امتیاز به مطلب
دکتر مونا زارع

در بیشتر موارد هیچ دلیل شناخته شده ای برای سندرم پاهای بی قرار وجود ندارد. در سایر موارد این سندرم می تواند به علت یک بیماری یا شرایطی مثل کم خونی یا بارداری ایجاد شود. بعضی داروها نیز می توانند به طور موقت باعث سندرم پای بی قرار شوند. کافئین، تنباکو (دخانیات) و الکل ممکن است علایم را بدتر کنند.
تغییر شیوه زندگی مثل عادت های منظم خواب، تکنیک های آرامش و ورزش منظم در طول روز می توانند کمک کننده باشد. گاهی با تصحیح کم خونی فقر آهن، علایم برطرف می شوند. اگر این موارد کمک نکرد داروها ممکن است علایم سندرم پای بی قرار را کاهش دهند.
بیشتر افراد با سندرم پای بی قرار هم چنین شرایطی به نام اختلال حرکت دوره ای اندام periodic limb movement disorder (PLMD))) دارند. اختلال حرکت دوره ای اندام، شرایطی است که در آن پاهای فرد به طور غیر قابل کنترل دچار انقباض سریع و گذرا یا تکان خوردن (پرش) می شود که معمولاً هنگام خواب رخ می دهد.
اختلال حرکت دوره ای اندام و سندرم پاهای بی قرار می توانند دست ها را هم درگیر کنند.
منابع:
1)http://www.nlm.nih.gov/medlineplus/restlesslegs.html
2)گایدلاین اعصاب 1390(امینف 2009+هاریسون 2008)-NEXT LEVEL– گردآورنده: دکتر کامران احمدی- ناشر: فرهمگ فردا
طیف الکترومغناطیسی (EMS) نام است که عموماً به طیف شناخته شده تابش الکترومغناطیسی داده می شود. طول موج ها از حدود 10-18 متر به 100 کیلومتر افزایش می یابند و این به فرکانس های در حال کاهش از 3 × 1026 هرتز به3 × 103 هرتز مربوط است.
تصویر زیر نام هایی که به مناطق مختلف طیف الکترومغناطیسی داده شده را نشان می دهد. توجه داشته باشید که بخش قابل مشاهده طیف، تنها نوع تابش الکترومغناطیسی است که ما می توانیم با چشم تشخیص دهیم و تنها بخش کوچکی از طیف الکترومغناطیسی را تشکیل می دهد.
در خلأ همه امواج الکترومغناطیسی با سرعت نور حرکت می کنند:.c = 299،792،458 m / s
انرژی (E) را با استفاده از این معادله می توان با هر منطقه از طیف الکترومغناطیسی مرتبط کرد:
در این معادلهf فرکانس و hثابت پلانک است که معادل این است:
جدول زیر فهرست بندی طول موج ها، فرکانس ها و انرژی ها برای مناطق مختلف طیف الکترومغناطیسی است.
منطقه | طول موج | فرکانس | انرژی |
گامای سخت | 1 × 10-9 nm (نانومتر) | 3 × 1026 (Hz) هرتز | 1.2 × 1012 eV (ولت) |
گاما | 1 × 10-6 nm | 3 × 1023 Hz | 1.2 GeV گیگا الکترون ولت)) |
گاما/اشعه ایکس | 0.001 nm | 3 × 1019 Hz | 12 MeV (مگا الکترون ولت) |
اشعه ایکس | 1 nm | 3 × 1017 Hz | 120 keV کیلو الکترون ولت)) |
اشعه ایکس/ ماورای بنفش | 10 nm | 3 × 1016 Hz | 12 keV |
ماورای بنفش قابل مشاهده (آبی) | 100 nm | 3 × 1015 Hz | 1.2 keV |
قابل مشاهده (آبی) | 400 nm | 7.5 × 1017 Hz | 3.1 eV |
قابل مشاهده (قرمز) | 700 nm | 4.3 × 1017 Hz | 1.8 eV |
مادون قرمز | 10000 nm | 3 × 1013 Hz | 0.12 eV |
مایکروویو | 1 cm | 30 GHz (گیگا هرتز) | 1.2 × 10-4 eV |
مایکروویو/ رادیویی | 10 cm | 3GHz | 1.2 × 10-5 eV |
رادیویی | 100 m | 3 MHz مگا هرتز)) | 1.2 × 10-8 eV |
رادیویی | 100 km | 3 kHz | 1.2 × 10-11 eV |
منبع: http://astronomy.swin.edu.au/cosmos/E/Electromagnetic+Spectrum
همه ما به رادیو گوش داده ایم، تلویزیون تماشا کرده ایم و یا از اجاق مایکروویو استفاده کرده ایم. تمام این دستگاه ها از امواج الکترومغناطیسی استفاده می کنند. امواج رادیویی، مایکروویو، نور مریی، اشعه ایکس و اشعه گاما نمونه هایی از امواج الکترومغناطیسی هستند و قسمت های طیف الکترومغناطیسی را تشکیل می دهند. بر این اساس طیف الکترومغناطیسی طیف گسترده ای از طول موج ها و انرژی های فوتونی را دربر می گیرد.
امواج الکترومغناطیسی چگونه تولید می شوند؟
امواج الکترومغناطیسی به وسیله حرکت ذرات باردار الکتریکی تولید می شوند. این امواج “تابش الکترومغناطیسی” هم نامیده می شوند چرا که از ذرات باردار الکتریکی ساطع می شوند. آنها از میان فضای خالی و همچنین از داخل هوا و موادی دیگر سفر می کنند.
تابش الکترومغناطیسی نامی است که به جفت میدان های الکتریکی و مغناطیسی داده شده که با هم با سرعت نور انتشار می یابند.
امواج یا تابش الکترومغناطیسی چگونه کشف شد؟
در طول قرن 19 فیزیک دانانی مانند مایکل فارادی، آندره آمپر و ویلهلم وبر آزمایشاتی انجام دادند و ارتباطی قوی بین خواص الکتریسیته و مغناطیس کشف کردند. جیمز کلرک ماکسول نتایجی که از آزمایشات گذشته به دست آمده بود را با هم جمع کرد و در سال 1873 در رساله خود با نام “الکتریسیته و مغناطیس” منتشر کرد. چهار رابطه اکنون نام ماکسول را بر خود دارند. معادلات ماکسول چند رابطه اساسی بین حرکت ذرات باردار در میدان های الکتریکی و مغناطیسی و رفتار میدان های الکتریکی و مغناطیسی را بیان می کند.
جفت میدان های الکتریکی (قرمز) و مغناطیسی (آبی) با هم به صورت یک موج الکترومغناطیسی در جهت فلشی که سرعت نور را نشان می دهد منتشر می شوند
یکی از پیش بینی های مهم معادلات ماکسول چنان که گفته شد این است که جفت امواج الکتریکی و مغناطیسی می توانند با هم با سرعت c یا 299،792،458 متر بر ثانیه (در خلأ) منتشر شوند. این سرعت به عنوان سرعت نور (در خلأ) نامیده می شود.
براساس شرحی که بر اصطلاح موج الکترومغناطیسی داده شد می توان به این تعاریف توجه کرد:
فرکانس (F) :تعداد امواجی است که در یک فاصله زمانی منتقل می شوند. فرکانس ها معمولاً به صورت امواج در ثانیه و یا سیکل در ثانیه اندازه گیری می شوند که واحد آن هرتز (هرتز) است.
طول موج (λ) :فاصله میان دو قله متوالی و یا فرورفتگی در موج است. اگر فرکانس با هرتز اندازه گیری می شود طول موج ها هم با متر (m) اندازه گیری می شوند.
ارتباط این دو ویژگی با معادله موج نشان داده می شود
طول موج و فرکانس با هم ارتباط معکوس دارند. هرچه طول موج بالاتر رود فرکانس پایین تر می آید و برعکس. چون عدد c ثابت است.
a طول موج بلندتر و b طول موج کوتاه تر است
رفتار تابش الکترومغناطیسی
دانشمندان مشاهده کرده اند که تابش الکترومغناطیسی دارای دو “خصوصیت” است. علاوه بر این که رفتاری مانند امواج دارد، مانند جریان ذراتی (به نام “فوتون”) که جرم ندارند هم عمل می کند. فوتون ها با داشتن بالاترین انرژی با کوتاه ترین طول موج ها مطابقت دارند. به این ترتیب درحالی که معمولاً درباره تابش الکترومغناطیسی با اصطلاح امواج صحبت می کنیم مکانیک کوانتومی نشان می دهد که تابش الکترومغناطیسی مانند ذرات گسسته ای به نام فوتون ها هم رفتار می کند.
منابع: http://astronomy.swin.edu.au/cosmos/E/Electromagnetic+Radiation

با این که توسعه فناوری ها به انسان کمک کرده چیزها را مؤثرتر و با بهره وری بیشتر تولید کند، اما منافع حاصل از پیشرفت فناوری ها به خاطر مصرف بیشتر در اقتصادهای ثروتمند غربی و طبقه متوسط در حال رشد کشورهای در حال توسعه خنثی شده.
حدود 70 ٪ اثر منفی بشر بر جهان از انتشار کربن ناشی می شود. فشارهای دیگری که به محیط زیست وارد می آید به خاطر تولید محصولات کشاورزی، گوشت، ماهی و چوب و نیز استفاده از آب شیرینی است که ما از رودخانه ها و دریاچه ها می گیریم.
غذا
یک چهارم جمعیت جهان غذای کافی نمی خورند. اگر می خواهیم در آینده سیاره ای داشته باشیم که در آن مردم و طبیعت با هم به رشد و رونق می رسند، لازم است در نوع غذایی که می خوریم و این که در کجا و چگونه غذایمان را تولید می کنیم تجدید نظر کنیم.
مسکن
خانه ها در حال حاضر تأثیر بسیار زیادی بر محیط زیست دارند. نوآوری های تکنولوژیکی این فرصت را فراهم می کند تا خانه های جدید با تولید کربن به میزان صفر ساخته شوند -به این معنی که از انرژی ای که در خانه ها مورد استفاده قرار می گیرد هیچ کربنی منتشر نمی شود.
حمل و نقل
می توان راه حل هایی برای جابجایی در سیاره یافت که نیاز به سفر را کاهش می دهد و همچنین می توان روش های دیگری را برای سفر تشویق کرد.
امور مالی
امور مالی در خدمت بخش های مختلف اقتصادی است. بخش هایی که از طریق تولید انرژی، ماهیگیری، کشاورزی و …اثرات عمده ای بر محیط زیست به جا می گذارند. لازم است اطمینان حاصل کنیم پول فقط در حوزه هایی سرمایه گذاری می شود که از کره زمین حفاظت می کند و ما را به سمت یک آینده کم کربن تر پیش می برد.
اقتصاد
تنها در صورتی می توانیم تغییرات مورد نیاز را ایجاد کنیم که مدیریت کلی اقتصاد از آن حمایت کند.
منبع: http://www.wwf.org.uk/what_we_do/changing_the_way_we_live/
حمیده احمدیان راد

1-کسب موفقیت با بیش از 10،000 ساعت تمرین
یک مکتب فکری می گوید همه آن چیزی که برای عملکرد استثنایی در مسابقات ورزشی لازم است 10،000 ساعت تمرین از روی خواست است و اساساً چیزی به نام استعداد وجود ندارد درحالی که مثال های مختلفی وجود دارد که نشان می دهد افرادی با این میزان تمرین نتوانسته اند نمایش خوبی به اجرا بگذارند.
2-شناسایی استعداد اهمیت دارد
مثال های مختلفی وجود دارد که می توان در پاسخ به کسانی که می گویند استعداد اهمیت ندارد ارایه داد. مهم ترین نکته این است که شناسایی استعداد اهمیت دارد و 10000 ساعت تمرین هدفمند تنها توضیح برای کسب افتخار بزرگ ورزشی نیست.
یک مثال، شناسایی استعدادها در برنامه بزرگ قایقرانی بریتانیا است که در آن افراد قد بلند با توان هوازی بالا جست و جو می شوند تا به پاروزن تبدیل شوند. این تلاش موفقیت آمیز بوده و نتیجه اش در تعداد مدال های بریتانی ها در مسابقات المپیک و قهرمانی جهان مشهود است.
3-فرصت اهمیت دارد
در طول بازی های المپیک هرگز نمی بینیم که یک دسته کنیایی و یا اتیوپیایی بر مسابقات اسکی حاکمیت داشته باشند. دلیل واضحش این است که برف زیادی در شرق آفریقا وجود ندارد. البته این موضوع طرف دیگری هم دارد. درصورتی که در کشورها امکاناتی (به عنوان مثال برای اسکیت سرعت روی یخ) ایجاد شود بازی های المپیک زمستانی دیگر تنها در تسلط مردم آب و هواهای سرد نیست.
4-کسب تخصص چه موقع و برای چه کسی؟
در ورزش، با نمونه هایی از کسب تخصص و تمرین فشرده از سنین کم مواجه می شویم. داستان هایی درباره افرادی وجود دارد که ورزش های زیادی را از سنین کم انجام می دادند و بعداً در آنها متخصص شدند. البته این را به سختی می توان به همه ورزش ها تعمیم داد. در بعضی از ورزش ها مثل ژیمناستیک زنان، به نظر می رسد که اوضاع به نفع ورزشکاران نسبتاً جوان است و بنابراین در این رشته و رشته هایی از این قبیل تخصص در سنین پایین تر ضروری است. در مورد ورزش های دیگر شواهدی وجود دارد که نشان می دهد کسب تخصص در سنین بالاتر احتمال کسب موفقیت برای ورزشکاران را بیشتر می کند و شواهدی واضح در این زمینه وجود دارد.
برای بیشتر ورزش ها، آموزش های سخت در تنها یک رشته ورزشی و محرومیت از بقیه رشته ها باید تا اواخر نوجوانی به تأخیر بیفتد تا چشم انداز موفقیت در آن رشته به حداکثر برسد و آسیب جسمی، استرس روانی و فرسودگی شغلی به حداقل برسد.
5-همراهی استعداد با علاقه
افراد کمی پیدا می شوند که هم در زمینه ای بااستعداد و خوش قریحه باشند و هم در آن رشته ای که به آن علاقه دارند پرورش یابند. در بعضی مثال ها از والدینی می شنویم که واقعاٌ سعی می کنند جلوی کار کودکانشان در رشته ای را بگیرند تا افق دید آنها را گسترش دهند یا برخی از مربیان بهترین راه برای القای نظم و انضباط به ورزشکاران را در بیرون انداختن آنها از تمرین می بینند. بنابراین در بسیاری از اوقات ورزشکار نمی تواند در مقابل پدر و مادری که موتور هلکوپتر او را می سوزانند به اندازه کافی به جهان خود شکل دهد.
بیشتر مردم از طریق تمرکز بر تمرین می توانند در بسیاری از رشته ها خیلی خوب باشند. با این حال موفقیت نخبگان ورزشی در عرصه های مهم مرهون ترکیبی از استعداد ذاتی و عوامل محیطی است که شامل امکان ارایه خود، آموزش، آرزو و فرهنگ است.
در تحلیل نهایی این که بگوییم همه چیز در تمرین یا همه چیز در استعداد است هر دو پیام اشتباهی هستند و این دو پیام هر دو افراد را از مسیر دور می کنند. این را با نگاه کردن به مسابقات المپیک درمی یابیم.
ترجمه: حمیده احمدیان راد

اگر به ترکیبات شیمیایی جو و نیز وجود حیات بر روی زمین توجه کنیم در می یابیم که نیتروژن، اکسیژن و دی اکسید کربن به همراه بخار آب اجزای تشکیل دهنده جو هستند که با فرایندهای حیات ارتباط دارند.
گاز نیتروژن از نظر شیمیایی به صورت غیر ترکیبی و غیرفعال است. در موجودات زنده، نیتروژن به شکل اسیدهای آمینه و پروتئین ها حضور دارد. در خاک، نیتروژن به صورت نیترات، نیتریت و ترکیبات آمونیوم یافت می شود.
با جذب نیترات و نمک های آمونیوم از سوی موجودات زنده، نیتروژن غیرآلی وارد سیستم های زنده می شود. پس از این که نیتروژن در داخل سیستم های زنده جایگیر می شود طی مراحلی بازیابی می شود. این چرخه نیتروژن نامیده می شود.
با وقوع رعد و برق، نیتروژن جو با اکسیژن واکنش نشان می دهد و اکسید نیتروژن تولید می شود که به وسیله باران یا برف و به شکل نیتروژن و یا اسید نیتریک به زمین حمل می شود.
برخلاف نیتروژن، اکسیژن ماده ای بسیار واکنش پذیر است. واکنش پذیری اکسیژن برای حیات بیشتر گیاهان و جانوران ضروری است. در واقع سوخت و ساز بدن را می توان به عنوان یک فرایند اکسیداسیون کارآمد در نظر گرفت. در تنفس، حیوانات و گیاهان اکسیژن را دریافت می کنند و دی اکسید کربن و بخار آب را بیرون می دهند.
اکسیژن جو از فعالیت فتوسنتزی گیاهان به وجود می آید. گیاهان دی اکسید کربن را در مجاورت نور خورشید می گیرند و اکسیژن آزاد می کنند.
هر چند در مقایسه با نیتروژن و اکسیژن، مقادیر بسیار کمتری دی اکسید کربن در جو وجود دارد، اما برای بقای زندگی موجودات حیاتی است. زنجیره غذایی با فتوسنتز شروع می شود، که طی آن گیاهان در مجاورت نور خورشید از دی اکسید کربن و آب استفاده می کنند تا قند و نشاسته بسازند. سطح دی اکسید کربن جو همچنین در تعیین دمای جهان نقش بازی می کند.
هوا حاوی بخار آب نیز هست. آب موجود در هوا وابسته به دما است و بنابراین بسیار متغیر است. با این حال حدود نیمی از رطوبت هوا در طول یک تا یک و نیم کیلومتری از سطح زمین باقی می ماند و به ندرت فراتر از 10 کیلومتری بالای سطح زمین یافت می شود.
علاوه بر گازها و بخار آب، هوا حاوی ذرات جامد ریز نیز هست. این ذرات زمانی که قابل مشاهده هستند به نام گردوغبار شناخته می شوند و منشأ زمینی دارند. این گردوغبار عمدتاً در داخل محدوده 1.8 کیلومتری بالای سطح زمین یافت می شود.
جو به صورت یک عایق حرارتی عمل می کند و به توزیع گرما در طول روز و تغییرات دما در شب کمک می کند. همچنین ارتعاشات صدا و انتقال آنها به دلیل وجود جو ممکن است.
از همه مهم تر این که بدون جو، هیچ آب و هوا یا بارانی، هیچ پوشش گیاهی ای و هیچ پدیده آب و هوایی ای وجود نخواهد داشت. بدون این پوشش، زمین در معرض بسیاری از اشعه های مرگبار ناشی از خورشید باقی می ماند، این وضعیت برای هر نوع حیاتی بر روی زمین نامطلوب است.
نسبت درصد گازها تقریباً در سراسر جو، دست کم تا ارتفاع 24 کیلومتری از سطح زمین ثابت باقی می ماند. اما این در مورد هوای اطراف شهرستان های بزرگ و مراکز صنعتی صادق نیست، جایی که در آن در نتیجه احتراق سوخت در نیروگاه ها و اتومبیل ها و همچنین تراکم انسان ها دی اکسید کربن افزایش و اکسیژن کاهش می یابد.
منابع:
http://www.preservearticles.com/201101072794/important-constituents-of-air.html