ایران از زمان پیش از تاریخ یعنی قرن ها پیش از آن که اولین تمدن ها در حوالی بین النهرین سر برآورند محل سکونت انسان ها بوده. کوروش کبیر استوانه کوروش را به وجود آورد که به نظر می رسد اولین بیانیه حقوق بشر جهان باشد. عقاید مهم کوروش بعداً بر حقوق بشر تأثیرات بزرگی به جا گذاشت. قواعد حکومت داری کوروش با گزینش «عشق» به جای «ترس» بنیان قانون اساسی ایالات متحده آمریکا را هم تحت تأثیر قرار داد.
در طول دوره ساسانیان فرهنگ ایرانی، مناطقی بسیار فراتر از مرزهای این امپراتوری را تحت تأثیر قرار داد. به طوری که این تأثیر به اروپای غربی، آفریقا، چین و هند می رسد و نقش برجسته ای را در شکل دادن به هنر قرون وسطایی هم در اروپا و هم در آسیا ایفا می کند. این تأثیر بعداً به جهان اسلام هم گسترش می یابد.
بعد ایران از اعراب شکست می خورد و به امپراتوری عرب ضمیمه می شود. اما این شکست پیروزی دیگری را برای ایران به همراه می آورد. بعد از این دوره ادبیات، فلسفه، پزشکی و هنر ایرانی فعال شدند و عنصر اصلی تمدن اسلامی در سراسر جهان شدند. علاوه بر برتری روشنفکری بدون بحث ایرانیان، در نتیجه هزاران سال تمدن، ایران از برتری صنعتی و هنری و پیشه وری خود هم استفاده های زیادی کرد. در طول این دوره، ایران و دانشمندان ایرانی یک دوره طلایی اسلامی را به وجود آوردند. ایران در این نقطه از تاریخ یک مرکز جهانی برای پژوهش علمی شد و با فلاسفه، دانشمندان، مهندسان و مورخانش کمک های بی شماری به فناوری، علم و پزشکی جهان کرد و بعداً بر رشد علمی اروپا در دوره رنسانس هم تأثیر گذاشت.
همین ها نشان می دهد دین اسلام سوار بر فرهنگ ایرانی، اثرات علمی فراوانی بر جای گذاشته و ایران حوزه نفوذ فرهنگی و تمدنی عالمگیر داشته و دارد و همچنین نشان می دهد که هویت ایرانی تعریفی گسترده دارد. بنابراین هم کسانی که هویت ایرانی را به پیش از اسلام منحصر می کنند و هم کسانی که هویت ایرانی پیش از اسلام را انکار می کنند هر دو در اشتباهند. چون هویت ایرانی هر دوی اینها را در برمی گیرد و ضمن این که بسیار منعطف و پذیراست، همواره تأثیر خود را بر دیگران به جا می گذارد. بنابراین لازم است که در ابتدا بدون هر تعصبی هویت ایرانی را تعریف کنیم و بپذیریم که این هویت از چند هزار سال پیش آغاز شده. همچنین بپذیریم که این هویت متعلق به همه اقوام ایرانی است و مثلاً صحبت از نژاد آریا برای هویت دادن به همه ایرانیان کاری اشتباه است. چون ایرانیان همه از یک نژاد نیستند. آنها از تعداد زیادی از نژادها، اقوام، مذاهب و زبان ها تشکیل شده اند که از این نظر ایران در رده سوم جهانی است و هر یک از این ها بر هویت ایرانی تأثیری به جا گذاشته اند. برای کسب اطلاعات درباره نژادهای مردم اینجا را کلیک کنید.
به خاطر همین است که باستان شناسان می گویند هر نقطه از ایران را که کاوش کنیم اثری تاریخی از زیر خاک های آن پدیدار می شود و درتاریخ معاصر هم هر یک در شکل دهی به این هویت مشترک نقش داشته اند.
اگر رستم اسطوره ایرانی از خطه سیستان هدفش را دفاع از ایران قرار داده بود، خطه آذربایجان زرتشت و انقلاب مشروطه و مردم سالاری را به هویت ایرانی تقدیم کرد. در مناطق مرکزی بی بدیل ترین معماری ها ساخته شد و از شمال ایران، کردستان و خوزستان و خراسان و لرستان و … ارزش ها و مؤلفه های فرهنگی بی شماری از علم، هنر و شعر و موسیقی و معماری و زبان به هویت ایرانی وارد شد تا ایران، ایرانی باشد که هنگام جنگ تحمیلی همه اقوام به دفاع از خاک آن بپردازند. ایرانیانی که بر سر قبر مولوی می روند برای جهانگردان شعر او را به فارسی بخوانند، هنگامی که نام خلیج فارس در نقشه ها و موزه ها به خلیج عربی تغییر می کند از هر نقطه از جهان اعتراض کنند و این رویه را تغییر دهند و به خانه هر ایرانی که در خارج از کشور ساکن است بروید می بینید خانه اش را فرش کرده و به فرزندانش آداب و رسوم ایرانی می آموزد. اما باید به خاطر داشته باشیم که این هویت چند هزارسال حفظ شده و ما هم باید نقشی در حفظ آن ایفا کنیم.
ضایعات پوستی می توانند خود را به اشکال مختلفی نشان دهند. هر چند درباره تقسیم بندی این ضایعات پوستی اختلاف نظر هایی وجود دارد، اما ضایعات اصلی پوست را به 16 دسته تقسیم می کنند.
در زیر شایع ترین و مهم ترین این ضایعات توضیح داده می شود.
ماکول:(Macule)
به هر ضایعه هم سطح پوست که اندازه ای زیر نیم سانتی متر داشته باشد، ماکول گویند. ماکول ها می توانند رنگ های مختلفی داشته باشند. یکی از مثال های ماکول، کک و مک است.
پچ:(Patch)
به هر ضایعه هم سطح پوست که که اندازه ای بیش از دو سانتی متر داشته باشد پچ گویند.پچ ها نیز می توانند مانند ماکول ها رنگ های متفاوتی داشته باشند. به ضایعاتی که اندازه ای بین نیم تا دو سانتی متر داشته باشند، پچ کوچک گویند. یک نمونه از پچ لکه های ناشی از بارداری است.
پاپول:(Papule)
به هر ضایعه برآمده از سطح پوست که اندازه ای زیر نیم سانتی متر داشته باشد، پاپول گویند. پاپول ها شایع ترین نوع ضایعات پوستی هستند. زگیل معمولی نمونه ای از پاپول است.
پلاک:(Plaque)
به هر ضایعه برآمده از سطح پوست که اندازه ای بیش از دو سانتی متر داشته باشد پلاک می گویند. این ضایعات می تواند از ابتدا به همین شکل بوده یا از به هم پیوستن پاپول ها ایجاد شده باشد. به ضایعات بین نیم تا دو سانتی متر پلاک کوچک می گویند. به عنوان نمونه پلاک دربیماری پسوریازیس دیده می شود.
ندول:(Nodule)
به یک ضایعه توپر محدود که قطر آن بیش از نیم سانتی متر باشد، ندول گفته می شود و چنانچه قطر آن بزرگ تر از نیم سانتی متر باشد تومور گفته می شود.
وزیکول:(Vesicle)
تجمع مایع در داخل پوست که اندازه ای زیر نیم سانتی متر داشته باشد وزیکول گفته می شود. مانند تبخال.
تاول:(Bullae)
تاول ها نیز وزیکول هایی هستند که اندازه ای بیش از نیم سانتی متر داشته باشند. هر تاول یا وزیکول را که محتوی مایع چرکی باشد پوستول گویند. مانند بیماری تاولی پمفیگوس.
خراش:(Erosion)
به از بین رفتن قسمتی و یا تمام اپیدرم (لایه سطحی پوست) بدون درگیری درم (لایه میانی پوست)، خراش می گویند.
زخم:(Ulcer)
به از بین رفتن تمام اپی درم به همراه از بین رفتن قسمتی یا تمام درم زخم می گویند.
شقاق:
به از دست رفتن خطی اپیدرم را با دیواره های عمودی وحدود کاملاً مشخص، شقاق می گویند. مانند شقاق گوشه لب.
آتروفی:
فرو رفتگی پوست ناشی از نازک شدن اپیدرم و درم.
اسکار:
تشکیل یک بافت همبندی غیر طبیعی را که بعد از هر جراحی یا آسیب به درم وارد می شود اسکار می گویند. اسکار ها اغلب کلفت و صورتی هستند. اما با گذشت زمان سفید و دچار آتروفی می شوند(به اسکار بافت جوشگاهی هم گفته می شود).
پوسته:(Scale)
به افزایش افقی لایه شاخی نارس پوست، پوسته می گوییم. لایه شاخی لایه سطحی و مرده پوست است.
دلمه:(Crust)
دلمه لایه ای مرده بر روی پوست است که ناشی از تجمع سرم خشک شده به همراه گلبول های سفید و میکروب های مرده است و معمولا” بر روی زخم های پوستی ایجاد می شود (سرم به بخش شفاف هر مایع که از اجزای جامدتر آن جدا شده باشد می گویند. برای مثال سرم خون مایع شفافی است که بعد از لخته بستن کامل خون از آن جدا می شود؛به عبارت دیگرسرم خون، بخشی از پلاسمای خون است که فیبروژن آن در طی تشکیل لخته مصرف شده است).
منابع :1)درسنامه پوست/دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی/دکتر محمدرفیعی رودسری
“رامونا کوییمبی” یک شخصیت دوست داشتنی برای چند نسل از خوانندگان است. نویسنده این داستان ها خانم “بورلی کلیری” Beverly Cleary است.
داستان ها درباره رامونا، برای بچه ها جذاب است. چون که هم سرگرمی و دلداری و شوخی است و هم به آنها بینش می دهد. بسیاری از مردم احساس می کنند که خودشان یا بعضی از کسانی که می شناسند یک کمی یا شاید مقدار زیادی از شخصیت رامونا را در خودشان دارند. خوانندگان همه سنین با رامونا احساس نزدیکی می کنند. چون که او هم همان ترس ها، احساسات، عصبانیت ها، ناامیدی ها، گیجی ها و خوشی هایی که بیشتر بچه ها تجربه می کنند را تجربه می کند.
رامونا همیشه بچه کاملی نیست. اما ضعف هایش او را شخصیتی عزیز و گرامی کرده است. او بعضی وقت ها عصبانی و ناامید می شود. اما کوشش می کند تا یاد بگیرد که خودش را کنترل کند و والدینش و معلمانش را آن طور که انتظار دارند راضی کند. آرزوی او برای مورد توجه واقع شدن و احساس خجالت و دست پاچگیش باعث شده خیلی از خوانندگان با او احساس یکی بودن کنند و حالت انعطاف، خلاقیت و عشق خالص او به زندگی چیزی است که همه آرزوی آن را دارند و حتی می خواهند در این کار با رامونا رقابت کنند. بعضی از شرایطی که رامونا خودش را در آن می بیند طوری است که حتی ما را با صدای بلند می خنداند.
رامونا یک بچه واقعی است که دنبال تأیید است و بسیاری از بچه ها هم مثل او هستند و آن کارهایی را که او انجام می دهد، انجام می دهند.
شخصیت رامونا
رامونا موقعی که خانواده اش نمی فهمند که او چه می خواهد به نوعی دختر خیلی ایرادگیر و پر سروصدا تبدیل می شود. این واکنشی است که وقتی او کوچک ترین عضو خانواده بوده داشته. او کنجکاو است، زندگی را جالب می بیند و همیشه می خواهد آن چیزی که بعداً اتفاق می افتد را کشف کند.
اغلب بی صبر و ناشکیبا است و از چیزهایی که نمی فهمد یا بد می فهمد گیج و دستپاچه می شود. اوضاع همیشه آن طوری که رامونا انتظار دارد پیش نمی رود. اما او بچه ای با قوه تصور زیاد و سرزنده و بانشاط، با مهارت های ستودنی در حل مشکل است. اگرچه او دوست دارد تا مرکز توجهات باشد، اما دوست ندارد موقعی که جدی است، دیگران خودشان را با او سرگرم کنند. به هرحال رامونا بعضی وقت ها برای منحرف کردن ذهن خانواده از فشارها و بحران ها سعی می کند سرگرم کننده باشد. رامونا به طور مرتب یأس و ناامیدی را تجربه می کند. اما هرچه که بزرگ تر می شود سعی می کند بیشتر بر آنها غلبه کند.
خانواده رامونا
بیزو، خواهر بزرگ تر رامونا، مرتب و پاکیزه، جدی، مسئول و بیشتر از همه معقول است. او در بسیاری از چیزها نقطه مقابل رامونا است. اگرچه بیزوس به طور مرتب مزاحم رامونا است و او را اذیت می کند (و خباثت می کند)، ولی مراقب خواهر کوچک ترش هم هست، از او دفاع می کند و از او موقعی که نیاز دارد حمایت می کند. بیزوس می خواهد وقتی که بزرگ شود درست مثل عمه بئاتریس شود. هنگامی که بیزوس دردهای طبیعی رشد دوران نوجوانی را تجربه می کند، نسبت به خودش، درباره ظاهرش و نامطبوع بودنش در زمان هایی حساس می شود. والدین آنها معمولاً این ها را می فهمند و به بیزوس برای عبور از این سال های مشکل کمک می کنند.
در کتاب اول، “دوروتی کوییمبی”، یک مادر خانه دار است، اما در کتاب “رامونای شجاع”، او شغل پاره وقتی را به عنوان منشی یک دکتر می گیرد. او دیگر برای خوراکی بعد از مدرسه شیرینی نمی پزد. اما هنوز کار تهیه لباس و خرید کفش را مدیریت می کند و در ملاقات های مدرسه برای دخترهایش حاضر می شود. او نوعی مادر معقول است با نوعی ظاهر عادی و بوی تازگی که رامونا فکر می کند همه مادرها باید داشته باشند. کوییمبی ها فقیر نیستند، اما آنها کوشش می کنند تا دیدارهایشان را با دیگران به موقع تمام کنند. دوروتی مادر بچه ها در خریدن غذاهای مخصوص ماهر است و موقعی که دختر سوم متولد می شود به بچه ها درباره مراقبت از لباس هایشان هشدار می دهد.
“باب کوییمبی” که پدر است در سه کتاب اول در بخش اداری یک شرکت کار می کند. در کتاب “رامونا و پدرش”، او بیکار می شود. بعد به عنوان مأمور کنترل یک خواروبارفروشی استخدام می شود. اما این کار را خیلی دوست ندارد. به خاطر این که از هنر لذت می برد، به کالج برمی گردد تا درس بخواند و معلم هنر شود. موقعی که موقعیت مناسبی برای تدریس پیدا نمی کند، شغلی به عنوان مدیر انبار خواروبار پیدا می کند و آن را دوست دارد. او مردی معمولی است که اغلب جوک می گوید و آواز می خواند. او یک پدر با فهم است که معمولاً می داند چگونه ترس ها و احساس ناامنی های رامونا را تسکین دهد.
موقعی که رامونا به او می گوید که آنها خانواده خوشحالی خواهند شد، او می گوید که آنها همیشه خانواده خوشحالی بوده اند. یک کمی کشمکش و یک کمی دعوا همیشه وجود دارد، حتی در خانواده شادی مثل خانواده آنها.
پیکی-پیکی
پیکی-پیکی گربه پیر بداخلاق خانواده کوییمبی است. او از پوست هندوانه خوشش می آید و دیده شده که کدوتنبل نپخته هم بخورد. او غذای ارزان گربه را دوست ندارد. اما اگر مجبور باشد از آن می خورد. پیکی-پیکی رامونا را دوست ندارد چون موقعی که بچه بود شلوغ و پر سروصدا بود. کم محلی پیکی-پیکی رامونا را می ترساند. اما رامونا بزرگ تر که می شود، پیکی-پیکی بعضی وقت ها با اجازه دادن برای نوازش کردنش به او جایزه می دهد.
عمه بئاتریس
عمه بئاتریس، خواهر کوچک تر دوروتی کوییمبی، یک معلم مدرسه ابتدایی است که واقعاً بچه ها را می فهمد. او که زیبا، جوان و شاد است در یک خانه آپارتمانی آسانسوردار زندگی می کند تا این که با “عمو هووی” ازدواج می کند. کوییمبی ها او را دوست دارند و روزی که هیچ چیز خوب پیش نمی رود، روی او حساب می کنند. زیرا خاله دوروتی و بئاتریس از این که به عنوان دو بزرگسال باهم هستند، لذت می برند. بیزوس هم شوکه می شود وقتی می فهمد که مادر و خاله اش هم موقعی که بچه بودند باهمدیگر دعوا می کردند. درست مثل حالای بئاتریس و رامونا.
پیشرفت در تحصیل به دلایلی بستگی دارد که دانش آموزان برای موفقیت یا ناموفق بودن خود می آورند. دانش آموزانی که موفقیت هایشان را به کوشش های خودشان و شکست هایشان را به کم کاری و ضعف های درونی زودگذر خود نسبت می دهند، روی هم رفته بیشتر موفق می شوند و بهتر می توانند بر ضعف ها و کم کاری های خودشان غلبه کنند. اما دانش آموزانی که ضعف روانی دارند و شکست هایشان را به ضعف های ثابت درونی خود نسبت می دهند موفقیتشان در درس ها کمتر است و ممکن است بتدریج به این نتیجه برسند که از عهده پیشرفت و موفقیت بر نمی آیند.
براى افراد کتابخوان گرفتن کتاب در دست و مطالعه آن با تفکر و در آرامش لذتى خوشایند است. مسلماً این افراد دوست ندارند اشعار حافظ یا رمان هاى ادبى را در رایانه بخوانند یا به جاى کتابى با صحافى زیبا، کاغذهاى با مطالب پرینت گرفته شده را در دست بگیرند. همچنین بسیارى از افراد دوست دارند در میان قفسه کتابخانه ها پرسه بزنند و با تورق کتاب مورد علاقه شان را انتخاب کنند. بى شک دست کم در آینده نزدیک هم کتاب هاى چاپى و کتابخانه ها همچنان اهمیت شان را حفظ مى کنند. منتها مطالعه کتاب به صورت آنلاین و کتابخانه هاى دیجیتال نیز با سرعت و قدرت مى آیند که به تسلط چند هزار ساله کتاب هاى کاغذى بر تمدن بشر خاتمه دهند. متأسفانه ما در ایران هنوز حتی یک کتابخانه دیجیتالى که همه کتاب هاى الکترونیکى را به صورت متمرکز و یک جا ارائه دهد و به این ترتیب امکان دسترسى همگان به این کتاب ها را فراهم کند نداریم.
پایه مطالعه آنلاین و کتابخانه دیجیتال، رایانه است. کتابخانه هاى دیجیتال برخلاف کتابخانه هاى عادى به فضاى کمى نیاز دارند و این امکان را براى همه مردم دنیا فراهم مى کنند که به دانش جهانى دسترسى داشته باشند. بخصوص براى کشورهاى پهناور و پرجمعیت بسیار به صرفه تر است که به جاى ایجاد کتابخانه هاى متعدد و صرف هزینه، چاپ و نظارت و نقل و خرید فضا و … امکان دسترسى همه جمعیت خود را به کتاب از طریق رایانه فراهم کنند.
تحریک نسبتاً خفیف پوست وقتی که چیزی روی آن حرکت می کند، ایجاد خارش و قلقلک می کند. نقاط مربوط به حس خارش را می توان با نقشه برداری دقیق پوست مشخص کرد. این نقاط همانند نقاط مربوط به درد در مناطقی وجود دارند که انتهای فیبرهای عصبی بدون میلین در آنها یافت می شوند. با این حال حس درد و خارش در نقاطی متفاوت از هم توزیع شده اند. به طوری که خارش فقط در پوست، چشم ها و بعضی از مخاط ها حس می شود و در بافته ها و احشا چنین حسی نیست.
علاوه بر تحریک مکانیکی پوست، عوامل شیمیایی هم می توانند باعث خارش شوند. به عنوان مثال وقتی غلظت پلاسمایی نمک های صفراوی در پلاسمای خون زیاد می شود، خارش ایجاد می شود. خارش در دوران حاملگی و خارش در افرادی که دچار بیماری های کبدی هستند از این نوعند.
هنگامی که به پوست آسیب وارد می شود نیز ماده ای به نام هیستافین آزاد می شود. هیستامین سبب خارش می شود که نمونه آن کهیر است. البته هیستامین همیشه مسئول ایجاد خارش نیست. تزریق مقدار ناچیزی هیستامین می تواند سبب ایجاد قرمزی و تورم در پوست شود بدون این که خارش ایجاد کند.
کینین ها هم موجب خارش شدید می شوند. به عنوان مثال در کهیر فشاری و کهیر ناشی از داروها کینین ها مؤثرند. بعضی از داروهایی که برای درمان فشار خون مصرف می شوند نیز سبب ایجاد حس خارش می شوند.
نور خورشید از همه رنگ های رنگین کمان تشکیل شده است که عبارتند از: قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی و بنفش. مقداری از نور خورشید که از سطح آب باز می تابد، رنگ آسمان را منعکس می کند. مقداری از نور خورشید به آب نفوذ می کند و به وسیله موج ها و ذرات در آب پخش می شود (این یک ته رنگی از رنگ ذرات را به ظاهر اقیانوس می دهد). در آب های عمیق بیشتر نورخورشید به وسیله اکسیژن در آب پخش می شود و اکسیژن بیشتر نور آبی را پخش می کند.
آب بیشتر نور قرمز در نور خورشید را جذب می کند. آب همچنین پراکندگی نور آبی را افزایش می دهد.
بعضی از دریاها با رنگ های منحصر بفرد:
دریای سرخ اغلب قرمز به نظر می آید که این امر به خاطر جلبک های قرمزی است که در این دریا زندگی می کنند.
دریای سیاه تقریباً سیاه به نظر می رسد و این امر به خاطر این است که در این دریا سولفید هیدروژن غلظت زیادی دارد (این باعث شده دریا سیاه به نظر بیاید).
بادها موجب ایجاد موج در سطح اقیانوس ها (و روی دریاچه ها) می شوند. به این ترتیب که باد مقداری از انرژیش را از راه اصطکاک بین مولکول های هوا و مولکول های آب به آب منتقل می کند. بادهای قوی تر موجب ایجاد موج های بزرگ تر می شود (مثل موج های خروشان). شما هم با فوت کردن روی سطح کاسه آب می توانید موج به وجود آورید.
موج های آب، افقی حرکت نمی کنند. آنها تنها بالا و پایین می روند (یعنی این که یک موج نشانه جریان آب نیست). شما می توانید اثبات این حرف را با تماشا کردن حرکت سریع یک قایق بر روی آب که با یک موج بالا و پایین می رود ببینید.
سونامی (که بعضی اوقات موج های جزر و مدی نامیده می شود) با موج های سطحی فرق دارد. سونامی معمولاً به وسیله زمین لرزه های زیرآبی، فوران های آتشفشانی یا سرخوردن زمین ایجاد می شود.