اورانگوتان چگونه جانوری است؟

 

مقالات مرتبط: میمون ها چگونه جانورانی هستند؟ –  گوریل ها چگونه جانورانی هستند؟ –  شامپانزه ها چگونه جانورانی هستند؟ –  اورانگوتان ها چگونه جانورانی هستند؟ –  میمون های درازدست (گیبون ها) چگونه جانورانی هستند؟ –  سیامنگ ها چگونه جانورانی هستند؟

اورانگوتاناورانگوتان orangutan میمونی لانه درختی با دستان بلند از برونئی و سوماترای اندونزی است. اورانگوتان ها میمون های بزرگی هستند که در جنوب شرق آسیا زندگی می کنند (در جزایر برونئی و سوماترا). این میمون ها اکثراً در درختان زندگی می کنند (آنها درختی هستند) و با استفاده از دستانشان از شاخه ای به شاخه ای می پرند.

کلمه اورانگوتان در زبان مالایی به معنی مرد جنگل است. از زمانی که محیط های زندگی اورانگوتان ها به زور به وسیله انسان غصب شده است، جمعیتشان کاهش یافته است و در معرض انقراض قرار گرفته اند.

ساختمان بدن

اورانگوتان ها گردنی کلف، بدنی بزرگ و دستانی خیلی قوی و بلند دارد. پاهای آنها کوتاه کمانی است و دم ندارند. بزرگی اورانگوتان ها حدود 2.3 برابر اندازه گوریل ها است.

مو

آنها اکثراً از موی قهوه ای-قرمز پوشیده شده اند.

سر

اورانگوتان یک سر بزرگ با منطقه دهانی برجسته دارد. نرهای بزرگسال گونه های بزرگ دارد.

حواس

اورانگوتان ها حواسی خیلی شبیه به ما دارند که شامل شنوایی، بینایی، بویایی،‌ چشایی و لامسه است.

دست ها و پاها

دستان اورانگوتان ها خیلی شبیه به ما است. آنها چهار انگشت بلند به علاوه یک شست مقابل دارند. پاهای آنها چهار ناخن به علاوه یک ناخن بزرگ مقابل دارد. اورانگوتان ها می توانند چیزها را هم با دستان و هم با پاهایشان بقاپند. بزرگ ترین اورانگوتان های نر طول دستشان 2.3 متر است.

تغذیه

اورانگوتان ها همه چیزخوارند اما بیشتر گیاهخوارند (گیاهان بیشتر غذایشان را تشکیل می دهد). آنها میوه (میوه دلخواهشان را)، برگ ها، دانه ها، پوست درختان، گل ها و … را می خورند. همچنین آنها حشرات و جانوران کوچک (مثل پرندگان و پستانداران کوچک) را نیز می خورند.

اورانگوتان ها حتی شاخه های درخت را ترک نمی کنند تا آب بنوشند. آنها آبی را که در سوراخ های بین شاخه ها جمع شده می خورند.

هوش و زبان

اورانگوتان ها خیلی باهوش هستند. آنها معروفند به این که اشیا را با ابزار می گیرند. آنها برگ ها را به عنوان چتر محافظ خود در مقابل باران و خیس شدن مورد استفاده قرار می دهند. آنها همچنین برگ ها را به عنوان فنجان مورد استفاده قرار می دهند تا راحت تر آب بنوشند.

رفتار و عادات اجتماعی

اورانگوتان ها حیواناتی خجالتی و منزوی هستند که در طول روز فعالیت می کنند. آنها به تنهایی در منطقه ای وسیع زندگی می کنند. دلیل آن هم احتمالاً به رفتارهای تغذیه ای آنها برمی گردد. اورانگوتان ها به مناطق وسیعی نیاز دارند تا غذای کافی به دست آورند و اورانگوتان های خیلی زیادی در یک منطقه ممکن است گرسنگی بکشند.

تنها گروه اجتماعی اورانگوتان ها مادر و بچه ای است که شیرش می دهد. آنها حدود هفت سال با هم زندگی می کنند. در موقع جفت گیری اورانگوتان های نر و ماده چند روز با هم می مانند.

خوابیدن

هر شامگاه، اورانگوتان لانه ای در شاخه های درخت می سازد تا در آن بخوابد. این لانه از برگ ها و شاخه ها ساخته شده است. لانه متعلق به مادر و بچه ای است که پرورش می دهد. بعضی وقت ها اورانگوتان یک برگ را به عنوان سقف مورد استفاده قرار می دهد تا از او در مقابل باران محافظت کند. اورانگوتان ها اغلب بعد از ظهر پس از صبحی که صرف به دست آوردن غذا کرده اند چرت می زنند.

اورانگوتان های نر می توانند فریادهای خیلی بلند و طولانی ای از خود خارج کنند که در میان جنگل تا یک کیلومتر منتقل می شود. این فریاد طولانی از یک سری آواها تشکیل شده. این فریادها به اورانگوتان نر کمک می کند تا منطقه اش را حفظ کند،‌ ماده ها را فرابخواند و اورانگوتان های نر مزاحم را براند. ماده ها کیسه ای در گلویشان دارند که به آنها اجازه می دهد این صداهای بلند را بسازند.

حمل و نقل

اورانگوتان ها معمولاً با پریدن از یک شاخه به شاخه دیگر حرکت می کنند. همچنین اورانگوتان ها می توانند با استفاده از پاهایشان راه بروند (اما به ندرت این کار را انجام می دهند). اورانگوتان ها نمی توانند شنا کنند.

طول عمر

اورانگوتان ها حدود 50 سال در اسارت زندگی می کنند. طول عمر آنها در حیات وحش تنها 45-30 سال است (مثل بیشتر جانوران، آنها در اسارت طولانی تر زندگی می کنند).

محیط  زندگی

اورانگوتان ها در جنگل های بارانی استوایی زندگی می کنند.

منبع: http://www.enchantedlearning.com/subjects/apes/

امتیاز به مطلب

شامپانزه ها چگونه جانورانی هستند؟

 

مقالات مرتبط: میمون ها چگونه جانورانی هستند؟ –  گوریل ها چگونه جانورانی هستند؟ –  شامپانزه ها چگونه جانورانی هستند؟ –  اورانگوتان ها چگونه جانورانی هستند؟ –  میمون های درازدست (گیبون ها) چگونه جانورانی هستند؟ –  سیامنگ ها چگونه جانورانی هستند؟

شامپانزهشامپانزه CHIMPANZEE یک میمون بزرگ خیلی باهوش آفریقایی است که در درختان لانه دارد و رنگش از قهوه ای تا مشکی است. شامپانزه صورتی بیمو و گوش ها و دست های بزرگ (برای راه رفتن روی بند انگشت) دارد. بونوبوس Bonobos، شامپانزه کوتاه قد کمیاب کنگویی است که بستگی نزدیکی با شامپانزه ها دارد.

همچنین شامپانزه ها نسبت های نزدیکی با انسان ها دارند. این پستانداران باهوش در آب و هواهای متنوعی در آفریقای مرکزی و غربی زندگی می کنند. شامپانزه ها به خاطر از بین رفتن جنگل ها که محیط زندگیشان است، گونه در خطر انقراض به شمار می آیند.

صورت

شامپانزه ها، گوش های بزرگ، سوراخ های بینی کوچک و یک پوزه دراز دارند. شامپانزه ها صورت بدون مویی دارند، مگر یک ریش سفید کوتاه که در نر و ماده های بزرگسال رشد می کند. بعضی از ماده ها طاس می شوند.

دستان و پاها

دستان شامپانزه ها خیلی شبیه به ماست. آنها چهار انگشت بلند به اضافه یک شست در مقابل آن (شست کوتاه تر از انگشتان دیگر است). پاهای شامپانزه ها پنج انگشت دارد که شامل انگشت بزرگ مقابل هم هست. شامپانزه ها می توانند اشیا را هم با دستان و هم پاهایشان بقاپند.

آناتومی

شامپانزها دستان خیلی بلند (دستانشان بلندتر از پاهایشان است) و قدی کوتاه دارد.

مو و پوست

بدن شامپانزه ها با موی سیاه پوشیده شده است (به جز انگشتان،‌ کف دست و کف پاهایشان). بچه شامپانزه ها پوست خیلی ماتی در مناطقی از بدنشان که مو ندارد دارند و یک دسته مو روی کپلشان است.

حواس شامپانزه ها خیلی شبیه به ما است و شامل شنوایی، بینایی، بویایی، چشایی و لامسه است.

اندازه

شامپانزه های نر بزرگ تر از ماده ها هستند.

نوع غذا

شامپانزه ها همه چیز خوارند (هم گیاهان و هم جانوران را می خورند). آنها در طول روز در جنگل ها دنبال علوفه می گردند و برگ ها، میوه ها، دانه ها، گل ها و پوست درختان و … را می خورند. آنها مورچه ها، موریانه ها و جانوران کوچک (آنها حتی به خوردن میمون های جوان مشهور شده اند) را نیز می خورند.

شامپانزه ها اغلب با استفاده از یک برگ جویده که به صورت قاشق درآورده اند آب می خورند.

شامپانزه ها خیلی باهوش هستند و می توانند کارهای بسیار پیچیده ای را یاد بگیرند.

ابزار

شامپانزه ها اغلب ابزاری از حیات وحش را مورد استفاده قرار می دهند. آنها در حال استفاده از وسیله عصا مانندی مشاهده شده اند که با استفاده از آن مورچه ها و موریانه ها را می گیرند و می خورند و مزاحمان را می رانند. همچنین آنها برگ های جویده را به شکل قاشق درمی آورند تا با آنها آب بخورند.

رفتار اجتماعی

شامپانزه ها جانورانی اجتماعی هستند که در طول روز فعالیت می کنند. آنها در گروه های کوچکی زندگی می کنند که جزوی از اجتماع ثابت 40 تا 60 نفره ای است. زیر گروه های شش تا هفت نفره شامپانزه ها مدتی کنار هم می مانند و زمان عضویت آنها تغیر می کند.

تمیز کردن  و آراستن یکدیگر (تمیز کردن موی همدیگر) کاری است که  شامپانزه ها در یک گروه انجام می دهند.

لانه هایی برای خوابیدن

هر شامگاه شامپانزه ها یک لانه خواب تازه در درختان می سازند تا در آن بخوابند. این لانه کاسه شکل از برگ ها و مواد گیاهی دیگر ساخته شده. لانه ها تنها بین یک مادر و بچه ای که از او پرستاری می کند تقسیم می شود.

بازی

بچه شامپانزه ها زیاد بازی می کنند و مهارت هایی که لازم است بعداً به عنوان یک بزرگسال بلد باشند را یاد می گیرند. آنها استفاده از ابزار، ساختن لانه برای خواب، بالا رفتن، کشتی گیری و غیره را تمرین می کنند.

آنها در اجتماعات بسیاری از مهارت هایی که برای زنده ماندن به آنها نیاز دارند را می آموزند و جامعه شامپانزه ها اطلاعاتی را درباره غذا، روابط اجتماعی، جفت گیری و غیره به آنها منتقل می کنند.


احساس رضایت شامپانزه ها از حل پازل
یک مطالعه نشان می دهد شامپانزه ها به همان اندازه که انسان ها از حل جدول کلمات متقاطع احساس رضایت می کنند، از تکمیل پازل لذت می برند. دانشمندان با استفاده از لوله های آب برای شش شامپانزه پازلی درست کردند. به این ترتیب که باید تاس قرمزی را میان شبکه ای از لوله ها حرکت می دادند تا آن را داخل محفظه خروج بیندازند. محققان نتیجه گرفتند شامپانزه ها بدون در نظر گرفتن این که آیا موفق به دریافت پاداش می شوند یا نه تنها مشتاق تکمیل پازل هستند و احساسی مشابه انسان ها در هنگام انجام بازی های فکری پیدا می کنند.


صداها

شامپانزه ها سیستم پیچیده ارتبااطاتی دارند. آنها جیغ می کشند تا به شامپانزه های دیگر درباره وجود خطر در منطقه هشدار دهند. فریاد خطر آنها از میان جنگل تا سه کیلومتری شنیده می شود. موقعی که یک منبع غذا پیدا می شود، شامپانزه ها با صدای بلند اعضای دیگر گروهشان را به ضیافت دعوت می کنند.

ژست

همچنین شامپانزه ها بسیاری از ژست ها را مورد استفاده قرار می دهند تا احساساتشان را نشان دهند. به عنوان مثال شامپانزه ها با نزدیک شدن به سایر شامپانزه ها با دستان باز غذا طلب می کنند. دوستان ممکن است همدیگر را بغل کنند، دستانشان را دور هم حلقه بزنند یا حتی یکدیگر را ببوسند. یک شامپانزه مضطرب ممکن است صورت و لب هایشان را چین بیندازند. شامپانزه ای که ترسیده دندان هایش را نشان می دهد. لبخند اشاره دارد به این که حالت شامپانزه دوستانه و راحت است. موقعی که شامپانزه لب هایش را محکم به هم می فشرد یعنی این که آماده حمله است.

حرکت

شامپانزه ها معمولاً با چهار دست و پایشان راه می روند. آنها ایستاده هم می توانند راه بروند (موقعی که نیاز دارند تا با استفاده از دستانشان چیزی را حمل کنند). اما معمولاً این کار را نمی کنند. همچنین شامپانزه ها برای بالا رفتن از درختان خیلی خوب هستند. جایی که بیشتر وقتشان را در آن سپری می کنند. یعنی جایی که می خواهند در آن بخوابند. آنها همچنین می توانند از شاخه ای به شاخه ای تاب بخوررند.

طول عمر

شامپانزه ها حدود 60 سال در اسارت زندگی می کنند. طول عمر  آنها در حیات وحش تنها حدود 35 تا 40 سال است (مثل بیشتر جانوران، آنها در اسارت مدت طولانی تری زندگی می کنند).

محیط زندگی

شامپانزه ها در محیط های متنوعی زندگی می کنند که شامل جنگل های بارانی استوایی، درختزارها،‌ جنگل های باتلاقی و علفزارهای آفریقای غربی است.

بچه شامپانزه ها و تولید مثل

شامپانزه ها در 12 تا 13 سالگی به طور کامل رشد می کنند و می توانند تولید مثل کنند. دوره حاملگی شامپانزه های ماده حدود 8.5 تا نه ماه است و معمولاً هر بار یک بچه به دنیا می آورند.

شامپانزه های ماده به دقت از بچه شان مراقبت می کند. شامپانزه ها در شش ماهگی می توانند موی بدن مادرشان را محکم بگیرند تا پشت مادرشان حرکت کنند. آنها بعد از این که از شیر گرفته می شوند، شروع به ساختن لانه های خوابشان می کنند و دیگر از لانه مادرشان استفاده نمی کنند. شامپانزه های جوان حدود هفت سال با مادرشان می مانند.

جمعیت

جمعیت شامپانزه ها در حال کاهش است. آنها در معرض انقراض هستند. تعداد آنها صد هزار تا 200 هزار تخمین زده می شود.

تکامل شامپانزه ها

اولین پستاندار شناخته شده به 70 میلیون سال قبل برمی گردد. زمان ظاهر شدن میمون های بزرگ تر از جمله شامپانزه ها، گوریل ها و اورانگوتان ها به 20 میلیون سال قبل برمی گردند.

شامپانزه جانوری است که از نظر ژنتیکی به انسان خیلی نزدیک است. DNA انسان ها و شامپانزه ها خیلی شبیه به یکدیگر است (حدود 98 درصد DNA انسان و شامپانزه همانند است). مطالعات ژنتیکی نشان می دهد که شامپانزه ها و انسان ها یک جد مشترک دارند.

منبع: http://www.enchantedlearning.com/subjects/apes/

امتیاز به مطلب

گوریل ها چگونه جانورانی هستند؟

 

مقالات مرتبط: میمون ها چگونه جانورانی هستند؟ –  گوریل ها چگونه جانورانی هستند؟ –  شامپانزه ها چگونه جانورانی هستند؟ –  اورانگوتان ها چگونه جانورانی هستند؟ –  میمون های درازدست (گیبون ها) چگونه جانورانی هستند؟ –  سیامنگ ها چگونه جانورانی هستند؟

گوریل

گوریل GORILLA بزرگ ترین میمون است. گوریل گیاهخوار است و به شکل اجتماعی زندگی می کند. ولی در عین حال جانوری خجالتی است. گوریل ساکن آفریقا است. گوریل سه زیرگونه دارد که عبارتند از: گوریل سرزمین های پست غربی، گوریل کوهستانی که در خطر انقراض قرار دارد و گوریل سرزمین های پست شرقی.

گوریل ها میمون های ساکت و بزرگ و نجیب و آرامی هستند که در آفریقا زندگی می کنند. اگر چه گوریل ها معمولاً به صورت قاتلانی وحشتناک تصویر می شوند، اما در واقع آنها گیاهخوارانی صلح طلب و خجالتی هستند. این پستانداران بزرگ و باشکوه به خاطر از دست دادن محیط زندگیشان درخطر انقراض قرار دارند.

گوریل ها دستان خیلی بلند (دست هایشان بلندتر از پاهایشان است) و یک بدن بزرگ با قفسه سینه پهن دارند. گوریل های نر خیلی بزرگ تر از گوریل های ماده هستند و تقریباً دو برابر وزن آنها را دارند. گوریل های نر بزرگسال، پشت نقره ای هم نامیده می شوند. به خاطر این که آنها بعد از سن 12 سالگی تکه وصله مانندی به شکل زین از موی نقره ای بر پشتشان پیدا می کنند.

گوریل ها جانوران مهاجمی نیستند. موقعی که جانوری مزاحم آنها می شود، سروصدا زیادی راه می اندازند. اما به ندرت با جانوری رودررو می شوند.

گوریل ها حدود 50 سال در اسارت زندگی می کنند. طول عمر آنها در جهان وحش تنها حدود 35 سال است (مثل بیشتر جانوران، آنها در اسارت طولانی تر زندگی می کنند). گوریل ها اصولاً روی زمین زندگی می کنند (اگرچه آنها در گذشته تکاملیشان در درختان زندگی می کردند). گوریل ها در جنگل های بارانی، جنگل های با زمین های پست وخیس، باتلاق ها و زمین های رها شده زندگی می کنند.

تولید مثل و بچه زایی

گوریل ها وقتی به طور کامل رشد کرده اند یعنی در سن 10 تا 12 سالگی تولید مثل می کنند. گوریل های ماده برای حدود هشت تا 9.5 ماه باردارند و حدود سه بچه در طول زندگیشان به دنیا می آورند. وزن گوریل های تازه متولد شده در هنگام تولد حدود 1.4 تا 1.8 کیلوگرم است (حدود نصف وزن یک انسان تازه متولد شده).

گوریل های ماده به دقت از بچه شان مراقبت می کنند. بچه گوریل ها در حدود دو ماهگی یاد می گیرند که بخزند (زودتر از انسان) و و قبل از سن نه ماهگی (زودتر از بیشتر انسان ها) می توانند راه بروند. بچه گوریل ها به مدت دو سال و نیم از شیر مادرشان تغذیه می کنند. موقعی که از شیر گرفته می شوند، شروع می کنند به ساختن لانه برای خوابیدن که آن را با استفاده از گیاهان می سازند. گوریل های جوان سه تا چهار سال با مادرشان می مانند. گوریل های نر بزرگسال (پشت نقره ای ها) از بچه گوریل هایی که یتیم شده اند ولی از شیر گرفته شده اند مراقبت می کنند.

منبع: http://www.enchantedlearning.com/subjects/apes/

1/5 - (1 امتیاز)

میمون ها چگونه جانورانی هستند؟

 

حمیده احمدیان راد

مقالات مرتبط: میمون ها چگونه جانورانی هستند؟ –  گوریل ها چگونه جانورانی هستند؟ –  شامپانزه ها چگونه جانورانی هستند؟ –  اورانگوتان ها چگونه جانورانی هستند؟ –  میمون های درازدست (گیبون ها) چگونه جانورانی هستند؟ –  سیامنگ ها چگونه جانورانی هستند؟

میمون

میمون ها  از راسته پستانداران هستند. آنها بی دم هستند، دست های بلند و قفسه سینه پهن دارند. آنها از نظر کالبد شناسی (آناتومی) شبیه به انسان ها هستند. میمون ها شامل گوریل ها، شامپانزه ها، اورانگوتان ها، میمون های درازدست (gibbons) و سیامنگ ها (siamangs) می شوند.

میمون های اولیه در طول عصر میوسن (هفت تا 26 میلیون سال قبل) تکامل پیدا کردند. فسیل های این میمون های اولیه در آفریقا، آسیا و اروپا پیدا شده است.

منبع: http://www.enchantedlearning.com/subjects/apes/

منبع عکس: http://www.gifs.net/Animation11/Animals/Primates_

and_Monkeys/cartoon_gorilla.gif

امتیاز به مطلب

برآورنده آرزو

محمدرضا کریمی

کتاب برآورنده آرزوبدون شک، زمانی که آرزوهایمان برآورده می شود، احساس شادی، شعف و خوشبختی خواهیم کرد و امیدوارتر و با نشاط تر خواهیم بود.

حال اگر همان آرزو برآورده شود اما با نتایجی ناخواسته و به دور از انتظار ما، آن وقت چه؟ یعنی به آرزوهایمان رسیده ایم اما حاصل چیزی جز دردسر برای ما نبوده است. به طوری که تنها می خواهیم آرزوی خود را یعنی بالاترین چیزی که در زندگی مان برای آن ارزش قائل بودیم را پس بدهیم و به همان شرایط پیش از آرزو برگردیم.

بی تردید، هیچ کس آرزوی بد و پر دردسری برای خودش نمی کند. اما چرا ممکن است عده ای پیدا شوند که بخواهند به شرایط پیش از آرزو برگردند؟ شاید این به نحوی به سحر و جادوگری مربوط باشد.

کسی که آرزوها را با مبلغ کمی (تنها با 50 سنت) برآورده می کند. اما همه کسانی که به آرزوهایشان دست یافته اند، تنها چیزی که می خواهند این است که آن را پس بدهند.

این پیامی است برای ما تا که، البته، به دنبال دست یافتن به آرزوهای بلند خودمان باشیم، اما به امکانات آن هم توجه کنیم تا به دردسر نیفتیم. رسیدن به اهداف بلند خوب است، اما آیا در هر شرایطی چنین است؟

بیندیشیم که آیا واقعاً تنها آرزوهای لجام گسیخته ما را به سر منزل مقصود خواهد رسانید. از سوی دیگر این هم مهم است که بفهمیم آیا هر چیزی یا هر کسی شایستگی آرزو شدن توسط ما را داراست. این ها سؤالاتی است که پس از خواندن کتاب «برآورنده آرزو» می تواند در ذهن خواننده شکل گیرد. نویسنده این کتاب آقای بیل بریتین می باشد که کتاب هایش مورد علاقه کودکان و شاید همه سنین دیگر باشد. از دیگر کتاب های وی ” All the Money in the World یا همه پول در جهان” قابل ذکر است.

امتیاز به مطلب

نمادها در سوگواری واقعه عاشورا

 حمیده احمدیان راد

محرمدر هنگام عزاداری سالار شهیدان عاشورا و تاسوعا، یک مرد زورمند، یا زورمندترین فرد دسته که غالباً نذری دارد، علم آهنین و سنگین را بر هیکلی استوار می کند. هیکل مرکب است از مخروطی میان تهی برای نهادن استوانه انتهای علم در آن و بندی چرمین که از روی شانه ها عبور می کند و شکل ضربدر در پشت و جلو به خود می گیرد. در طلایه دسته ها علمداران چرخ می زنند و شاخه های علم و پره های رنگین طاووس پرسروصدا به افت و خیز می افتند. در حالی که طبال بر طبل می کوبد و کتل ها و بیرق ها بالا می روند و نوحه و بر سینه کوفتن یا زنجیر به شانه زدن آغاز می شود. علمدار تا مقصد بعدی یا تا هنگامی که از خستگی علم را به دیگری واگذارد، آن را بر شانه حمل می کند. علم ها گاهی چنان سنگینند که در پشت وانتی حمل می شوند.

در تهران و شهرهایی نظیر اصفهان رخ هایی با تنه پرنده و به نشانه فرشته یا هدهدهایی که می گویند خبر شهادت حضرت ابوالفضل را از کربلا به مدینه بردند، بخشی از نمادهای واقعه عظیم عاشورا هستند که بر علم ها نصب می شوند. جز آنها تمثال هایی از شیران خشمگین با شمشیرهای خمیده به دست هم وجود دارند. چرا که می گویند در روز واقعه چون اسبان و سواران یزیدیان پیکر شهیدان را لگدمال می کردند، ناگه شیری ظاهر شد که بیم از او متجاوزان را به عقب راند و امام زین العابدین (ع) به مدد این شیر از معرکه جان سالم به در برد. گوزن ها با شاخ های برگشته و شترهای جهازدار از جمله دیگر تندیس های آهنین است که بر علم ها نصب می شود. بر این علم ها سوره حمد، زیارت عاشورا و اسماء پنج تن نگاشته شده است. علم خود نماد طاووس است که در روز عاشورا پرهایش را گشاده روی سینه حسین شهید پهن می کند تا به مثال سایبانی آن را از سوزش آفتاب سوزان کربلا در امان نگه دارد.

به این ترتیب مراسم عاشورا سراسر نماد و آیین است. علم بلند کردن و چرخاندن، سینه زدن و زنجیر زدن در روزهای عزاداری امام حسین (ع) یا دادن نذری تنها گوشه ای از آیین هایی است که به جا آورده می شود. تعداد بی شماری شیوه های عزاداری و نمادها در مناطق مختلف کشورمان و حتی کشورهای دیگر وجود دارد.

برخی از این آیین ها و نمادها تبدیل به هنر شده است. تعزیه از جمله این هنرها است. تعزیه واقعه کربلا را به شکل نمایش نشان می دهد. در تعزیه بازیگران مختلفی بازی می کنند. هر یک از این بازیگران نقش شخصیتی را که به نوعی به این واقعه مرتبط بوده است را بازی می کنند. در این نمایش موسیقی نقش تعیین کننده ای دارد و هر شخصیتی باید متناسب با موسیقی نواخته شده شعر و آواز بخواند و لحن خود را متناسب با آن تغییر دهد.

مشهورترین و به نوعی تنها موسیقی ایرانی که بعدی جهانی یافته است و بسیاری از مردم جهان آن را می شناسند نیز “نینوا” ساخته استاد حسین علیزاده است که با هر فردی از هر فرهنگی ارتباط برقرار می کند.

مراسم عزاداری عاشورا، سراسر نماد و آیین

دسته گردانی آیین و آداب خاصی دارد. طراحی و گرداندن نخل و انواع پرچم ها، به کارگیری و روشن کردن شمع در شب های شام غریبان نیز همه نماد و آیین است.

نکته جالب این است که به تناسب هر منطقه جغرافیایی و حتی به تناسب هر شهر و روستایی نمادها و آیین های خاصی وجود دارد که هنرهای سنتی در آنها جلوه پیدا می کند. به عنوان مثال در اجزای فلزی علم ها هنر فلزکاری و خطاطی و نقاشی سنتی به کار می رود. بعد که نوبت به زینت بستن علم می رسد، هر علم در هر منطقه، شهر یا دهات به اشکال مختلفی با پارچه ها و زیورها آراسته می شود. تا جایی که گاهی هر علم نشان و معرف فردی است که بانی ساختن آن بوده و گاهی این علم ها به نسل های بعد به میراث می رسد. سابقه بعضی از این علم ها به چند صد سال قبل می رسد.

در کویر این نخل ها هستند که نشانه سوگواری شهر و جمعیتی شده اند و هنرهای سنتی و آرایه هایی که نشانه عزا و پاسداشت آیین های مذهبی است در نخل هانمود پیدا می کند. نخل گهواره یا تابوتی از چوب است که نمادی از تابوت امام حسین (ع) است. در واقع نخل تابوت بزرگ و بلندی است که در روز عاشورا به عنوان تابوت امام حسین حرکت داده می شود و محلی که نخل در آن است به محل روضه خوانی و تعزیه تبدیل می شود. گاهی بزرگی و سنگینی این نخل ها به اندازه‌ای است که باید چند مرد قوی آن را از زمین بردارند و روی دوششان حمل کنند. یکی از مثال های این نخل ها، نخل های شهر یزد است که گردشگران بی شماری را به سوی خود جلب می کند.

در ایام محرم نخل ها با پارچه سیاهی پوشانده می شود. از این نخل ها تزیینات مختلفی از شمشیر گرفته تا آینه و منگوله و دستمال های رنگی آویزان می شود. بسیاری از جوانان نذر دارند و هنگامی که نخل گردانی می شود با امید به برآوردن نیازهایشان از زیر آن عبور می کنند.

به طور کلی حمل و مهار علم و نخل قدرت و زور بازو و مرام پهلوانی می طلبد. در مورد علم معمولاً کسی که علم را حمل می کند وقتی به حسینیه یا تکیه ای می رسد علم را مقابل آن به گردش در می آورد. و آن چه که از فلزات یا زینت ها و منگوله ها که از علم آویزان شده به نرمی و به حرکت در می آید.

خود دسته گردانی سراسر آیین و نماد است. جمعیتی با هم حرکت می کنند و با هم شعری را زمزمه می کنند یا به دنبال تک خوان آوازی غمگین را زمزمه می کنند. در دسته هایی که که سابقه، تجربه و تمرین زیادی دارند نوحه های پرمعنا همراه با آهنگ و طنین تأثیر گذار و حرکت دسته جمعی و منظم عزاداران در کوبیدن پا بر زمین و سینه زدن و زنجیر زنی منظم ابهتی دارد که قلب بینندگان را می لرزاند و گاهی ناخودآگاه بسیاری را به دنبال خود می کشاند تا در این نظم شرکت کنند. این نوع حرکت منظم دسته ها به گونه ای نماد صف آرایی در مقابل دشمنان تلقی می شود.

این دسته گردانی در شام غریبان هم به چشم می خورد. ولی این بار تنها شمع ها هستند که می سوزند. سرها در گریبان است و نوحه های غمگین خوانده می شود. این حالت نماد غم و محنت و مصیبت غروب عاشورا است.

گریستن بر مظلومیت امام حسین و خانواده اش نیز یکی از سنت ها و آیین های عزاداری در این ایام است. ظاهراً سوگواری برای شهادت امام حسین (ع) و مصایبی که بر خانواده آن حضرت رفته بعد از شهادت ایشان سنت بوده است و از آن زمان در ماه محرم و به ویژه در شب و روز عاشورا سوگواری انجام می شود. در واقع این واقعه به حدی عظیم بوده که عزادارانی از کشورهای مختلف، نژادهای مختلف را به سوگ واداشته و عزادارانی از شیعه و سنی گرفته تا مسیحی و زرتشتی و سایر ادیان را شامل می شود.

از چیزهای دیگری که جزو آیین های این دوران است، نذر کردن و دادن غذا به دیگران و بردن نذری برای بیماران است. این نذورات چیزهای مختلفی را شامل می شود و گاهی در مناطق مختلف نذرهای مختلفی و به شیوه های مختلف داده می شود. همچنین از آیین های مرسوم این است که مردم از زن و مرد در حسینیه ها و مساجد و تکیه ها گرد هم می آیند. آنها به سخنرانی، روضه و نوحه گوش فرا می دهند و به گریه می پردازند.

سینه زنی و زنجیرزنی نیز آیین خود را دارد. زنجیر زنی و سینه زنی همراه با نظم است. این نظم را طبل و سنج ایجاد می کند. آمدن و رفتن دسته ها به مسجد یا تکایا هم با آدابی همراه است.

سوگواری عاشورا الهام بخش ده ها هنر و نماد و آیین

نمادها و آیین های دیگری نیز برای عزاداری های شهادت امام حسین (ع) وجود دارد و در کنار آنها صنایع بی بدیل و هنرهای زیاد دیگری هم رشد یافته و عناصر فرهنگی زیادی نیز به فرهنگ ایرانی اضافه شده. تمام این نمادها و آیین ها و هنرها و صنعت ها با تقدس واقعه عظیم کربلا گره خورده اند و در فراز و نشیب قرن های متمادی به عصر حاضر رسیده اند.

عزاداری برای امام حسین (ع) و یارانش چنان با نمادها و آیین ها به هم آمیخته که می توان گفت که تمام رسومات عزاداری نمادی از واقعه عظیمی است که زمانی به وقوع پیوسته و چنان تأثیری برجا گذاشته که قرن ها تداوم یافته و به تدریج نمادها و آیین های دیگری بر آن افزوده شده. به طوری که تاریخچه بسیاری از نمادها و آیین ها مشخص نیست. بسیاری از این آیین ها و نمادها با هنرهایی مثل نمایش، موسیقی، شعر، هنرها و صنایع دستی و نقاشی و غیره آمیخته شده و به این ترتیب بیش از پیش قلب و روح انسان ها را تحت تأثیر قرار داده است.

بعضی از آیین ها هم خوشبختانه به شکل دیگری تغییر پیدا کرده است. به عنوان مثال کشور ما به تدریج قمه زنی در عزاداری ها حذف می شود و جای خود را سنت پسندیده خون دادن می دهد.

امتیاز به مطلب

پاسخ برخی از پرسش های رایج درباره زمین

کره زمین

زمین از نظر فاصله از خورشید چندمین سیاره منظومه شمسی است؟

زمین ما سومین سیاره نزدیک به خورشید است.

زمین از چه نظر منحصر بفرد است؟

زمین تنها سیاره شناخته شده ای است که می توان در آن زندگی کرد. تا فاصله ای که ستاره شناسان توانسته اند بررسی کنند هیچ سیاره دیگری در جهان از این نظر مانند زمین نیست.

زمین چه ویژگی هایی دارد که در آن امکان حیات وجود دارد؟

اگر زمین از این که هست به خورشید دورتر یا نزدیک تر بود، در آن امکان حیات به وجود نمی آمد. به طورکلی دمای زمین (دمای زمین تنوع محدودی دارد)، اجازه می دهد که آب در آن مایع باقی بماند. زندگی هم در طول میلیون ها سال به خاطر آب مایع به وجود آمده و توسعه پیدا کرده. چیز دیگری که زمین ما را بخصوص کرده جو آن است که بیشتر از نیتروژن که یک گاز نسبتاً بی اثر است تشکیل شده است. اگر جو زمین ابرهای اسید سولفوریک یا متان داشت، زندگی هرگز در آن به وجود نمی آمد.

صفحات تکتونیک چه هستند؟

بر روی سیاره ما، خشکی های عظیمی وجود دارد. اینها صفحات سنگی عظیمی هستند که در سراسر سطح آن شناورند و صفحات تکتونیک نامیده می شوند. این صفحات روی گوشته زمین شناورند.

گوشته (mantle) چیست؟

گوشته منطقه ای بین هسته و پوسته زمین است. گوشته در اصل از سنگ مذاب تشکیل شده. این منطقه به خاطر انرژی ای که به وسیله مرکز (هسته) زمین به وجود می آید، در وضعیت مایع باقی می ماند.

هسته زمین چه ویژگی هایی دارد؟

به طور کلی دانشمندان کشف کرده اند که هرچه بیشتر به طرف مرکز سیاره زمین حرکت می کنیم فشار افزایش می یابد. خود هسته، دماها و فشارهای بسیار زیادی دارد که آهن و فلزات را مایع و جاری نگه می دارد.

مغناطکره یا کره مغناطیسی زمین چیست و چه فایده ای دارد؟

فلز سیال (فلزات آهن و نیکل) در هسته سیاره ما، به ایجاد چیزی به نام اثر دینام کمک می کند. اثر دینام حوزه های مغناطیسی بزرگی ایجاد می کند. در مورد زمین،‌ حوزه مغناطیسی از سیاره ما در فضا محافظت می کند. منطقه محافظت مغناطیسی، مغناطکره (فضای آهن ربایی زمین) نامیده می شود و از ما در مقابل بادهای خورشیدی و اشعه خورشیدی محافظت می کند. شما می توانید جایی را که بادهای خورشیدی و مغناطکره با هم برخورد می کنند را در شفق قطب شمال ببینید.

امتیاز به مطلب

انسان ها از یک تا 400 پس از میلاد چه می کردند؟

امپراتوری های بزرگ که در طول سال های آخر منتهی به تولد حضرت عیسی (ع) تشکیل شده بودند،‌ در بیشتر این دوره در فضایی صلح آمیز و آرام در جهان به حیاتشان ادامه دادند. هرچند که در هند امپراتوری ماریان Mauryan Empire سرنگون شد و پادشاهی های کوچک تری به وجود آمدند، اما در سال 319 پس از میلاد بخش شمالی هند دوباره زیر لوای امپراتوری گوپتان Guptan Empire متحد شد. در چین، خاندان هان Han Dynasty، تا 220 پس از میلاد پایید. اما بعد از آن به سه پادشاهی تجزیه شد.

یک معبد پارتی میترا در هترای در عراق

یک معبد پارتی میترا در هترای عراق

مایاها و زاپوتک ها به حکومت بر آمریکای مرکزی ادامه دادند و به وسیله موچه Moche در آمریکای جنوبی به هم ملحق شدند. در آمریکای شمالی فرهنگ هوپ ول Hopewell culture در امتداد رودخانه می سی سی پی در همه این دوره پابرجا بود.

امپراتوری روم و امپراتوری پارت هم صلح را در اروپا، آفریقای شمالی و آسیای غربی حفظ کردند. حتی در اروپای شمالی، اوستروگات ها Ostrogoths  و ویزیگوت ها Visigoths اقدام به بستن پیمان هایی کردند. در آفریقا پادشاهی های کوش Kush  و اکسوم Aksum در جنوب مصر با روم، هند و امپراتوری پارت به تجارت پرداختند. بانتو Bantu به گسترش خود در سراسر شرق و جنوب آفریقا ادامه داد و با خودش آهن را هم برد.

صلح طولانی در جهان سفر و تجارت را آسان کرد و بسیاری از اختراعات و ایده های جدید در سراسر اروپا، آسیا و آفریقا پا گرفت. جاده های صاف و درست شده، برای سفر کردن به انسان ها کمک کرد. در چین کاغذ اختراع شد و خیلی زود در سراسر شرق آسیا مورد استفاده قرار گرفت. شیشه دمیده در بخش آسیای غربی امپراتوری رم اختراع شد و در شرق و غرب گسترش یافت. ساروج و خشت و آجر در سراسر اروپا، آفریقای شمالی و آسیای غربی گسترش یافت. تحت لوای رومی ها دین یهودی در سراسر اروپا، آفریقای شمالی و آسیای غربی گسترش یافت. مسیحیت هم از آخر دوره امپراتوری روم به جاهای دیگر گسترش یافت و به اروپای شمالی رسید. مردم زیادی در آفریقای شرقی، آسیای غربی و آسیای مرکزی هم مسیحی شدند. هرچند که اکثر مردم در این منطقه زرتشتی باقی ماندند.  اما مذهب جریانی یکطرفه نداشت و بسیاری از رومی ها هم به میترا یک خدای ایرانی علاقه مند شدند.
امتیاز به مطلب

چرا باید قوانین کپی رایت را جدی بگیریم؟

محمدرضا کریمی

کتاب

هر چه قوانین بیشتری در زمینه حفظ حقوق مالکیت معنوی تصویب شود و این قوانین ضمانت اجرایی بیشتری پیدا کنند و هر قدر در زمینه احترام گذاشتن به حقوق مالکیت معنوی و قوانین مربوط به کپی رایت کار فرهنگی و تبلیغاتی انجام شود، بیشتر به نفعمان خواهد بود.

هرچند که کشور ما در مبارزه با نقض قوانین کپی رایت در مراحل پیشرفته ای نیست، ولی در کشورهای پیشگام در این زمینه هم حفظ مالکیت معنوی پیچیدگی های زیادی دارد. به عنوان مثال همین حالا ایجاد و اجرای قوانین در زمینه حفظ مالکیت معنوی در حوزه اینترنت با کش و قوس های فراوانی همراه است. در این مسیر تجربیات آنها در حفظ مالکیت معنوی و روش های به کار گرفته شده به وسیله آنها و سود و زیان هایشان بسیار به کار ما می آید.

به عنوان مثال در کشور آمریکا با وجود سخت گیری های زیاد، کپی غیرمجاز کتاب ها در سایت های اینترنتی از معضلات حقوق مالکیت فکری است و در این زمینه شکایات زیادی به نظام قضایی می شود. آمریکایی ها به محض مواجه شدن با این موضوع سایتی که بدون اجازه آثار نویسنده را کپی می کند را فیلتر می کنند. هر چند که باید انتظار داشت که با فیلتر شدن یک سایت، سایت های دیگری جای آنها را می گیرند. اما با وجود قوانین و ضمانت اجرایی برای آنها نویسندگان می دانند که می توانند از کسانی که آثار آنها را بدون اجازه یا پرداخت حق کپی رایت منتشر می کنند، شکایت کنند و مسببان این قبیل سرقت ها با مجازات مواجه می شوند. طبیعی است که در مورد کتاب هایی نظیر هری پاتر که مورد توجه عامه مردم قرار می گیرند، احتمال بیشتری دارد که قوانین مربوط به حفظ حقوق مالکیت معنوی نقض شود.

همراه کردن جریمه نقدی با فیلتر کردن سایت های متخلف از جمله بحث هایی است که مدتی است فرانسوی های مخالف و موافق را به بحث و جدل واداشته است. علت جدی بودن بحث ها این است که در سال های اخیر کپی های غیر مجاز بیش از یک و نیم میلیارد دلار به اقتصاد فرانسه خسارت زده است.

در انگلیس قطع خدمت رسانی به کاربرانی که محتواهایی را بدون پرداخت کپی رایت به اشتراک می گذارند با مقاومت شرکت های سرویس دهنده اینترنت مواجه شده. چرا که آنها می ترسند تعداد مشترکانشان کاهش یابد. ولی کپی کردن فیلم از طریق اینترنت به یک رفتار رایج در انگلیس تبدیل شده که صدای معترضان و به دنبال آن واکنش دولت را به همراه آورده است. این در حالی است که دولت سوئد این قوانین را با وجود کاهش ترافیک شبکه و اعتراض شرکت های ارایه کنند خدمات اینترنتی به اجرا درآورده.

آمار سرقت ها و کپی های غیر قانونی در آسیا و نیز منطقه خاورمیانه حتی رقم به مراتب بیشتری را نشان می دهد. تا حدی که در این کشورها کپی های غیر قانونی از روی نرم افزارها ضرر بسیار بیشتری را نسبت به کشورهای پیشرفته به خرده فروش ها وارد کرده است. هم اینک براساس قوانین کشور امارات پلیس می تواند به مراکز استفاده کننده از نرم افزارهای غیرقانونی حمله کند و رایانه آنها را ضبط کند.

در سال های اخیر در کشور ما هم اعتراضات به نقض حقوق مالکیت معنوی با اعتراضات و واکنش هایی از جانب مسئولان همراه بوده است. بیشترین موارد اعتراض مربوط به کپی های غیرمجاز از روی فیلم ها بوده و مدتی است که دامنه اعتراضات بخش موسیقی را هم دربرگرفته است. شکسته شدن قفل نرم افزارها هم زیان زیادی به شرکت های تولید کننده وارد کرده و با وجود متخصصان زیاد و باهوش در این زمینه، این صنعت از رشد مورد نظر برخوردار نبوده است. کپی برداری سایت ها از روی مطالب یکدیگر نیز به معضلی در سطح اینترنت تبدیل شده و روند تولید مطالب مفید و علمی را کند کرده است.

طبیعی است که وجود ضمانت اجرایی برای قوانینی که برای حفاظت از حقوق مالکیت معنوی تصویب می شود و داشتن سرعت عمل در برخورد با این جرایم و افزایش فرهنگ عمومی می تواند به حفظ حقوق مالکیت معنوی کمک زیاد کند.

امتیاز به مطلب

روش های گذراندن اوقات فراغت برای دانش آموزان

محمدرضا کریمی

اوقات فراغتپرکردن اوقات فراغت دانش آموزان در فصل تابستان گاه به معضلى جدى براى والدین تبدیل مى شود. اگر از اوقات فراغت تابستان به خوبى استفاده شود، مى تواند به دورانى اثرگذار و حتی نقطه عطفی در زندگى دانش آموزان تبدیل شود، ولى همیشه چنین اتفاقى رخ نمى دهد. در شهرها مشکل پر کردن اوقات فراغت بیشتر به چشم می آید. تا نیمه شب پاى تلویزیون نشستن، ساعت ها ور رفتن بى هدف با رایانه، صبح ها تا دیروقت خوابیدن و بخش عمده روز را با کسالت سپرى کردن شیوه ای رایج در نحوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان در شهرها است.

بعضى از نوجوانان، بخصوص نوجوانان پسر هم گروه هایى تشکیل مى دهند و وقتى راهى مناسب براى گذران اوقات فراغت پیدا نمى کنند، براى والدین مایه نگرانى مى شوند. چون ممکن است اوقات فراغتشان را با دست زدن به اعمال نابهنجار و حتى بزهکارى پرکنند.

بسیاری از دانش آموزان، اوقات فراغت به ویژه تعطیلات تابستان را دوره استراحت مطلق می دانند. آنها این دوران را زمانى براى فرار از فشار مدرسه تلقى مى کنند و فکر می کنند که باید صرفاً به استراحت بپردازند. این در حالی است که به تجربه ثابت شده در صورتی که آموزش هایی به شکل سرگرم کننده برای دانش آموزان تدارک دیده شود، اوقات فراغت می تواند نقطه عطفی در زندگی دانش آموزان باشد و حتی آینده آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

سیمین عفیفی روانشناس می گوید:«اوقات فراغت، درواقع دوره تربیت غیر رسمی برای دانش آموزان است که این تربیت غیر رسمی حتی بیش از تربیت رسمی می تواند در تغییر رفتار فرد مؤثر باشد. چرا که فعالیت های غیررسمی این دوره غالباً مورد علاقه بچه ها است و آنها آن را آزادانه انتخاب می کنند».

به این ترتیب اگر برنامه هاى آموزشى جالبى برای دانش آموزان تدارک دیده شود، اوقات فراغت آنها از حالت کسالت بار خارج مى شود و به جای این که بچه ها از سر بیکارى به رفتارهاى نابهنجار روی آورند، مهارت هایی مى آموزند و هم خود را سرگرم مى کنند و هم امکان اشتغال پیدا مى کنند. در غیر این صورت، اوقات فراغت نتیجه مثبتى به همراه نمى آورد. بنابراین والدین لازم است در برنامه ریزی هایی که انجام می دهند علاقه فرزندانشان را نیز در نظر داشته باشند.

بچه ها به خاطر فشاری که در دوران مدرسه به آنها می آید دایم منتظر آمدن فصل تابستانند و فکر می کنند که نباید در تابستان کاری انجام دهند. در این شرایط والدین برای بچه هایشان برنامه هایی تدارک می بینند که عمده آنها شرکت در کلاس های آموزشی است. بسیاری از دانش آموزان به این دلیل به این کلاس ها مى روند که والدین به آنها فشار می آورند. به این ترتیب در بسیارى از مواقع برنامه هاى والدین براى اوقات فراغت بچه ها برای آنها حالت تکلیف پیدامى کند و نتیجه چندانی به بار نمی آورد.

گاهی والدین برای ثبت نام بچه ها در کلاس های مختلف با هم مسابقه می گذراند و اتفاقاً شرکت بچه ها در کلاس های هنری و ورزشی و … برای آنها هزینه زیادی هم به همراه می آورد. اما این آموزش ها غالباً تداوم نمی یابد و در نتیجه بچه ها از آنها چندان سودی نمی برند. ضمن این که در بسیاری از مواقع چنان که گفته شد به حالت تکلیف در آنها شرکت می کنند.

البته فرستادن بچه ها به کلاس های آموزشی بد نیست. اما نباید با زور و اصرار آنها را به کلاس های آموزشی فرستاد. بلکه مى توان براساس علاقه بچه ها برای آنها برنامه ریزی کرد. درواقع بچه ها نباید احساس کنند که به اجبار باید در کلاس ها شرکت کنند. حتماً هم لزومی ندارد بچه ها را به کلاس های رایج نظیر نقاشی بفرستیم. بلکه می توانیم آنها را به کلاس هایی بفرستیم که مهارت هایی مثل مکانیکی، نجاری، خیاطى، آرایشگرى یا گل سازى و … را در آنها بیاموزند.

امتیاز به مطلب