تاریخچه به وجود آمدن هواپیما

حمیده احمدیان راد

مقالات مرتبط: تعریف هواپیما و انواع آن  –  هواپیما از چه قسمت هایی تشکیل شده  –  هواپیما چگونه پرواز می کند؟  –  تاریخچه به وجود آمدن هواپیما

در قرن چهارم پیش از میلاد، چینی ها فهمیدند که چگونه بادبادک بسازند. بعداً کایت های بزرگ مردم را به آسمان بردند.

در سال 1783 دو برادر فرانسوی به نام مونتگلفیرز montgolfiers ی بالون با هوای داغ ساختند. دو فرانسوی دیگر با آن به بالای شهر پاریس رفتند. این اولین پرواز بشر بود.

هواپیمای flyer

flyer اولین هواپیمای موفق جهان بود. این هواپیمای ملخ دار در سال 1903 به وسیله برادران رایت wright ساخته شد و به پرواز درآمد

در طول قرن 19 میلادی انسان های زیادی پرواز با گلایدرها (هواپیماهای بی موتور) را تجربه کردند. بعد انسان ها شروع به اضافه کردن موتورها و ملخ ها به هواپیماها کردند. اما این ماشین های ابتدایی نمی توانستند پرواز کنند. بعد از تجربه با گلایدرها دو برادربه نام های اورویل orville و ویلبر Wilbur رایت یک هواپیمای دو بال ساختند. در 17 دسامبر سال 1903 اورویل رایت با موفقیت نزدیک کیتی هاوک kitty hawk در کارولینای شمالی آمریکا پرواز کرد. پس از آن مخترعان زیادی هواپیما ساختند و هواپیماها را به پرواز درآوردند.

هواپیماهای جت در طول جنگ جهانی دوم 1945-1939 توسعه پیدا کردند. بعد از جنگ،‌ هواپیماهای مسافربری شروع به استفاده از موتورهای جت کردند.

منبع: http://www.nasa.gov/

امتیاز به مطلب

هواپیما چگونه پرواز می کند؟

حمیده احمدیان راد

مقالات مرتبط: تعریف هواپیما و انواع آن  –  هواپیما از چه قسمت هایی تشکیل شده  –  هواپیما چگونه پرواز می کند؟  –  تاریخچه به وجود آمدن هواپیما

جاذبه نیرویی است که هواپیماها را به طرف زمین می کشد. بنابراین برای پرواز کردن، بال هواپیما باید یک نیروی بالابرنده ایجاد کند که قوی تر از جاذبه باشد.

هواپیمابالا رفتن هواپیما بر اثر فشار هوا بر رو و زیر بال هواپیما ایجاد می شود. همان طور که یک هواپیما رو به جلو حرکت می کند، هوایی که بالای بال (بخش رویی بال که منحنی است) حرکت می کند بیشتر از هوایی است که زیر بال (بخش زیرین بال) حرکت می کند. همچنین این هوا سریع تر حرکت می کند. این موجب ایجاد فشار هوایی بر کف بال می شود. سپس فشار قوی تر در زیر بال، هواپیما را بلند می کند.

هواپیما برای بالا رفتن به حرکت نیاز دارد. موتور جت یا ملخ، موجب می شود که هواپیما رو به جلو حرکت کند به طوری که می تواند برخیزد.

برای اوج گرفتن و بالاتر رفتن، خلبان توان موتور را افزایش می دهد. برای فرود آمدن یا پایین تر آمدن خلبان توان موتور را کاهش می دهد. برای چرخیدن، خلبان هواپیما را هنگام دور زدن کج می کند.

امتیاز به مطلب

هواپیما از چه قسمت هایی تشکیل شده؟

حمیده احمدیان راد

مقالات مرتبط: تعریف هواپیما و انواع آن  –  هواپیما از چه قسمت هایی تشکیل شده  –  هواپیما چگونه پرواز می کند؟  –  تاریخچه به وجود آمدن هواپیما

تقریباً همه هواپیماها همان بخش های اصلی را دارند. آنها یک بال، یک بخش اصلی به نام بدنه، یک دم، تجهیزات فرود و یک موتور دارند.

بال از طرفین بدنه خارج شده. کف بال تقریباً صاف است و بالایش منحنی است. این شکل بال به به ایجاد جریان هوایی کمک می کند که هواپیما را از زمین بلند می کند و آن را در هوا نگه می دارد.

ساختمان هواپیما

این نقاشی قسمت های تشکیل دهنده یک هواپیمای سبک به نام پایپر چروکی Piper Cherokee را نشان می دهد

بیشتر بال های هواپیما قسمت های متحرکی دارد که به تعادل هواپیما کمک می کند. شهپرها (یکی از سطوح اصلی کنترل هواپیما) قطعات لولا شده به پشت بال هستند. آنها موجب می شوند که هواپیما بتواند حرکتا غلتش، پیچش و گردش را انجام دهد. همچنین بسیاری از هواپیماها بالچه هایی دارند که به هواپیما کمک می کند تا برای برخاستن از زمین خیزشی رو به بالا انجام دهد و برای فرود سرعتش را کم کند.

بال همچنین چراغ های ناوبری را حمل می کند. یک چراغ قرمز روی نوک بال چپ و یک چراغ سبز روی نوک بال راست، نشان می دهد که هواپیما در چه مسیری حرکت می کند. موتورها هم غالباً روی بال یا داخل بال هستند.

بدنه هم کنترل ها، کارکنان، مسافران و بارها را در خود دارد. در بسیاری از هواپیماهای کوچک، خلبان و مسافران در یک اتاقک (کابین) می نشینند. هواپیماهای بزرگ یک اتاقک برای خلبان و خدمه هواپیما و یک کابین برای مسافران و بارها دارد.

دم بخش عقب هواپیما است. دم به هدایت هواپیما کمک می کند و آن را در حالت تعادل نگه می دارد. دم هم مثل بال، اجزایی دارد که حرکت می کنند. صفحه اصلی کنترل در گشت rudder، یک صفحه  لولا شده به پشت باله (قطعه عمودی دم) است. باله به هواپیما کمک می کند که به راست یا چپ بگردد.

یک بالچه به نام تابان (سکان افقی متحرک) به بالا رفتن یا پایین تر آمدن دماغه هواپیما کمک می کند. این قطعه به بخش پایدار کننده (وسیله ای که در هواپیما یا کشتی از نوسانات و تکان ها جلوگیری می کند) متصل شده. پایدار کننده بخشی از دم است که شبیه به یک بال کوچک به نظر میرسد. همه هواپیماها دنده نشستن برای برخاستن و نشستن دارند. در هواپیماهای سرعت بالا، دنده نشستن موقعی که هواپیما پرواز می کند به بالا کشیده می شود.

کنترل ها در اتاقک خلبان هستند. بیشتر هواپیماها یک سکان هدایت (دسته سنتی کنترل)، یا چرخ برای هدایت دارند. بعضی از هواپیماها، مثل هواپیماهای سم پاش با یک دسته هدایت می شوند. همچنین هواپیماها پدال های گردان، ادوات موتور و ادوات پرواز دارند که ارتفاع و سرعت هواپیما را نشان می دهد. در هواپیماها سه نوع موتور مورد استفاده قرار می گیرد. موتورهای پیستونی شبیه به موتورهای خودرو هستند. نیروی ناشی  از موتورها ملخ ها را می چرخاند که هواپیما را میان هوا حرکت می دهد.                            

موتورهای جت هوا را می گیرند و آن را با سوخت می سوزانند. اگزوز یا گازهای موتورها، یک کشش رو به عقب عظیم ایجاد می کند که هواپیما را رو به جلو می راند. همچنین اگزوز دستگاهی به نام توربین را با راندن بخش های دیگر موتور می چرخاند.

موتورهای موشک خیلی شبیه به موتورهای جت کار می کنند. اما آنها به گرفتن اکسیژن نیاز ندارند.

منبع: http://www.nasa.gov/

امتیاز به مطلب

تعریف هواپیما و انواع آن

حمیده احمدیان راد

مقالات مرتبط: تعریف هواپیما و انواع آن  –  هواپیما از چه قسمت هایی تشکیل شده  –  هواپیما چگونه پرواز می کند؟  –  تاریخچه به وجود آمدن هواپیما

هواپیما ماشینی است که با استفاده از یک موتور پرواز می کند. هواپیماها برای حمل انسان ها و بارها در مسیرهای طولانی مورد استفاده قرار می گیرند.

انواع هواپیماها

هواپیماانسان ها انواع هواپیماهایی می سازند که با سرعت های متفاوت پرواز می کنند و کارهای مختلفی انجام می دهند.

هواپیماهای مسافربری هواپیماهای بزرگی هستند که به وسیله شرکت های هواپیمایی مورد استفاده قرار می گیرند. بیشتر خطوط هوایی مسافران و برخی از محموله ها را حمل می کنند. بیشتر هواپیماهای مسافربری با سرعت 800 تا 970 کیلومتر (500 تا 600 مایل) در ساعت پرواز می کنند. سریع ترین هواپیماها، هواپیماهایی هستند که با سرعت مافوق صوت –سریع تر از صوت- حرکت می کنند. آنها با سرعتی بیش از 2180 کیلومتر (1350 مایل) در ساعت سفر می کنند.

بزرگ ترین هواپیماهای مسافربری، چهار موتور جت دارند. هواپیماهای سه موتوره و دوموتوره کوچک تر پروازهای کوتاه تری انجام می دهند. بعضی از هواپیماهای کوچک تر، موتورهایی با ملخ (توپی گردنده) به جای موتور جت دارند. ملخ ها پره هایی را می گردانند.

هواپیماهای سبک، هواپیماهای کوچکی با دو تا شش صندلی هستند. آنها می توانند از فرودگاه های کوچک بلند شوند یا در آنها فرود آیند.

بیشتر هواپیماهای سبک ملخ دارند. برخی متعلق به کسانی هستند که از آنها برای سفر استفاده می کنند. بقیه برای مشاغل بخصوصی مورد استفاده قرار می گیرند. به عنوان مثال انسان ها از آنها برای بازرسی خطوط برق، جنگیدن با آتش های جنگل، بذرپاشی گیاهان، حمل محموله ها، عکس گرفتن از هوا و آموزش پرواز استفاده می کنند.

هواپیماهای نظامی انواع زیادی از کارها را برای نیروهای مسلح انجام می دهند. بمب افکن ها اهدافشان را در زمین هدف قرار می دهند. جنگنده ها در هوا به هواپیماهای دیگر حمله می کنند. جنگنده بمب افکن ها هر دو کار را انجام می دهند.

هواپیماهای بخصوصی هم انواع غیر معمولی از کارها را انجام می دهند. هواپیماهای دریایی (قایق های پرنده) می توانند از آب بلند شوند و در آب فرود آیند. هواپیماهای سمپاش برای پاشیدن کود یا سم پاشی محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرند.

منبع: http://www.nasa.gov/

امتیاز به مطلب

پاسخ چیستان ها (3)

 کدام ماهی است که اسلحه هم دارد؟

پاسخ: شمشیر ماهی

شمشیرماهی

 

قورباغه ها چه نوشابه ای می نوشند؟

پاسخ: قور قور کولا

قورباغه

 

کدام حرف الفبای انگلیسی خیس و شور است؟

sea (C) :پاسخ 

sea

 

به شیری که بعد از زلزله از گاو می دوشند چه می گویند؟

پاسخ: شیر لرزان

شیر

 

غازهای نوجوان از چه رنج می برند؟

پاسخ: از جوش غازی

غاز

 

به چه دلیل باید به رختخواب رفت؟

پاسخ: چون که رختخواب نمی تواند بیاید. 

رختخواب

 

کدام پرنده خاک اره می خورد؟

پاسخ: دارکوب

دارکوب

 

آن چیست که یک چشم و یک پا دارد؟

پاسخ: سوزن
سوزن
 
 
 
 
 
 
 
 
آن چیست که سه چشم و یک پا دارد؟
 
پاسخ: چراغ راهنمایی و رانندگی
 
چراغ راهنمایی و رانندگی
 
 
آن چیست که سر ندارد، کلاه دارد، یک پا دارد و کفش هم ندارد؟
 
پاسخ: قارچ
 
قارچ
 
 
آن چیست که خیلی خطرناک است، ولی اگر وارونه شود رام می شود؟
 
پاسخ: مار
مار
 
آن چیست که من می روم، او هم با من می آید؟
 
پاسخ: سایه
 
سایه  
امتیاز به مطلب

چیستان ها (3)

 کدام ماهی است که اسلحه هم دارد؟

پاسخ

 

قورباغه ها چه نوشابه ای می نوشند؟

پاسخ

 

کدام حرف الفبای انگلیسی خیس و شور است؟

پاسخ

 

به شیری که بعد از زلزله از گاو می دوشند چه می گویند؟

پاسخ

 

غازهای نوجوان از چه رنج می برند؟

پاسخ

 
به چه دلیل باید به رختخواب رفت؟

پاسخ

 

کدام پرنده خاک اره می خورد؟

پاسخ

 
آن چیست که یک چشم و یک پا دارد؟
 
 
 
آن چیست که سه چشم و یک پا دارد؟
 
 
 
آن چیست که سر ندارد، کلاه دارد، یک پا دارد و کفش هم ندارد؟
 
 
 
آن چیست که خیلی خطرناک است، ولی اگر وارونه شود رام می شود؟
 
 
 
آن چیست که من می روم، او هم با من می آید؟
 

 

امتیاز به مطلب

هوا چیست؟

حمیده احمدیان راد

هوا ترکیبی از گازها است که زمین را احاطه کرده اند. هوا اغلب جو نامیده می شود. هوا خشکی و دریا را فراگرفته و تا منطقه دوری بالای سطح زمین می رسد. ما نمی توانیم آن را ببینیم، ببوییم یا مزه کنیم. موقعی که باد می وزد شما هوا را در مقابل بدنتان احساس می کنید.

بدون هوا، امکان حیات بر روی زمین وجود نداشت. چراکه همه موجودات زنده به هوا نیاز دارند تا زنده بمانند. شما همین حالا هم هوا را تنفس می کنید. شما باید هوا را تنفس کنید تا زنده بمانید.

هوا

گیاهان دی اکسید کربن را از هوا می گیرند. آنها از دی اکسید کربن و آب استفاده می کنند تا قندی را که برای به دست آوردن انرژی نیاز دارند بسازند. در این فرایند گیاهان اکسیژن را از برگ هایشان بیرون می دهند.

همچنین هوا از زمین در مقابل اشعه مضر خورشید و اشیای دیگری که از فضای خارجی تر می آیند محافظت می کند. همچنین هوا گرمایی را که از خورشید می آید حفظ می کند. وقتی هوا به قدر کافی گرمای زمین را حفظ می کند، از زندگی حمایت می شود. ابرهایی هم که در هوا تشکیل می شوند، آب را به شکل باران یا برف برای ما به همراه می آورند.

گازهای اصلی موجود درهوا نیتروژن و اکسیژن هستند. نیتروژن تقریباً چهار پنجم حجم هوا را تشکیل می دهد. اکسیژن حدود یک پنجم آن را تشکیل می دهد. هوا حاوی مقادیر ریزی از گازهای دیگر مخصوصاً آرگون هم هست.

به خصوص بعضی از گازهای جو (هوا) مهم هستند. موقعی که انسان ها و جانوران تنفس می کنند، اکسیژن را از هوا می گیرند و آن را به صورت گازی به نام دی اکسید کربن پس می دهند.

زمین پر از هوا است. اما بعضی از کارهایی که انسان ها انجام می دهند هوا را کثیف یا آلوده می کند. آلودگی هوا مشکلی جدی در بسیاری از شهرهای بزرگ است. هوای آلوده برای سلامتی ما ضرر دارد و به گیاهان و جانوران هم آسیب می رساند. حتی به بناها آسیب می رساند و می تواند آب و هوای زمین را تغییر دهد. برای مثال موقعی که سوخت ها می سوزند گاز دی اکسید کربن وارد جو می شود. دانشمندان باور دارند که این دی اکسید کربن مانند یک پوشش است که گرما را نزدیک زمین نگه می دارد. آنها فکر می کنند که به این ترتیب زمین گرم تر می شود. این فرایند گرم شدن زمین نامیده می شود.

امتیاز به مطلب

چگونگی برگزاری نوروز در گذشته و اکنون

مونا زارع

آیین نوروز

امروزه نیز همچون گذشته ایرانیان نوروز را جشن می گیرند که این جشن کمابیش از الگوهای زمان هخامنشیان پیروی می کند. در دوران ساسانیان مقدمات نوروز دست کم 25 روز پیش از نوروز آغاز می شد. 11 ستون یادبود از آجر گلی که هر کدام به یک ماه از سال اختصاص داشت در حیاط سلطنتی بر پا می شد. دانه های مختلف شامل گندم، جو، عدس، لوبیا و … در بالای ستون ها کاشته می شد که در هنگام نوروز به سبزه های باشکوهی تبدیل می شدند.

هنگام نوروز ملاقات کنندگان به دیدار پادشاه می آمدند و روحانی اعظم امپراتوری، اولین کسی بود که پادشاه به استقبال وی می آمد. پس از وی هم نوبت مأموران دولتی بود. هر یک هدیه ای می آوردند و هدیه ای دریافت می کردند. ملاقات با پادشاه پنج روز به طول می انجامید و هر روز، به افراد حرفه ای خاص اختصاص داشت. در روز ششم که نوروز بزرگ خوانده می شد، پادشاه ملاقات کنندگان ویژه ای داشت. او از اعضای خانواده سلطنتی و دربار استقبال می کرد. همچنین، در مورد مجرمانی که جرم های کوچک انجام داده بودند، عفو عمومی اعلام می شد.

ستون ها در روز شانزدهم برداشته می شدند و جشن خاتمه می یافت. نوروز به طور ساده تری توسط تمام مردم در کل محدوده امپراتوری جشن گرفته می شد.

از آن به بعد، مردم با فرهنگ ایرانی اعم از زرتشتی، یهودی، مسیحی، مسلمان و …، نوروز را دقیقاً در هنگام اعتدال بهاری یعنی در اولین روز در اولین ماه سال که تقریباً مصادف 21 مارس میلادی است جشن می گیرند. برای آشنایی با سرگذشت به وجود آمدن نوروز و تقویم ایرانی اینجا را کلیک کنید.

امروزه، مراسم نوروز ساده تر شده است. همه خانه ها تقریباً یک ماه پیش از نوروز تمیز می شوند. گندم، جو، عدس و سایر دانه ها در بشقاب های چینی خیس می خورند و در حدود 10 روز قبل از نوروز در ظروف سفالی رشد می کنند. بنابراین در نوروز طولشان به حدود هشت سانتی متر می رسد.

کتاب مقدس، آینه، شمع، تنگ آبی که ماهی قرمز درون آن است، سبزه، گل، میوه، سکه، نان، کله قند، غلات مختلف، سبزیجات، تخم مرغ های رنگارنگ پخته (مثل تخم مرغ های عید پاک در نزد مسیحیان) و نیز هفت شیء که نامشان در فارسی با سین یا شین شروع می شود در سفره هفت سین چیده می شود. هفت سین معمولاً شامل سرکه، سماق، سمنو (خوراکی از گندم جوانه زده)، سیب، سنجد، سیر و سبزه است. آن هایی که با شین شروع می شود شامل شمع، شیر، شربت و دسری از برنج (احتمالاً منظور شیر برنج) است.

این هفت شیء در هفت کاسه یا بشقاب کوچک به طور چشمگیری نمایش داده می شوند. سفره هفت سین به طور زیبایی چیده می شود و نماد پیام و پیام آوری، نور، انعکاس، گرما، زندگی، عشق، لذت، تولید، خوشبختی و طبیعت است. در حقیقت سفره هفت سین، سفره شکرگزاری پرنقش و نگاری است که برای شکرگزاری از کلیه نعمات خوب و زیبایی که خداوند ارزانی داشته پهن می شود.

اعضای خانواده، همه بهترین لباس های خود را می پوشند، دور سفره می نشینند و مشتاقانه منتظر اعلام لحظه دقیق اعتدال بهاری از رادیو یا تلویزیون هستند. رییس خانواده دعای نوروز (دعای تحویل سال) را می خواند و بعد از اعلام زمان تحویل سال همه اعضای خانواده همدیگر را می بوسند و نوروز شادی را برای هم آرزو می کنند. بزرگ ترها هم به جوان ترها هدیه می دهند. بعد از آن دوره های دیدوبازدید نوروز با همسایگان، فامیل و دوستان آغاز می شود و هر دیدی، بازدیدی دارد. زرتشتیان در مراکز مخصوصی، تولد زرتشت و نوروز را در روز ششم فروردین (26 مارس) جشن می گیرند.

جشن تا دوازده روز ادامه دارد و صبح روز سیزدهم گردش دسته جمعی به فضاهای سبز بیرون شهر آغاز می شود. این روز سیزده به در نامیده می شود که به معنی "سیزده بیرون از خانه" است. روستاها و شهرها به شهر ارواح تبدیل می شوند! چراکه تقریباً تمام ساکنان آنها به کوهستان، جنگل، کنار رودخانه و نهرها می روند تا از این روز لذت ببرند. مردم آواز می خوانند، می رقصند و شادی می آفرینند. دختران در سنین ازدواج، سر علف های وحشی و خودرو را گره می زنند و آرزو می کنند که نوروز آینده آنها را در حالی ببیند که ازدواج کرده اند.

امتیاز به مطلب

سرگذشت نوروز و تقویم ایرانی

 مونا زارع

سرگذشت نوروز و تقویم ایرانینوروز در زبان فارسی به معنی روز (سال) نو است. نوروز، آغاز سال برای مردم ایران (و نیز افغانستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری های آسیای مرکزی) است. ترکیه نیز نوروز را تعطیل اعلام کرده است.

نوروز دقیقاً با شروع بهار در اعتدال بهاری آغاز می شود و تقریباًٌ مصادف با بیست و یکم مارس است.

قدمت رسم نوروز به پانزده هزار سال قبل- یعنی به زمان قبل از آخرین عصر یخبندان- می رسد. جمشید شاه در تاریخ بشر نماد کسی است که زندگی اقوام هندوایرانی را از شکل شکار حیوانات به دامداری و زندگی با ثبات تر تغییر داد. بنابراین پس از آن بود که فصل ها نقش بسیار مهمی پیدا کردند و همه چیز به چهار فصل بستگی داشت. پس از یک زمستان سخت، آغاز بهار موقعیت بسیار خوبی بود که در آن طبیعت همچون مادری، گل های رنگارنگ را می پرورید و گله ها در این فصل زاد و ولد می کردند. آغاز بهار، آغاز فراوانی و وفور نعمت بود. گفته می شود جمشید بود که جشن های نوروز را معرفی کرد.

اوستا و سایر نوشته های مذهبی پس از آن نشان می دهند که زرتشت در 1725 قبل از میلاد تقویم هندوایرانی قدیم را اصلاح کرد. تقویم رایج در آن زمان 354 روزه بود که هر سی ماه یک بار، یک ماه به تقویم اضافه می شد. بدین صورت آن تقویم با فصول سال مطابق بود. زرتشت یک اختر شناس بود و تقویم را اصلاح کرد. او یازده روز به دوره اضافه کرد تا سال 365 روز و 5 ساعت و اندی گردد. بعدها، سال منحصراً خورشیدی شد و هر ماه سی روز  داشت، هر چهار سال نیز یک روز به سال اضافه می شد.

بعدها باز هم تقویم اصلاح شد و یک سال خورشیدی شامل 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45.5 ثانیه شد. همیشه سال جدید دقیقاً با آغاز تعادل بهاری شروع می شود. این بهترین و صحیح ترین تقویم (در آن زمان و اکنون) است که در آن دوران ابداع شد.

دوازده قرن بعد، داریوش، بزرگ خاندان هخامنشیان، نوروز را در مراسم ویژه ای در تخت جمشید (پرسپولیس) جشن گرفت. در آن روز در ساعت شش و 30 دقیقه بامداد در سالن عظیمی با حضار بسیار، اولین اشعه های طلوع خورشید روی رصدخانه افتادند. اتفاقی که به خودی خود هر 1400 تا 1401 سال یک بار اتفاق می افتد. همچنین، آن روز مصادف با سال نو بابلیان و یهودیان بود و بنابراین زمان بسیار خجسته ای برای مردم باستان به حساب می آمد. تخت جمشید محلی است که پادشاه هخامنشیان در نوروز از مردمی که از سرتاسر امپراتوری عظیم آن دوران به آن محل می آمدند استقبال کرد. دیوارهای کاخ سلطنتی نشان دهنده صحنه های جشن است.

امتیاز به مطلب

درباره حاجی فیروز

 مونا زارع

حاجی فیروز

در میان هنرمندان کمدی قدیمی، حاجی فیروز در میان مردم از همه معروف تر است. او در خیابان های ایران در روزهای قبل از نوروز دیده می شود. حاجی فیروز رهگذران را با خواندن آوازهای قدیمی و رقصیدن و طبل زدن سرگرم می کند و پول اندکی دریافت می کند. او به ندرت در می زند، اما به محض آن که دری باز شد نمایش خود را آغاز می کند. حاجی فیروز صورتش را سیاه می کند، لباس های خیلی رنگارنگ می پوشد که معمولاً – اما نه همیشه- قرمز است و همیشه کلاه به سر دارد که گاهی این کلاه بلند و قیفی شکل است. آوازهای او، هم کلماتش و هم آهنگش، کاملاً قدیمی است و تصنیف های بسیاری کوتاهی است که آنها را تکرار می کند. نمونه این آوزها را در این جا می آوریم:

حاجی فیروزه / سالی یه روزه

سالی یه روزه همه می دونن / من … ام می دونم

عید نوروزه / سالی.. یه .. روزه

آواز زیر معمولاً با یک لهجه بامزه قدیمی یا با ادا در آوردن از یک نقص گفتاری خوانده می شود:

ارباب خودم سلامو علیکم

ارباب خودم سرتو بالا کن

ارباب خودم به من نیگا کن

ارباب خودم لطفی به ما کن

رباب خودم بزبز قندی

رباب خودم چرا نمی خندی

درآمد حاجی فیروز به توانایی و استعداد او در سرگرم کردن مردم به صورتی بامزه و خنده دار بستگی دارد. گاهی او می تواند از سایر آوازهای قدیمی در کار خود استفاده کند. یکی از مشهورترین این آوازها این است:

بشکن بشکنه، بشکن

من نمی شکنم، بشکن

این جا بشکنم/ یار گله داره

اون جا بشکنم/ یار گله داره

این سیاهه بیچاره چقدر حوصله داره

در پارسی باستان (همانند منابع عربی که به بسیاری از سرگرم کننده های مردم اشاره کرده اند) به حاجی فیروز اشاره ای نشده است. به هر حال به احتمال قوی حاجی فیروز جایگزین تمامی سرگرم کننده های دیگر سال نو مانند میر نوروزی، غول بیابانی، آتش افروز و … شده است. در مقاله ای مهرداد بهار بیان می کند که شکل حاجی فیروز برگرفته از مراسم و اسطوره های مربوط به شاهزاده سیاوش است. در برخی از این مراسم که در آن ها مردم در خیابان ها آواز می خواندند و می رقصیدند، بسیاری صورت های خود را سیاه می کردند.

به نظر یکی دیگر از محققان، حاجی فیروز ادامه رسم سال نوی دوره ساسانیان است که در آن بردگان سیاه پوستی که لباس های رنگارنگ می پوشیدند و بسیار آرایش می کردند با رقص و آواز مردم را سرگرم می کردند.

جعفر سحری حاجی فیروز را شخصیت جدیدتری می داند و او را به برخی مراسم مذهبی قدیمی مرتبط نمی کند بلکه حاجی فیروز را مرتبط با بردگان سیاهی که تشکیل گروهی سرگرم کننده را می دادند می داند. از نظر  او رنگ قرمز لباس های حاجی فیروز می تواند نشان دهنده شادی باشد و نام فیروز (به معنی برنده و پیروز) برای خوش یمنی و شگون به آن ها داده شده است.

امتیاز به مطلب