تا قرن 15 میلادی، ساحل اقیانوس آرام آمریکای جنوبی از پادشاهی های مستقل بسیار کوچکی تشکیل شده بود. این پادشاهی ها اغلب به یکدیگر حمله می کردند، اما دوباره سر خانه اول برمی گشتند و صلح می کردند. آنها مثل دولت شهرهای یونان باستان بودند.
سپس یکی از این پادشاهی ها، یعنی اینکا، به جای تنها متوسل شدن به تهاجم، شروع به غلبه بر دیگران کرد و کنترلش را بر آنها حفظ کرد. به تدریج اینکاها با هم یک امپراتوری تشکیل دادند. اینکاها به خودشان اینکا نمی گفتند.
آنها در واقع خودشان را تاوانتین سویو Tawantin Suyu به معنی چهار منطقه متحد (مثل ایالات متحده) می نامیدند.
اینکاها باور داشتند که خدایان و اجداد درگذشته شان می توانند با آنها از میان آرزوها، فال ها و نشانه های دیگر ارتباط برقرار کنند. روحانیون در جامعه اینکاها خیلی قدرت داشتند چراکه مردم باور داشتند که آنها می توانند نشانه ها را بخوانند. روحانیون نشانه ها را هر جایی می دیدند. آنها می توانستند نشانه ها را در شعله های آتش یا در سیر رشد گیاه می دیدند.مثل مصری های باستان، اینکاها به زندگی پس از مرگ باور داشتند. آنها مرده هایشان را مومیایی می کردند. خانواده درگذشته هشت روز مراسم تدفین اجرا می کرد. زنان حدود یک سال لباس های مشکی می پوشیدند. همچنین آنها موهایشان را واقعاً کوتاه می کردند. همچنین از بدن ها و مقبره های مردگان به دقت محافظت می شد.
یکی از مهم ترین مکان های به جا مانده از اینکاها ماچوپیچو است.
در طول دو دهه گذشته، رشد بی سابقه ای در شمار محصولات و خدماتی رخ داده که اطلاعات به دست آمده از راه مونیتورینگ (دیده بانی) و اندازه گیری را با استفاده از انواع مختلف حس گرها (سنسورها) مورد استفاده قرار می دهند.
فناوری حس گرها در دامنه وسیعی از حوزه ها از آب و هوا گرفته تا پزشکی، بازرگانی و صنایع کاربرد دارد. بسیاری از حکومت ها و سیاستگذاران جهان به خاطر منافع بالقوه فناوری سنسوری به تشویق و توسعه آن اهمیت زیادی می دهند. به این خاطر که از طرفی تشویق رشد فناوری های حس گرها به صورت گرایش های تکنولوژیکی جدید و به دنبال آن محصولات جدید در صنایع بومی نتیجه می دهد و به صورت کیفیت بهتر محصولات و بازدهی بهتر آنها (از راه گسترش سطح کنترل بر فرایندهایشان) خود را نشان می دهد.
از طرفی هم توسعه فناوری های حس گرها به اجرای قوانین حکومتی در زمینه ایمنی و آب و هوا کمک می کند.
فواید تشویق فناوری های حس گرها در برنامه های برخی از کشورها، (به عنوان مثال در برنامه ملی پیش بینی تکنولوژی بریتانیا درباره فرصت های بالقوه ای که فناوری های حس گرها در ایجاد ثروت و کیفیت فراهم می کنند) مورد تأکید قرار گرفته. 15 تکنولوژی مستقل که دامنه وسیعی از بخش های مختلف صنایع را پوشش می دهند، نیاز جهانی به فناوری های سنسوری را انکارناپذیر کرده اند. در 13 تا از این 15 تکنولوژی، تکنولوژی سنسوری به صورت یک عنصر کامل در توسعه محصولات و خدمات شناخته می شود. در حقیقت فناوری سنسوری به صورت یک فناوری کلیدی با کاربردهایی با تنوع گسترده صنعتی و تحقیقاتی ظاهر شده.
موارد استفاده حس گرها
حس گرها در اشیایی با کاربردهای روزمره مثل کف آسانسورهای لمسی-حسی (حس گر لامسه ای) و لامپ هایی که با لمس پایه شان روشن و خاموش می شوند به صورت آشکار دیده می شوند. همچنین کاربردهای بی شماری برای حس گرها وجود دارد که بیشتر مردم هرگز از آنها آگاه نمی شوند. به عنوان مثال حس گرها در خودروها، ماشین آلات، وسایل ماورای جو، تجهیزات پزشکی و ربات ها کاربرد دارند.
فراورده های مراقبت از مو را می توان به دو دسته کلی تقسیم بندی کرد:
1-فراورده هایی که کارایی شان بر طبق خواص فیزیکی است. مثل شامپوها، حالت دهنده ها، اسپری های موی سر، ژل ها، کرم ها، پمادها و لوسیون ها.
2-فراورده هایی که از طریق ایجاد تغییرات شیمیایی در موها آثار خود را اعمال می کنند. مثل مواد فردهنده، مواد صاف کننده و رنگ موها.
شامپو چیست؟
در سال های گذشته و برای مدت طولانی، مواد تمیز کننده مو و پوست معنایی به جز صابون نداشتند و می دانیم که این ماده دارای ضعف های زیادی مثل ضعف شست و شو در آب های سخت است. صابون در آب سخت به خوبی کف نمی کند و باعث برجای گذاشتن یک لایه چرب ناخوشایند که به خوبی شسته نمی شود می گردد. اگر مو با صابون شست و شو شود این لایه ناخوشایند بر روی مو ایجاد می شود و ظاهری بی جان و بی روحی را برجای می گذارد.
در شامپوهای مدرن، ترکیبات صابونی به وسیله مواد پاک کنده ای که سورفکتانت نامیده می شوند جایگزین شده اند. سورفکتانت ها در همه انواع آب به خوبی کف می کنند و به راحتی و به صورت کامل شسته می شوند. البته امروزه تقریباً همه انواع شامپوها حاوی مقادیری از عوامل حالت دهنده (comditioner) نیز هستند.
مواد پاک کننده، مو و کف سر را تمیز می کنند و در همین زمان مواد کاندیشنر موجود در شامپو وارد عمل می شود و باعث شانه شدن راحت تر موهای خیس شده و افزایش حجم آن بدون ایجاد الکتریسیته ساکن در زمان خشک شدن می شود. امروزه مردم بسیار بیشتر از قبل موهای خود را می شویند. در نتیجه این مصرف بالا، باعث ایجاد سیستم های شست و شوی ملایم تری بسته به نیاز روزانه آنها برای پاکیزگی موهایشان شده است.
تحقیق بر روی نواحی خیلی قدیمی نقشه ژنتیکی انسان نشان داده که جمعیت های اولیه انسانی کاهش شدیدی یافته اند.
یافته های ژنتیکی حاکی از این است که انسان های اولیه ای که حدود یک میلیون سال قبل زندگی می کردند، بی نهایت به انقراض نزدیک شده بودند.
شواهد ژنتیکی می گویند که جمعیت مؤثر ( effective population ) گونه های اولیه انسانی شامل هومو ارکتوس Homo erectus، هومو ارگستار H. eragster و هومو ساپینس H.sapiens حدود 18500 تا بوده است. (تصور می شود که انسان های امروزی از هومو ارکتاس تکامل یافته باشند). جمعیت مؤثر یک شاخص تنوع ژنتیکی است. به این ترتیب دانشمندان تخمین می زنند کل جمعیت (از نظر تنوع ژنتیکی) 55500 تا و یا بالاتر بوده است.
این که دانشمندان جمعیت مؤثر را حدود 18500 تا تخمین می زنند، بیانگر این است که گستردگی ژنتیکی میان تبار انسانی که یک میلیون سال قبل زندگی می کردند بین 1.7 تا 2.9 برابر بیشتر از انسان های امروزی بوده (مطالعات دیگر نشان داده که جمعیت مؤثر حال حاضر جهان حدود ده هزار تا است).
ممکن است تصور شود که شمار افراد با تبار انسانی در یک میلیون سال قبل در سراسر آفریقا، آسیا و اروپا گسترش یافته باشد. چنان که شواهد فسیلی این را ثابت می کند.
اما مشخص شده که جمعیت و بنابراین تنوع ژنتیکی در حدود یک میلیون سال قبل با پسرفت مواجه شده است.
یک گروه تحقیقاتی برای رسیدن به این حدسیات، دو رشته کامل از نقشه ژنتیکی انسان امروزی را به خاطر نوعی عنصر سیار به نام الو سکانس Alu sequences (رشته الو) اسکن کرد. رشته الو چیدمان های کوتاهی از DNA است که بین نواحی نقشه ژنتیکی حرکت می کند. هرچند که با چنان تناوب کم و پایینی که حضورش در یک ناحیه ژنی حاکی از این است که این ناحیه کاملاً قدیمی است.
از آن جایی که نواحی قدیمی تر حاوی الو زمان بیشتری داشته اند تا جهش های بیشتری را انباشته کنند، تیم جورد توانسته سن یک ناحیه ژنتیکی را براساس تنوع نوکلئوتیدش تخمین بزند. (نوکلئوتیدها مولکول هایی هستند که موقعی که به هم ملحق می شوند واحدهای ساختمانی Rna و Dna را می سازند). سپس تیم جورد نوکلئوتیدهای این نواحی قدیمی را با سراسر نواحی ژنتیکی انسان امروزی مقایسه کرد تا تفاوت ها را در اندازه جمعیت مؤثر و بنابراین تنوع ژنتیکی انسان های امروزی و انسان های اولیه تخمین بزند.
با همه اینها با وجود کاهش بسیار زیاد جمعیت مؤثر، شاهد شمار زیاد جمعیت انسان ها (نزدیک به هفت میلیارد نفر) هستیم که شاید نتیجه پیشرفت های کشاورزی در حدود ده هزار سال قبل باشد.
محققان فکر می کنند کاهش تنوع ژنتیکی در یک میلیون سال قبل حاکی از این است که اجداد انسان های امروزی زمانی با فاجعه ای روبرو شده اند که ویرانی های زیادی به جا گذاشته. مثل آتشفشان عظیمی که 70000 سال قبل تلفات زیادی به جا گذاشت. در این چرخه ما به جایی رسیده ایم که شمار جمعیت انسانی زیاد است ولی خود جمعیت خیلی خیلی کوچک است.
مطالعات نشان می دهد تفاوت زیادی بین دویدن کسانی که با پای برهنه می دوند با کسانی که با کفش می دوند وجود دارد. همچنین دویدن با پاهای برهنه ممکن است مزیت هایی نسبت به دویدن با کفش داشته باشد. اگر چه تحقیقات بیشتری نیاز است تا مشخص شود که آیا دویدن با پاهای برهنه احتمال آسیب دیدگی دونده را هم کاهش می دهد یا نه.
موقعی که در هنگام دویدن پاهای برهنه با زمین اصابت می کنند، دم ملایم تر و حرکت دویدن نرم تر است.
نباید دویدن با پاهای برهنه را کاری عجیب و غریب قلمداد کرد. چراکه این امر از نظر تکاملی چیز عجیب و غریبی نیست. در واقع ما چنان تکامل پیدا کرده ایم که با پای برهنه بدویم.
مطالعاتی که پیش از این انجام شده بود نشان داده بود که هنگامی که یک نفر با پاهای برهنه می دود، ابتدا جلو یا میان پاهایش را روی زمین می گذارد و در ادامه حرکت پاشنه پاهایش را روی زمین می گذارد.
در طول این فرایند وزن بدن ابتدا روی جلوی پا می افتد و سپس به سوی پاشنه حرکت می کند. به این ترتیب دوندگان پابرهنه کنیایی هم روی جلوی پاهایشان فرود می آیند.
این در حالی است که موقعی که یک نفر با کفش می دود، تمایل دارد به نحوی بدود که ابتدا پاشنه هایش با زمین اصابت کند. وقتی هم که پاشنه پا با زمین برخورد می کند اصابت آن خیلی محکم تر و قوی تر از وقتی است که فرد با جلوی پا روی زمین فرود می آید.
دلیل این که دوندگانی که از ابتدا با کفش دویده اند تمایل دارند که روی کف پاهایشان فرود بیایند این است که در دهه 1970، کمپانی های سازنده کفش شروع به ساخت و فروش کفش های ورزشی ای کردند که در کفشان بالشک هایی داشتند. این بالشک ها وزن بدن را در کل پا توزیع می کرد و همین ممکن است نحوه دویدن افراد را تحت تأثیر قرار داده باشد.
از هنگامی که دوندگان شروع به پوشیدن این کفش ها کردند، هنگام دو روی پاشنه هایشان فرود آمدند و احساس کردند همین طوری هم راحتند.
پای دونده با چه میزان نیرویی با زمین اصابت می کند؟ برخورد قسمت عقبی پای دونده با زمین مثل این است که کسی با حدود 1.5 تا سه برابر وزن بدن دونده به پای او ضربه بزند. چنین ضربه ای اگر فرد کفش نداشته باشد به پای او صدمه می زند. در حالی که فرود آمدن با جلوی پا مثل این است که کسی به پای شما ضربه ای نمی زند.
البته هنوز نمی توان گفت که دویدن با پای برهنه کمتر آسیب می رساند یا مضر هست یا نیست. به عبارت دیگر هنوز برای این که کفش های ورزشیتان را کنار بگذارد زود است.
از کتاب مدیریت استراتژیک نوشته فرد. آر دیوید، ترجمه دکتر پارسایان و دکتر اعرابی
تلخیص: محمدرضا کریمی
از دهه 1990 طرفداران حفظ محیط زیست افزایش یافته اند و آنها از شرکت ها می خواهند توازن زیست محیطی را برهم نزنند، آن را تمیز و سالم نگهدارند و روز به روز میزان طرفداری از حفظ محیط زیست افزایش می یابد.
افزایش طرفداری ازمحیط زیست باعث شده است که شرکت ها بین دیدگاه اقتصادی و حفظ محیط زیست نوعی تعادل و توازن برقرار کنند. حفظ طبیعت و محیط زیست باعث می شود که تصویری معقول از سازمان ارایه گردد.
به این ترتیب مسایل زیست محیطی که سازمان ها را دیگر کرده است، ایجاب می کند که مدیران استراتژی هایی را تدوین کنند که منابع طبیعی حفظ شود.
البته رسیدگی به مسایل محیطی یک کار فنی نیست که متخصصان شرکت از عهده آن برآیند، بلکه باید همه کارکنان و مدیران به حفظ محیط زیست توجه کنند و برای این مسئله اهمیت ویژه ای قایل شوند.
شرکت هایی که به مسئله حفظ محیط زیست اهمیت لازم را می دهند رابطه خود را با مصرف کنندگان، قانونگذاران، فروشندگان و سایر ایفاگران نقش در صحنه صنعت تقویت می کنند که در نتیجه میزان موفقیت های آینده آنها بیشتر تضمین می گردد.
البته لازم است برای آموزش کارکنان و مدیران در جهت حفظ محیط زیست برنامه ریزی هایی انجام شود.
نتیجه ای که تاکنون به دست آمده این است که سازمان حفظ محیط زیست آمریکا گزارش داده سازمان ها و شهروندان این کشور سالانه بیش از 200 میلیارد دلار را صرف تمیز کردن آلودگی های محیط زیست می کنند.
در جزیره سامسو Samso در کشور دانمارک، تقریباً همه انرژی برق و نیز گرما و آب گرم از منابع تجدید پذیر تأمین می شود. عاملی که سبب شده این منطقه تنها در تابستان مقصد جهانگردان زیادی هم شود.
قله های جدید
ده توربین بادی ای که پایه هایشان در خشکی جزیره قرار دارد، نزدیک به 50 متر ارتفاع دارند و به طور کامل بر دهکده ها و جزیره های اطراف احاطه دارند. این توربین ها چشم انداز کودکی تمام ساکنان منطقه هستند.
این توربین ها می توانند کار بیشتری انجام دهند. اما برای این که جعبه دنده شان زیادی گرم نشود، کار زیادی از آنها کشیده نمی شود.
گرمای ناشی از کاه
هفت کشاورز سامسویی قراردادی را امضا کرده اند که براساس آن سه چهارم کاه گندم و چاودار جزیره را به مدت پنج سال تأمین خواهند کرد. از هر عدل علف خشک انرژی ای برابر با تقریباً یک بشکه نفت به دست می آید.
برای تأمین انرژی از کاه از یک ماشین استفاده می شود. این ماشین علف ها را برش می دهد و به قطعات کوچک تبدیل می کند. سپس این علف ها از میان یک لوله کوچک به دیگ بخاری در اتاق کناری منتقل می شود. در هر روز از سردترین روزهای زمستان 12 عدل علف خشک سوزانده می شود. در حالی که تنها یک یا دو عدل علف برای تأمین آب گرم دوش ها در تابستان مورد نیاز است. همه کربن ناشی از سوختن علف ها کربن خنثی است. چراکه دی اکسید کربن ناشی از سوختن علف ها درست به اندازه دی اکسیدکربنی است که گندم یا چاودار در طول رشدشان گرفته اند.
سامسوهای دو دهکده جزیره که تعداد آنها 260 نفر است، گرما و آب داغ موردنیازشان را از سوزاندن این علف های خشک تأمین می کنند. دیگ بخار مورد استفاده هم ظرفیت تولید بیش از 1.2 مگاوات برق را دارد و دمای داخلیش به 92.7 درجه سانتی گراد می رسد. خاکستر باقیمانده به کشاورزان برگردانده می شود تا در کشتزارهایشان مورد استفاده قرار دهند.
آتش ناشی از چوب
مقداری از انرژی گرمایی جزیره هم از طریق تراشه های چوب تأمین می شود که آب داغ و گرما را برای روستاییان فراهم می کند. بسیاری از روستاییان سامسویی دیگ های بخار، اجاق یا بخاری هایی با بهره وری بالا در خانه هایشان نصب کرده اند تا اگر نتوانند به بخش انرژی ناشی از علف ها وصل شوند، از آنها استفاده کنند. همه آن چیزهایی که تاکنون گفته شد، 70 درصد احتیاجات گرمایی و آب داغ جزیره را تأمین می کند.
گرمای خورشیدی
بخشی از جزیره هم نور خورشید را – اگر در دسترس باشد – به کار می گیرد. 2500 متر مربع صفحه خورشیدی، گرما و آب داغ این منطقه را فراهم می کند. همچنین یک تانک با ظرفیت 800 مترمکعب با عایق مخصوص که ظرفیت حفظ گرمای دست کم یک روز جزیره را دارد، برای مواقع ضروری مورد استفاده قرار می گیرد.
یکی از نکات کلیدی در این جزیره که استفاده از انرژی های تجدیدپذیر را ممکن ساخته عایق بندی خانه ها است. اغلب، مقاطعه کارها یک ماده بادوام مخصوص ساخته شده از کاغذ را برای این هدف مورد استفاده قرار می دهند.
در این منطقه یک انبار غله قدیمی با صفحات خورشیدی روبه جنوب مجهز شده و به آکادمی انرژی سامسو تبدیل شده. هدف این مؤسسه این است که به بیش از 500 هزار جهانگردی که هر تابستان از این جزیره دیدن می کنند نشان دهند که ساکنان منطقه انقلابشان در زمینه استفاده از منابع تجدیدپذیر را چگونه به راه انداخته اند.
3-صدمات ناشی از روش ها و مواد به کار گرفته شده بر روی مو
4-آسیب حاصل از نور آفتاب
5-آسیب مکانیکی
1-هوازدگی: همزمان با رشد مو لایه های تشکیل دهنده آن به تدریج و به آرامی دچار ساییدگی می شوند. این لایه ها در انتهای مو بخصوص اگر بلند باشد، تقریباً به طور کامل ساییده شده اند.
این ساییدگی یک پروسه کاملاً طبیعی است و اثر کمی بر روی موی سر دارد. چنین سایشی در بعضی از موارد با سرعت بسیار بیشتری رخ می دهد. آسیب حاصل از این سایش به دلایل مختلفی از جمله رطوبت، اصطکاک، نور آفتاب، حرارت حاصل از سشوار و … حاصل می شود. البته قابل ذکر است که مواد شیمیایی موجود در استخرهای شنا و نمک موجود در آب دریا -به اندازه مواد آرایشی نامناسب، از دیگر عوامل مؤثر ایجاد این آسیب ها بشمار می روند.
2- صدمات ناشی از کوتاه کردن مو و آراستن آن: به کارگیری یک قیچی کند باعث ایجاد لبه های بلند و ناهموار در مو شده و مو مستعد بروز هرگونه آسیب بعدی می شود. بنابراین به کارگیری قیچی استیل و با کیفیت مناسب عاملی بسیار مهم و تعیین کننده در سلامت مو بشمار می رود. استفاده از تیغ در کوتاه کردن مو باعث ایجاد حالتی نامناسب در آن می شود و شرایط را برای بروز آسیب های بعدی مهیا می کند.
3- صدمات ناشی از روش ها و مواد به کار گرفته شده بر روی مو: شامپو زدن خود به تنهایی باعث بروز هیچ گونه آسیبی در مو نمی شود. به خصوص به کارگیری شامپوهای مدرن حاوی مواد حالت دهنده که باعث محافظت از مو می شود.
به کارگیری شامپوهای غیرمناسب در قدیم باعث ایجاد در هم تنیدگی و کدر و مات شدن مو می شد و کم کم موها شبه کرک می شدند.
مواد آرایشی که به طور متداول برای فر کردن دایم، رنگبری و رنگ کردن مورد استفاده قرار می گیرد، همگی باعث آسیب رسانی با شدت های متفاوت در مو می شود.
سوختگی های شیمیایی سر نیز که به واسطه انتخاب کورکورانه یا استفاده بیش از حد مواد فر دایم یا محلول های ریلکس و صاف کننده ایجاد می شود، می تواند باعث آسیب رسانی به سلول های فولیکول و در نتیجه ریزش مو شود. بنابراین باید استفاده از چنین موادی با دقتی خاص صورت پذیرد.
4- آسیب حاصل از نور آفتاب: نور ماورای بنفش در تابش مستقیم نور آفتاب باعث بروز آسیب به روشی مشابه با رنگبری می شود و مو به تدریج ضعیف و خشک تر می شود.
5- آسیب مکانیکی: هرچند مو بسیار مستحکم و قوی است، اما می تواند به وسیله برس یا شانه کردن بیش از اندازه، به خصوص زمانی که خیس و مقداری هم در هم پیچیده است دچار آسیب شود. شانه های فلزی در ایجاد چنین آسیب هایی تأثیر بیشتری دارند. برس و شانه کردن برعکس و برخلاف مسیر رویش موی سر نیز به شدت خطرناک است.
مویی که در معرض پروسه های شیمیایی همانند فر، رنگ یا بی رنگ کردن همراه با آسیب های مکانیکی به صورت توأمان قرار می گیرد، درواقع آسیب های متعددی را به صورت همزمان دریافت می کند و در نتیجه بیشتر و گسترده تر تخریب خواهد شد.
فرایندهایی از قبیل سشوار کردن شدید، باعث کاهش رطوبت به میزانی کمتر از حد نرمال می شود و این امر خود می تواند مشکل آفرین باشد. خشک کننده های موی سر و دیگر ابزار حرارتی به کار رفته اگر بسیار داغ باشند، موجب می شوند آب موجود در مو به جوش می آید و در نتیجه حباب های بسیار کوچکی از بخار از تارهای موی صاف شده متصاعد می شود. مو به واسطه این عمل ضعیف می شود و ممکن است به طور کامل بشکند. هیچ درمانی برای موهای آسیب دیده از حرارت زیاد وجود ندارد. البته پوشش کامل مو با مواد حالت دهنده به صورت بتونه کردن، می تواند کاهش بروز موخوره را به همراه داشته باشد.