داستان کودکان
گزارش ویژه تحریریه ویکی وبیا

آقای کلاهی خوابالود

نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد آن روز صبح آقای کلاهی مثل همیشه دیر از خواب بیدار شد. او آن قدر خسته بود که نمی توانست از رختخواب بیرون بیاید. آقای کلاهی مثل همیشه مجبور شد راه خانه تا اداره را بدود. همین طور مثل همیشه سرکار خوابالود بود و نمی توانست کارهایش را درست…

calendar_today۱۲ آذر ۱۳۸۶
•
schedule۲ دقیقه مطالعه
•
visibilityتحلیلی و موثق
•
chat_bubble_outline0 دیدگاه
forumsend
آقای کلاهی خوابالود
photo_cameraتحریریه ویکی وبیا
نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد
 
آقای کلاهی خوابالود

آن روز صبح آقای کلاهی مثل همیشه دیر از خواب بیدار شد. او آن قدر خسته بود که نمی توانست از رختخواب بیرون بیاید.

آقای کلاهی مثل همیشه مجبور شد راه خانه تا اداره را بدود.

همین طور مثل همیشه سرکار خوابالود بود و نمی توانست کارهایش را درست انجام دهد و آقای رئیس از دستش عصبانی می شد.

آقای کلاهی مجبور شد مثل همیشه دیروقت خسته به خانه برگردد.

بعد آقای کلاهی مثل همیشه پای تلویزیون نشست. او می خواست مثل همیشه تا دیروقت برنامه های تلویزیون را تماشا کند. آهان لابد حالا فهمیدید چرا صبح ها نمی تواند زود از خواب بیدار شود و سر کار خسته است.

آقای کلاهی خوابالود

ولی آن شب آقای کلاهی به قدری خسته بود که خیلی زود همان پای تلویزیون خوابش برد.

آقای کلاهی خوابالود

به خاطر این که آقای کلاهی شب قبل زود خوابیده بود صبح زود از خواب بیدار شد و توانست حتی ورزش هم بکند.

آقای کلاهی به موقع و سرحال به سرکارش رسید و توانست کارهایش را خوب انجام دهد.

آقای رئیس از کار آقای کلاهی راضی بود و او را تشویق کرد.

آقای کلاهی خوابالود

آقای کلاهی کارهایش زود تمام شد و زود هم به خانه برگشت. حالا می توانست کارهایی را که دوست داشت انجام دهد. می توانست تلویزیون هم تماشا کند. ولی دیگر تا دیروقت تلویزیون تماشا نمی کند.

امتیاز به مطلب

سوالات متداول

آقای کلاهی خوابالود چیست؟expand_more

آن روز صبح آقای کلاهی مثل همیشه دیر از خواب بیدار شد. او آن قدر خسته بود که نمی توانست از رختخواب بیرون بیاید.

آقای کلاهی خوابالود درباره چیست؟expand_more

نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد آن روز صبح آقای کلاهی مثل همیشه دیر از خواب بیدار شد. او آن قدر خسته بود که نمی توانست از رختخواب بیرون بیاید. آقای کلاهی مثل همیشه مجبور شد راه خانه تا اداره را بدود. همین طور مثل همیشه سرکار خوابالود بود و نمی توانست کارهایش را درست…

share
محمدرضا کریمی

محمدرضا کریمی

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد مجله ویکی وبیا
مشاهده همه مقالات

بیش از ۷ سال سابقه تولید محتوا و گزارشگری در زمینه فناوری‌های نوین، اقتصاد دیجیتال و دگرگونی‌های اجتماعی. پیگیر اخبار استارت‌آپ‌های پیشگام و تحلیل‌های مستند.

rocket_launchداستان کودکانstarsگزارش ویژه تحریریه ویکی وبیا

آقای کلاهی خوابالود

نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد آن روز صبح آقای کلاهی مثل همیشه دیر از خواب بیدار شد. او آن قدر خسته بود که نمی توانست از رختخواب بیرون بیاید. آقای کلاهی مثل همیشه مجبور شد راه خانه تا اداره را بدود. همین طور مثل همیشه سرکار خوابالود بود و نمی توانست کارهایش را درست…

آقای کلاهی خوابالود
photo_cameraتحریریه ویکی وبیا
نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد
 
آقای کلاهی خوابالود

آن روز صبح آقای کلاهی مثل همیشه دیر از خواب بیدار شد. او آن قدر خسته بود که نمی توانست از رختخواب بیرون بیاید.

آقای کلاهی مثل همیشه مجبور شد راه خانه تا اداره را بدود.

همین طور مثل همیشه سرکار خوابالود بود و نمی توانست کارهایش را درست انجام دهد و آقای رئیس از دستش عصبانی می شد.

آقای کلاهی مجبور شد مثل همیشه دیروقت خسته به خانه برگردد.

بعد آقای کلاهی مثل همیشه پای تلویزیون نشست. او می خواست مثل همیشه تا دیروقت برنامه های تلویزیون را تماشا کند. آهان لابد حالا فهمیدید چرا صبح ها نمی تواند زود از خواب بیدار شود و سر کار خسته است.

آقای کلاهی خوابالود

ولی آن شب آقای کلاهی به قدری خسته بود که خیلی زود همان پای تلویزیون خوابش برد.

آقای کلاهی خوابالود

به خاطر این که آقای کلاهی شب قبل زود خوابیده بود صبح زود از خواب بیدار شد و توانست حتی ورزش هم بکند.

آقای کلاهی به موقع و سرحال به سرکارش رسید و توانست کارهایش را خوب انجام دهد.

آقای رئیس از کار آقای کلاهی راضی بود و او را تشویق کرد.

آقای کلاهی خوابالود

آقای کلاهی کارهایش زود تمام شد و زود هم به خانه برگشت. حالا می توانست کارهایی را که دوست داشت انجام دهد. می توانست تلویزیون هم تماشا کند. ولی دیگر تا دیروقت تلویزیون تماشا نمی کند.

امتیاز به مطلب

سوالات متداول

آقای کلاهی خوابالود چیست؟expand_more

آن روز صبح آقای کلاهی مثل همیشه دیر از خواب بیدار شد. او آن قدر خسته بود که نمی توانست از رختخواب بیرون بیاید.

آقای کلاهی خوابالود درباره چیست؟expand_more

نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد آن روز صبح آقای کلاهی مثل همیشه دیر از خواب بیدار شد. او آن قدر خسته بود که نمی توانست از رختخواب بیرون بیاید. آقای کلاهی مثل همیشه مجبور شد راه خانه تا اداره را بدود. همین طور مثل همیشه سرکار خوابالود بود و نمی توانست کارهایش را درست…

share
محمدرضا کریمیروزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد مجله ویکی وبیا
calendar_today۱۲ آذر ۱۳۸۶
schedule۲ دقیقه مطالعه
visibilityتحلیلی و موثق
chat_bubble_outline0 دیدگاه
forumsend

مطالب مرتبط پیشنهادی

نمایش همه

موضوعات و دسته‌ها

mark_email_read

بسته تحلیلی صبحگاهی ویکی وبیا

گزیده برترین یادداشت‌ها و تحلیل‌های روز، رایگان در ایمیل شما

mail
lockحفظ حریم خصوصی شما تضمین شده است، بدون هرزنامه.