخ تاجیکستانبیشتر تاجیکستان امروزی اگر نگوییم همه آن، بخشی از امپراتوری هخامنشیان ( قرن شش تا چهار پیش از میلاد) بوده است. در واقع سرزمین سغد باستان که سرزمین کنونی تاجیکستان را دربر می‌گیرد، در زمان داریوش بزرگ به جزئی از امپراتوری هخامنشی تبدیل شد. این امپراتوری در قرن چهارم پیش از میلاد مقهور اسکندر مقدونی و سپس بخشی از امپراتوری اسکندر شد. پس از یورش اسکندر مقدونی ، تاجیکستان به ترتیب جزئی از پادشاهی‌های سلوکی ، اشکانی، کوشان و ساسانیان بوده ‌است بخش شمالی سرزمین کنونی تاجیکستان سغدانیا نامیده می شود که همواره مورد طمع بیابان نشینان و دولت های دیگر بوده است. خجند و بخارا و سمرقند که برای مردم ایران شناخته شده هستند در منطقه سغدانیا قرار داشته اند. عبور جاده ابریشم از این منطقه باعث می شود علاوه بر کالاهای بازرگانی مؤلفه های مذاهبی مثل بودا، مسیحیت نستوری، زرتشتی و … هم در این مسیر ردوبدل شود.

تسلط اسلام

اعراب مسلمان در ابتدای قرن هشتم میلادی شروع کردند به تسلط بر منطقه آسیای مرکزی و اسلام به سرعت در شهرها گسترش پیدا کرد. در قرن نهم دین اسلام دین رایج در کل منطقه شد. نقش آسیای مرکزی نیز به عنوان چهار راه بازرگانی ادامه یافت.

در سال 715 میلادی در زمان امویان این سرزمین به تصرف اعراب درآمد و مردم تاجیک دین اسلام را پذیرفتند.

در سده‌ دهم میلادی، تاجیکستان جزئی از قلمروی سامانیان بود. پس از سامانیان، تاجیکستان به ترتیب جزئی از حکومت های غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهیان، مغول، تیموریان و ازبک ها بوده است. در سده‌ نوزدهم میلادی، شمال تاجیکستان یعنی  خجند جزئی از خانات خوقند و جنوب تاجیکستان جزئی از خانات بخارا بوده است .خانات بخارا در سال ۱۲۴۵ خورشیدی و خانات خوقند در سال ۱۲۴۷ شمسی زیر سلطه‌ روسیه تزاریدرآمدند.

پس از انقلاب اکتبر، در سال ۱۳۰۷ شمسی یا  ۱۹۲۸میلادی، جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان به عنوان جزیی از اتحاد جماهیر شوروی تشکیل شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی  در سال ۱۹۹۱، تاجیکستان به استقلال دست یافت.

کمی پس از استقلال تاجیکستان در سال ۱۳۷۰ شمسی یا ۱۹۹۱میلادی، جنگ داخلی پنج ساله بین دولت تحت حمایت مسکو و مخالفان اسلامگرا (به رهبری عبدالله نوری) در گرفت. در این جنگ، بیش از ۵۰ هزار نفر کشته و بیش از ۷۰۰ هزار نفر بی‌خانمان شدند. در سال ۱۳۷۶ با وساطت سازمان ملل متحد ، پیمان صلح به امضای دو طرف رسید.

امتیاز به مطلب

تاجیکستان چگونه کشوری است؟

حمیده احمدیان راد

مقالات مرتبط: قوم تاجیک –  تاجیکستان چگونه کشوری است؟ –  تاریخ کشور تاجیکستان –  زبان و فرهنگ مردم تاجیکستان

واژه تاجیکستان از دو بخش “تاجیک” و”ستان” تشکیل شده است که به معنای «سرزمین تاجیک‌ ها» است. حدود 80 درصد از جمعیت این کشور نیز از قوم تاجیک هستند. ۱۵.۳٪  مردم تاجیکستان هم ازبک‌ و ۱.۱٪ آنها هم روس هستند. اقلیت‌های کوچک دیگری از قبیل اوکراینی‌، چینی‌، کره‌ای‌، تاتار و غیره  نیز در تاجیکستان زندگی می کنند که ۲.۶٪ از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. دین بیشتر مردم تاجیکستان اسلام است. بیشتر جمعیت تاجیکستان سنی حنفی هستند ولی اقلیت قابل توجه شیعه اسماعیلی هم در این کشور به ویژه در منطقه پامیر زندگی می کنند.

نقشه تاجیکستان

کشور تاجیکستان در آسیای میانه واقع شده است و از جنوب با افغانستان، از غرب با ازبکستان، از شمال با قرقیزستان و از شرق با کشور چین همسایه است. دور تا دور این کشور خشکی است. تاجیکستان ۱۴۳٬۱۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و از نظر وسعت نود و پنجمین کشور جهان است. جمعیت این کشور هم بر اساس آمار سال 2008 میلادی حدود هفت میلیون نفر است که از این نظر صدمین کشور جهان به شمار می آید. تراکم جمعیت در این کشور ۴۶ نفر در هر کیلومتر مربع است.

پایتخت تاجیکستان شهر دوشنبه است و زبان رسمی آن فارسی با گویش تاجیکی است. البته زبان روسی نیز کاربرد وسیعی در حوزه های بازرگانی و حکومتی دارد. واحد پول تاجیکستان، سامانی نام دارد. این کشور در سال ۱۳۷۰ هجری شمسی مصادف با 1991 میلادی همزمان با فروپاشی اتحاى جماهیر شوروی، استقلال یافت. کشور تاجیکستان از سال 1929 زیر سلطه اتحاد جماهیر شوروی بود.

پرچم تاجیکستانحکومت تاجیکستان جمهوری است. طبق قانون اساسی جمهوری تاجیکستان، ارگان عالی قانونگذاری این کشور پارلمان (مجلس عالی) است که عبارت از مجلس ملی و مجلس نمایندگان است. سازماندهی و فعالیت مجلس عالی طبق قانون مدنی معین می شود.

تاجیکستان چهار استان دارد که ولایت خودمختار بدخشان کوهی، سغد، ختلان و شهر و نواحی های تابع مرکز یعنی دوشنبه را شامل می شود.

صادرات عمده این کشور آلومینیوم، برق، پنبه، میوه، روغن گیاهی و منسوجات است و واردات عمده آن عبارتند از: برق، اکسید آلومینیوم، محصولات نفتی، اکسید آلومینیوم، ماشین آلات صنعتی، دارو و مواد غذایی.

طبیعت تاجیکستانتاجیکستان کشوری مرتفع است و 93 درصد این کشور کوهستانی است. تقریباً نصف محدوده تاجیکستان در ارتفاعی بیش از 3000 متر از سطح دریا قرار دارد. ولی در شمال این کشور، منطقه پست فرغانه نیز وجود دارد. تاجیکستان بعضی از بلندترین قله های آسیای مرکزی را دارد. بلندترین قله این کشور قله اسماعیل سامانی با ارتفاع هفت هزار و 495 متر است. این کشور در یک کمربند زلزله ای فعال قرار دارد و در نتیجه وقوع زمین لرزه در این کشور پدیده ای عادی است.

تاجیکستان اقلیم های مختلفی دارد. در این کشور سلسله کوه های بلندی که سرچشمه بیشتر رودخانه های منطقه آسیای مرکزی هستند، دره ها، سرزمین هایی با وضع اقلیمی معتدل که در آنها کشت زارهای پنبه، انگورزارها و باغ های میوه وجود دارد و نیز بیابان هایی با کوه های بلند که سرمای آن کمتر از فصل زمستان سیبری نیست  وجود دارد.

این کشور کوهستانی و سرسبز با بارندگی فراوان می‌تواند صادرکنندهٔ آب و برق به سایر کشورها باشد. اما تاکنون تنها از پنج تا شش درصد از توانش در این زمینه استفاده کرده است. این کشور از نظر منابع آب پس از چین، روسیه، آمریکا، برزیل، زییر، هند و کانادا در جای هشتم قرار دارد. رودخانه ها و دریاچه های این کشور از یخچال ها سرچشمه می گیرند. مجموع طول 600 رودخانه این کشور که هر یک از آنها بیشتر از 10 کیلومتر طول دارد، به بیش از 28 هزار و 500 کیلومتر می رسد. محوطه یخچال های تاجیکستان نیز هشت هزار 476 کیلومتر را در برمی گیرد. بزرگ ترین یخچال این کشور فیدچینکو است. بزرگ ترین رودخانه های این کشور سیردریا، وخش  و زرافشان هستند و دریاچه اسکندرکول بزرگترین دریاچه این کشور محسوب می شود.

امتیاز به مطلب

قوم تاجیک

 

 

 

حمیده احمدیان راد

مقالات مرتبط: قوم تاجیک –  تاجیکستان چگونه کشوری است؟ –  تاریخ کشور تاجیکستان –  زبان و فرهنگ مردم تاجیکستان

مردم تاجیکستان

قوم تاجیک قومی مسلمان و فارسی زبان از نژاد آریایی هستند. آنها قدیمی ترین ساکنان منطقه آسیای مرکزی و افغانستان و نیز ناحیه سین کیانگ چین هستند و عمده ترین جمعیت جمهوری تاجیکستان را تشکیل می دهند. تاجیک ها در شمال هندوستان و کشورهای ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و ایران نیز پراکنده اند. شرقی ترین منطقه تاجیک نشین جهان، ناحیه سین کیانگِ چین است. تاجیک ها در ایران، عمدتاً در استان های خراسان و سیستان و بلوچستان زندگی می کنند.

مردم ایران که شامل اجداد تاجیک های امروزی هم می شوند، از زمانی که منطقه آسیای مرکزی در تاریخ ثبت شده، یعنی 2500 سال قبل در آسیای مرکزی ساکن شدند. تاجیک های معاصر از نسل ایرانیان شرقی باستان ساکن در آسیای مرکزی به ویژه سغدانی ها و باختری ها و نیز شاید گروه های دیگری که ترکیبی از پارسی های غربی ایران و مردم غیر ایرانی هستند، می باشند. قوم های ترک و مغولی که بعداً به آسیای مرکزی واردشدند چندان در ویژگی های نژادی تاجیک ها تعیین کننده نبوده اند. اما به هرحال کارشناسان باور دارند که باید بعضی تشابهات با هردوی این قوم ها هم به وجود آمده باشد.

به هر حال تا پیش از تسلط  اتحاد شوروی سابق بر آسیای مرکزی که در دهه 1200 شمسی یا 1920 میلادی شروع شد و در نهایت جمهوری تاجیکستان متولد شد، این کشور شاهد تغییرات جمعیتی و تأثیرات فرهنگی و سیاسی از ناحیه ترک ها، مغول ها، چینی ها، ایران، روسیه و کشورهای دیگر منطقه بوده است. روس ها نیز بعد از یک سری لشگرکشی های نظامی که از دهه 1260 شمسی (1860 میلادی) شروع شد، در پایان قرن نوزدهم این کشور را به طور کامل زیر سلطه گرفتند. سرانجام جمهوری تاجیکستان استقلال خود را باز یافت.

منابع این سلسله مقالات:

http://www.encyclopaediaislamica.com/

madkhal2.php?sid=3042

http://farsi.tajikistanir.com/index.php?option=com

_content&task=view&id=13&Itemid=26

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C

%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

http://history1900s.about.com/gi/dynamic/offsite.htm

?site=http://lcweb2.loc.gov/frd/cs/tjtoc.html

امتیاز به مطلب

سن دایناسورها

 

دایناسورها

دانشمندان دقیقاً نمی دانند که طول عمر دایناسورها چه قدر بوده، اما حدس می زنند که بر اساس نوع گونه ها، حدود 75 تا 300 سال زندگی می کردند. طول عمر دایناسورها از طرفی به اندازه بدنشان و از طرف دیگر به نوع متابولیسم (سوخت و سازشان) بستگی داشته. سن دایناسورها را می توان بر اساس حداکثر طول عمر خزندگان امروزی مثل تمساح معمولی که 66 سال عمر می کند و طول عمر بعضی از لاک پشت ها حدس زد.

به عنوان مثال یک عدد لاک پشت از یک گونه از لاک پشت ها که در حال حاضر نسلش منقرض شده در بزرگسالی گرفته شد و در اسارت 152 سال زندگی کرد و دست آخر هم بر اثر یک حادثه مرد.

این مواردی که ذکر شد براساس طول عمر جانوران خونسرد است. در حالی که می دانیم که اگر دایناسوری متابولیسمی شبیه تر به پرندگان امروزی و پستانداران داشته، طول عمرش خیلی طولانی تر می شده.
امتیاز به مطلب

اوتریکول و ساکول چه هستند و چه کاری انجام می دهند؟

دکتر مونا زارع

اوتریکول و ساکول‌،‌ دو کیسه هستند که همراه با مجاری نیمدایره در تعادل نقش دارند. اوتریکول و ساکول در لابیرنت غشایی قرار دارند. از بین این دو کیسه اوتریکول بزرگ تر است. این کیسه بیضوی، ‌کشیده و نامنظم است. ساکول یک کیسه کوچک تر و گردتر است. ساکول در جلو و اوتریکول در عقب واقع شده و به وسیله مجرایی به هم ارتباط دارند. قسمتی از دیواره های ساکول و اوتریکول ضخیم شده و لکه (ماکولا) نامیده می شود. این لکه مشابه با ستیغ آمپولاری در مجاری نیمدایره است.

اوتریکول و ساکول هنگامی که سر در وضع نزدیک به قائم  قرار دارد، به طور فوق العاده مؤثری به حفظ تعادل عمل می کنند. در واقع شخص می تواند حتی نیم درجه عدم تعادل هنگام خم شدن بدن از وضعیت قائم را تشخیص دهد. به عبارت دیگر اوتریکول و ساکول در حفظ تعادل سکونی نقش دارند.

همچنین این دو کیسه به تشخیص شتاب خطی کمک می کنند. به عنوان مثال وقتی بدن به طور ناگهانی به جلو پرتاب می شود، یعنی هنگامی که بدن شتاب بر می دارد، اطلاعات مربوط به عدم تعادل،‌ از طرف این دو کیسه به دستگاه عصبی مرکزی ارسال می شود و موجب می شود که شخص احساس کند که گویی دارد به طرف عقب سقوط می کند. اوتریکول و ساکول با پیام هایی که به دستگاه عصبی می فرستند قسمتی از اطلاعات لازم برای جهت یابی شخص در فضا را تأمین می کنند.

این دو کیسه برخلاف مجاری نیمدایره ای و مخچه نقش پیش بینی کننده ندارند و تا زمانی که شخص از حالت تعادل خارج نشده باشد،‌ قادر به تشخیص این عدم تعادل نیستند.

امتیاز به مطلب