حمیده احمدیان راد
ریزش مرگبار یک ساختمان هشت طبقه تولید پوشاک در داکای بنگلادش، به بحث های داغی در زمینه ایمنی محیط کار منجر شد. بحث ها به ویژه حول این موضوع می گردد که آیا کشورهای فقیر قادرند شرایط کاری ایمنی را برای کارگرانشان فراهم کنند درحالی که مصرف کنندگان کالاهای ساخت آنها در کشورهای دیگر ترجیح می دهند با قیمت های مقرون به صرفه خرید کنند.
تنظیم و اعمال قوانین ایمنی هزینه زیادی برای کشورهای فقیر دارد و قیمت های تمام شده را بالا می برد. به این ترتیب معامله با مرگ و سوختن چیزی است که کارگران فقیر این کشورها حاضر به قبول آن هستند تا دستمزد دریافت کنند.
اما گروهی از محققان می گویند این نگرش مختص کشورهای فقیر نیست و به انواع محیط های کار و حتی آزمایشگاه های تحقیقاتی هم تسری پیدا کرده است. به عنوان مثال یک پرفسور شیمی در آمریکا به اتهام نقض قانون کار و آتش سوزی در آزمایشگاهش که به کشته شدن یک کارمند منجر شد مورد محاکمه قرار گرفت.
محققان ارایه ندادن آموزش کافی به کارکنان، نپوشیدن لباس های مناسب در حین انجام کار، بی توجهی به شیوه های مناسب کار و عدم اصلاح شرایط ناامن را از جمله شرایط حاکم در محیط های کاری آزمایشگاه های علمی کشورها از جمله کشورهای پیشرفته ذکر می کنند.
براساس یک مقاله تحقیقاتی در آزمایشگاه های تحقیقات علمی، ایمنی در حین فعالیت های پژوهشی موضوع مهمی به شمار نمی رود. به عنوان مثال در بسیاری از آزمایشگاه های آمریکا آموزش ایمنی به دانشجویان تحصیلات تکمیلی تنها به نمایش فیلمی ویدئویی محدود است. اما باز هم به عنوان مثال از یک دانشجوی داوطلب که علاقه مند است به جرگه دانشمندان وارد شود پیش از ارایه آموزش ایمنی خواسته می شود در جایی که سلول هایش در معرض اشعه یونساز قرار می گیرد کار کند و سه هفته بعد به دانشجو فیلم آموزش ایمنی داده می شود. چراکه استاد تمایل نداشته در این مدت از کار بدون مزد یک دانشجو در پروژه ای تحقیقاتی تنها به دلیل مسایل ایمنی صرف نظر کند.
همچنین برای تمام کارکنان آزمایشگاه ها فضای کافی وجود ندارد تا فعالیت هایشان را به خاطر ایمنی زیر هود انجام دهند. رؤسای آزمایشگاه ها هم انتظار دارند که همه فعالیت ها بدون تأخیر انجام شود و داشتن قربانی در اثر شرایط بد ایمنی به منظور به دست آوردن نتایج سریع قابل قبول است.
قوانین شفافی هم برای آزمایشگاه های تحقیقات علمی وجود ندارد تا افراد ملزم شوند هنگام کار در آنها لباس های مناسب بپوشند. یا هیچ کس نمی گوید باید پرسنل آزمایشگاه نکات ایمنی را رعایت کنند و یا لباس مناسب بپوشند هرچند که این کار هزینه دربرداشته باشد و یا به از بین رفتن یک روز کاری بینجامد. البته رؤسای دانشگاه ها و یا مدیران دیگر هم می گویند دانش سازان باید به نحوه کار خود و تحمل ریسک ادامه دهند، به این ترتیب ایجاد شرایط امن تر برای کارکنان این مؤسسات کاری غیرضروری قلمداد می شود.
وقتی که مؤسسات نیاز دارند تا کم هزینه تر و چالاک تر شوند، محققان و (و سوژه های انسانی) هم باید ریسک بیشتری را به خاطر انجام کسب و کار بپذیرند.
اما اغلب فراموش می شود که این کار هزینه های زیادی دارد.
به این ترتیب که پرسنل آزمایشگاه ها نگرش سهل انگارانه شان را به دانشجویان و کارآموزان منتقل می کنند. این دیدگاه سهل انگارانه به جوامع اطراف کارکنان آزمایشگاه ها نیز صدمه می زند. مواد خطرناک به شکل نادرستی دفع می شود و محققانی که در آزمایشگاه ها کار می کنند اقدامات کافی ایمنی انجام نمی دهند و با عوامل عفونت زا به خانه می روند و در جمع دوستان و خانواده سرفه می کنند. گاهی اوقات هم این پرسنل به شدت مجروح و یا کشته می شوند.
اگر دانشمندان براین باورند ایجاد شرایط امن تر و کم خطرتر برای محققان گروهشان باید کنار گذاشته شود چون زمان می برد و نیاز به تلاش دارد اشتباه می کنند. چراکه ممکن است خود را مقابل اتهام انجام جرم قرار دهند. جرم ناشی از رعایت نکردن نکات ایمنی در آزمایشگاه ها که رفع و رجوع آنها زمان و تلاش می طلبد.
کتواسیدوز دیابتی ((Diabetic ketoacidocis (DKA) از عوارض حاد دیابت است. کتواسیدورز دیابتی مشکلی جدی و مهم است که در افراد دیابتی هنگامی رخ می دهد که ماده شیمیایی به نام کتون در خونشان ساخته می شود. به طور طبیعی بدن قند را به عنوان منبع انرژی می شکند اما در افراد دیابتی (دیابت کنترل نشده)، بدن قادر به استفاده از قند نیست. وقتی بدن نتواند از قند استفاده کند چربی را به عنوان منبع انرژی می سوزاند. اما سوزاندن چربی باعث می شود بدن مقدار زیادی کتون درست کند. وقتی کتون در خون ساخته می شود می تواند سمی باشد.
هنگامی که انسان ها با شرایط خارج از کنترل مواجه می شوند اغلب دولا می شوند حالت خواب آلودگی پیدا می کنند و یا به اختلالات خوردن، زخم معده و دیگر علایم جسمی افسردگی مبتلا می شوند. در مگس ها هم علایم افسردگی ظاهر می شود. بروز علایم افسردگی در حشرات نشانه ریشه های عمیق آن در جانوران است.
بیماری هوچکین نوعی لمفوم است. لمفوم به هرگونه اختلال نئوپلاستیک (توموری) بافت لنفاوی گفته می شود. سالانه حدود 8000 مورد جدید از بیماری هوچکین تشخیص داده می شود. (کتاب هاریسون 2002) بیماری هوچکین شایع ترین لمفوم در بالغین جوان است.
به طورکلی مشخص شده افرادی که به شکل منفی به حوادث استرس زای زندگی پاسخ می دهند و یا این حوادث را به شکل منفی تفسیر می کنند بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی هستند. همچنین کسانی که وقایع زندگی را نتیجه عواملی می دانند که نمی توان تغییرشان داد و یا آنها را بازتاب کمبودهای خود می دانند نیز بیشتر ممکن است به افسردگی مبتلا شوند.
در میان بسیاری از اسراری که دیرینه شناسان تاکنون تلاش کرده اند کشف کنند یکی این است که دایناسورها چگونه روی تخمشان می خوابیدند. آیا آنها مثل تمساح ها به طور کامل تخم ها را در مواد لانه دفن می کردند یا آنها را در لانه های باز و غیر پوشیده همان گونه که پرندگان جوجه هایشان را پرورش می دهند قرار می دادند.
قومیت و نژاد بر ژن های آنتی بادی اثر می گذارد. بنابراین بسته به نژاد و قومیت افراد، DNA های مرتبط با ایمنی آنها با هم متفاوت است. به عبارتی شمار قابل توجهی از ژن های آنتی بادی ما از فردی به فردی دیگر متفاوتند. این درحالی است که داروها، درمان ها و واکسن ها طوری طراحی شده اند که همه جمعیت های انسانی را معالجه کنند و به این تفاوت نژادی توجهی نشده است.
مقدار طبیعی پلاکت (ترومبوسیت) در خون، 450-150 هزار در هر میکرولیتر (یک میلیونیوم لیتر) خون است. پلاکت ها سلول هایی بدون هسته هستند که از مگاکاریوسیت های مغز استخوان منشأ می گیرند (مگاکاریوسیت ها سلول هایی در مرکز (مغز) بعضی استخوان ها و منشأ پلاکت ها هستند.)
اطلاعات دریافت شده از حواس پنج گانه تاثیر مهمی روی حرکات ما دارد. به عنوان مثال وقتی یک فنجان چای داغ است ما می توانیم این داغی را ببینیم و احساس کنیم و نحوه مواجهه ما با چای داغ درمقایسه با وقتی که با فنجان خالی روبرو می شویم متفاوت است. به طورکلی مغز از دو نوع اطلاعات قدیمی به منظور اجرای خوب حرکات جدید بهره می برد. از این نحوه رفتار مغز می توان در علم روباتیک به خوبی بهره برد.