چگونه حرکات صفحات زمین موجب زمین لرزه می شود؟

مقالات مرتبط:

مقدمه ای درباره این که زمین لرزه ها چگونه کار می کنند –   واقعیاتی ترس آور درباره زمین لرزه ها –  گسل چیست؟ –  چگونه حرکات صفحات زمین موجب زمین لرزه می شود؟ –  امواج زلزله چه هستند؟ –   پرسش و پاسخ هایی درباره زلزله

بزرگ ترین تحول علمی در تاریخ زلزله شناسی -مطالعه زمین لرزه ها- در اواسط قرن بیستم با پیشرفت تئوری تکتونیک های صفحه اتفاق افتاد. دانشمندان ایده تکنوتیک صفحه را پیشنهاد کردند تا شماری از پدیده های خاص و عجیب  و غریب روی زمین، مثل حرکت قاره ها در طول زمان، بی نظمی فعالیت های آتشفشانی در مناطق مشخص و حضور برجستگی های عظیم در کف اقیانوس را توضیح دهند.

زمین لرزه

اساس تئوری این است که لایه سطح زمین –لیتوسفر– که از بسیاری از صفحات تشکیل شده، در بالای لایه اتنوسفر (athenosphere) می لغزند. برای آشنایی با صفحات زمین اینجا را کلیک کنید. در مرزهای بین این صفحات عظیم خاک و سنگ سه چیز اتفاق می افتد:

-صفحات از هم دور می شوند-اگر دو صفحه از همدیگر دور شوند، سنگ مذاب داغ از لایه های گوشته (منتل) زیر لیتوسفر جاری می شود. این مواد مذاب روی سطح می آید (اکثراً در کف اقیانوس) و پس از این گدازه نامیده می شود. هنگامی که گدازه خنک می شود، سفت می شود تا مواد لیتوسفر جدید را تشکیل دهد و شکاف و دهانه را پر کند. این خطوطی که صفحات در دو طرف آن از هم دور می شوند، مرز صفحه واگرا یا جدا شونده نامیده می شود.

-صفحات می توانند به طرف هم کشیده شوند -اگر دوصفحه به طرف همدیگر حرکت کنند، به عنوان مثال یک صفحه زیر یکی دیگر کشیده می شود. این صفحه به زیر رفته، در لایه های گوشته پایین تر فرو می نشیند و نشست می کند، و در آن جا ذوب می شود. در بعضی از مرزها -جایی که دو صفحه با هم تلاقی می کنند- هیچ صفحه ای در موقعیتی نیست که زیر دیگری برود، بنابراین به سوی هم کشیده می شوند تا کوه ها را تشکیل دهند. خطوطی که صفحات به طرف همدیگر کشیده می شود، مرزهای صفحه همگرا یا تلاقی نامیده می شود.

-صفحات برخلاف هم می لغزند -در مرزهای صفحات دیگر، صفحات به آسانی به وسیله همدیگر لغزانده می شوند- یکی به عنوان مثال به شمال حرکت می کند و یکی به جنوب. در این موقعیت صفحات به طور مستقیم در مرزها به داخل یکدیگر  حرکت نمی کنند، آنها محکم باهم کشیده و یا از هم رانده می شوند و مقدار عظیمی از کشش و فشار و درهم تنیدگی در مرزها به وجود می آید.

جایی که این صفحات با هم برخورد می کنند، شما می توانید گسل ها را ببینید -گسل ها که شکستگی هایی در پوسته زمین هستند، جایی هستند که توده های سنگ در هر طرف مرز در مسیرهای مختلف حرکت می کنند. وقوع زلزله ها در امتداد خطوط گسل نسبت به جاهای دیگر کره زمین معمول تر است. 

منبع: http://science.howstuffworks.com/earthquake2.htm

امتیاز به مطلب

آیا اسباب بازی ها فقط وسیله بازیند؟

حمیده احمدیان راد

اسباب بازی

در ۱۹۹۲، شرکت اسباب بازى هاى «ماتل» یک عروسک باربى سخنگو عرضه کرد که این عبارت را مى گفت : "کلاس ریاضى سخت است!" این عروسک باعث جنجال و بحث، مخصوصاً میان والدین و معلمانى شد که فکر مى کردند این عروسک این کلیشه که دخترها در ریاضى خوب نیستند را تقویت مى کند. بعضى از مطالعات دیگر نشان داد که دختران، دختر ایده آل خود را براساس ویژگى هاى باربى توصیف مى کنند.

بعضى از محققان این را به عنوان مدرک مورد استفاده قرار مى دهند تا نشان دهند که عروسک هاى باربى زنان را تشویق مى کند تا گرسنگى بکشند و هیکل شان راشبیه باربى کنند. برخى از محققان مى گویند عروسک باربى مسئول برخى از عمل هاى زیبایى و بى نظمى هاى خوردن است.

اما به هرحال مطالعه اى با مقیاس وسیع انجام نشده که مستقیماً نشان دهد بازى با عروسک هاى باربى احترام به خود را پایین مى آورد یا آشفتگى ها در خوردن را افزایش مى دهد. هیچ مطالعه اى هم وجود نداشته که ثابت کند دختران مى خواهند شبیه به عروسک هاى باربى شوند. ولى تأثیر این عروسک بر شکل ظاهرى و نحوه تغذیه زنان و دختران عصر جدید از نظر بسیارى بدیهى است.

اسباب بازى هاى دیگر هم در حد خود بر شخصیت کودکان و نوجوانان و حتى بزرگسالان اثر مى گذارند. یک مطالعه حاکى از این است که اسباب بازى ها با شکل هاى ظاهرى دست نیافتنى ممکن است بر تصویر شخص از خودش اثر بگذارند. این مطالعه عروسک هاى مذکر و تیپ هاى "اکشن" را مورد مطالعه قرار داده بود. مردان در این مطالعه بعد از بازى با تیپ هاى اکشن فوق عضلانى، از خود احساس تأثیر منفى بیشترى نسبت به اسباب بازى هاى معمولى گزارش کردند. اگر بازى با اسباب بازى مى تواند بر روى پسران به این شکل اثر بگذارد، به طور مشابه به روى زنان هم اثر مى گذارد.

اسباب بازى ها علاوه بر بعد بازى، برشخصیت افراد حتى بزرگسالان هم اثر مى گذارد. اما اسباب بازى ها در کشور ما چندان جدى گرفته نمى شوند. تولید اسباب بازى به شکلى نیست که هم از نظر کمى و هم از نظر کیفى با تولیدات کشورهاى دیگر رقابت کند. اسباب بازى هاى ایرانى تنها سه تا پنج درصد بازار ایران را در اختیار دارند. اسباب بازى هنوز در سطح کلان فرهنگى جدى گرفته نمى شود. در نتیجه، صنعت اسباب بازى هم از نظر جنبه حمایتى و هم از نظر جذب سرمایه گذارى با مشکلاتى مواجه است.

امتیاز به مطلب

شرایط زندگی در سرزمین های قطبی شمالی

سرزمین های قطبی شمالی – قاره قطب جنوب –  بیابان –  تندرا –  غار –  شهر –  منطقه ساحلی –  تایگا (جنگل با درختانی با میوه مخروطی) – جنگل های برگریز معتدل – علفزار – علفزار گرمسیری استوایی – مرغزار – جنگل های بارانی استوایی – باتلاق با آب تازه – تالاب – مرداب – اقیانوس – منطقه درون جزرومدی – صخره های مرجانی – منطقه نور خورشید اقیانوس

روباه قطبی اقیانوس منجمد شمالی که در این منطقه قرار دارد، تنوع زندگی زیادی دارد و در آن از جانداران میکروسکوپی (مثل زوپلانکتون ها) تا جانوران غول پیکری مثل نهنگ ها زندگی می کنند. همچنین مقدار زیادی خشکی در داخل دایره قطب شمال (بخش های شمالی آسیا، اروپا و آمریکای شمالی) وجود دارد. خشکی داخل دایره قطب، تندرا است و نسبت به محیط های زندگی دیگر به خاطر دمای سرد، بادهای خشک قوی و لایه های خاک منجمد (خاک منجمد دایمی) دارای موجودات زنده کمتری است.

دوره های طولانی تاریکی (در زمستان ها) و نور (در تابستان) هم بر زندگی در قطب شمال اثر می گذارد. سرزمین های قطبی شمالی یک محیط زندگی سرد، پرباد و اغلب پوشیده از برف است که گرداگرد قطب شمال واقع شده. موقعی که از منطقه قطبی شمالی صحبت می شود، مردم معمولاً آن را بخشی از زمین در داخل دایره قطبی (یک دایره فرضی دور زمین، موازی با استوا و در 23 درجه و 28 دقیقه از قطب شمال که بالای حدود 75 درجه شمالی است) فرض می کنند.

مناطق خشکی قطب شمال

قطبی ترین منطقه قطب شمال (نزدیک ترین منطقه به قطب شمال) منطقه قطبی بالا نامیده می شود. این بیابان قطبی از زندگی گیاهای یا جانوری خیلی کمی برخوردار است (کمتر از پنج درصد منطقه خشکی آن با زندگی گیاهی پوشیده شده) به خاطر این که یک فصل رویش و سبز شدن خیلی کوتاه خشک، هوای خشک، خاک همیشه یخ زده و خاک فقیر دارد و حشرات گرده افشان هم در آن زندگی نمی کنند. سرزمین قطبی بالا گرم تر از منطقه قطبی پایین است. این منطقه از حیات بیشتری حمایت می کند. بیش از 90 درصد منطقه خشکی آن زندگی گیاهی ای دارد که در خشکی و سرما دوام می آورند.

جانوران سرزمین های قطبی شمالی

جانورانی که در منطقه قطبی شمالی زندگی می کنند (در تمام مدت یا به طور فصلی) با شرایط بی نهایت سخت تطبیق پیدا کرده اند. بسیاری از جانوران زمستان را هم در این منطقه سپری می کنند (مثل روباه قطبی و قاقم). آنها پوششی دارند که در طول زمستان ضخیم می شود و رنگش به سفید تغییر می کند، چنان که با برف در هم می آمیزد (آمیختن با زمینه).

یک گروه تحقیقاتی اولین مدرک را نیز مبنی بر این که زمانی شترهای غول پیکر در قطب شمال زندگی می کرده اند ارایه دادند. آنها 30 قطعه فسیل استخوان را یافته اند که نشان دهنده سابقه وجود شتر اولیه در قطب شمال است. این فسیل های سه و نیم ساله در سه فصل تابستان یافت شده است. یافته های فسیلی دیگر در مکانی که این فسیل ها در آن یافت شده نشان می دهد که این جانور در طول فاز گرم زمین در یک محیط جنگلی در قطب شمال زندگی می کرده. در این مکان فسیل برگ ها و سایر مواد گیاهی نیز یافت شده.

منبع: http://www.enchantedlearning.com/coloring/arcticanimals.shtml

امتیاز به مطلب

دوستی با گروه همسالان

محمدرضا کریمی

دوستی رشد اجتماعی و اجتماعی شدن یکی از تغییرات برجسته در دوران نوجوانی است که سبب ایجاد تمایز بین یک کودک با یک نوجوان می شود و هویت اجتماعی نوجوان را تشکیل می دهد. اجتماعی شدن با ایجاد تغییرات آشکار در شیوه های ارتباطی با والدین و همسالان شروع می شود. تغییرات آشکار زیستی و بلوغ در دوره نوجوانی سبب افزایش فاصله عاطفی بین نوجوان و والدینش می شود و به تدریج استقلال بیشتری برای نوجوان به همراه می آورد. فرایند تحول در نوجوانان و در بین پسران و دختران نیز متفاوت است. فاصله گرفتن با والدین معمولاً با فاصله گرفتن از مادر شروع می شود و با صمیمیت و نزدیک شدن به دیگران گسترش می یابد.

برای یک نوجوان ارتباط با دیگران در آغاز نوجوانی به طور عمده بر گروه همسالان و دوستان متمرکز است. اولین قدم در جهت شکل گیری مناسبات اجتماعی، وابستگی به یک گروه از دوستان همجنس در آغاز بلوغ است. در بین این گروه است که نوجوان از جهات مختلفی مثل طرز صحبت کردن،‌ شیوه لباس پوشیدن،‌ اصلاح موی سر،‌ علایق هنری و فعالیت های فوق برنامه و دیگر کارها با نوجوانان همسن و سالش دنبال همانندی می گردد.

نوجوان دوستانی را انتخاب می کند که از نظر علایق، ارزش ها، باورها و نگرش ها همانند او باشند و از نظر رفتار و سرگرمی های اوقات فراغت و نگرش نسبت به مدرسه و پیشرفت تحصیلی با وی همانند باشند. معیار اصلی انتخاب دوست در دوره نوجوانی صمیمیت و وفاداری او است. بر پایه همین معیارهای صمیمیت و گفت و گوهای خصوصی با دوستان، نوجوان می تواند خود را بشناسد و هویت خود را کشف کند.

یادگیری مفاهیم مربوط به عضویت و ایفای نقش در فعالیت های گروهی (عضویت در تیم ورزشی و انجمن های مذهبی، فرهنگی، هنری و اجتماعی) از طریق برنامه های اوقات فراغت مستحکم می شود. رشد شخصیت و خلق و خوی نوجوانان عامل مهمی در چگونگی یادگیری اجتماعی و شرکت او در فعالیت های مختلف اجتماعی است. بعضی از نوجوانان به قدری جذب گروه دوستان خود می شوند که قادر نیستند به یک فردیت رشدیافته و مستقل دست یابند و نمی توانند مسایل خود را به تنهایی حل کنند و در همه مسایل ارزشی تنها به همان گروه دوستان خود تکیه می کنند.

امتیاز به مطلب

مهارت های لازم برای ورود به عرصه زندگی و بازار کار

حمیده احمدیان راد

مهارت

زمانی هدف نظام آموزشی آن بود که کارمندان خوبی پرورش دهد. ولی با ورود به قرن 21 نظام های آموزشی هدف دیگری را دنبال می کنند.

در عصر جدید عمر مشاغل گاهی به ده سال هم نمی رسد. برای همین نیروهایی که در مدرسه و دانشگاه پرورش می یابند باید انعطاف پذیری لازم را داشته باشند که با 60 ساعت آموزش مهارت های جدیدی بیاموزند و وارد شغل جدیدی شوند. به همین دلیل بر اساس شیوه های جدید آموزشی در دنیا، دیگر نظام های آموزشی انبوهی از اطلاعات ریز را آموزش نمی دهند و شیوه حافظه محوری را کنار گذاشته اند. بلکه توانایی حضور ذهن، تشخیص، انتخاب، استدلال و مشارکت را می آموزند. در عصر جدید کسانی که می خواهند وارد بازار کار شوند باید توانایی مناظره، تمرکز و گزینش اطلاعات را داشته باشند. به این ترتیب از این توانایی برخوردار می شوند که به عنوان مثال با رجوع به اینترنت اطلاعات مورد نیازشان را تأمین کنند و خود را در هر زمانی با مقتضیات حرفه خودشان و یا هر حرفه جدیدی که می خواهند وارد آن شوند وفق دهند.

مرتضی خلخالی کارشناس باسابقه آموزشی می گوید:” در چهار دهه اخیر دانش برنامه ریزی و اصول تعلیم و تربیت به این سمت رفته که به جای دادن ماهی به کسانی که آموزش می بینند راه و روش ماهی گیری را به آنها بیاموزد. چراکه با گسترش سریع فناوری و نفوذ آن در همه ابعاد شغلی و زندگی انسان ها، دایم در حال مشاهده دگرگونی های عظیم در مشاغل یا مرگ مشاغل و به وجود آمدن مشاغل جدید هستیم. در این شرایط برنامه های درسی باید مملو از صحنه های ارتباط علم با زندگی، برخورد با معماها، کاوشگری و پروراندن مهارت های اندیشیدن باشد. دانش آموزان باید مهارت جست و جوی منابع مورد نیاز و استفاده از داده ها و کتاب های مرجع و راهنما و امکانات رایانه و اینترنت را برای اندیشیدن و ابداع داشته باشند و فرصت های فراوانی برای مشاهده، جست و جو، پیشنهاد طرح ها و اجرای آنها، ارزیابی شواهد و نتایج و استفاده از بازخوردها برای تعدیل مسیر در اختیارشان قرار دهیم”.

وزارت کار آمریکا ده مهارت شغلی که امروزه در بازار کار بسیار مورد نیاز است را این موارد اعلام کرده است: “مهارت های حل مشکل، مهارت های فنی و حرفه ای، مهارت های روابط عمومی، مهارت های برنامه نویسی رایانه ای و دانش مربوط به رایانه، مهارت های آموزشی مانند توانایی خدمات اجتماعی و مشاوره در مدیریت و تجارت، مهارت های مدیریت مالی مانند حسابداری، مهارت های مدیریت اطلاعات، مهارت دانستن زبان خارجی و مهارت های مدیریت تجارت و بازرگانی”.

با نگاهی به این موارد متوجه می شویم که مقتضیات بازار کار ایران نیز جدا از کشورهای دیگر نیست و در صورتی که فارغ التحصیلان چیز مفیدی نیاموزند، دست کم تا مدتی پس از تحصیل سرگردان می شوند. چراکه نمی دانند چگونه باید در جامعه زندگی کنند و چه شغلی داشته باشند و با استفاده از کدام مهارت، شغلشان را انتخاب و دنبال کنند.

برخی از کشورها با پی بردن به اهمیت داشتن مهارت برای جذب در بازار کار، در این زمینه کلاس های آموزشی برگزار می کنند و بودجه های قابل توجهی نیز به این کار اختصاص می دهند. به عنوان مثال در کشور ایرلند به افزایش مهارت های شغلی شهروندان ایرلندی به ویژه جوانان اهمیت زیادی داده می شود. تا جایی که به علاقه مندان در سه سطح آموزش مقدماتی، دوره های کارآموزی  و دوره های پیشرفته آموزشی برای افزایش مهارت شغلی آنها آموزش داده می شود. هدف از این آموزش ها هم افزایش قابلیت استخدام جوانان در هنگام  ورود به بازار کار و ایجاد مقدمات فعالیت آنها در بازار کار است. آنها در این کلاس ها مهارت های پایه ای برای کار را می آموزند.

این در حالی است که در کشور ما هر سال تعداد زیادی از فارغ التحصیلان دیپلمه یا دانشگاهی به جمع کسانی که به دنبال کار می گردند اضافه می شود، اما بسیاری از آنها مهارت لازم برای شروع یک حرفه را ندارند. اغلب مدرکی نیز در دست دارند، اما مهارت های مورد نیاز برای کار را نیاموخته اند.

حتی بسیاری از کسانی که از دانشگاه ها فارغ التحصیل می شوند تنها بحث های تئوریک را می دانند و از آن جایی که مهارت های لازم را به شکل عملی نیاموخته اند برای جذب در بازار کار دچار مشکل می شوند.

نکته دیگر این است که در حالی که نظام آموزشی ما در زمینه آموزش مهارت های شغلی با مشکلات زیادی روبرو است، خانواده ها هم آموزش مهارت های شغلی، حتی مشاغل موروثی به فرزندانشان را نیز کنار گذاشته اند. این در حالی است که در جوامع غربی و نیز جوامع رو به توسعه چین و هند، آموزش مهارت های شغلی و کسب و کار در خانواده جایگاه برجسته ای دارد. در کشور ما هم در گذشته ای نه چندان دور فرزندان به ویژه فرزندان پسر از سنین کودکی و نوجوانی با مفهوم کار و درآمد آشنا می شدند و حتی در خانواده های ثروتمند نیز شاگردی فرزند و یادگیری کار مذموم شناخته نمی شد. ولی این سنت نیز به فراموشی سپرده شده است. برای کسب اطلاع درباره این که ملل مختلف چگونه در خانواده ها کارآفرین پرورش می دهند اینجا را کلیک کنید.

امتیاز به مطلب

برنامه ریزی شرط موفقیت در کسب و کار

برنامه ریزی

حمیده احمدیان راد

چه قدر با این جمله که مدتی است ورد زبان برخی شده موافقید: “اینجا ایران است. در ایران برنامه ریزی معنی نمی دهد”. اگر این حرف درست است پس چرا انسان های موفق با برنامه و نیز شرکت هایی وجود دارند که محصولاتشان را به کشورهایی با شدیدترین قوانین کیفیتی و نیز به بزرگ ترین شرکت های چندملیتی می فروشند؟

نمونه این شرکت ها، شرکتی است که یکی از قطعات اصلی خودرو را تولید می کند. مدیر کارخانه در هنگام استخدام نیروی کار، تمام وظایف آنها و انتظاراتش را موبه مو برای شان شرح می دهد و در قرارداد استخدام ارائه تمام امکانات و تسهیلات ممکن نظیر وسایل رفت و آمد… را قید می کند تا نیروهای کارش از این بابت هیچ نگرانی ای نداشته باشند.

همه محصولات کارخانه درست در زمان وعده داده شده و دقیقاً مطابق سفارش به شرکت سفارش دهنده تحویل داده می شود. شرکت هایی که وارد معامله با این شرکت می شوند می دانند که با آنها شوخی ندارد و باید پولش را به موقع بدهند وگرنه در هیچ شرایطی سفارش ها را تحویل نمی دهد. این شرکت با برنامه، از ناحیه بی برنامگی شرکت های دیگر متضرر می شود. ولی ضررش را این گونه جبران کرده که محصولاتش را به یکی از بزرگ ترین شرکت های تولید خودروی جهان صادر می کند.

این نمونه و نمونه های دیگر نشان می دهد که برخلاف عقیده برخی ، اتفاقاً با برنامه ریزی صحیح است که می توان به نتایج عالی دست یافت.

با این وجود سینا امیری کارشناس مدیریت عقیده دارد که این فکر که ایران کشور برنامه ریزی نیست در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ است.

وی می گوید:”وقتی از مدیران برخی از شرکت ها می پرسیم که چرا کارهایشان را به موقع انجام نمی دهند، می گویند اینجا اروپا نیست، ایران است! همین شرکت ها کار بقیه شرکت ها را مختل می کنند و وقتی یکی درست برنامه ریزی نمی کند، کل کارها عقب می افتد. به عنوان مثال یک شرکت بزرگ درست برنامه ریزی نمی کند و از برنامه عقب می افتد. قطعه سازی که با این شرکت کار می کند خبردار می شود که کار او عقب افتاده و او هم خودش را سرگرم کار دیگری می کند و یا ماشین آلاتی را که از خارج سفارش داده در بندر می خواباند .ناگهان شرکت بزرگ کارش را شروع می کند و بقیه شرکت ها متوجه می شوند که کارشان را به موقع انجام نداده اند و آنها هم عقب افتاده اند. بنابراین برای این که عقب افتادگی شان را جبران کنند جلوی کار همدیگر را می گیرند. به خاطر همین است که محصولی که قرار بوده در زمان مقتضی تولید شود، تولیدش حتی تا یک سال عقب می افتد! در حالی که برعکس یک شرکت با برنامه بقیه شرکت ها را وا می دارد که آنها هم سریع تر کار کنند و سفارششان را به موقع تحویل دهند”.

البته شاید یکی از دلایلی که برخی عقیده دارند در ایران برنامه ریزی جواب نمی دهد این باشد که خودشان شیوه برنامه ریزی را بلد نیستند. کسانی که در پروژه عسلویه کار کرده اند از مرد ژاپنی ۷۰ ساله ای صحبت می کنند که برای این که بداند سیستم حمل و نقل منطقه چگونه کار می کند و چه مدت طول می کشد تا محموله ها جابه جا شوند یک هفته کنار دست کامیونداران می نشست تا سرعت کامیون ها و زمان حمل محموله ها را پیدا کند و به این ترتیب هنگامی که پای عقد قراردادی به میان می آمد می دانست که چه مدت را باید به حساب زمان حمل و نقل کالا بگذارد!

اما خیلی کم شرکت هایی در کشور ما پیدا می شوند که چنین برنامه ریزی دقیق و ریزی را انجام دهند. همچنین عمل کردن مطابق برنامه عزمی جدی می خواهد.

چینی ها که اینک به خیره کننده ترین کشور از نظر توسعه اقتصادی تبدیل شده اند، به شدت نسبت به انجام به موقع برنامه ها حساس اند. تا جایی که مدیر یک شرکت فرانسوی تعریف می کند که چینی ها از ما خواستند در یک پروژه قطارهای سریع السیر در این کشور روزی چهار کیلومتر خط بکشیم. اما در هفته اول تنها دو کیلومتر پیشرفت کردیم. علت این بود که در مسیر با موانع طبیعی زیاد و نیز شهرک های مسکونی مواجه می شدیم. موضوع را با دولت چین در میان گذاشتیم. آنها به سرعت نیرویی را مأمور کردند که شهرک های مسیر را خراب کنند و هر جا که تپه ای وجود داشت و امکان کشیدن پل وجود نداشت آن را منفجر می کردند. روند کار به حدی سریع شد که روزی پنج کیلومتر خط می کشیدیم!

ممکن است از نظر ما چنین واکنش های سریعی عجیب و حتی گاهی ظالمانه به نظر برسد، ولی واقعیت این است که برنامه ریزی صحیح و عمل دقیق به برنامه یکی از بنیان های توسعه کشوری نظیر چین است. البته تمام این مثال ها مربوط به برنامه ریزی برای شرکت های بزرگ بود. برنامه ریزی برای شرکت های بزرگ سخت تر است و بررسی بیشتری می طلبد. ضمن این که بوروکراسی و ضرورت سرمایه گذاری بیشتر برنامه ریزی را در شرکت های بزرگ سخت تر می کند.

اما واقعیت این است که در کشور ما بسیاری از شرکت ها و کسب و کارهای کوچک نیز یا برنامه ریزی نمی کنند و یا به طور صحیح برنامه ای تدوین نمی کنند.

امتیاز به مطلب

لغات انگلیسی مربوط به شهرها

 

 

 

alley

alley

کوچه

An alley is a narrow road between buildings.

 

ambulance

ambulance

آمبولانس

An ambulance takes sick people to the hospital.

 

art gallery

art gallery

گالری هنر

You can see works of art at an art gallery.

 

automobile

automobile

خودرو

An automobile is a car.

 

neighborhood

avenue

خیابان

An avenue is a wide street.

 

bank

bank

بانک

You can put your money in a bank for safe keeping.

 

bridge

bridge

پل

 

A bridge is a structure over water, or over another thing that is difficult to cross

 

 

Image

building

ساختمان، بنا

A building is a structure built by people.

 

bus

bus

اتوبوس

A bus is a large vehicle that can take many passengers to places.

 

taxi

cab

تاکسی

Cab is another word for taxi.

 

car

car

ماشین

You can travel in a car.

 

church

church

کلیسا

Some people worship in churches.

 

city

city

شهر

A city is a place where a lot of people live.

 

crosswalk

crosswalk

گذرگاه عابر پیاده

A crosswalk is a marked area on a street where it is safer to cross.

 

elevator

elevator

آسانسور

An elevator carries people and things up and down a tall building.

 

factory

factory

کارخانه

Many items, like cars, are made in factories.

 

hydrant

fire hydrant

شیر آتش نشانی، فلکه آب آتش نشانی

Fire fighters hook a hose up to a fire hydrant to get water.

 

firetruck

fire truck

ماشین آتش نشانی

Fire fighters on a fire truck help put out fires.

 

garbage truck

garbage truck

ماشین شهرداری

A garbage truck picks up garbage and hauls it to the dump.

 

house

house

خانه

Some people live in houses.

 

Image

hydrant

شیر آتش نشانی

Fire fighters hook a hose up to a fire hydrant to get water.

 

intersection

intersection

تقاطع

An intersection is a where two or more things, like roads, meet.

 

lane

lane

جاده باریک، کوره راه

A lane is a small road.

 

library

library

کتابخانه

Libraries have books, tapes, and computer programs.

امتیاز به مطلب

انفجار پلاستیک

حمیده احمدیان راد

پلاستیک ها

چند سالی است که پلاستیک ها محیط زیست ما رابه محاصره خود درآورده اند. فرشی از نایلون دشت ها و بیابان های اطراف شهرها و روستاها را پوشانده اند. دور درختان پیچیده شده اند. داخل خاک ها فرورفته اند و گیاهان را خفه می کنند و جلوی ریشه دواندن گیاهان را می گیرند. پلاستیک های مدفون در زمین نمی گذارد درختان در جایی که می توانند برویند. در کنار رودخانه هایی که مردم برای تفریح می روند بطری ها در همه جا پراکنده می شوند و گاهی با جریان رودخانه همراه می شوند. آنها سرچشمه رودها را آلوده می کنند. در رودها و دریاها، نهنگ ها و کوسه ها ظرف های یک بار مصرف را با غذا اشتباه می گیرند و می بلعند و لاک پشت ها با خوردن آنها خفه می شوند. ظرف های یک بار مصرف هم برغم هشدارهای پزشکی هر روز بیشتر و بیشتر برای ریختن غذا مورد استفاده قرار می گیرند.

بین ۲۵۰ تا۵۰۰ سال طول می کشد تا این مواد مخرب در طبیعت تجزیه شوند. این مواد ممکن است سمومی را وارد چرخه حیاتی کنند که در نهایت بدن انسان را تحت تأثیر قرار می دهد و می توانند اکوسیستم را از شکل طبیعی خارج کنند. ما بدون ایجاد یک سیستم بازیافت قوی اجازه می دهیم این مواد تمام این مدت در طبیعت باقی بمانند و بر محیط زندگی مان تأثیر منفی به جا بگذارند و روز به روز هم بر میزان مصرف خود می افزاییم. حتی تلاش نمی کنیم که آنها را در طبیعت پراکنده نکنیم یا آنها را از طبیعت جمع آوری کنیم.          

حتی با وجود این شرایط، مصرف پلاستیک ها و نایلون ها با سرعتی سرسام آور روبه گسترش است. مغازه داران هرکالایی را با هر حجمی داخل نایلون ها می گذارند و آن را “کلاس” کار خود می دانند. حتی چنین به نظر می رسد که گردش کار فروشگاه ها بدون نایلون ممکن نیست. تقریباً دیگر مکانی وجود ندارد که در آن نایلون ها برای مصارف حتی غیرضروری به کار گرفته نشده باشد. مصرف کننده ها هم عادت کرده اند به طور دایم از نایلون ها و مواد پلاستیکی استفاده کنند.

ضمن این که در شرایطی که نفت هر روز بیشتر و بیشتر در جهان ارزش پیدا می کند ما به این وسیله میزان زیادی نفت را برای تولید بیش از حد این مواد می سوزانیم.

امتیاز به مطلب

لغات انگلیسی مربوط به کمپینگ

backpack

backpack
کوله پشتی

A backpack is a sack that is worn on the back and is used to carry things.

 

cabin

cabin

1)کلبه، خانه کوچک

2)خوابگاه کشتی

 

A cabin is a small, simple house.

 

camera

camera
دوربین

You can take pictures with a camera.

 

camper

camper

وسیله نقلیه بزرگی که مردم می توانند از آن برای سفرکردن (اردو رفتن) وخوابیدن استفاده کنند.

You can travel and sleep in a camper.

 

fire

camp fire

آتش (در فضای باز)

A camp fire is a fire made during a campout; it is used to cook food and to warm up people in cold weather.

 

tent

camping

چادرزدن، به اردو رفتن

When people go camping, they go into an outdoor area and sleep in a tent, cabin or camper.

 

candle

candle
شمع

A candle is a stick of wax with a wick that can burn.

 

canoe

canoe

قایق پارویی

 

A canoe is a small boat

 

 

compass

compass

قطب نما

A compass always points north.

 

 

Image

east

شرق

East is a compass direction. East is opposite west.

 

flashlight

flashlight

چراغ قوه

A flashlight helps you find your way in the dark.

 

forest

forest

جنگل

A forest is a large group of trees and underbrush where many animals live.

 

kayak

kayak

نوعی قایق کوچک با فضای فرو رفته در وسط برای جای یک نفر

A kayak is a small boat with an opening in the center for a person.

 

lake

lake
دریاچه

A lake is a large body of water surrounded by land on all sides. Really huge lakes are often called seas.

 

lantern

lantern

فانوس

A lantern is a device that gives off light.

 

log

log

کنده درخت

A log is a short piece of a tree trunk.

 

 

log cabin

log cabin
کلبه چوبی

A log cabin is a house made of logs.

 

map

map

نقشه

A map shows the features of an area. You can find your way around by using a map.

 

mountain

mountain

کوه

A mountain is a very tall high, natural place on Earth – higher than a hill. The tallest mountain on Earth is Mt. Everest.

 

Image

north

شمال

North is a compass direction. North is opposite south.

 

sleeping bag

sleeping bag

کیسه خواب

A sleeping bag is a fabric sack you can sleep in.

 

Image

south

جنوب

South is a compass direction. South is opposite from north.

 

tent

tent
چادر

A tent is a temporary shelter made of fabric.

 

waterbottle

water bottle

بطری آب

A water bottle holds water.

 

Image

west
غرب

West is a compass direction. West is opposite east.

امتیاز به مطلب

مسلمانان چگونه وارد انگلستان شدند؟

 نویسنده: ایسلاروزراون

برگردان: محمدرضا کریمی

 ایسلاروزراون (Isla Roser Dwen) خبرنگار آزاد مقیم لندن تحصیل‌کرده و استاد زبان عربی و نویسنده امور جهان اسلام است. وی کلوپ نویسندگان مسلمان را اداره و بر انتشار ماهنامه‌ای که اشعار و نوشته‌های مسلمانان را چاپ می‌کند کمک می‌کند. همچنین علاوه بر ترجمه داستان‌های عربی، داستان‌هایی نیز به سبک قصه‌های عربی نوشته است. برخی مقالات او درباره مسلمانان لندن در اینترنت موجود است. خانم «اون» در این مقاله به زمان شروع و تاریخچه روابط جهان اسلام با بریتانیا و به‌ویژه لندن اشاره و تاثیرات متقابل آنها را بررسی می‌کند.

Imageهمه در این عقیده متفق‌القولند که برای سلطنت اسپانیا که زمانی تهدیدی برای بریتانیا به شمار می‌رفت و در عین حال به تجارت هم علاقه‌مند بود، ایجاد ارتباطات رسمی بین انگلیس و مراکش که مشخصاً از دهه 1550 آغاز شد، خوشایند نبود. وقتی انگلیس دوره سلطه‌ طلبی‌اش را شروع کرد، ملکه الیزابت اول به اتحادی که پدرش با امپراتوری عثمانی به وجود آورد ادامه داد و حتی از سال 1588 ترتیبی داد که اگر اسپانیایی‌ها بخواهند نیروی دریایی بزرگشان را در خاک عثمانی پیاده کنند، نیروی نظامیش را گسیل دارد. چنانکه در سال 1589 در بیرون راندن آنها مؤثر بود. از طرفی امپراتوری انگلیس نه تنها شاهد ورود کالاهای لوکس از مبدأ مدیترانه بوده بلکه خیلی زود تجار هم همراه کالاها به بریتانیا آمدند. لندن به نقطه عزیمت تجار تبدیل شد و منطقه باراندازها به عنوان شاهرگ بازرگانی تا همین اواخر مورد استفاده قرار می‌گرفت.

بر اثر اتحاد مراکش ـ لندن بود که برده‌های مسلمان به کار گرفته شده در ناوهای اسپانیایی خلاص شده به وطنشان برگردانده می‌شدند و در مدتی هم که در انگلیس بودند آزادیشان تضمین می‌شد. در مقابل مراکش و عثمانی هم ترتیبات مشابهی اتخاذ کردند. به این ترتیب که کشتی‌هایشان هر دریانورد انگلیسی را که از دست اسپانیایی‌ها آزاد می‌شد به انگلیس عودت می‌داد و در نتیجه لندنی‌ها هم به زودی از خیابان‌های شهرهای مسلمان سر در آوردند.

به هر صورت این مبادلات بازرگانی چنانچه به خصلت مشهور انگلیسی نسبت داده می‌شود زیر دندان آنها شیرین بود. اولین محموله کالا در سال 1574 از مبدأ مراکش حمل شد که شامل 300 تن شکر تصفیه شده، 220 تن شیره چغندر، 1400 پوند شیرینی‌جات،‌شش تن خرما و 30 تن بادام و 600 تن مربا بود.

باراندازهای لندن به سرعت مناطق شلوغی شدند. دست کم با ظهور کمپانی‌هایی مثل هند شرقی، کمپانی لوانت (Levant) ، کمپانی ترکیه و کمپانی بربرها این موضوع بیشتر به چشم آمد. کمپانی ترکیه زودتر از همه و در سال 1581 تاسیس شد و کمپانی بربرها هم در سال 1585 پایه‌گذاری شد تا بازرگانی با مراکش را تقویت کند. دامنه فعالیت کمپانی هند شرقی که اولین جواز سلطنتی را در سال 1600 از ملکه الیزابت دریافت کرده بود،‌ به سرعت گسترش پیدا کرد و به قدری قدرتمند شد که به وسیله مؤثر سلطه انگلیس بر هند تبدیل شد. این کمپانی‌ها همچنین ملوانان تیره‌پوست زیادی را برای کار بر روی کشتی‌های اروپایی از شرکت کشتیرانی “العسکر” آوردند. به این واسطه مردم از سراسر شرق به لندن آمدند. در ابتدا بیشترشان از مجمع الجزایر مالایا و سواحل کانتون سویس سر رسیدند و بعد افرادی از هند، شبه‌جزیره عربستان، آفریقای شرقی و آمریکا به آنها افزوده شدند. ملوانان تیره‌پوست حتی اگر تمایلی به اقامت دایم نداشتند، ملزم بودند دست کم شش هفته در لندن بمانند و پیش از اتمام موعد امیدی به دریافت اجازه بازگشت نداشتند. به این ترتیب جریان ثابتی از کشتی‌ها به باراندازها رفت و آمد می‌کردند تعداد آنها آن قدر زیاد بود که مفسران آن دوره ادعا می‌کنند در باراندازها غلغله‌ای به پا بود.

بر اثر اتحاد مراکش ـ لندن بود که برده‌های مسلمان به کار گرفته شده در ناوهای اسپانیایی خلاص شده به وطنشان برگردانده می‌شدند و در مدتی هم که در انگلیس بودند آزادیشان تضمین می‌شد. در مقابل مراکش و عثمانی هم ترتیبات مشابهی اتخاذ کردند. به این ترتیب که کشتی‌هایشان هر دریانورد انگلیسی را که از دست اسپانیایی‌ها آزاد می‌شد به انگلیس عودت می‌داد و در نتیجه لندنی‌ها هم به زودی از خیابان‌های شهرهای مسلمان سر در آوردند.

به هر صورت این مبادلات بازرگانی چنانچه به خصلت مشهور انگلیسی نسبت داده می‌شود زیر دندان آنها شیرین بود. اولین محموله کالا در سال 1574 از مبدأ مراکش حمل شد که شامل 300 تن شکر تصفیه شده، 220 تن شیره چغندر، 1400 پوند شیرینی‌جات،‌شش تن خرما و 30 تن بادام و 600 تن مربا بود.

باراندازهای لندن به سرعت مناطق شلوغی شدند. دست کم با ظهور کمپانی‌هایی مثل هند شرقی، کمپانی لوانت (Levant) ، کمپانی ترکیه و کمپانی بربرها این موضوع بیشتر به چشم آمد. کمپانی ترکیه زودتر از همه و در سال 1581 تاسیس شد و کمپانی بربرها هم در سال 1585 پایه‌گذاری شد تا بازرگانی با مراکش را تقویت کند. دامنه فعالیت کمپانی هند شرقی که اولین جواز سلطنتی را در سال 1600 از ملکه الیزابت دریافت کرده بود،‌ به سرعت گسترش پیدا کرد و به قدری قدرتمند شد که به وسیله مؤثر سلطه انگلیس بر هند تبدیل شد. این کمپانی‌ها همچنین ملوانان تیره‌پوست زیادی را برای کار بر روی کشتی‌های اروپایی از شرکت کشتیرانی «العسکر» آوردند. به این واسطه مردم از سراسر شرق به لندن آمدند. در ابتدا بیشترشان از مجمع الجزایر مالایا و سواحل کانتون سویس سر رسیدند و بعد افرادی از هند، شبه‌جزیره عربستان، آفریقای شرقی و آمریکا به آنها افزوده شدند. ملوانان تیره‌پوست حتی اگر تمایلی به اقامت دایم نداشتند، ملزم بودند دست کم شش هفته در لندن بمانند و پیش از اتمام موعد امیدی به دریافت اجازه بازگشت نداشتند. به این ترتیب جریان ثابتی از کشتی‌ها به باراندازها رفت و آمد می‌کردند تعداد آنها آن قدر زیاد بود که مفسران آن دوره ادعا می‌کنند در باراندازها غلغله‌ای به پا بود.

بنابراین واضح است که در این دوره مسلمانان حضور کاملاً ملموسی در لندن داشته‌اند و ممکن است دست‌کم از ترتیبات اقامتی هم برخوردار بوده باشند اگر که واقعاً به طور ثابت در یک زاویه از شهر هم مستقر نشده باشند. مورخی به نام “نبیل متار” درکتاب “اسلام در بریتانیا بین سال‌های 1685-1585” اشاره می‌کند که :”هشت سال قبل از ترجمه “رز” از قرآن (در سال 1649)، یک شعبه از محمدی‌ها به موازات 28 شعبه دیگر از منحرفان از اسلام در لندن کشف شدند”. “متار” که بیشتر از اسناد مربوط به سال 1641 با نام “کشف 29 شعبه” نقل قول می‌کند، می‌نویسد: “این شعبه از سوی محمد نامی که خودش را پیامبر می‌نامد رهبری می‌شود. رفتار فریبکارانه وی به این شکل است که به کبوتری آموزش داده به گوشش نوک بزند و با این طرز رفتار ادعا می‌کند که روح‌القدس برای او خبرهایی از ملکوت می‌آورد”.

متار عنوان می‌کند که این گونه عقاید انحرافی از اسلام ممکن است به گرایش به سوی اسلام در لندن آن روزگار مربوط باشد. اگر چه احتمال دارد این موضوع به جامعه ملوانان مقیم لندن که با زنان محلی ازدواج کرده بودند و نیز به دانش سطحی آنها از اسلام (چنانکه در لیورپول، کاردیف وسایس شیلدز نیز چنین بود) ربط داشته باشد.

مسلمانانی که در ابتدا به لندن آمدند در زمره دریانوردان و تجار بودند. اما مواقعی که روابط دیپلماتیک خیلی خوب نبود می‌شد زندانیان مسلمانی که در این دوره به اسارت گرفته شده بودند را هم بین آنها پیدا کرد. جانشینان ملکه الیزابت، شاهان جیمز اول و ششم طرفدار مسلمانان نبودند و عقیده عمومی هم این بود که انبوه و فوج فوج بربرها به وسیله قرآن، عمامه و قهوه بر تفکر مسیحی غلبه می‌کنند. این تفکر قرین بود با زمان شروع به کار قهوه‌خانه‌ها در لندن که با الهام از قهوه‌خانه‌های عثمانی، جامعه لندن را با توفانی در هم پیچیدند.
در این زمان فراز و نشیب‌های دیپلماسی هم سفرایی را عمدتاً از امپراتوری عثمانی و مراکش به لندن آورد. این سفرا اغلب با انگلیسی‌های نو گرویده به اسلام یا پیمان‌شکنان نسبت به مسیحیت همراهی می‌شدند.

امتیاز به مطلب