چرا اندازه ماده ها و نرها با هم متفاوت است

 حمیده احمدیان راد

شب پره هادر بیشتر گونه های جانوری، اندازه بدن نرها و ماده ها به طور واضحی با هم تفاوت دارد. اما با توجه به این که در هنگام رشد هر دو جنس نر و ماده یک جور تقسیم ژن حاکم است، چگونه چنین چیزی ممکن است؟

با نگاهی به جهان حیوانات متوجه می شویم که در بیشتر جانوران، افراد یک جنس بزرگ تر از جنس دیگرند. از مدت ها پیش زیست شناسان تکاملی این اختلاف ها را که دمورفیسم جنسی نام دارد، تشخیص داده بودند و ده ها سال است که برای یافتن پاسخ این معما که چگونه نرها و ماده های یک گونه اندازه های متفاوتی دارند در حالی که یک برنامه ژنتیکی بر رشدشان دیکته شده است، تلاش کرده اند.

در پستانداران، نرها تمایل دارند که بزرگ تر باشند. زیرا نفع آنها در بزرگ تر و قوی تر بودن است. آنها لازم است بر سر ماده ها با یکدیگر رقابت کنند. از طرف دیگر در بیشتر بندپایان ما خلاف این وضعیت را می بینیم. یعنی این که در بندپایان، ماده ها بزرگ تر از نرها هستند. به عنوان مثال در بعضی از گونه های عنکبوت ها، ماده ها ممکن است صد برابر بزرگ تر از نرها باشند.

از آن جایی که -دست کم تا جایی که دانشمندان تاکنون به این نتیجه رسیده اند- بین ژن های کنترل رشد در نرها و ماده ها هیچ تفاوتی وجود ندارد، سؤال این است که چگونه اندازه نرها و ماده ها با هم متفاوت می شود.

حشره شناسان می گویند کلید حل این معما در مراحل اولیه رشد جانوران است. یعنی زمانی که دو جنس نر و ماده شروع به تفکیک شدن از هم می کنند. حشره های ماده هم به انتخاب اندازه بدن خود تقریباً دو برابر سریع تر از نرها پاسخ می دهند.

آنها می گویند که نسبت رشد کرم حشره های نر و ماده در بیشتر طول زندگیشان با هم تفاوتی ندارد و در اندازه آنها اثری نمی گذارد.

 در شب پره ها، نرها و ماده ها در بیشتر مدتی که کرم حشره هستند تفاوت زیادی از نظر اندازه پیدا نمی کنند. اما در مرحله پایانی دوره لاروی زمانی است که همه چیز رخ می دهد. اینجا نقطه ای در زندگی کرم حشره است که ساعت داخلی و علایم زیستی به جانور می گوید که زمان آن فرارسیده بالغ شود. تغییرات هورمونی باعث توقف تغذیه آنها و سرگردانشیان در اطراف به دنبال جایی برای تبدیل شدن به شفیره می شود. در مدت چند ساعت آنها به شفیره تبدیل می شوند و سپس بعد از چند هفته کرم حشره بزرگسال ظاهر می شود.

کرم حشره های ماده کمی دیرتر از نرها وارد این مرحله تغییر نهایی می شوند. زمانی که کرم حشره های ماده به شفیره تبدیل می شوند، بزرگ تر شده اند و شب پره های ماده بزرگی هم ظاهر می شود.

سود حشره های ماده هم در بزرگ تر شدن است. چون می توانند بچه های بیشتری تولید کنند.

 کرم های حشره ماده در مقایسه با نرها تنوع بسیار بیشتری از نظر آرایش فیزیولوژیکی پیدا می کنند. بنابراین بعد از چند نسل هم ماده ها می توانند به فشارهای انتخابی که آنها را به سوی اندازه بزرگ بدن هل می دهد پاسخ دهند.

منبع: http://www.sciencedaily.com/releases/2010/03/100311141218.htm

امتیاز به مطلب

بوداهای ایستاده بامیان چه هستند؟

حمیده احمدیان راد

یکی از بوداهای ایستاده بامیان پیش از خرابی به دست طالبانبوداهای ایستاده بامیان دو مجسمه عظیم مربوط به قرن ششم میلادی هستند که در یک صخره در دره بامیان واقع در 230 کیلومتری شمال غربی کابل و در ارتفاع 2500 متری ساخته شده اند. این مجسمه ها ویروکانا و ساکیمونی نام دارند. این دو مجسمه از بزرگ ترین بوداهای ایستاده کنده کاری جهان هستند. گفته می شود که مجسمه بزرگ تر تصویر بودا دیپانکارا است. مجسمه کوچک تر در سال 507 و مجسمه بزرگ تر در سال 554 ساخته شده است. این مجسمه ها سبک هنر قندهاری را دارند. تصور بر این است که این مجسمه ها در اوج قدرت امپراتوری کوشان ها، با کمک و راهنمایی راهبان بودایی محلی ساخته شده باشد.

زایر بودایی چینی ای که در حوالی سال 630 از منطقه عبور کرده بامیان را با بیش از ده صومعه و بیش از هزار راهب به عنوان مرکز نشوونمای مذهب بودایی توصیف کرده است. او همچنین نوشته که چهره هر دو بودا با طلا وجواهرات خوب تزیین شده بودند.

بدنه اصلی دو بودا مستقیماً از صخره های ماسه سنگی تراشیده شده اند. اما جزییات از مخلوط گل با پوشال درست شده اند و با گچ روکش شده اند. این روکش گچی به منظور ارتقای حالت چهره، دست ها و چین خوردگی جامه ها روی مجسمه ها کشیده شده است. مجسمه بزرگ تر با رنگ قرمز و مجسمه کوچک تر با چند رنگ رنگ آمیزی شده.

بخش های پایین تر دست های مجسمه از همان ترکیب گل-پوشال درست شده اند که با پوششی چوبی پشتیبانی می شود. گمان بر این است که بخش های فوقانی صورت ها از ماسک ها یا قالب های چوبی ساخته شده باشند. ردیف سوراخ هایی که در غالب عکس ها دیده می شود فضاهایی هستند که میخ های چوبی ای را که به ثبات اندود گچ روی مجسمه کمک می کردند را نگه می دارد.

این مجسمه ها در سال 2001 به فرمان ملاعمر رهبر طالبان با دینامیت و در چند مرحله و در عرض چند هفته منفجر و ویران شد. اگرچه شکل دو بودا تقریباً به طور کامل تخریب شد، اما طرح کلی آنها و برخی از خصوصیاتشان هنوز قابل تشخیص است.

لازم به ذکر است که منطقه بامیان از قرن دوم میلادی تا زمان هجوم اعراب در قرن نهم میلادی یک مکان مذهبی بودایی و فلسفه و هنر هندی و مکان چند صومعه بودایی بوده است و راهبان به صورت تارک دنیا در غارهای کوچک دره بامیان زندگی می کردند. خیلی از راهبان غارهایشان را با مجسمه های مذهبی ای که استادانه ساخته شده و با رنگ های درخشان رنگ آمیزی شده بودند می آراستند. گردشگران می توانند غارهای راهبان و گذرگاه هایی که آنها را به هم وصل می کند را ببینند.

منطقه بامیان در جاده معروف ابریشم قرار دارد که در منطقه کوهستانی هندوکوش در دره بامیان واقع است. جاده ابریشم جاده کاروان رویی است که بازارهای چین را به آسیای غربی وصل می کند. تا قرن 11 میلادی بامیان بخشی از پادشاهی قندهار بود. این مکان، مکان قرارگیری چند صومعه بودایی است و یک مرکز رونق مذهب، فلسفه و هنر هندی بوده است. از قرن دوم میلادی تا زمان هجوم اعراب در قرن نه میلادی مکانی مربوط به مذهب بودایی شناخته می شود. راهبان به صورت تارک دنیا در غارهای کوچکی که به طرف صخره های بامیان درست کرده بودند زندگی می کردند. خیلی از این راهب ها غارهایشان را با مجسمه های مذهبی و استادانه ای با رنگ های درخشان نقاشی شده بودند.

یک بودای نشسته شبیه سبک آنها که در بامیان هستند هنوز در غارهای معبد بینگ لینگ در ایالت گانسوی چین وجود دارد.

امتیاز به مطلب

معادله ای جدید و مهم در فیزیک کوانتوم

محمدرضا کریمی

فیزیک کوانتوم مهندسان به یک سرگشتگی 80 ساله در عرصه فیزیک کوانتوم پایان داده اند و قدم در راه توسعه مواد جدیدی گذاشتند که می تواند دستگاه های الکترونیکی را کوچک تر و بهره وری انرژی در خودروها را بیشتر کند.

قضیه از این قرار است که محققان دانشگاه پرینستون با کار دوباره بر روی یک نظریه که اولین بار به وسیله فیزیکدانان دهه 1920 پیشنهاد شده بود، راه جدیدی را برای پیش بینی مشخصات یک ماده جدید، قبل از این که ساخته شود کشف کرده اند.

فرمول جدید به رایانه ها اجازه می دهد تا مشخصات یک ماده را بیش از 100 هزار برابر سریع تر از قبل مدل سازی کنند و دامنه مشخصاتی که دانشمندان می توانند مطالعه کنند را به طور وسیعی گسترش دهند.

معادلاتی که دانشمندان پیش از این مورد استفاده قرار می دادند کم بازده و ناکارا بود و نیروی زیادی صرف محاسبات می شد. به طوری که کارشناسان تنها به مدل سازی از چند صد اتم از یک ماده کامل محدود می شدند. اما اکثر مواد کامل نیستند. مشخصات مهم درواقع با نقص ها تعیین می شوند. شما برای فهم این نقص ها نیاز دارید تا به هزارها و یا ده ها هزار اتم نگاه کنید. به طوری که نقص هایی که وجود دارد را شامل شود.

با استفاده از معادله جدید دانشمندان توانستند یک میلیون اتم را مدل سازی کنند. به این ترتیب به مشخصات واقعی ماده نزدیک تر شدند. به این ترتیب دانشمندان چشم اندازی از این که مواد در دنیای واقعی چگونه رفتار می کنند، پیدا می کنند. آنها به این ترتیب به ابزاری برای پیشرفت دادن موادی که می توانند برای طراحی فناوری های جدید مورد استفاده قرار گیرند دست می یابند.

با پیشرفت به دست آمده می توان قاب خودروها را از آلیاژهای فلزی محکم تر و سبک تری ساخت. یا می توان ماشین آلاتی با امکان بهره وری بهتر از انرژی تولید کرد. همچنین امکان تولید دستگاه های الکترونیکی کوچک تر و پر سرعت تری، با استفاده از نانووایرهایی با قطر ده ها هزار برابر کوچک تر از یک تار موی انسان به وجود می آید.

امتیاز به مطلب

روز بین المللی نوروز

 مطالب مرتبط با نوروز: روز بین المللی نوروز – درباره حاجی فیروز – سرگذشت نوروز و تقویم ایرانی – چگونگی برگزاری نوروز در گذشته و اکنون –  جشن مشترک در کشورهای حوزه نوروز

محمدرضا کریمی

حاجی فیروز

سازمان ملل متحد در شصت و چهارمین نشست عمومی خود (23 فوریه 2010)، روز بین المللی نوروز (Nowruz) را یک فستیوال (عید) بهاری با منشأ پارسی شناخت.

با توجه به مصوبه نشست عمومی سازمان ملل، نوروز (به معنای روز نو) در 21مارس به وسیله 300 میلیون نفر در نقاط مختلف جهان به عنوان شروع سال نو جشن گرفته می شود. بیش از 3000 سال است که این روز در بالکان، حوزه دریای سیاه، قفقاز، آسیای مرکزی، خاورمیانه و دیگر مناطق جشن گرفته می شود.

بنا بر این مصوبه از کشورهای عضو دعوت می شود که این عید را جشن بگیرند و تاریخچه و سنت های آن را با این دید اشاعه دانش در میان جامعه بین الملل بررسی کنند و برای آن سالانه بزرگداشتی ترتیب دهند.

پیش از این در 30 سپتامبر 2009 نوروز به وسیله سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (UNESCO) در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشری درآمده بود و به سازگاری آن با طبیعت، ارتباط جدانشدنی ای که میان انسان و چرخه های طبیعی ایجاد می کند و نگرش مشتاقانه و مسئولانه اش نسبت به منابع طبیعی اشاره شده بود.

منبع: دپارتمان اطلاعات عمومی.بخش اخبار و رسانه

http://www.un.org

امتیاز به مطلب

چرا و چگونه بدن ما الکتریسیته می سازد؟

 محمدرضا کریمی

انرژی تولید شده در اثر جنبش داخل سلولی الکترون ها، به انسان ها امکان «وجود داشتن» می دهد. همان طور که الکترون ها در داخل سلول ها حرکت می کنند، انرژی ناشی از آنها کانالی می سازد که به تشکیل مولکول های پیچیده مثل پروتئین و دی ان ای می انجامد. پروتئین و دی ان ای مواد ساختمانی ای هستند که موجودات زنده را قادر می سازند رشد کنند یا از خودشان حفاظت کنند و انرژی ذخیره کنند. 

جریان الکتریسیته در سلول ها

تصویری از یک سیستم مولکولی که حرکت الکترون ها بین پروتئین ها را در سلول ها نشان می دهد

البته علاوه بر آن چه گفته شد، درواقع هرکاری که ما انجام می دهیم با سیگنال های الکتریکی که از میان بدنمان عبور می کند، کنترل و فعال می شود. بدون الکتریسیته شما نمی توانید الان این مقاله را بخوانید. نه به خاطر این که رایانه تان کار نمی کند. بلکه به این خاطر که مغزتان کار نمی کند!

اگر مقدمات فیزیک را آموخته باشیم، می دانیم که همه چیز از اتم تشکیل شده و اتم ها هم از پروتون ها، نوترون ها و الکترون ها تشکیل شده اند. پروتون ها دارای بار مثبت هستند، نوترون ها بار خنثی و الکترون ها بار منفی دارند. موقعی که این بارها از حالت تعادل با یکدیگر خارج می شوند، یا اتم بار منفی پیدا می کند یا بار مثبت. وقتی یک اتم بار منفی و دیگری بار مثبت پیدا می کند موجب می شود که الکترون ها از یک اتم به اتم دیگر جریان یابند. این جریان الکترون ها، یا بار منفی چیزی است که ما آن را الکتریسیته می نامیم. از آن جایی که بدن ما حجم عظیمی از اتم دارد، ما می توانیم الکتریسیته تولید کنیم.

تولید الکتریسیته در بدن

برق تولید شده به وسیله بدن ما همان چیزی است که موجب می شود سیناپس ها و سیگنال ها رخ دهند

موقعی هم که ما از سیستم عصبی حرف می زنیم، درواقع از فرستادن سیگنال هایی به مغز صحبت می کنیم و به دنبال آن مغز به دست هایمان می گوید که دستگیره یک در را بگیرد و … . در اینجا هم آن چه که ما درباره اش صحبت می کنیم الکتریسیته است که پیام ها را از نقطه آ به نقطه ب منتقل می کند. البته در بدن ما الکترون ها در امتداد یک سیم حرکت نمی کنند. به جایش بار الکتریکی از یک سلول به سلول بعدی می پرد تا به مقصدش برسد.

به این ترتیب الکتریسیته یک عنصر کلیدی برای ادامه حیات است. سیگنال های الکتریکی سریع هستند. آنها اجازه پاسخ سریع و آنی را برای کنترل پیام ها می دهند.

سیگنال های حیاتی از توده های سلولی موجود در قلب ما که گره سینوآتریال یا گره اس آ می آید. این گره در آتریوم راست واقع شده و ریتم ضربان قلب ما و حرکت خون از قلب به بخش های دیگر بدن ما را کنترل می کند. قلب ضربان ساز طبیعی بدن ما است و سیگنال های الکتریکی را برای تنظیم سرعتش مورد استفاده قرار می دهد. این سیگنال ها به قلب ما می گویند که موقعی که در خطر هستیم سریع تر بزند. تپش قلب تنها چیزی نیست که به محرک های الکتریکی تولید شده به وسیله سلول ها وابسته باشد. بلکه تقریباً همه سلول های ما قابلیت تولید برق را دارند.

منابع: http://www.physorg.com/news187554798.html

http://science.howstuffworks.com/atom.htm

امتیاز به مطلب

چگونه از طریق آنلاین می توان به سرنوشت افراد گمشده پی برد؟

محمدرضا کریمی

namusیک پایگاه داده های آنلاین در آمریکا وعده داده که می تواند شماری از 100 هزار فرد گمشده این کشور را پیدا کند و به خانواده های ناامید از یافتن عزیزانشان درباره سرنوشت آنها پاسخ دهد. البته مهم ترین شرط دستیابی به این هدف این اعلام شده که همه دفاتر مجری قانون در سراسر این کشور به این پایگاه آنلاین بپیوندند و متقاعد شوند که باید منابع اطلاعاتی خود را هرچند محدود در سیستم ارایه دهند.

Namus سیستمی مربوط به افراد مجهول الهویه و گمشده است که خانواده های افراد گمشده، کارآگاهان، نیروهای پلیس و حتی افراد علاقه مند می توانند از آن استفاده کنند. هرکسی می تواند اطلاعاتی که درباره افراد گمشده دارد، شامل توصیفات، عکس ها، اثر انگشت، سوابق دندانپزشکی و دی ان ای را وارد این سیستم کند. پزشکی قانونی هم می تواند اطلاعاتش درباره افراد مجهول الهویه را وارد سیستم کند. به این ترتیب همه از این امکان برخوردار می شوند که این پایگاه داده ها را برای پیدا کردن اطلاعات و تکمیل تحقیقات درباره افراد گمشده جست و جو کنند.

نم یواس راه سریعی برای جست و جوی افراد گمشده میان 40 هزار جسد مجهول الهویه ای هم است که همه از پیدا کردن هویت آنها ناامید شده اند. پیش از این که «نم یواس» به وجود آید، خانواده ها و بازرسان پلیس باید چرخه ای را با روندی کند طی می کردند تا به سرنخ هایی درباره فرد گم شده دست پیدا کنند. این چرخه از پیچ و خم های دولت فدرال گرفته تا پزشکی قانونی و داده های شخصی افراد و مراکز غیرانتفاعی را شامل می شد. نکته ای هم که در این میان وجود داشت این بود که این اطلاعات نه همیشه جنبه عمومی داشت و در اختیار آنها قرار می گرفت و نه مراکز مختلف اطلاعات را به نحو مناسبی با یکدیگر به اشتراک می گذاشتند.

نم یواس از گروه ضربت وزارت دادگستری آمریکا که در زمینه حل موارد چالش برانگیز در رابطه با افراد گمشده فعالیت می کند به وجود آمد و رشد کرد. دلایل به وجود آمدن این پایگاه این است که به کارشناسان و افرادی که با اطلاعاتشان می توانند به حل پرونده ها کمک کنند امکان دسترسی بهتر به اطلاعات داده شود.

حالا لایحه ای تصویب شده که بر مبنای آن برای کمک به پوشش هزینه های ورود داده ها به سیستم به وسیله پلیس و مراکز پزشکی مربوطه و آموزش مردم برای استفاده از این پایگاه داده ها سالانه ده میلیون دلار اختصاص یابد. همچنین 4.2 میلیون دلار هم در سال برای کارهای اجرایی سیستم و اطمینان از تأمین دایمی مالی آن اختصاص یافته است.

لایحه همچنین لینک شدن به پایگاه داده های جرم و جنایت اف بی آی که حالا تنها در دسترس مجریان قانون است را پیش بینی کرده است. البته از آن جایی که در این بخش اطلاعات حساسی درباره موضوعات در حال تحقیق و نیز داده های محرمانه ای وجود دارد، گفته می شود که اطلاعاتش باید با دقت بیشتری  وارد سیستم شود.

این پایگاه داده ها تاکنون موفقیت های زیادی داشته است. یک نمونه که روند کار نم یواس را نشان می دهد مربوط به کارآگاهی به نام جیم شیلدز از یک اداره پلیس محلی است. این کارآگاه به صورت داوطلبانه  به نم یواس پیوست و داده های ورودی خودش درباره چند فرد گمشده را به نم یواس داد.

در میان آنها لوییس فرناندز بود که خانواده اش یک سال پس از ناپدید شدنش گم شدن او را گزارش کردند. شیلدز اطلاعات زیادی درباره او که مدتی را در زندان گذرانده بود نداشت. جز جنس، نژاد، قد، وزن، سن و برخی اطلاعات مربوط به خال کوبی.

اما همین کافی بود. درست یک هفته بعد شباهت هایی از بقایای فرد مجهول الهویه ای که جسدش در مزرعه ای پیدا شده بود با این ویژگی ها گزارش شد. سپس یک آزمایشگاه به شیلدز اطلاع داد که می تواند به خانواده فرناندز خبر دهد جسد متعلق به گمشده آنها است.

امتیاز به مطلب

ویرانه های زیمبابوه بزرگ

حمیده احمدیان راد

خرابه های زیمبابوه بزرگخرابه های زیمبابوه بزرگ (گاهی تنها زیمبابوه بزرگ نامیده می شود) از مهم ترین و بزرگ ترین خرابه های سنگی آفریقا است. این خرابه ها برج های بزرگ و ساختمان هایی دارند که از میلیون ها سنگ ساخته شده اند. این سنگ ها بدون این که ملاطی بین آنها ریخته شده باشد، به شکل کاملاً متعادلی روی همدیگر قرار گرفته اند.

زیمبابوه بزرگ نام و نماد ملی اش را به کشور زیمبابوه کنونی داده است. نماد ملی این کشور عقاب است. این عقاب با سبک مشخصی روی یک سنگ در خرابه های زیمبابوه بزرگ حک شده بود.

احتمال می رود که جامعه زیمبابوه بزرگ در طول قرن 11 میلادی توسعه یافته باشد. یعنی زمانی که پرتغالی ها و اعراب و اقوام سواحیلی خود را با کشتی به سواحل موزامبیک کنونی رساندند و بعد به زیمبابوه بزرگ راه یافتند و شروع به مبادله لباس و شیشه و چینی با طلاو عاج فیل زیمبابوه بزرگ کردند. وقتی مردم جامعه زیمبابوه بزرگ دوره ای از رونق و شکوفایی را تجربه کردند، ساختمان های سنگی عظیمی ساختند که در نهایت مساحت آن به 500 کیلومتر مربع رسید. گمان می رود که در طول رونق این مکان، 18 هزار نفر در آن زندگی می کرده اند.

در قرن 15 میلادی جامعه زیمبابوه بزرگ به خاطر بیماری و اختلافات سیاسی رو به زوال رفت. در این زمان پرتغالی ها در جست و جوی شهرهایی که شایع شده بود از طلاساخته شده اند وارد زیمبابوه بزرگ شدند و همه اینها دست به دست هم دادند که این مکان به ویرانه ای تبدیل شود.

گردشگرانی که از این مکان شگفت انگیز دیدن کرده اند از سنگ هایی که به نحو جالبی بدون ملاط روی هم قرار گرفته اند حیرت زده شده اند. آنها می گویند که یک روز کامل لازم بوده است تا از سه منطقه جالب گردشگری زیمبابوه بزرگ دیدن کنند.
 
منبع:  http://goafrica.about.com/od/zimbabwe/p/greatzimbabwe.htm
امتیاز به مطلب

فناوری جدید برای به اشتراک گذاری امن اطلاعات

محمدرضا کریمی

اشتراک اطلاعاتدکتر هانا کاگال و همکارانش در انستیتو فناوری ماساچوست در حال توسعه یک زبان سیاست گذاری استاندارد هستند که وقتی نمایندگی ها، کشورها و سازمان ها در وب در اطلاعات سهیم می شوند به امنیتی انعطاف پذیر و پویا دسترسی داشته باشند.

هدف از این تحقیق کمک به یکی از نهادهای آمریکایی برای تسهیم منابع و داده ها با نمایندگی های دیگر هم در داخل و هم در خارج است. به این ترتیب که به همه آنها اجازه می دهد تا بدون اصلاح کد به صورتی پویا و منعطف با سیاست های جدید یا تغییریافته دو طرف تطبیق یابند.

یکی از ابزارهای ابتدایی که تحقیق بر آن بنا شده، «فناوری وب معنایی» است. وب معنایی، وبی است که قادر است چیزها را طوری توصیف کند که رایانه ها آن را بفهمند. وب معنایی ارتباط بین چیزها را توصیف می کند (مثل این که A بخشی از B است و Y عضو Z است) و مشخصات چیزها (مثل اندازه، وزن، سن و قیمت) را توصیف می کند.

فناوری وب معنایی اجازه اضافه کردن معناشناسی به اطلاعات را می دهد. این کار وضعیت بازیابی خودکار داده ها را بهبود می بخشد و ادغام داده ها را تسهیل می کند.

کاگال می گوید:«ما برای اولین بار یک زبان مبادله سیاست گذاری یا میانزبانی ایجاد کرده ایم که ریشه در فناوری های وب معنایی دارد و تبادل امن اطلاعات بین اشخاصی که با زبان های مختلف محدودیت های امنیتی خود را بیان می کنند را ممکن می کند.»

وی می افزاید:«ما می خواهیم روزی شاهد آن باشیم که زبان مبادله ای استاندارد شده. به نحوی که با توسعه بیشتر ابزارها و موافقت نامه ها در حول آن، استفاده همگانی پیدا کرده و همچنین امکان درآمیختنش با مرورگرهای وب، کاربردهای تجاری و پایگاه های داده ها فراهم شده است.

همه تاکنون منتظر زبان سیاست گذاری استاندارد بوده اند تا مسایل امنیتی مرتبط با همکاری های متقابل در دامنه وب را حل کند. اما توسعه زبانی که الزامات هر کاربرد، دامنه و سرویسی را در نظر بگیرد مشکل است. حالا این تحقیق روشی را پیشنهاد کرده که ممکن است این وضعیت را تغییر دهد.

یک زبان مبادله سیاست گذاری به افراد اجازه می دهد تا زبان خودشان را هنگام همکاری متقابل امن با دیگران مورد استفاده قرار دهند.

منابع: http://www.sciencedaily.com/releases/2010/03/100302162507.htm

امتیاز به مطلب

شهر گمشده اینکاها، چگونه ساخته شد؟

حمیده احمدیان راد

ماچوپیچوماچوپیچو Machupicchu به معنی «قله قدیمی»، یک از زیباترین و اسرارآمیزترین مکان های تاریخی جهان است. این شهر که در ارتفاع 2430 متری بالای سطح دریا و در کوه های آند ساخته شده، در کشور پرو واقع است. ماچوپیچو از پایین قابل مشاهده نیست.

اینکاها ساختن این شهر را از ابتدای قرن 15 میلادی شروع کردند و در حوالی سال 1450 میلادی و در اوج قدرت امپراتوریشان ساخت آن را به پایان بردند. اما حدود یک قرن بعد و در سال 1572، با تهاجم اسپانیایی ها به امپراتوریشان آن را ترک کردند.

خوشبختانه بناهای ماچوپیچو برخلاف ساختمان های دیگر اینکاها از غارت گری اسپانیایی ها در امان ماند. اسپانیایی ها هر مکان مربوط به اینکاها را که به تسخیر خود در می آوردند، سنگ هایش را از شکل می انداختند. ظاهراً آنها از وجود این شهر نیز آگاهی داشتند ولی درصدد دیدار از آن برنیامدند.

بعد از آن هم با وجود این که مردم محلی ماچوپیچو را می شناختند، ولی این مکان در جهان شناخته شده نبود. تا این که یک مورخ آمریکایی به نام هیرم بینقام در سال 1911 آن را پیدا کرد. بینقام این شهر را «شهر گمشده اینکاها» نامید و کتابی هم به همین نام درباره آن منتشر کرد. پس از آن بود که ماچوپیچو به یکی از جاذبه های مهم توریستی جهان تبدیل شد.

بناهای ماچوپیچوماچوپیچو به سبک معماری کلاسیک اینکایی ساخته شده و دیوارهای سنگی صیقل داده شده دارد. اینکاها استاد ساختن این دیوارها بودند و به نحوی آنها را طراحی می کردند و می ساختند که در هنگام زلزله هم واژگون نمی شد. ساختمان های اولیه ماچوپیچو معبد خورشید و اتاق سه پنجره بودند. ماچوپیچو دارای قصرها، معابد، حمام ها، اتاق های ذخیره سازی و 150 خانه بوده است.

دور ماچوپیچو تراس هایی برای کشاورزی و تأمین آذوقه مردم ساخته شده بود و آب مصرفی آنها هم از چشمه های طبیعی تأمین می شد.

دلایل متعددی برای ساخت ماچوپیچو مطرح شده. یکی از مهم ترین این نظریه ها که باستان شناسان زیادی آن را تأیید کرده اند این است که این مکان ملک پاچاکوتی یکی از امپراتورهای اینکاها بوده است. یک نظریه دیگر ماچوپیچو را مکانی مربوط به سنن ملی اینکایی و دیگری آن را مکانی مقدس معرفی کرده. این مکان به این خاطر در این نظریه مقدس معرفی شده که در میان کوه ها واقع شده و رویدادهای ستاره شناسی آن برای اینکاها مهم بوده است. تئوری دیگر حاکی از این است که این مکان برای کنترل اقتصاد مناطق مغلوب ساخته شده. یک نظریه هم ماچوپیچو را زندان کسانی که برعلیه جامعه اینکایی مرتکب جرم و شرارت می شده اند معرفی کرده است. یک نظریه هم می گوید که ماچوپیچو ایستگاه آزمایش محصولات مختلف کشاورزی بوده است.

انگیزه ساخت ماچوپیچو هرچه که باشد براساس نظرسنجی ای که در سال 2007 انجام شده این مکان در زمره عجایب هفت گانه جدید جهان قرار گرفته است.

منابع: http://www.sacredsites.com/americas/peru/machu_picchu.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Machu_Picchu

امتیاز به مطلب

چگونه دو نوع دایناسور درنده کنار هم زندگی می کردند؟

 اسپینوسورهااسپینوسوروس ها، دایناسورهای گوشتخوار بزرگی بوده اند که بقایای فسیل شده آنها اغلب در همان مناطقی که استخوان های تیرانوسوروس ها (مثل تی رکس) وجود دارد، پیدا می شود. اسپینوسوروس ها همان دایناسورهایی هستند که در فیلم ها با یک باله بادبانی شکل روی پشتشان به تصویر کشیده می شوند. تیرانوسوروس ها هم دایناسورهای بسیار درنده خویی بوده اند.

دیرینه شناسان مدت ها حیران مانده بودند که چگونه این دو دایناسور غول پیکر یعنی اسپینوسوروس و تیرانوسوروس که هر دو گوشت خوار و درنده بوده اند، می توانسته اند در یک مکان زندگی کنند و با هم برای دستیابی به غذا رقابت کنند.

اما در مطالعه ای که انجام شد یک گروه تحقیقاتی به رهبری محققی فرانسوی به نام رومن امیوت توانست این مشکل بزرگ بوم شناسی را حل کند. امیوت به این نتیجه رسید که احتمالاً اسپینوسوروس ها قسمت هایی از روز را در آب می گذرانده اند و بنابراین از درگیری با تیرانوسوروس ها که در همان حوالی در خشکی بودند، دوری می کرده اند.

البته این اولین مطالعه ای نیست که نشان می دهد اسپینوسوروس ها مدت زمانی طولانی را در آب سپری می کرده اند. چراکه اسکلت فسیل شده اسپینوسوروس ها نشان می دهد که آنها مثل کروکودیل ها پوزه های درازی داشته اند و مطالعه معده های فسیل شده شان نیز نشان می دهد که ماهی می خورده اند. با این حال اسکلت آنها شواهدی از سازششان با زندگی در آب و یا شنا کردن در اختیار دانشمندان قرار نداده است. به عنوان مثال آنها پاهای تخصص یافته ای که برای زندگی در آب مناسب باشد نداشتند.

امتیاز به مطلب