پاسخ برخی پرسش ها درباره حیات

گیاهانسیاره زمین خانه تریلیون ها موجود زنده است. آنها بر روی خشکی، در دریاچه ها، رودخانه ها و اقیانوس ها و همچنین در هوا یافت می شوند. دانشمندان با استفاده از طبقه بندی نشان می دهند که چگونه گونه های مختلف و یا انواع موجودات زنده با هم مرتبط می شوند.

موجودات زنده در چه زمینه هایی با هم اشتراک دارند؟
تمام موجودات زنده به منظور تأمین انرژی مورد نیاز برای حیات و رشد به مواد غذایی نیاز دارند. همه آنها مواد زائد را دفع می کنند و تغییرات محیط اطرافشان را شناسایی می کنند و به آنها پاسخ می دهند. تمام موجودات زنده یک چرخه حیات را دنبال می کنند که شامل رشد، پیمودن سیرتکاملی، تولید مثل و مرگ می شود.

آیا زندگی می تواند بدون نور خورشید وجود داشته باشد؟
نور خورشید برای این که زندگی بر روی زمین وجود داشته باشد ضروری است. گیاهان از انرژی  نور خورشید استفاده می کنند تا آب و گاز دی اکسید کربن را به مواد غذایی تبدیل کنند. این امر اکسیژن را به سوی جو آزاد می کند که برای ادامه حیات ضروری است. تقریباً تمام موجودات برای این که انرژی به دست آورند و زنده بمانند به گیاهان وابسته اند. حتی گوشت خواران به طور غیر مستقیم گیاهان را از طعمه های گیاهخوار خود جذب می کنند.  
 
چگونه حرکت زمین بر حیات بر روی آن اثر می گذارد؟
زمین در هر 24 ساعت (یک شبانه روز) یک بار می چرخد. برخی از جانوران در طول روز فعالند و برخی دیگر در شب. بدون نور خورشید، گیاهان ساخت مواد غذایی و آزاد کردن اکسیژن را متوقف می کنند. حرکت سالانه زمین به دور خورشید فصول را ایجاد می کند. موجودات زنده در بهار و تابستان فعال ترند.
 
چرخه زندگی
هر موجود زنده ای رشته تغییراتی را به خود می بیند که چرخه زندگی آن نامیده می شود. در ابتدا که موجود زنده رشد می کند و سیر تکاملیش را می پیماید، به تدریج شکلش تغییر می کند و بزرگ تر می شود. پس از آن به طور کامل بالغ می شود و تولیدمثل می کند. در نهایت می میرد و فرزندانش جایگزین آن می شوند.
 
کدام موجودات زنده طولانی ترین عمر را دارند؟
فیل ها می توانند تا سن 70 سالگی زندگی کنند و انسان می توانند بیش از 100 سال عمر کنند. برخی از لاک پشت هایغول پیکر بیش از 150 سال زندگی می کنند. اما گیاهان خاصی وجود دارند که بسیار بسیار طولانی تر زندگی می کنند. نوعی درخت کاج کالیفرنیایی (Great Basin bristlecone pine) پنج هزار و 60 سال عمر می کند.
 
آیا همه گیاهان چرخه زندگی یک ساله دارند؟
گیاهان یک ساله مانند آفتابگردان مدت یک سال زندگی می کنند و می میرند اما دانه هایشان در زمستان به حیاتشان ادامه می دهند. گیاهان دوساله مانند هویج در سال دوم زندگیشان دانه تولید می کنند و سپس می میرند.گیاهان چند ساله، از جمله درختان بلوط چند سال زندگی می کنند –برخی هرسال گل می دهند، برخی فقط یک بار در چرخه زندگیشان گل می دهند.

طبقه بندی
دانشمندان از طبقه بندی برای نامگذاری موجودات زنده استفاده می کنند.آنها با جست وجوی هر شباهت و تفاوتی که حاکی از ارتباطات نزدیکی است که آنها با هم دارند این گیاهان را به گروه هایی تقسیم بندی می کنند.

امتیاز به مطلب

آیا جانوران هم فرهنگ دارند؟

میمونانسان ها همواره تلاش کرده اند تمایزات رفتاری بین انسان ها و سایر جانوران را فهرست بندی کنند. اما جانورشناسان می گویند یافتن مشابهت های رفتاری انسان ها و جانوران ساده تر از فهرست بندی تمایزات آنها است. همان طور که می دانیم انسان نیز نوعی جانور محسوب می شود.

تاکنون دانشمندان دست کم بر چهار مؤلفه اصلی که انسان ها را از جانوران متفاوت می کند به توافق رسیده اند که عبارتند از: توانایی صحبت کردن به تعداد زبان های نامحدود، نظریه ذهن یا توانایی بیان وضعیت ذهنی، عقاید، دانش و غیره برای دیگران، خود آگاهی و فرهنگ.

برخی نیز بر شمار دیگری از توانایی ها در انسان نظیر برنامه ریزی، اخلاق، آموزش، استدلال علی و بینش، تأکید می کنند که البته این ویژگی ها در بعضی از اشکال دیگر جانوران هم یافت می شود یا دست کم به صراحت نمی توان آنها را نقطه تمایز انسان ها و جانوران ذکر کرد.

به عنوان مثال به گفته یک جانورشناس هرچند که ما فرهنگ را به عنوان مشخصه انسان درنظر می گیریم اما بسیار مشکل است که آن را به گونه های خودمان محدود کنیم. در روزگار ما اصطلاح “فرهنگ” در زمینه های مختلف به کار می رود و ما فرض می کنیم وقتی این کلمه را به کار می بریم دیگران می دانند منظورمان چیست.

زیست شناسان فرهنگ را متشکل از سه پایه می دانند. مرحله اول توانایی یاد گرفتن یا کپی کردن از افراد دیگر (یادگیری اجتماعی) است. یادگیری اجتماعی در انسان ها کاملاً شناخته شده است به عنوان مثال ما ما می توانیم رفتار دوستانمان را در خوردن و آشامیدن کپی کنیم و بعد این رفتار می تواند تبدیل به سنت می شود.

این مرحله در طیف گسترده ای از جانوران از جمله پرندگان، سگ ها، لاک پشت ها، زنبورهای عسل و دلفین ها و شامپانزه ها هم یافت می شود. اگر در افراد یک گروه از جانوران این یادگیری صورت بگیرد در تمام گروه گسترش پیدا می کند و می تواند به سنت تبدیل شود، به طوری که بسیاری از افراد در یک گروه خاص همان رفتار را انجام می دهند.

برخی سنت را با فرهنگ یکسان فرض می کنند. با این فرض می توان جانور را نیز دارای فرهنگ انگاشت. در حالی که برخی استدلال می کنند گروهی از جانوران به ترکیبی از بسیاری از سنت های مختلف نیاز دارند تا فرهنگ را تشکیل دهند. بنابراین یک اختلاف در این که چگونه رفتار اجتماعی آموخته می شود وجود دارد و آن این که برخی می گویند تنها با تقلید و یا آموختن یک رفتار از افراد دیگر کافی است تا حکم کلمه فرهنگ را به آن بدهیم. دانشمندان می گویند تشخیص این که آیا رفتار مشاهده شده در گروهی از جانوران نشانه فرهنگ آن ها است کار ساده ای نیست.

از آنجایی که جانوران نمی توانند به ما بگویند چگونه رفتاری را از جانوران دیگر یاد می گیرند و یا چرا رفتارهای خاصی را انجام می دهند، لازم است آزمایشات دقیقی انجام شود تا مشخص گردد چرا رفتاری ویژه در گروهی از افراد یافت می شود.

امتیاز به مطلب

بچه! خوب است ولی من نمی خواهم

محمدرضا کریمی

مادر شدنچندی پیش عکس روی جلد یکی از شماره های مجله تایم زوج شادی را نشان می داد که چشم بر آسمان دوخته بودند. زن عینک آفتابی بزرگی به چشم داشت و لبخندی مانند لبخند مونالیزا بر لبانش نقش بسته بود. احساسی که از دیدن این عکس به خواننده دست می داد فراغت از کار و خیال بود و مطلب داخل مجله هم به زنانی اختصاص داشت که علاقه ای به داشتن فرزند ندارند.
 
تایم می نویسد نرخ زادوولد در ایالات متحده به پایین ترین میزان ثبت شده در تاریخ این کشور رسیده و از سال 2007 تا 2011 که آمار آن وجود دارد 9 درصد کاهش یافته است. گزارشی که در سال 2010 منتشر شده نیز نشان می دهد زندگی بدون فرزند در تمام گروه های نژادی و قومی افزایش یافته و از هر 5 زن آمریکایی یک نفر سال های باروریش را بدون این که زایمانی انجام دهد طی می کند. در دهه 1970 این رقم 1 نفر از هر 10 نفر بوده است. به عبارت دیگر هر سال زنان آمریکایی بیشتر و بیشتری به مادر شدن نه می گویند.
 
لارن سندلر نویسنده مقاله با استناد به یک کتاب می گوید خودخواهی آمریکایی هایی هایی که فرزند نمی خواهند آینده اقتصادی این کشور را به خطر انداخته است. چراکه از تعداد مصرف کنندگان و مالیات دهندگان کاسته است.
 
نویسنده تایم به عنوان نمونه به تجربه زنی به نام لورا اسکات اشاره می کند. هنگامی که لورا 14 ساله بود یک شب موقع شستن ظرف ها در آشپزخانه تصمیم گرفت که بچه دار نشود. وی در 26 سالگی ازدواج کرد و منتظر بود که ذهنیتش تغییر کند اما هرگز این اتفاق رخ نداد. او می گوید باور داشتم که تغییر می کنم. حالا 50 ساله هستم. درحال حاضر هم حال لورا خیلی خوب است و تنها هم نیست.
 
در نمونه ای دیگر یک زن می گوید که خانواده ما درحال حاضر خیلی بزرگ است. مادر من 16 بچه داشت و همیشه خسته بود. زندگی او را بلعیده بود. من می ترسم که چنین فداکاری ای انجام دهم.
 
سندلر می نویسد با درمان های ناباروری ای که به طور گسترده ای در دسترس همگان قرار گرفته اند، حتی زنانی که از نظر بالینی نابارورند امکان بیشتری برای مادر شدن دارند که این احتمال را به وجود می آورد هیچ زنی برای انتخاب بچه دار نشدن مورد قضاوت قرار نگیرد.
 
به گفته وی در فرهنگ آمریکایی زنانگی اغلب معادل مادر شدن است. حالا هم هر گونه بحث در سطح ملی برای آشتی دادن زنانگی با مدرنیته اغلب با موضوع مادر شدن شروع می شود و پایان می پذیرد و این کار را سخت می کند. در این شرایط زنانی که مادر نشدن را انتخاب می کنند در حال پیدا کردن راه های جدیدی برای پذیرش خود در جامعه هستند. همان طور هم که تعداد آنها زیاد می شود نگرش های مثبت درباره این که دستیابی به یک زندگی خوب همه اش به این معنا نیست که بچه دار شوند افزایش می یابد.
 
زنانی که فرزند نداشتن را انتخاب می کنند خودخواهند؟
تعدادی از زنانی که در مجله تایم با آنها مصاحبه شده از حسرت خود برای داشتن فرزند سخن می گویند. یکی از آنها لی کلوز است که آرزو دارد نوزاد دختری داشته باشد و به همین دلیل در گنجه، داخل یک جعبه، عروسکی با لباس صورتی نگهداری می کند. لی می گوید که بیشتر زندگی من توأم با غم است. اگر تصمیم گرفته بودیم بچه هایی داشته باشیم غمی که در حال حاضر داریم را نداشتیم. زندگی لی به انجام پرو‍‍ژه های خلاقانه اش گذشته است که جدیدترین آنها ایجاد یک مغازه نانوایی است. شوهرش هم در بخش خدمات مشتری یک شرکت مربوط به کارت اعتباری کار می کند و وبلاگ هم می نویسد. 
 
کریستین هافن نویسنده مجله لایف نیوز می گوید ارزش دارد لی همه پروژه های خلاقانه اش را رها کند و او و همسرش بچه دار شوند به جای آن که وبلاگ یا نانوایی داشته باشند.
 
هافن که به همراه عده زیاد دیگری از مقاله تایم استقبال کرده می نویسد:«نمی توان به زور از زنان خواست بچه دار شوند یا دایم موزیک ملی خواند و طبق رویه سناتورهای جمهوری خواه همه کتاب های درسی را از انجیل و توصیه پر کرد. درواقع اگر نمی خواهید بچه داشته باشید هیچ کس نمی تواند شما را به این کار مجبور کند. اما مبادا فکر کنید که زندگی بدون بچه فقط بازی و تفریح است. چراکه شما به خصوص از دهه 30 و 40 زندگی ببعد تنها و بیکس می شوید. خود من می توانم گواهی بر این مدعا باشم. با این که انتخاب نکرده بودم که بچه نداشته باشم ولی مطمئن هم نبودم که می خواهم یک همسر و مادر باشم. من بیشتر دهه 20 زندگیم را صرف حرفه های خلاق کرده بودم که در بسیاری از موارد سرگرم کننده بود و البته در بسیاری از موارد هم قطعاً سرگرم کننده نبود. 
 
به هر صورت به حدود 34 سالگی رسیدم و هنوز بچه ای نداشتم و می توانم به شما بگویم که تنهایی سخت است. حالا هم به سختی می توانم دوستانی بیابم که به شرایط من در آن زمان رسیده باشلد و بچه هایی داشته باشند. چراکه حتی اگر عاشق بچه ها باشید، شاید به خصوص اگر عاشق بچه ها باشید، بعد از مدتی بچه دار شدن سخت می شود.»
 
هافن می نویسد برخی از زنان ادعا می کنند که غریزه مادری ندارند و شاید برخی هم واقعاً ندارند. اما این مشخصه نتیجه زندگی در فرهنگی است که به طور فزاینده ای در خود غرق شده. به عبارتی این که سندلر در تایم زنانی که به انتخاب خود بدون بچه هستند را خودخواه می خواند قطعاً درست است. احتمالاً بسیاری از افرادی که او با آنها مصاحبه کرده حتی از روش های دایمی ضدبارداری استفاده کرده اند چراکه حاضر به فدا کردن آسایش و راحتی خود برای یک کودک نیستند. اما براساس تجربه من نگرش های ضد دین، ضد خانواده و حرکت در جهت مخالف فرهنگ خود حتی نقش بیشتری نسبت به خودخواهی دارد که نیاز به بررسی بیشتر دارد.
 
هافن می افزاید:«من بسیاری از زنان جوان را می شناسم که خودشان را فمینیست، رادیکال یا لیبرال می خوانند و بچه داشتن را تحقیر می کنند و درعین حال در دل آرزو می کنند که بچه داشته باشند. درواقع در دهه 20 زندگی من یکی از آنها بودم. البته اگر خیلی عمیق نگاه کنید در واقع امر بچه می خواستم. اما در محافلی که در آنها بودم مثل محفل هنرمندان، فیمسازان، بازیگران و خوانندگان تمایل به داشتن فرزند ضعف به شمار می رفت. چراکه فرزند داشتن را خاص افراد کلیسارو می دانستند. به عبارتی به گفته ساتوشی کانازاوا استاد مدرسه اقتصاد لندن زنان باهوش تر کمتر احتمال دارد که مادر شوند. اما آنها که مادر شده اند ناراحت نشوند چراکه یافته های او نشان می دهد بسیاری از این زنان احساس می کنند اشتباه کرده اند.»
 
همه زنان از انتخابشان راضی نیستند
بسیاری از زنان بدون فرزند به خاطر کمک نکردن به روح آمریکایی مورد نکوهش قرار می گیرند. درحالی که بی بچه بودن همیشه از سوی زنان انتخاب نمی شود. این نظر سرمقاله نویس مجله دیزرت نیوز است که عقیده دارد دلایل دیگری غیر از خودخواهی برای فرار زنان آمریکایی از بچه دار شدن وجود دارد. وی می گوید عده کسانی که نمی خواهند بچه داشته باشند زیاد نیست. زوج های زیادی نیز وجود دارند که در حسرت بچه هستند. ولی مواردی مثل سرسام آور بودن هزینه های کالج، افزایش میزان طلاق و بالا نرفتن دستمزد طبقه متوسط از موانع بچه دار شدن زنان است. داشتن فرزند تصمیمی خصوصی و مقدس برای زن و شوهر است و آنها باید قابلیت لازم را برای تأمین ضروریات زندگی داشته باشند.
 
با این همه سرمقاله نویس این نشریه عقیده دارد زمانی که یک زن و شوهر تصمیم به آوردن کودکی به جهان می گیرند سرمایه گذاری عظیمی در راه رفاه ملت انجام می دهند و فرصت بی نظیری برای اصلاح شخصیت خود پیدا می کنند.
 
وی می نویسد:«بله بچه ها هزینه  دارند. آخرین تجزیه و تحلیل هایی که از سوی وزارت کشاورزی ایالات متحده انجام شده حاکی از این است که یک خانواده آمریکایی با درآمد متوسط، از بدو تولد یک کودک تا سن 17 سالگی او نزدیک به 300 هزار دلار هزینه می کند (این شامل هزینه های رفتن به کالج نیست). به این ترتیب درآمد بسیاری از پدر و مادرها کفاف نگهداری از کودکان را نمی دهد.
 
اما برآوردهایی که از سوی دانشمندان دانشگاه بریگهام یانگ انجام شده حاکی از این است که همان کودک به احتمال زیاد در طول سال هایی که از نظر اقتصادی مولد به شمار می رود به میزان 4 تا 8 میلیون دلار در تولید ناخالص داخلی سهم خواهد داشت. بنابراین، اگرچه یک زن و شوهر می توانند با بدون فرزند ماندن استاندارد زندگی شان را در طول چند دهه به طور قابل توجهی بالا ببرند اما نیم قرن جامعه را از نیروهای مولدی که می توانند وارد جامعه کنند محروم می کنند.»
 
به عقیده این نویسنده کودکان همچنین به صرف وقت، صبر، عرق و اشک ریختن و بیشتر از همه عشق نیاز دارند. روانشناسی به نام اریک اریکسون ثابت می کند یک مرحله حیاتی توسعه روانی در بزرگسالی نقشی است که افراد بالغ برای نسل بعدی ایفا می کنند. تبدیل شدن به والد تنها راهی است که بزرگسالان از طریق آن می توانند از خودشان در برابر جاذبه مخرب خود محافظت کنند.
 
داستان نویسی به نام جورج ساندرز می گوید:«و به این ترتیب پیش بینی و آرزوی قلبی من برای شما این است هنگامی که مسن تر می شوید، اعتماد به نفستان کاهش می یابد و شما در عشق رشد خواهید کرد، اگر بچه هایی داشته باشید، آن لحظه خیلی بزرگی در این فرایند نقصان شما خواهد بود.»
 
نتیجه ثبت رکوردهای جدید در سن ازدواج
مایکل سیندر کارشناس اقتصادی، مؤلف و صاحب سایت اینفووارز از حمله بی امان به نهاد خانواده در آمریکا انتقاد می کند. حمله ای که به گفته وی تاکنون نظیر آن دیده نشده است. به گفته وی برای دهه ها، صنعت سرگرمی و جریان رسانه ها ازدواج را به گونه ای به تصویر کشیده اند که گویا با انجام آن دوران سرگرمی و فراغت شما به پایان می رسد. به این ترتیب آنها جوانان را تشویق می کنند که تا می توانند ازدواج را به تأخیر بیندازند.
 
سیندر می نویسد:«به این ترتیب در حال حاضر سن ازدواج در ایالات متحده بالا رفته و به رکوردهای جدیدی دست یافته. نرخ ازدواج در گذشته هم نوساناتی داشته و در دهه 1930  و دهه 1960 کاهش یافته است. اما از سال 1970 در حال کاهش مداوم بوده. محققان می گویند که نرخ ازدواج در حال حاضر به حدود 31 ازدواج برای هر 1000 دختر مجرد در سال رسیده. در دهه 1950 این تعداد 90.2 ازدواج در 1000 نفر و در سال 1920 به میزان 92.3 در 1000 نفر بود.»
 
وی می افزاید:«صنعت سرگرمی و رسانه ها نیز به شدت این فلسفه را ترویج می دهند که داشتن فرزند کمتر بهتر است و حتی به جوانان آموزش می دهند که در صورت بارداری ناخواسته، سقط جنین یک گزینه واقعاً خوب است. ایده کلی ای که آنها ترویج می دهند این است که شما را از داشتن بچه و لذت بردن از نوعی از زندگی که واقعاً سزاوار آن هستید محروم کنند.
 
در مقاله مجله تایم هم به هزینه سنگین بزرگ کردن بچه اشاره می شود و این که زنان ناچارند پیش از این که چنین تعهدی را بپذیرند سخت و طولانی درباره اش فکر کنند.
 
در این شرایط اگر یک زن باردار شود و بخواهد درباره کودکی که زندگیش را خراب می کند تصمیم بگیرد چه انتخابی انجام می دهد؟ صنعت سرگرمی و جریان رسانه ای سقط جنین را پاسخی ساده برای این مشکل می داند.»
 
به این ترتیب این کارشناس اقتصادی در کنار بقیه منتقدان نتیجه می گیرد خودخواهی آمریکایی ها باعث شده رشد جمعیت در این کشور به زیر نرخ جایگزینی برسد.
 
نرخ زاد و ولد در سطح جهان به 2.42 درصد در سال 2011 کاهش یافته (رقم مورد نیاز برای جایگزینی 2.1 درصد است.) کل کشورهای غربی هم در حال رویارویی با مشکل سقوط نرخ رشد جمعیت به زیر نرخ جایگزینی هستند. نرخ رشد جمعیت در ایالات متحده آمریکا نیز مانند کشورهای غربی دیگر به زیر نرخ جایگزینی رسیده که برای تداوم نسل ناکافی است و به نوبه خود بر رشد اقتصادی تأثیر می گذارد.
 
این درحالی است که به گفته سیندر مردان و زنان جوانی هستند که فکر می کنند لازم است ازدواج را کنار بگذارند تا تحصیلاتشان تمام شود و شغل خود را شروع کنند. در چنین محیطی هر کسی که روش های زندگی قدیمی را در پیش بگیرد غیرطبیعی در نظر گرفته می شود. به عبارتی کل جامعه به سرعت در حال کنار گذاشتن ارزش های سنتی خود در برابر ازدواج و خانواده است.
 
منابع:
 

http://www.weeklystandard.com/blogs/time-magazine-childfree-life-and-me_745867.html

امتیاز به مطلب

عوامل تولید چه هستند؟

حمیده احمدیان راد

عوامل تولیدعوامل تولید منابعی هستند که بلوک های ساختمانی اقتصاد به شمار می آیند. مردم از عوامل تولید استفاده می کنند تا کالاها و خدمات تولید کنند. اقتصاددانان عوامل تولید را به چهار دسته تقسیم می کنند: زمین، نیروی کار، سرمایه و کارآفرینی.

اولین عامل تولید زمین است. زمین شامل هر گونه منابع طبیعی است که برای تولید کالاها و خدمات مورد استفاده قرار می گیرد.برخی از زمین ها یا منابع طبیعی شامل آب، نفت، مس، گاز طبیعی، زغال سنگ و جنگل ها هستند. منابع زمین به عنوان ماده خام در فرایند تولید مورد استفاده قرار می گیرند.این منابع می توانند تجدید پذیر باشند مانند جنگل ها، یا تجدید ناپذیر باشند مانند نفت یا گاز طبیعی. برخی مالکان در ازای در اختیار قرار دادن این عامل تولید اجاره دریافت می کنند.

عامل تولید دوم کار است.کار تلاشی است که مردم برای تولید کالاها و خدمات انجام می دهند .این عامل تولید از کار انجام شده به وسیله گارسونی که در یک رستوران محلی کار می کند و غذایتان را می آورد تا مهندسی که اتوبوس طراحی می کند و آفرینندگی یک هنرمند در یک تابلوی نقاشی و همچنین کار خلبان در به پرواز درآوردن یک هواپیما را دربر می گیرد.

اگر تا به حال به شما به ازای داشتن شغلی پولی پرداخت شده، یعنی به منابع کار برای تولید کالاها یا خدمات کمک کرده اید. درآمد به دست آمده به وسیله منابع کار دستمزد نامیده می شود و کار، بزرگ ترین منبع درآمد برای اکثر مردم است .

سومین عامل تولید سرمایه است.سرمایه به صورت ماشین آلات، ابزار و ساختمان ها برای تولید کالاها و خدمات مورد استفاده قرار می گیرد. چکش، لیفتراک، تسمه نقاله، رایانه و کامیون های حمل بار برخی از نمونه های سرمایه محسوب می شوند. سرمایه براساس کارگری که آن را به کار می گیرد و نوع کاری که با آن انجام می دهد تقسیم بندی می شود. به عنوان مثال، یک پزشک ممکن است از یک گوشی طبی و اتاق معاینه استفاده کند تا خدمات پزشکی ارایه دهد. یک معلم ممکن است از کتاب های درسی، میز و تخته وایت بورد برای تولید خدمات آموزشی استفاده کند. درآمد به دست آمده به وسیله صاحبان سرمایه سود نامیده می شود.

عامل چهارم تولید کارآفرینی است. کارآفرین کسی است که از ترکیب عوامل دیگر تولید یعنی زمین، نیروی کار و سرمایه برای دستیابی به سود بهره می برد. موفق ترین کارآفرین ها نوآورانی هستند که راه های جدیدی را برای تولید کالاها و خدمات پیدا می کنند و یا کسانی هستند که محصولات و خدمات جدیدی را برای ارایه به بازار تولید کرده اند. اگر کارآفرینان زمین، نیروی کار و سرمایه را با روش های جدید به هم نیامیزند بسیاری از نوآوری هایی که در اطرافمان می بینیم وجود نخواهند داشت. بیل گیتس کارآفرین محسوب می شود.

کارآفرینان موتور حیاتی رشد اقتصادی هستند که به ایجاد برخی از بزرگ ترین شرکت ها در جهان و همچنین برخی از کسب و کارهای کوچک در محله ما کمک کرده اند.

کارآفرینان در اقتصادهایی رشد می کنند که در آنها آزادی کافی برای شروع کسب و کار و خرید منابع به وجود داشته باشد. کارآفرینان در ازای فعالیتشان منفعت می برند.  

با توجه به آن چه گفته شد به عنوان مثال ذغال سنگ و نفت جزو زمینند. کامیون و کارخانه سرمایه محسوب می شوند.

اقتصاددانان پول را عامل تولید محسوب نمی کنند. چرا که پول به خودی خود یک سرمایه و منبع مولد نیست. هیچ کجا با نجاری روبرو نمی شوید که که چوب را با اسکناس سمباده بزند! اما پول می تواند برای خرید سرمایه یا کالای سرمایه ای (چیزهایی مانند ماشین آلات و ابزار) مورد استفاده قرار گیرد که این کالاهای سرمایه ای برای تولید کالاها و خدمات مورد استفاده قرار می گیرند. به این ترتیب پول تجارت را تسهیل می کند، اما به خودی خود یک منبع تولید نیست.

فراموش نکنیم که کالاها و خدمات کمیاب هستند زیرا عوامل تولیدی که برای تولید آنها مورد استفاده قرار می گیرند کمیابند. کمیابی به صورت مقدار محدودی از منابع که با خواسته های نامحدود مواجه می شود توصیف می گردد. شلوار تولید شده از پارچه کتانی را در نظر بگیرید. پارچه کتانی از پنبه تهیه می شود که پنبه نیز بر روی زمین رشد می کند. زمین و آبی که برای رشد پنبه مورد استفاده قرار می گیرند محدودند و می توانند برای تولید انواع مختلفی از محصولات مورد استفاده قرار گیرند.

وقتی کارگرانی در کارخانه تولید شلوار کتانی کار می کنند منابع کاری را که می توانست برای تولید کالاها یا خدمات دیگر به کار رود محدودتر می شود. ماشین آلات و کارخانه ای که برای تولید شلوار کتانی به کار گرفته می شود هم منابع سرمایه ای را که می توانسته برای تولید کالاهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد را محدود می کند. به این ترتیب کمیابی منابع بدان معنی است که تولید برخی از کالاها و خدمات به نفع تولید شلوار کتانی کنار گذاشته شده.

همیشه به یاد داشته باشید که چهار عامل تولید یعنی زمین، نیروی کار، سرمایه و کارآفرینی منابع کمیابی هستند که بلوک های ساختمان اقتصاد را تشکیل می دهند.

منبع:

http://www.stlouisfed.org/education_resources/college

امتیاز به مطلب

آرتریت چیست؟

دکتر مونا زارع

آرتریتآرتریت به التهاب مفصل اشاره می کند. التهاب می تواند هریک از ساختارهای اساسی درون مفصل شامل: دیواره مفصل (سینوویوم)، استخوان ها، غضروف، یا بافت های حمایتی را تحت تأثیر قرار دهد.علایم شایع آرتریت شامل درد، خشکی و تورم مفصل است. این شرایط می تواند یک یا تعداد زیادی مفصل را در بدن تحت تأثیر قرار دهد.

علل زیادی می توانند باعث به وجود آمدن آرتریت شوند، اگرچه برخی شایع تر از بقیه هستند. بعضی انواع آرتریت به خوبی به درمان پاسخ می دهند و بدون به جا گذاردن هیچ اثر طولانی مدتی برطرف می شوند در حالی که کنترل برخی دیگر مشکل تر است و می توانند ناتوان کننده باشند.

علل آرتریت:

علل زیادی می توانند آرتریت ایجاد کنند. این علل شامل فرسودگی مرتبط با سن، عفونت ها، شرایط اتوایمیون، صدمات و… هستند.

علایم آرتریت:

علایم مفصلی: شایع ترین علایم آرتریت شامل درد و خشکی مفصل است. همچنین ممکن است حساس بودن مفصل، تورم و محدودیت حرکت یک یا تعداد بیشتری مفصل هم وجود داشته باشد. پوست اطراف مفصل نیز گاهی قرمز است.

امتیاز به مطلب

حقایقی درباره رایانه ها

رایانه

رایانه دستگاه شگفت انگیزی است که نقش بسیار مهمی در دنیای مدرن و زندگی روزانه ما بازی می کند.

• کامپیوترهای الکترونیکی اولیه، که در طول دهه 1940 توسعه یافتند، به اندازه یک اتاق بزرگ بودند و مقدار بسیار عظیمی برق مصرف می کردند. آنها با رایانه های مدرنی که ما امروزه مورد استفاده قرار می دهیم بسیار متفاوت بودند، به خصوص وقتی که آنها را با لپ تاپ های قابل حمل و کوچک امروزی مقایسه می کنیم.

• رایانه ها برنامه ریزی می شوند تا انجام دستورالعملهایی را انجام دهند.این دستورالعمل ها معمولاً بسیار ساده هستند و مستلزم اضافه کردن اعداد به هم، حرکت دادن داده ها از یک مکان به مکان دیگر و … هستند.

•یک برنامه رایانه ای بسته به پیچیدگی برنامه می تواند شامل چند دستورالعمل تا بالای میلیون ها دستورالعمل باشد. برنامه های کاربردی مدرن مانند واژه پردازها، مرورگرهای وب و ویرایشگرهای گرافیکی را تیم بزرگی از برنامه نویسان در مدت زمانی طولانی تکمیل کرده اند.

• حافظه یک رایانه اعداد را در مقادیر بسیار عظیمی از سلول ها ذخیره می کند که می تواند به سرت در دسترس سی پی یو قرار بگیرد تا محاسبات لازم را انجام دهد. در رایانه دو نوع اصلی از حافظه وجود دارد که عبارتند از:ROM  (فقط حافظه خوانده می شود) و  .RAM  ROM شامل نرم افزارهای از پیش نوشته شده و داده هایی است که فقط CPU   قادر به خواندن آنها است، در حالی که رم می تواند در هر زمانی در دسترس قرار گیرد و نوشته شود .

• به منظور تبادل اطلاعات رایانه ها به تعدادی از دستگاه های (ورودی/ خروجی ( I / O  مختلف متصل می شوند.این دستگاه های جانبی شامل صفحه کلید، ماوس، صفحه نمایش، هارد دیسک، چاپگر و بیشتراز آن هستند.

•کامپیوترها در قالب شبکه ها به پیوند کل جهان به یکدیگر مورد استفاده قرار می گیرند. کامپیوتر هایی که در قالب شبکه قرار می گیرند به کاربران اجازه می دهند تا اطلاعات را به اشتراک بگذارند و تبادل اطلاعاتی را انجام دهند که در مکان های مختلف ذخیره می شود. شما ممکن است درباره یک شبکه محلی (LAN) و یا شبکه گسترده (WAN) که مناطقی در اندازه های مختلف را به هم متصل می کند شنیده باشید.اینترنت شبکه گسترده ای از کامپیوترها است که جهان را پوشش می دهند و به کاربران اجازه می دهند تا به ایمیل، شبکه جهانی وب و برنامه های کاربردی دیگر دسترسی داشته باشند.

• playersMP3 . ما از کامپیوترها استفاده می کنیم از تمام وقت، اغلب حتی بدون فهمیدن آن!

امتیاز به مطلب

واقعیاتی درباره گرانش یا جاذبه

گرانشاین مطلب تاحدودی رابطه گرانش با حیات بر روی زمین و نیز رابطه آن با سایر اشیای منظومه شمسی را روشن می کند. همچنین درباره مفاهیم مهمی مانند شتاب، جرم ، جزر و مد و مدارها و همچنین برخی از فرمول های مفید توضیح می دهد.

 –اشیا به خاطر جرمی که دارند جذب یکدیگر می شوند. این وضعیت به عنوان گرانش (جاذبه) شناخته می شود.

–گرانش، زمین و سیارات دیگر منظومه شمسی ما را در مدارهایی به دور خورشید نگه می دارد. نیروی جاذبه همچنین ماه را در مداری حول زمین نگه می دارد.

-جزر و مدها در نتیجه چرخش زمین و اثرات گرانشی ماه و خورشید ایجاد می شوند.

-از آنجایی که مریخ گرانشی پایین تر از زمین دارد، یک فرد با وزن 200 پوند (تقریباً 91 کیلوگرم) وزنش بر روی مریخ تنها به 76 پوند (تقریباً 34 کیلوگرم) می رسد.

-تصور بر این است نظریه هایی که اسحاق نیوتن درباره گرانش ارایه داد وقتی سقوط سیب از درخت را مشاهده کرد به او الهام شد.

 با وجود این که قانون نیوتن درباره گرانش در اغلب موارد دقیق است، اما فیزیک مدرن از نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین برای توصیف گرانش استفاده می کند.

-شتاب اشیاء به دلیل گرانش زمین حدود 9.8 متر بر 2 ثانیه است. به عبارتی اگر شما از مقاومت هوا چشم پوشی کنید سرعت یک شیء در حال سقوط به سوی زمین در هر ثانیه حدود 9.8 متر افزایش می یابد.

 –نیروی گرانش در 100 کیلومتری ( 62 مایلی) بالای زمین تنها 3 درصد کمتر از نیروی گرانش سطح زمین است.

امتیاز به مطلب

گنجشک فراموشکار

امیرسینا مرید بغدادی

کلاس چهارم

گنجشکی بود که وقتی به دنیا آمد، حافظه اش از همه اعضای خانواده بهتر بود. به خاطر همین به او می گفتند خوش حافظه. ولی وقتی بزرگ شد …

«خوش حافظه! کی قراره بری ورزش؟» این را مادر خوش حافظه می پرسد و خوش حافظه جواب می دهد:«نصفه شب!»

و بعد مادر می پرسد: «کی می خوابی؟» خوش حافظه می گوید:«ساعت 6 صبح!»

مادرش خیلی ناراحت بود و مشکوک بود که پسر خوش حافظه اش دارد بدحافظه می شود.

مادرش به این فکر افتاد حافظه او را درست کند. اما هرچه فکر کرد تا راه حلی پیدا کند فایده نداشت.

خوش حافظه همین طور بزرگ تر می شد و در درس هایش عقب می ماند. حتی یادش نمی آمد تمرین های مدرسه اش را انجام دهد و همه به او می گفتند به تو که نمی گویند خوش حافظه، به تو می گویند بدحافظه!

هرچه خوش حافظه بزرگ تر می شد حافظه اش بدتر می شد. برای همین تصمیم گرفت راه حلی برای این مشکل پیدا کند اما هر دفعه این تصمیم را می گرفت بعد از یک دقیقه یادش می رفت.

بعد فکری به ذهنش رسید. یکی از همسایه هایش که در درختی که خوش حافظه زندگی می کرد خانه داشت خیلی دوست داشت به او کمک کند.

این همسایه یک طوطی بود. همان طور که می دانیم طوطی حرفی را که می شنود دایم تکرار می کند.

برای همین خوش حافظه به طوطی گفت که بعد از یک دقیقه هرچیزی که او می گوید را برایش تکرار کند. اما مشخص شد که طوطی نمی تواند دایم هم حرف های خوش حافظه را تکرار کند و هم کارهای خودش را انجام دهد.

خوش حافظه باز هم به فکر فرو رفت. با خودش گفت می توانم یک دفترچه یادداشت داشته باشم که تصمیم هایم را در آن بنویسم. ولی باز هم معلوم شد که این نقشه فایده ای ندارد. چون یادش می رفت دفترچه تصمیم هایش را در کجا گذاشته است.

بعد همه این چیزهایی که با خودش فکر کرده بود یادش رفت. خیلی  تلاش کرد که همه آن ها را به خاطر بیاورد اما نشد که نشد.

به راه حل دیگری رسید و آن این بود که پیش دکتر مغز و اعصاب برود. اما وقتی رفت هیچ فرقی نکرد.

وقتی بیشتر فکر کرد به یک راه حل درست رسید. با خودش گفت اگر بخواهم چیزهایی را که دلم می خواهد به یاد بیاورم می توانم. پس باید بخواهم که همه چیز را به یاد بیاورم و اعتماد به نفس داشته باشم.

وقتی بچه بودم می خواستم که یاد بگیرم و همه چیز را به خاطر بسپرم برای همین هم اسم من را گذاشتند خوش حافظه. اما بعد از آن دیگر چنین خواسته ای را نداشتم.

بعد تصمیم گرفت برای شروع همه چیز را بنویسد و سعی کند  خوب  به  خاطر  بسپرد  و  همیشه  هم  یادش  باشد  دفترچه اش را کجا گذاشته است. البته او خواندن را در کلاس اول یاد نگرفته بود، او در سه سالگی خواندن را آموخته بود. بعد از آن هم حتی وقتی دفترچه اش را هم همراهش نداشت همه چیز را به خاطر داشت. برای این که می خواست که آنها را به خاطر داشته باشد و می دانست که اگر بخواهد می تواند همیشه آنها را به یاد بیاورد.

 

امتیاز به مطلب

آیا می دانید که (1)

آیا می دانید که 11 درصد انسان ها چپ دستند.

آیا می دانید که اگر غذا با بزاق مخلوط نمی شد نمی توانستید مزه آن را بچشید.

آیا می دانید که هر فرد به طور متوسط در مدت هفت دقیقه به خواب می رود.

آیا می دانید که خرس 42 دندان دارد.

آیا می دانید که چشم یک شترمرغ بزرگ تر از مغز آن است.

آیا می دانید که بیشتر رژلب ها حاوی فلس ماهی هستند.

آیا می دانید که هیچ دو دانه ذرتی یک جور به نظر نمی رسند.

آیا می دانید که لیموترش نسبت به توت فرنگی حاوی قند بیشتری است.

آیا می دانید که 8 درصد آدم ها دنده های اضافی دارند.

آیا می دانید که 85 درصد حیات در سیاره ما در اقیانوس ها یافت می شود.

آیا می دانید که خرگوش، گیاه شیرین بیان دوست دارد.

آیا می دانید که الفبای هاوایی 12 حرف دارد.

آیا می دانید که “توپولینو.” Topolino’ نام میکی موس به زبان ایتالیایی است

آیا می دانید که خون خرچنگ دریایی بی رنگ است اما وقتی در معرض اکسیژن قرار می گیرد آبی می شود.

آیا می دانید که آرمادیلو “armadillo” (نوعی پستاندار کوچک) هر بار 4 بچه به دنیا می آورد که همه از یک جنس هستند.

آیا می دانید که گوزن شمالی موز دوست دارد.

آیا می دانید که طولانی ترین رکورد پرواز یک جوجه 13 ثانیه است.

آیا می دانید که پرندگان برای بلع به نیروی جاذبه نیاز دارند.

امتیاز به مطلب