داستان کودکان
گزارش ویژه تحریریه ویکی وبیا

کی به کی کمک می کنه؟

نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد آن روز هيچ چيز سرجاي خودش نبود. مامان با ناراحتی گفت:"چه كار كنم؟ آشپزخانه پراز ظرف هاي نشسته است و من آن قدر خسته ام كه نمي توانم كاري انجام دهم!" امير كوچولو در اتاقش بازي مي كرد. صداي مادرش را شنيد و به آشپزخانه دويد تا به او…

calendar_today۱۲ آذر ۱۳۸۶
•
schedule۲ دقیقه مطالعه
•
visibilityتحلیلی و موثق
•
chat_bubble_outline0 دیدگاه
forumsend
کی به کی کمک می کنه؟
photo_cameraتحریریه ویکی وبیا
نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد
کی به کی کمک می کنه؟

آن روز هیچ چیز سرجای خودش نبود. مامان با ناراحتی گفت:”چه کار کنم؟ آشپزخانه پراز ظرف های نشسته است و من آن قدر خسته ام که نمی توانم کاری انجام دهم!”

امیر کوچولو در اتاقش بازی می کرد. صدای مادرش را شنید و به آشپزخانه دوید تا به او کمک کند.

بعد از ظهر امیر به پارکی که ازخانه شان دور نبود رفت. ناگهان آقای مغازه دار را دید که روی زمین نشسته. آقای مغازه دار با ناراحتی گفت:”پسر کوچولو به من کمک می کنی؟ من افتاده ام و حالا درد دارم.”

امیر جوجه های آقای مغازه دار را جمع کرد و به او کمک کرد تا بلند شود و به مغازه اش برود. در حالی که آقای مغازه دار با لبخندش ازامیر تشکر می کرد.

کی به کی کمک می کنه؟

در راه برگشت به خانه امیر همسایه شان را دید. به نظر می رسید آقای همسایه خسته است و سعی می کند خودروش را روشن کند. او زمزمه می کرد: “آه…ه…، کار نمی کند!! شاید آب می خواهد.

امیر کوچولو مقداری آب برای خودروی او پیدا کرد.

امیر موقعی که عروسک را روی پیاده رو دید فریاد زد:”یک اسباب بازی!” چند لحظه سکوت کرد و دختر کوچولویی را روی بالکن دید. عروسک مال آن دختر بود.

امیر کوچولو عروسک را به دختر داد. دختر کوچولو خندید و به بازی کردنش ادامه داد.

کی به کی کمک می کنه؟

روز بعد امیر کوچولو از پل روی یک جوی آب عبور می کرد که ناگهان پایش لای میله های آن گیر کرد:”آه پایم! نمی توانم آن را حرکت دهم.”

بعد از مدتی او همان دختر کوچولویی که عروسک داشت را دید. دختر کوچولو به طرف امیر آمد.

دختر کوچولو رفت کمک بیاورد. دوستان امیر یکی بعد از دیگری آمدند و کمکش کردند و او را به بیمارستان رساندند.

کی به کی کمک می کنه؟

امیر کوچولو از این که به دیگران کمک کرده بود، خوشحال بود. او فکر می کرد موقعی که مردم به همدیگر کمک می کنند، کارها آسان تر می شود.

شما چه فکر می کنید؟

امتیاز به مطلب

سوالات متداول

کی به کی کمک می کنه چیست؟expand_more

آن روز هيچ چيز سرجاي خودش نبود. مامان با ناراحتی گفت:"چه كار كنم؟ آشپزخانه پراز ظرف هاي نشسته است و من آن قدر خسته ام كه نمي توانم كاري انجام دهم!"

کی به کی کمک می کنه؟ درباره چیست؟expand_more

نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد آن روز هيچ چيز سرجاي خودش نبود. مامان با ناراحتی گفت:"چه كار كنم؟ آشپزخانه پراز ظرف هاي نشسته است و من آن قدر خسته ام كه نمي توانم كاري انجام دهم!" امير كوچولو در اتاقش بازي مي كرد. صداي مادرش را شنيد و به آشپزخانه دويد تا به او…

share
محمدرضا کریمی

محمدرضا کریمی

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد مجله ویکی وبیا
مشاهده همه مقالات

بیش از ۷ سال سابقه تولید محتوا و گزارشگری در زمینه فناوری‌های نوین، اقتصاد دیجیتال و دگرگونی‌های اجتماعی. پیگیر اخبار استارت‌آپ‌های پیشگام و تحلیل‌های مستند.

rocket_launchداستان کودکانstarsگزارش ویژه تحریریه ویکی وبیا

کی به کی کمک می کنه؟

نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد آن روز هيچ چيز سرجاي خودش نبود. مامان با ناراحتی گفت:"چه كار كنم؟ آشپزخانه پراز ظرف هاي نشسته است و من آن قدر خسته ام كه نمي توانم كاري انجام دهم!" امير كوچولو در اتاقش بازي مي كرد. صداي مادرش را شنيد و به آشپزخانه دويد تا به او…

کی به کی کمک می کنه؟
photo_cameraتحریریه ویکی وبیا
نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد
کی به کی کمک می کنه؟

آن روز هیچ چیز سرجای خودش نبود. مامان با ناراحتی گفت:”چه کار کنم؟ آشپزخانه پراز ظرف های نشسته است و من آن قدر خسته ام که نمی توانم کاری انجام دهم!”

امیر کوچولو در اتاقش بازی می کرد. صدای مادرش را شنید و به آشپزخانه دوید تا به او کمک کند.

بعد از ظهر امیر به پارکی که ازخانه شان دور نبود رفت. ناگهان آقای مغازه دار را دید که روی زمین نشسته. آقای مغازه دار با ناراحتی گفت:”پسر کوچولو به من کمک می کنی؟ من افتاده ام و حالا درد دارم.”

امیر جوجه های آقای مغازه دار را جمع کرد و به او کمک کرد تا بلند شود و به مغازه اش برود. در حالی که آقای مغازه دار با لبخندش ازامیر تشکر می کرد.

کی به کی کمک می کنه؟

در راه برگشت به خانه امیر همسایه شان را دید. به نظر می رسید آقای همسایه خسته است و سعی می کند خودروش را روشن کند. او زمزمه می کرد: “آه…ه…، کار نمی کند!! شاید آب می خواهد.

امیر کوچولو مقداری آب برای خودروی او پیدا کرد.

امیر موقعی که عروسک را روی پیاده رو دید فریاد زد:”یک اسباب بازی!” چند لحظه سکوت کرد و دختر کوچولویی را روی بالکن دید. عروسک مال آن دختر بود.

امیر کوچولو عروسک را به دختر داد. دختر کوچولو خندید و به بازی کردنش ادامه داد.

کی به کی کمک می کنه؟

روز بعد امیر کوچولو از پل روی یک جوی آب عبور می کرد که ناگهان پایش لای میله های آن گیر کرد:”آه پایم! نمی توانم آن را حرکت دهم.”

بعد از مدتی او همان دختر کوچولویی که عروسک داشت را دید. دختر کوچولو به طرف امیر آمد.

دختر کوچولو رفت کمک بیاورد. دوستان امیر یکی بعد از دیگری آمدند و کمکش کردند و او را به بیمارستان رساندند.

کی به کی کمک می کنه؟

امیر کوچولو از این که به دیگران کمک کرده بود، خوشحال بود. او فکر می کرد موقعی که مردم به همدیگر کمک می کنند، کارها آسان تر می شود.

شما چه فکر می کنید؟

امتیاز به مطلب

سوالات متداول

کی به کی کمک می کنه چیست؟expand_more

آن روز هيچ چيز سرجاي خودش نبود. مامان با ناراحتی گفت:"چه كار كنم؟ آشپزخانه پراز ظرف هاي نشسته است و من آن قدر خسته ام كه نمي توانم كاري انجام دهم!"

کی به کی کمک می کنه؟ درباره چیست؟expand_more

نویسنده و تصویرگر: حمیده احمدیان راد آن روز هيچ چيز سرجاي خودش نبود. مامان با ناراحتی گفت:"چه كار كنم؟ آشپزخانه پراز ظرف هاي نشسته است و من آن قدر خسته ام كه نمي توانم كاري انجام دهم!" امير كوچولو در اتاقش بازي مي كرد. صداي مادرش را شنيد و به آشپزخانه دويد تا به او…

share
محمدرضا کریمیروزنامه‌نگار و تحلیل‌گر ارشد مجله ویکی وبیا
calendar_today۱۲ آذر ۱۳۸۶
schedule۲ دقیقه مطالعه
visibilityتحلیلی و موثق
chat_bubble_outline0 دیدگاه
forumsend

مطالب مرتبط پیشنهادی

نمایش همه

موضوعات و دسته‌ها

mark_email_read

بسته تحلیلی صبحگاهی ویکی وبیا

گزیده برترین یادداشت‌ها و تحلیل‌های روز، رایگان در ایمیل شما

mail
lockحفظ حریم خصوصی شما تضمین شده است، بدون هرزنامه.