موشک1-“به اندازه کافی بزرگ شده ام تا رانندگی کنم” باعث می شود نوجوان باور کند برای آمد و رفت مستقل است. به این معنی که “من هر طوری که دلم بخواهد می آیم و می روم!”
موشک2- “به اندازه کافی بزرگم که یک کار پاره وقت داشته باشم” باعث می شود نوجوان باور کند درآمد مستقل داشتن به معنای این است که “اگر من پول خودم را به دست بیاورم، پس می توانم انتخاب های خودم را داشته باشم!”
موشک3- “به اندازه کافی از لحاظ اجتماعی بزرگم تا با جنس مخالفم قرار بگذارم” و رفتن به پارتی باعث می شود نوجوان باور کند بیرون رفتن به این معنی است که “اگر من می توانم بیرون بروم و کسی را هم با خودم ببرم، پس از نظر اجتماعی رفتاری بزرگسالانه و رشد یافته دارم.”
اما والدین نمی خواهند نوجوانان این آزادی های مربوط به رشد را به شیوه زندگی خود وارد کنند چرا که برای زندگی شخصی یک نوجوان بیش از حد زیادند. فرض کنید نوجوان کار پاره وقت می گیرد تا موتورسیکلت یا ماشین بخرد، خرید وسیله نقلیه او را قادر می سازد با جنس مخالفش قرار مدار بگذارد. از آن طرف یافتن دوست گران تمام می شود و در نتیجه نوجوان باید ساعات بیشتری را کار کند. در این شرایط دیگر چه کسی وقت دارد زمانی را با خانواده یا برای انجام کارهای روزمره و مدرسه صرف کند؟ درنتیجه نوجوانان باید درک کنند که نمی توانند هیچ یک از این فعالیت ها را بدون اجازه والدین انجام دهد و زمانی می توانند این کارها را انجام دهند که مدتی طولانی مسئولانه کارهای خانه و مدرسه و دنیای خارج را انجام دهند.
راندن وسیله نقلیه
از هر نوجوانی که بپرسید، خودرو را “ماشین آزادی ” می دانند. “دیگر برای این که کجا می رویم و چه زمانی می رویم وابسته به پدر و مادرمان نیستیم. وسیله نقلیه به شما این آزادی را می دهد تا زندگی خودتان را خودتان اداره کنید.” اما واقعیت این است که اگر نوجوان به این موشک استقلال مهار نزند می تواند به خودش یا دیگران آسیب برساند. یک آزار این جا است که این آزادی ها توجه بسیار، قضاوت و هماهنگی زیادی را از طرف خود نوجوان و اطرافیانش می طلبند.
نوجوان باید به خاطر بسپرد که وسیله نقلیه اسباب بازی نیست که با آن سرگرم شود، بلکه یک وسیله ایاب و ذهاب خطرناک برای رسیدن به مقصد است و والدین با مسئولیت هم از خودشان می پرسند: “به عقیده ما، آیا نوجوانمان به اندازه کافی بالغ است تا به او اعتماد کنیم و آزادی استفاده از یک سلاح بالقوه مرگبار را به او بدهیم؟ رانندگی یک امتیاز است نه یک حق. یک فرد در هر سنی نباید رانندگی کند و طبیعی است که به یک نوجوان بی مسئولیت اجازه داده نمی شود که در هر سنی رانندگی کند و اگر اجازه به او داده شود، رانندگی ایمن و سهم نوجوان در پرداخت هزینه های به کار بردن آن باید لحاظ شود.
کار پاره وقت داشتن
پیوستن به نیروی کار احساسی همانند یک بزرگسال به نوجوان می دهد و البته همین هم هست. مبادله کار با پول چیزی است که نوجوان در سراسر زندگی بزرگسالیش انجام خواهد داد. خیلی خوب است که پسر یا دختر نوجوان انضباط را یاد بگیرد تا امنیت شغلی داشته باشد. ابتکار عمل لازم است تا فرد شغلی پیدا کند. برای مصاحبه به منظور گرفتن یک شغل ابراز وجود لازم است. احساس مسئولیت لازم است تا فرد یک شغل را حفظ کند. اطاعت لازم است تا فرد با یک رئیس کار کند. همکاری لازم است تا فرد با همکارانی کار کندو صبر و شکیبایی نیاز است تا فرد با عموم مردم کار کند. (در اکثر مشاغلی که نوجوانان به آنها وارد می شوند هم لازم است که نوجوان این کارها را انجام دهد). همچنین داشتن کار باعث بالا رفتن ارزش یک نفر برای خودش می شود چراکه می داند مهارت هایی دارد که دنیای کار برای آن پول می پردازد. همه اینها طرف مثبت کفه است.
طرف منفی کفه وقتی است که فرد برای شغلش می گذارد و هزینه آن تحصیلش است. چراکه پول درآوردن احساس دریافت پاداش بهتری را در مقایسه با نمره گرفتن به وجود می آورد. همچنین نکته منفی می تواند مطالبی باشد که نوجوان از دور هم جمع شدن های محیط کار یاد می گیرد. از جمله فرد در معرض استفاده از مواد مخدر متنوع تر قرار می گیرد. شغل ها می توانند به بزرگ شدن نوجوانان شتاب دهند چراکه آنها در کنار کارکنان مسن تر کار می کنند. بنابراین مشاغل نیمه وقت هم فرصتی برای کسب تجربه و هم موقعیتی برای قرار گرفتن در معرض آسیب های احتمالی است. به این ترتیب باید بر هر دوی اینها نظارت شود به طوری که کفه خوب سنگین باشد.
دوستیابی و مهمانی
اواخر دوره نوجوانی زمانی است که موضوع یافتن دوست از جنس مخالف پیش کشیده می شود و برای برخی شرکت در پارتی ها رشد اجتماعی و کاری که باید انجام شود تلقی می گردد. به طور کلی، قرار گذاشتن با جنس مخالف به خصوص در ابتدا در نوجوان ایجاد ناراحتی می کند، نوجوان احساس بی دست و پا بودن و اضطراب می کند و حتی در مورد این که چگونه باید رفتار کند و چه بگوید خجالت می کشد.به همین دلیل است که هنگام بیرون رفتن با یک گروه معمولاً راحت تر است و کمتر تحت فشار قرار می گیرد تا این که تنها با یک نفر بیرون برود.
نوجوان در قرارمدارهای اتفاقی در مقایسه با قرار مدارهای جدی کمتر تحت فشار قرار می گیرد. قرارمدارهای اتفاقی جنبه سرگرمی دارند بدون این که نوجوان به میزان زیادی گرفتار شود و آزادیش را از دست بدهد. اما دوستیابی جدی به لذت بردن از رابطه با تنها یک نفر و شناخت عمیق فردی دیگر تمایل دارد. وقتی قرار گذاشتن جدی به قرار گذاشتن انحصاری تبدیل می شود، نوجوان را گیر می اندازد و هزینه اش می تواند کاهش زمان بودن با دوستان همجنسش باشد. حالا که دو نوجوان به طور جدی تبدیل به زوج شده اند باید تنش های حول با هم بودن خود و جدایی ها را مدیریت کنند و اگر شیفتگی افزایش یابد باید تنش های ناشی از تمایل بیش از حد به تسلط داشتن بر طرف مقابل و حسادت را هم مدیریت کنند.
هنگامی که نوجوانان عاشق می شوند، از دست دادن آزادی های اجتماعی، بدگمانی به تعهد طرف مقابل و ترس از خیانت می تواند ناراحتی های زیادی را ایجاد کند. به طوری که عاشق بودن معمولاً به معنای ناراضی بودن در بسیاری از اوقات است. این موضوع زوج را از ارتباط اجتماعی با نوجوانان دیگر که قضیه را جدی نمی گیرند باز می دارد و احتمال این که این کنش حالات جنسی پیدا کند هم افزایش می یابد (در این شرایط والدین می توانند و باید خطرات را توضیح دهند، موضع خود را به عنوان پدر و مادر اظهار کنند، تأخیر در این نوع رابطه را تشویق کنند و درباره مراقبت جنسی هنگامی که به نظر می رسد صمیمیت جنسی رخ داده توصیه هایی ارایه کنند.)
اگر دلبستگی جدی بین دختر و پسر نوجوان رخ دهد، والدین باید مطمئن شوند که دوست دختر یا دوست پسر فرزند نوجوانشان را می شناسند چرا که به این ترتیب می توانند در این رابطه تأثیر گذار باشند. والدین نباید این حکم را بدهند که فرزندشان ” بیش از حد جوان ” است که رابطه اش با کسی خیلی جدی باشد. همین طور اگر با این رابطه مخالفت کنند این خطر وجود دارد که آنها در پاسخ به مخالفت والدین حتی به هم نزدیک تر شوند. در این شرایط والدین باید این احساس را داشته باشند که این عشق نوجوانشان را سریع تر از همسالانش به بلوغ می رساند که می تواند خوب هم باشد.
پارتی ها هم مشکلی برای بسیاری از نوجوانان ( و بسیاری از بزرگسالان ) هستند چرا که آنها فاقد اعتماد به نفس اجتماعی و مهارت های ارتباطی برای ملاقات با افراد، خوش آمد گویی و گپ زدن با آنها هستند. این جا جایی است که نوجوانان اطلاعاتی درباره مواد مخدر و الکل دریافت می کنند، شل می شوند و شجاعت استفاده از آنها را پیدا می کنند و احساس خود آگاهی آنها درباره این که دیگران چگونه به نظر می رسند و چه می گویند کمتر می شود. سیگار برای دود کردن به دستان عصبی آنها داده می شود و سیگار کشیدن کاری به نظر می رسد که باید انجام دهند. اگر نوجوانی در پاسخ به این پرسش که در مهمانی چه کارمی کند جواب بدهد:«نمی دانم، فقط معلقم و از آن لذت می برم» بدان معنا است که احتمالاً در جایی حضور داشته که استفاده از مواد مخدر در آن به منظور راحت بودن مورد نیاز است.
و در نهایت سال آخر دبیرستان چه شرایطی دارد…