وقتی هوای گرم به بالای آسمان صعود می کند، بخار آب را هم همراه خودش به بالا به داخل آسمان می برد. در بالای آسمان، بخار آب سرد می شود و قطره های آب دور ذرات ریز گرد و غبار موجود در هوا تشکیل می شود. مقداری از بخار آب هم به شکل کریستال های ریز یخ منجمد می شود که قطرات آب سرد شده را جذب می کند. قطرات به شکل کریستال های یخ، منجمد می شود و کریستال های بزرگ تری را تشکیل می دهد که ما آنها را برف ریزه می نامیم. موقعی که برف ریزه ها سنگین می شوند، پایین می افتند. برف ریزه ها در مسیرشان رو به پایین با هوای گرم تر برخورد می کنند و ذوب می شوند و به صورت قطرات باران در می آیند.
در آب و هواهای گرمسیری، قطرات ابر با هم حول گرد و غبار یا ذرات نمک دریا ترکیب می شوند. آنها به هم بسته می شوند، از نظر اندازه بزرگ می شوند تا به قدر کافی سنگین شوند که بیفتند.
به شکل بالا نگاه کنید. بعضی وقت ها یک لایه هوا در ابرها وجود دارد که دمایش بالای نقطه انجماد یعنی صفر درجه سانتی گراد یا 32 درجه فارنهایت است. اما در نزدیک به زمین دمای هوا یک بار دیگر زیر نقطه انجماد می رسد. وقتی این شرایط پیش می آید، بخشی از برف ریزه ها در لایه هوای گرم تر در ابرها ذوب می شوند، اما سپس در هوای سرد نزدیک زمین دوباره منجمد می شوند. این نوع بارش، باران نیمه منجمد نامیده می شود. این نوع باران موقعی که به زمین برخورد می کند به بالا می پرد.
اگر برف ریزه ها به طور کامل در لایه هوای گرم تر در ابرها ذوب شوند، اما دماهای نزدیک زمین زیر نقطه انجماد باشد، باران ممکن است در تماس با زمین یا خیابان منجمد شود. این باران، باران منجمد نامیده می شود و یک باران منجمد قابل توجه توفان یخ نامیده می شود. توفان های یخی و منجمد بی اندازه خطرناکند. چون که لایه یخ روی خیابان ها ممکن است باعث حوادث ترافیکی شود. همچنین یخ می تواند روی شاخه های درخت و خطوط برق تشکیل شود و باعث شود شاخه ها بشکنند یا برق قطع شود.
نوع دیگری از بارش هم وجود دارد که با توفان های همراه با رعد و برق می آید و تگرگ نامیده می شود.
آزمایش:
باران گرمسیری بسازید:
سعی کنید که این آزمایش را با نظارت یک فرد بزرگسال انجام دهید.
آب را در کتری چای بجوشانید. بخار را تماشا کنید که بیرون می آید و به داخل هوا می رود (تبخیر). یخ را در داخل قالب فلزی درست کردن کلوچه بگذارید. قالب را بالای بخار کتری نگه دارید و قطراتی که شکل می گیرند را در کف سینی تماشا کنید (تقطیر). همچنان که قطرات از نظر اندازه رشد می کنند، سنگین می شوند و شروع به افتادن می کنند (بارش).
شکل های باران به آب و هوا بستگی دارد.
می دانید چرا قطرات باران این شکلی هستند؟ قطرات باران همین طور که می افتند، هوا روی کف قطرات فشار می آورد و باعث می شود کف آنها پهن و مسطح شود در حالی که بالای قطرات گرد باقی می ماند. کدام یک از این شکل ها شکل قطرات باران است؟
جمعیت کره زمین پیوسته در حال افزایش است. به طوری که این جمعیت در سال 1930 میلادی تنها دو میلیارد نفر بوده. در سال 1990 این جمعیت به 5.3 میلیارد نفر رسیده و در سال 2000 از مرز شش میلیارد نفر گذشته. پیش بینی می شود که جمعیت کره زمین در سال 2010 از مرز 8.5 میلیارد نفر نیز بگذرد.
بیش از سه چهارم جمعیت کره زمین در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند و متأسفانه سهم عمده افزایش جمعیت نیز مربوط به همین کشورهاست. این در حالی است که امروزه این کشورها با مشکل گرسنگی و سوء تغذیه روبرو هستند. آمار منتشر شده از سوی فائو (سازمان توسعه کشاورزی ملل متحد) نشان می دهد که در حال حاضر 20 درصد جمعیت این کشورها دچار سوءتغذیه اند و افزایش جمعیت در آنها به معنای افزوده شدن بر تعداد گرسنگان است.
هم اکنون بیش از یک میلیارد نفر از جمعیت کره زمین دچار سوءتغذیه اند. در این رابطه تعداد زیادی از دانشمندان و متخصصان علم زراعت اعلام کرده اند که گرسنگی کنونی بشر بیشتر به دلیل توزیع ناعادلانه غذاست و چنانچه روند افزایش جمعیت ادامه یابد، بر تعداد گرسنگان افزوده می شود. این موضوع در کشورهای آفریقایی حادتر است و دلیل آن برخوردار نبودن آن کشورها از شرایط اقلیمی مناسب است.
سازمان های بین المللی نظیر سازمان ملل و فائو بر اساس نظرات کارشناسان کشاورزی، افزایش تولید غذا را تنها راه حل مشکل گرسنگی مخصوصاً در کشورهای در حال توسعه می دانند. این حرف به این معناست که لازم است سرمایه گذاری بیشتری در تولید غذا انجام شود. اگر قرار باشد عرضه غذا به صورت کنونی انجام شود، این کشورها بایستی تا 30 سال آینده حداقل 60 درصد به میزان تولیدات کشاورزی خود بیفزایند و روی هم رفته در سطح جهانی طی 20 سال آینده تولید غذا باید دو برابر شود. البته اگر تولید غذا افزایش یابد، ولی افراد همچنان قدرت و توان خرید غذا را نداشته باشند، مشکل گرسنگی همچنان باقی می ماند.
در این میان افزایش تولید غلات از مهم ترین راه حل ها برای مشکل گرسنگی است.
غلات از مهم ترین گیاهان سطح زمین و تأمین کننده 70 درصد غذای مردم کره زمین است. گندم و برنج دو غله مهمند و 70 درصد انرژی مورد نیاز بشر از غلات تأمین می شود. از 350 هزار گونه گیاهی موجود در زمین تاکنون تنها 150 گونه به عنوان گونه های غذایی مورد استفاده قرار گرفته. از این تعداد تنها 15 گونه گیاهی در سطح تجارتی تولید و به بازارهای جهانی عرضه می شود. با توجه به جایگاه غلات در این گونه ها، غلات پلی بین انسان و گرسنگی است. گندم در تأمین پروتئین برای بشر با مجموع پروتئین گوشت و تخم مرغ برابری می کند. از این نظر غلات به علت ویژگی خاصشان هیچ جایگزینی در آینده نخواهند داشت.
اما موضوع این است که تمامی زمین های مناسب برای کشاورزی، زمین هایی که در آنها کشت و کار نمی شود و حتی زمین های کم استعداد همه باید زیر کشت برود. در حالی که گزارش فائو نشان می دهد سالانه پنج تا هفت میلیون هکتار از اراضی زراعی در اثر عوامل نامساعد طبیعی یا غیر طبیعی از بین می رود. عوامل اصلی که باعث از بین رفتن این زمین ها می شود عبارتند از: فرسایش، شوری آب، ایجاد بزرگراه ها و توسعه جنگل کاری ها.
اما پیش بینی می شود که تا سال 2020 در حدود 150 تا 360 میلیون هکتار از زمین های زراعی که به دلایلی کشت در آنها غیرممکن بوده قابل کشت شود.
والدین به دلایل زیادی نسبت به نوجوانان و جوانان سخت گیری می کنند. (برای آشنایی با چند تا از این دلایل اینجا را کلیک کنید ). این در حالی است که نوجوان و جوان تصور می کند که والدین به علت قدیمی بودن و داشتن سن زیاد حقایق را خوب درک نمی کنند، در جریان امور نیستند و با مسایل سیاسی و اجتماعی روز آشنایی ندارند و به طورکلی آنها را درک نمی کنند.
بعضی از نوجوانان مقابل پند و اندرز دادن و نصیحت کردن والدینشان از خود مقاومت نشان می دهند و به گفتار آنان به دیده شک و تردید نگاه می کنند
آنها حتی مقابل پند و اندرز دادن و نصیحت کردن والدینشان از خود مقاومت نشان می دهند و به گفتار آنان به دیده شک و تردید نگاه می کنند.
در بعضی از خانواده ها پدران اغلب وقتشان را صرف امور شخصی می کنند و جز برای غذا خوردن و خوابیدن به منزل نمی آیند. وقتی هم که به خانه می آیند، باز فکرشان مشغول کارهای بیرون ازخانه است و اوقات خود را صرف فرزندان نمی کنند، به وضع آنها نمی رسند و با آنها درد دل و نمی کنند. تصورشان این است که وظیفه آنها تنها تهیه غذا، پوشاک و مسکن است و کاری به چگونگی رفتار، کردار، ارزش ها، رغبت ها و نیازهای روحی و روانی فرزندانشان ندارند.
پدران در حضور فرزندان مادر را تحقیر می کنند، احترام او را نزد فرزندان نگه نمی دارند و در مقابل دستور مادر به فرزند دستور دیگری می دهند و نظر مادر را رد می کنند. حاکم مآبانه رفتار می کنند، نه صمیمانه و دوستانه. در بعضی از خانواده ها نیز مادران اغلب اوقات خود را صرف انجام کارهای بیهوده شخصی و گردش های دوستانه می کنند و فرزندانشان را فراموش می کنند و کاری نمی کنند که این گونه امور از حداعتدال خارج نشود. در نتیجه فرزندان آنها با داشتن مادر احساس تنهایی و بی مادری می کنند. عده ای از مادران نیز در حضور فرزندان پدر را کوچک می شمارند. دستور پدر به فرزند را رد می کنند و او را از انجام فرمان او باز می دارند و یا وقتی پدر در خانه نیست کارهای خود را بزرگ جلوه داده و به رخ فرزند می کشند و با عناوین مختلف سعی می کنند فرزندشان را به طرف خود کشیده، او را جذب کنند.
در بعضی از خانواده ها وضعیت و موقعیت خانواده طوری است که فرزندان در آن احساس ناامنی کرده، خانواده را مرکز نابسامانی می دانند و همیشه نگران آتیه خود هستند. اختلافات شدیدی که بین والدین از یک طرف و والدین و فرزندان از سوی دیگر، بین خواهران و برادران، بین والدین و اقوام درباره مسایل گوناگون وجود دارد و نیز دخالت های بی مورد اقوام در امور خانوادگی، به خصوص درباره طرز رفتار و یا معاشرت نوجوانان، مشکلاتی را برای آنها به وجود می آورند که گاهی منجر به فرار نوجوانان از خانواده می شود و این خود عواقب وخیمی را در پی دارد.
تبعیض میان فرزندان نیز برای آنها مشکلاتی را ایجاد می کند. تبعیض در توزیع محبت و توجه به آنها، تبعیض در اجرای ضوابط و مقررات، تبعیض بین پسران و دختران و تبعیض در میزان واگذاری کارهای منزل، آنها را به کج رفتاری و ناسازگاری می کشاند.
تحقیر نمودن، کوچک کردن، پایین آوردن ارزش های شخصیتی نوجوانان و جوانان، سرزنش کردن آنها به خصوص در حضور دیگران، مقایسه آنان با همسن و سالان خود و به رخ کشیدن صفات و خصوصیات آنها برای نوجوانان و جوانان بسیار ثقیل است. تاحدی که گاهی تحمل خود را از دست داده، گوشه گیری اختیار می کنند و آرزوی مرگ می کنند و یا در برابر این گونه تحقیرها، عصیانگری کرده، دست به انتقام می زنند. آزادی های بیش از حد و محدودیت های بیش از اندازه، اجرای برنامه های انضباطی شدید و افراطی و درخواست اطاعت کورکورانه در دوران بلوغ، آشفتگی های روحی فراوان در پی دارد و سبب عکس العمل های شدید نوجوان می گردد.
نوجوانان گاهی برای رهایی از رنج و ناراحتی، فقر و گرفتاری، نجات از سرزنش های مداوم و تحقیرهای مکرر و خرد شدن شخصیت خود از خانه می گریزند و فرار را بر قرار ترجیح می دهند. گاهی نیز فرار آنها از خانه به خاطر تنبیه و عبرت والدین است و گاهی به خاطر احساس بی پناهی و احساس ناامنی از خانه می گریزند و با مختصر محبتی که از طرف دیگران می بینند، خود را تسلیم آنان می کنند.
ستون مهره ها یکی از پیچیده ترین قسمت های اسکلت بدن است. ستون مهره ها اسکلت محوری بدن را تشکیل می دهد و از طریق آن وزن تنه، سر و گردن و اندام ها (دست و پا) به مفاصل لگن و اندام های تحتانی وارد می شود.
ستون مهره ها از قاعده جمجمه شروع می شود و تا ناحیه لگن ادامه می یابد. تعداد مهره ها 33 عدد است ولی در یک فرد بالغ به دلیل جوش خوردن مهره های خاجی و دنبالچه، ستون فقرات از 26 قطعه تشکیل می شود.
تقسیم بندی منطقه ای ستون مهره ها:
1-مهره های گردن که تعداد آنها هفت عدد است.
2-مهره های سینه ای که تعداد آنها 12 عدد است.
3-مهره های کمری که تعداد آنها پنج عدد است.
4-مهره های ساکروم (خاجی) که تعداد آنها پنج عدد است و به هم جوش خورده اند و در افراد بالغ یک عدد شده اند.
5-مهره دنبالچه coccyx که تعداد آن یک عدد است و از به هم جوش خوردن چهار مهره ابتدایی و تکامل نیافته ایجاد شده است.
منبع: درسنامه دستگاه تنفس/ دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی/ فصل آناتومی/ تألیف: دکتر فاطمه فدایی فتح آبادی/ سال 86
والدین به این دلیل نسبت به نوجوانان و جوانان سخت گیری می کنند که:
1-آنها قبلاً مسئولیت مراقبت و حفظ فرزندانشان را به عهده داشته اند و اکنون قبول این نکته برایشان مشکل است که نوجوان به یکباره از زیر تسلطتشان خارج شود.
2-والدین نوجوانانشان را دوست دارند و همیشه سعادت آنها را می خواهند و چون نگران تربیت آنها هستند، نمی توانند از دادن پند و اندرز به آنها خودداری کنند.
3-والدین مسئول تربیت فرزندانشان هستند و اگر مشکلی برایشان به وجود آید، مردم والدین را مقصر خواهند شناخت.
4-شاید والدین به علت بی اطلاعی ندانند که باید چه مقدار آزادی به نوجوانان و جوانان بدهند.
5-گاهی والدین می خواهند به همان طریق که خود پرورش یافته اند، فرزندانشان را تربیت کنند. غافل از این که اوضاع کنونی با سابق فرق کرده است. در ضمن آنها می خواهند فرزندانشان را از خطرات و ناراحتی ها مصون نگه دارند.
فقط کافی است به آسمان نگاهی بیندازید تا بتوانید شانستان را در پیش بینی وضع هوا آزمایش کنید. ابرها درباره این که در جو چه می گذرد و هوا در ساعت ها و حتی روزهای آینده چطوری می شود به شما اطلاعاتی می دهند. هر نوع و شکلی از ابرها معانی مختلفی دارد و هر یک نوع خاص آب و هوای خودش را به همراه می آورد.
ابرها آب هستند. شاید شما هم بدانید که آب در سه شکل مختلف در جهان پیدا می شود که عبارت است از: مایع، جامد و گاز. آب در شکل گازش، بخار آب نامیده می شود. ابرها موقعی تشکیل می شوند که بخار آب به قطرات آب مایع تبدیل می شود. این اتفاق تقطیر نامیده می شود.
تقطیر از دو راه اتفاق می افتد: موقعی که هوا به قدر کافی سرد می شود یا موقعی که بخار آب کافی به هوا اضافه می شود. شاید اولین راه تقطیر را در یک روز تابستان، هنگامی که قطرات آب روی بدنه لیوان دارای “چای با یخ” جمع می شود دیده باشید. قطرات آب به این خاطر روی بدنه لیوان جمع می شود که شیشه سرد، هوای نزدیکش را خنک می کند و باعث می شود بخار آب هوای اطراف متراکم شود و به مایع تبدیل شود.
قطرات آبی که در یک ابر هستند به قدری کوچکند که حدود یک میلیون تا از آنها تنها یک قطره باران را تشکیل می دهند. بیشتر ابرها این طوری تشکیل می شوند. اما این سرما که باعث تقطیر می شود چگونه به وجود می آید؟ به این ترتیب که همچنان که هوا رو به بالا به آسمان می رود، خنک می شود. اما چرا ابر در هوا شناور می ماند؟ دلیلش این است که هر قطره ریز ابر به قدر کافی سبک است تا در هوا شناور بماند. درست مثل ابر کوچکی که در یک روز سرد از نفس شما در هوا شناور می ماند.
آیا ابرها تمیز تمیزند؟
هوای ما باید یک ذره کثیف باشد تا ابرها شکل بگیرند. دلیلش هم این است که بخار آب به سطحی نیاز دارد تا بتواند متراکم شود.
خوشبختانه حتی تمیزترین هوا هم مقداری ذرات میکروسکوپی گرد و غبار، دود یا نمک دارد تا قطرات آب با کمک آنها به هم بچسبند.
“نانو” به معنی یک تقسیم بر عدد 1000000000 (یک میلیارد) است.
اگر شما یک متر را به هزار قسمت کنید، اندازه هر قسمت آن یک میلی متر خواهد شد. اگر شما این یک میلی متر را هم به همان ترتیب یک بار دیگر تقسیم بر هزار کنید، عدد یک میکرومتر را به دست می آورید. اگر این یک میکرومتر را هم یک بار دیگر به هزار قسمت تقسیم کنید، هر قسمت یک ننومتر خواهد بود.
قوانینی که بر این جهان کوچک، یعنی جهان نانو حاکمند کاملاً با قوانینی که زندگی معمولی را کنترل می کنند متفاوتند و پدیده های اسرارآمیز مختلفی در جهان ننو رخ می دهد.
نانوتکنولوژی، تکنولوژی ای است که برای کنترل جهان ننو مورد استفاده قرار می گیرد و آن را برای ما مفید می کند.
یونجه معمولی (medicago sativa): یونجه معمولی مهمترین گیاه علوفه ای جهان و اولین گیاه علوفه ای اهلی شده است.
توزیع یونجه وحشی در جهان
موطن اصلی یونجه ایران و جنوب غربی آسیاست. این گیاه در 470 پیش از میلاد مسیح از ایران به یونان برده شده و از آنجا به سایر کشورها منتقل شده است. در اروپا به این گیاه لوکرن lucern و در زبان انگلیسی و آمریکایی به آن آلفالفا Alfalfa و گاهی مدیک می گویند. این گیاه به علت این که به مادها تعلق داشته “مدیک” نامیده شده. این واژه در ادبیات لاتین “مدیکا” نامیده می شود و در اصطلاحات علمی گیاه شناسی به “مدیک گو” تبدیل شده و به این شکل به کار برده می شود.
یونجه به علت غنی بودن از پروتئین، کلسیم، ویتامین و نیز به دلیل خوش خوراک بودن و درصد کم سلولز در ردیف مهمترین گیاهان علوفه ای قرار گرفته است. سطح زیر کشت یونجه در جهان حدود 35 میلیون هکتار است. در حال حاضر بزرگ ترین تولید کننده یونجه در جهان آمریکاست که حدود یک سوم سطح زیر کشت دنیا را دارد. از حدود 35 میلیون هکتار یونجه کاری، دو میلیون هکتار آن مربوط به بذری است که در ایران کشت می شود. میانگین محصول یونجه حدود پنج تن در هکتار است و متوسط عملکرد دیم آن نیز 750 کیلوگرم در هکتار است. البته با توجه به آب و هوای منطقه بین چهار تا 12 تن علوفه خشک در هر هکتار تولید می شود.
دانه یونجه
ریشه یونجه در خاک مناسب تا عمق هفت متر هم فرو می رود. آب زیر زمین را بخوبی جذب می کند و در سال دوم نسبت به خشکی مقاوم می شود. اگر خاک شنی باشد، ریشه خیلی باریک نفوذ می کند و رشد فرعی ندارد که این نیز خوب نیست. در خاک مناسب ریشه فرعی و اصلی بخوبی تشکیل می شود. لازم به تذکر است که خاک مناسب یونجه خاک شنی و رسی است. در یونجه هر قدر ساقه بیشتر باشد، عملکرد بهترمی شود. بنابراین برداشت یونجه باید از ارتفاع 10 سانتی متر به بالای خاک انجام شود. ریشه باید عمیق رشد کند و پراکندگی مناسبی داشته باشد. بنابراین بهترین زمان کاشت یونجه پاییز است. چون تا بهار برداشت نمی شود. ریشه در شرایط مناسب روزانه دو سانتی متر رشد می کند. پس در طول شش تا هشت ماه پس از جوانه زدن طول ریشه به یک متر می رسد. برای آشنایی با بخش های مختلف گیاه اینجا را کلیک کنید.
لازم به یادآوری است که رشد ریشه در ابتدا ناچیز است. قطر ساقه به بین 1.5 تا سه میلی متر می رسد. ساقه معمولاً در بعضی از یونجه ها توخالی است.
آب و هوای مناسب کشت یونجه
یونجه گیاه بومی نواحی گرمسیری است و نسبت به خشکی مقاوم است. ولی به طورکلی در هرگونه آب و هوایی رشد می کند و با انواع زمین ها سازگار است. البته کشت آن در خاک های حاصلخیز و مناسب بهترین عملکرد را دارد و در زمین های شنی و هوای سرد محصول چندانی نمی دهد. یونجه در بهار زودتر از سایر گیاهان علوفه ای رشد و نمو می کند. به طورکلی یونجه در برابر شرایط نامناسب اقلیمی نسبتاً مقاوم است. در هرسال بر حسب شرایط محیطی می توان چهار تا پنج چین یونجه برداشت کرد.
فرعون ها پادشاه یا ملکه مصر بودند. فرعون مهم ترین و قدرتمندترین فرد در مصر بود. فرعون ها در رأس حکومت قرار داشتند و مقام بالای روحانی هر معبد هم بودند. یعنی در مصر قدیم حکومت از مذهب جدا نبود. مردم مصر فرعون را نیمه خدا، نیمه انسان می دانستند و نقش فرعون واسطه بین انسان ها و خدایان بود. فرعون مالک همه مصر بود. بیشتر فرعون ها مرد بودند. ولی بعضی از فرعون های مشهور مثل نفریتی Nefertiti و کلئوپاترا Cleopatra هم زن بودند.
مردم مصر فرعون را نیمه خدا، نیمه انسان می دانستند و نقش فرعون واسطه بین انسان ها و خدایان بود
مصری ها فرعون ها را کدام خدا می دانستند؟
مصریان باستان باور داشتند که فرعونشان هوراس خداgod Horus ، پسر “ر” Re، خدای خورشید است. “ر” مهم ترین خدا در مصر قدیم بود و آنها باور داشتند که هر صبح متولد می شود. مصریان همچنین عقیده داشتند که موقعی که فرعون می میرد به خورشید می پیوندد و سپس هوراس جدید جای او را می گیرد و بر زمین حکومت می کند.
فرعون ها چند همسر داشتند؟
فرعون ها اغلب چند همسر داشتند ولی تنها یک ملکه داشتند.
اولین فرعون مصر که بود؟
اولین فرعون واقعی مصر نارمر Narmer (بعضی وقت ها منس Menes نامیده می شود) بود که مصر بالا و مصر پایین را با هم متحد کرد. او اولین پادشاه اولین خاندان مصر در آغاز پادشاهی کهن مصر بود.
مشهورترین فرعون مصر که بود؟
امروزه مشهورترین فرعون مصر بدون شک توتان خامون است.
مراتع ایران از نظر تقسیم بندی جغرافیایی عبارتند از:
مراتع شمال کشور
مراتع غرب کشور
مراتع مرکزی
مراتع خوزستان
مراتع خراسان
مراتع سیستان و بلوچستان
مراتع فارس
مراتع شمال کشور:
مراتع شمال کشور به انواع زیر تقسیم می شوند:
مراتع معمولی
مراتع مشجر
مراتع آیش
مراتع معمولی شمال کشور به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از:
مراتع ییلاقی
مراتع قشلاقی
مراتع میان بر
مراتع ییلاقی شمال: کلیه مراتعی که در ارتفاعات البرز و دامنه شمالی آن قرار گرفته اند، مراتع شمالی محسوب می شوند.
مراتع قشلاقی شمال: دشت ترکمن صحرا، دشت ناز در ساری و مراتع اطراف رشت تا سراوان را شامل می شود.
مراتع مشجر: اگر در اطراف درختان برای چرای دام اقدام به تولید علوفه شود مرتعی به وجود می آید که مرتع مشجر نامیده می شود. در شمال حدود شش میلیون هکتار مرتع مشجر وجود دارد. البته وجود دام در مرتع مشجر درست نیست. ولی دامداران به دلیل کمبود علوفه به این منبع چرای دام پناه آورده اند.
مراتع آیش: به زمین های کشاورزی ای گفته می شود که قابلیت کشت در آنها وجود دارد ولی کشت نمی شود. به همین دلیل و به خاطر بارندگی کافی پوشش گیاهی ای در این منطقه ایجاد می شود که این پوشش گیاهی به عنوان علوفه مورد استفاده دامداران منطقه قرار می گیرد. مراتع قشلاقی غرب کشور به موازات رشته کوه زاگرس، از استان اردبیل تا شمال غربی خوزستان ادامه دارد و مراتع اطراف شهرستان های اردبیل، تبریز، ارومیه، شهرهای استان کردستان و خرم آباد، زنجان و … به دلیل بارندگی خوب (450 تا 500 میلی متر در سال) و حرارت مناسب (فصل رویش دست کم شش ماه در سال) از نظر این نوع پوشش گیاهی از قوت خوبی برخوردار است. به همین دلیل بعد از شمال کشور مهم ترین قطب تولید علوفه دامپروری غرب کشور به حساب می آید و بیشترین فعالیت های دامپروری از گاوداری، گاومیش داری، زنبورداری، گوسفندداری و … در این منطقه انجام می شود.
مراتع ییلاقی: با پشت سرگذاشتن جنگل های بلوط در ارتفاعات فوقانی زاگرس به مراتع ییلاقی غرب کشور می رسیم که دامداران در تابستان به این منطقه می آیند و با سردشدن هوا در پاییز دوباره به سمت ارتفاعات میانی و پایین حرکت می کنند.
مراتع خراسان:
مراتع خراسان عبارتند از:
مراتع شمال خراسان
مراتع دشت سرخس
مراتع جنوب خراسان
مراتع شمال خراسان: به دلیل نفوذ جبهه باران زای خزری دارای بارندگی بیشتر و پوشش گیاهی بهتر است. به همین دلیل اراضی این منطقه بیشتر به صورت دیم است. مناطقی که از بارندگی کافی برخوردار است سرسبز است و پوشش گیاهی مناسبی دارد و در خراسان به عنوان مراتع ییلاقی مورد استفاده قرار می گیرد. در این مراتع گوسفندداری، گاوداری و زنبورداری صورت می گیرد.
مراتع دشت سرخس: این مراتع در خراسان به عنوان مراتع قشلاقی است. اولویت دامپروری در این منطقه بیشتر گوسفندداری است. علت آن گرایش پوشش گیاهی مراتع از علفی به بوته ای و نیمه بوته ای است.
مراتع جنوب خراسان: در مناطقی اقلیم خشک و سوزانی وجود دارد. به همین خاطر مراتعی خشک و بیابانی نیز در این مناطق وجود دارد که دارای گیاهان خشکی پسند از نوع بوته ای خاک های نیمه کویری و کویری است که دارای شن های روان و تبخیر زیاد از سطح خاک است. در این نواحی شترداری و بزداری مرسوم است.
مراتع فارس:
مراتع فارس شامل این مراتع است:
شمال و شمال غربی: اقلیم مناسبی دارد و به عنوان مرتع ییلاقی مورد استفاده قرار می گیرد.
مراتع مرکزی و جنوب فارس که به دلیل خشک بودن این نواحی گوسفندداری کمتر و بزداری زیاد در آن انجام می شود.
مراتع مرکزی:
مراتع مرکزی شامل این مراتع است:
حوزه مسیله (نزدیک دریاچه قم) از نظر تولید علوفه مهم است که در پاییز و زمستان به عنوان مراتع قشلاقی مورد استفاده دامداران (گوسفندداران) قرار می گیرد.
مراتع اطراف دماوند وفیروزکوه و به سمت قزوین ییلاقی است.
در استان قم در ارتفاعات ییلاقات وجود دارد.
در اصفهان مراتع شامل مراتع اطراف زاینده رود است که به عنوان مراتع مهم قشلاقی مورد استفاده دامداران قرار می گیرد. این مراتع دارای پوشش گیاهی مناسب است که مورد استفاده دامداران قرار می گیرد و نسبت به قسمت های جنوبی و به سمت فارس و قسمت های شرقی به سمت کرمان از اولویت مهم تری برای دامپروری برخوردار است.
در قسمت های جنوبی و شرقی مراتع خشک و بیابانی وجود دارد که در این مناطق شترداری رایج است و مشکل شن های روان و توفان های شن و ماسه نیز در این مناطق وجود دارد.
مراتع سیستان و بلوچستان:
مراتع سیستان و بلوچستان شامل اینهاست:
مراتع اطراف زاهدان
مراتع دریاچه هامون
مراتع جنوب سیستان و بلوچستان
در اطراف زاهدان و شمال منطقه به علت وجود هوای ملایم و اقلیم مناسب و چشمه ها و قنات ها، گاوداری در کنار گوسفندداری انجام می شود.
در مراتع دریاچه هامون، پوشش گیاهی نی است که غذای اصلی گاو سیستانی در فصل های پاییز و زمستان است. این مراتع قشلاقی حساب می شود.
مراتع جنوب سیستان و بلوچستان، مراتعی خشک و بیابانی است. این مراتع تقریباً شبیه به مراتع یزد و بم است. دارای پوشش گیاهی خشک و توفان های شنی است. دامپروری از نوع شترداری و خیلی کم بزداری در این مراتع رواج دارد.
مراتع خوزستان:
این مراتع را به نام ساوان savan نامگذاری کرده اند. افزایش بارندگی باعث حاصلخیزی آن شده. بزداری در خوزستان زیاد انجام می شود.