همه موجودات زمینی، موجودیتشان را مدیون خورشید هستند که نیروگاه قدرتمندی در دل آسمان است. اما خورشید وجودش را مدیون چیست؟
خورشید و ستاره های دیگر طی فرایندی، از یک ابر سرد حاوی گاز و گردوغبار به یک رآکتور همجوشی هسته ای تغییر شکل می دهند که برای میلیاردها سال می سوزد.
ستارگان با جرم پایین ستارگانی هستند که جرمی بیشتر از چند برابر جرم خورشید را به دست نمی آورند. نظریه پردازان دهه 60 میلادی درباره نحوه تشکیل هسته این ستارگان نظریه ای مطرح کرده اند. براساس یک نظریه، هسته اولیه ستارگان با جرم پایین موقعی تشکیل می شود که ابر ضخیمی از گاز و گرد و غبار شروع به جذب و فروریزی در خودش می کند و هنگامی که ماده در دل خودش متراکم می شود، گرما منتشر می کند. موقعی که منطقه مرکزی ابر به اندازه کافی متراکم می شود و گرمای به دام افتاده جلوی فروریزی بیشتر ماده در خود را می گیرد، یک هسته اولیه نسبتاً باثبات با دمای معادل تنها حدود 100 کلوین (175- درجه سانتی گراد) را تولید می کند. این هسته از نظر اندازه آن قدر بزرگ هست تا درصورتی که به جای خورشید قرار بگیرد سیارات داخلی تر منظومه شمسی را ببلعد. البته با تشکیل هسته اولیه روند در خود فروریزی ماده کند می شود، اما به طور کامل متوقف نمی شود و با گذشت زمان تراکم هسته و درجه حرارت آن بالا می رود.
در دمای تقریباً 2000 کلوین (1700 درجه سانتی گراد)، گاز غالب هسته یعنی هیدروژن، از مولکول ها به اتم هایش تجزیه می شود و در هسته فرایند درخودفروریزی چشمگیرتری شروع می شود. همه انرژی ای که صرف گرم نگه داشتن هسته می شد، صرف تجزیه مولکول های هیدروژن می شود به طوری که دیگر توانایی ایستادگی در برابر فروریزیش را نخواهد داشت. در نهایت آن چه از این درخودفروریزی باقی می ماند یک جسم کوچک تر، متراکم تر و داغ تر یا به عبارتی یک پیش ستاره است.
تاکنون ستاره شناسان نتوانسته اند هیچ هسته اولیه ای را در هیچ ستاره ای مشاهده کنند. چرا که فرایند تشکیل یک هسته اولیه تنها ده ها هزار سال طول می کشد و در این مدت به شکلی کمرنگ می درخشد و تنها اشعه مادون قرمز ظریفی را خارج می کند. ما هسته های بدون ستاره و پیش ستاره های خیلی جوانی را می بینیم، اما عصر مابین اینها را نمی بینیم.
زمین آب و هواهای مختلف زیادی دارد که از نظر دما، رطوبت، نور و بسیاری از فاکتورهای دیگر با هم متفاوتند. هر یک از این بوم ها اشکال زندگی متفاوتی دارند که جوامع پیچیده ای از موجودات زنده وابسته به یکدیگر را تشکیل می دهند. یک اجتماع پیچیده از گیاهان و جانوران در یک منطقه و یک آب و هوا بیومbiome نامیده می شود.
–علفزار -پهنه بادخیز و تاحدی خشک از علف با تعداد کمی درخت. این بیوم دشت های بی درخت گرمسیری، چمن زارها، استپ ها، مراتع و غیره را دربر می گیرد.
-بیوم های کوهستانی: بیوم های کوهستانی بسیار متفاوتی از علفزارهای در ارتفاعات پایین، یا زیر درختان منطقه تایگا (درختان با میوه های مخروطی) و یا در ارتفاعات زیاد (شبیه به تندرا) وجود دارد.
یک پنجم گونه های مهره داران در معرض خطر انقراض هستند. بدون انجام تلاش هایی که تاکنون برای حفاظت از گونه ها صورت گرفته میزان کاهش تنوع زیستی می توانست خیلی بیشتر از اینها باشد.
ما در این لحظه نمی دانیم آیا تا سال 2050 یک درصد تنوع زیستی را از دست می دهیم یا 40 تا 50 درصد آن را.
احتمال دارد دوزیستان بیشتر از دیگر جانوران تا به سمت انقراض رفته باشند. هم اینک 42 درصد دوزیستان به عنوان جانوران در تهدید طبقه بندی شده اند. عمده ترین دلیل این وضعیت هم این است که درک اندکی از بیماری مسری چیتریدیومیکوسیس chytridiomycosis که در سراسر جهان به جمعیت های دوزیستان تلفات زیادی وارد می کند وجود دارد. افزایش میزان دوزیستان در خطر انقراض بیشتر درباره جنوب شرق آسیا مطرح بوده. هرچند که کشورهای ثروتمندتر نظیر آمریکا و استرالیا هم با کاهش گونه هایشان مواجهند.
همه مدل ها پیش بینی می کنند که ما رویاروی یک بحران تنوع زیستی هستیم.
مدتی است که دانشگاه رایس آمریکا، مرکزی به نام «مرکز کربن سبز» ایجاد کرده. هدف از ایجاد این مرکز این است که نحوه استفاده از فواید حاصل از نفت، گاز، ذغال سنگ، باد، خورشید، توده های زیستی و سایر منابع انرژی را به نحوی ساماندهی کند که نه تنها به تضمین تأمین انرژی زمین کمک کند، بلکه وسیله ای فراهم کند تا دی اکسید کربن به صورت محصولات مفید بازیافت شود.
سایت این مرکز در تعریف کربن سبز می نویسد:«کربن سبز توصیفی از منابع سوختی ای است که منابع انرژی با پایه کربن را با روشی سازگار با محیط زیست، اجتماع و اقتصاد مورد استفاده قرار می دهند.» این سایت می نویسد که چالش های واقعی با هیدروکربن های متعارف و غیرمتعارف با خود سوخت ها نیست. بلکه در طریق جمع آوری، توزیع و نحوه استفاده (احتراق) از آنها نهفته است. همچنین از مواد نفتی فراتر می رود و ظهور منابع سوختی بیولوژیکی با پایه کربن را پیش بینی می کند.
پیگیری موضوع کربن سبز به جوامع این امکان را می دهد تا به تدریج از احتراق سوخت فسیلی دور شوند و در همان حال در آینده نزدیک از این منابع برای تولید هیدروژن استفاده کنند و برای تبدیل دی اکسید کربن به کالاهای مفید سرمایه گذاری انجام شود.
کارشناسان مرکز کربن سبز می گویند که انسان ها چه به نقششان در تغییرات آب و هوایی باور داشته باشند و چه باور نداشته باشند، با هر تن دی اکسید کربنی که در جو رها می کنند یک منبع بالقوه باارزش را دور می ریزند. با وجود این که کربن در بحث گرم شدن زمین عنصری شرور شناخته می شود، اما واقعیت این است که مزایایی هم دارد. اما شرط استفاده از این مزایا این است که بیاموزیم چگونه از این عنصر به خوبی استفاده کنیم.
نکته کلیدی این است که دی اکسید کربن را به مواد مفیدی تبدیل کنیم تا بیش از این به هدر نرود. ما لازم است با شرکت هایی که در زمینه نفت، گاز طبیعی و ذغال سنگ فعالیت می کنند شریک شویم تا کربن را به منبع سودمندی تبدیل کنیم.
بیشتر انرژی جهان از سوخت های فسیلی به دست می آید. حتی در کشوری نظیر آمریکا هم 85 درصد انرژی از سوخت های فسیلی تأمین می شود. وقتی صحبت از کربن به میان می آید تنها تبعات زیست محیطی آن به یاد همه می آید. این در حالی است که به گفته کارشناسان این مرکز، کربن می تواند در گذار به انرژی تجدیدپذیر در اقتصاد آینده به ما کمک کند.
کارشناسان این مرکز می گویند که اگر بتوانیم فرایند کاتیلیستی کارایی را به وجود آوریم، تبدیل دی اکسید کربن بر پایه آب به متانول، فرمالدئید یا مولکول های کوچک دیگر «پیشرفت علمی فوق العاده ای برای بشریت خواهد بود.
ما برای تولید بسیاری از محصولات از جمله مواد پلاستیکی و فیبرها و مواد ساختمانی به نفت، برای تولید بسیاری از ترکیبات شیمیایی به ذغال سنگ و برای تأمین انرژی مورد نیازمان دست کم تا قرن بعد هم به گاز طبیعی نیاز داریم. در کنار اینها برای تولید هیدروژن نیز به این سوخت ها نیاز داریم.
فناوری های کربن سبز لزوماً به دنبال «کربن خنثی» یا «کربن صفر» نیستند، اما آنها در مجموع بار کربن را کاهش می دهند.
محققان دانشگاه رایس از گسترش سریع انرژی بادی و خورشیدی صحبت می کنند و توسعه اقتصادی با انرژی پایه هیدروژن را در جهان پیش بینی می کنند. اما تصریح می کنند که این امر با تأمین نیازهای دایمی و طولانی مدت ما از انرژی های با پایه کربن تضادی ندارد. آنها پیشنهاد می کنند که دی اکسید کربن جدا شده از هیدروژن از طریق اصلاح بخار متان می تواند بلافاصله به عنوان خوراک اولیه برای مواد شیمیایی به کار گرفته شود و یا به طور موقت در چاه های نفت که می توانند مقادیر زیادی دی اکسید کربن را نگه دارند توقیف شود. کربن فشرده و مایع را حتی می توان برای افزایش بازیابی نفت و گاز جایگزین منابع باارزش دیگری مثل آب کرد.
گرفتن دی اکسید کربن و پمپ آن به زیرزمین هزینه زیادی می برد و می تواند مزایای جداسازی را خنثی کند. اما انرژی باد و انرژی خورشیدی می تواند جایگزین دیگ های بخار با سوخت ذغال سنگ شود تا دی اکسید کربن را فشرده کند و نقل و انتقال دهد.
آنها همچنین می نویسند که یک بازار بالقوه برای دی اکسید کربن در خشکشویی است. جایی که می توان آن را جایگزین کلروکربن های مضر کرد و به عنوان یک سردکن جانشین موادی 1000 برابر قوی تر از گازهای گلخانه ای نمود.
انواع مختلف حملات سایبری دهه ها است که در جهان به وقوع می پیوندد. منتها ظرف چند سال گذشته این یورش ها به شکل بسیار خطرناکی صورت می گیرد. به طوری که شاهد یورش هایی هستیم که از سوی کشورهایی برضد ملت های دیگر صورت می گیرد. نمونه این حملات حمله با کرم استاکس نت است.
دکتر رندال آر دیپرت کارشناس اخلاق نظامی می گوید که ما دلایل خوبی برای نگرانی داریم. چراکه در قوانین جنگی و نیز اخلاق عرفی از حملات سایبری تقریباً هیچ صحبتی به میان نیامده.
وی می گوید:«اصرار بر نابودی پایگاه داده ها، سیستم های ارتباطی و شبکه های نیرو، دزدی از سیستم های بانکی، تاریک کردن شهرها، ضربه زدن به کارخانجات و زیرساخت های حفظ سلامت و … با استفاده از حملات سایبری به اندازه کافی بد است. اما برخلاف جنگ های متداول، هیچ چیزی نزدیک به کنوانسیون ژنو برای جنگ سایبری وجود ندارد. هیچ مرزی برای این حملات مشخص نشده. هیچ مقاوله نامه ای هم وجود ندارد که استانداردهایی را در قوانین بین المللی برای چگونه انجام گرفتن یا نگرفتن چنین جنگ هایی قرار دهد.»
به گفته وی اصطلاحاتی مثل حمله سایبری و جنگ سایبری مشخصه ها و پیامدهای متفاوتی دارند. اما با وجود این که از یکدیگر متمایزند از سوی بسیاری جا به جا مورد استفاده قرار می گیرند.
دیپرت به چند نمونه از میان نمونه های بسیاری که در زمینه جنگ های سایبری وجود دارد اشاره می کند که از جمله آنها انجام حملات سایبری روسیه به استونی و گرجستان و حملات خوب سازماندهی شده چین به اهداف شرکتی یعنی گوگل و جی میل و نیز حملات کرم استاکس به بعضی از کشورها است.
البته ایجاد خسارت های عمدی سایبری دهه ها است که گریبان فضای مجازی را گرفته است. این صدمات عمدتاً از سوی افراد غیرسیاسی و هکرها که به دنبال ایجاد هرج و مرج در فضای سایبر هستند وارد می شود. به اینها می توان عاملان جاسوسی سایبری صنعتی که انگیزه اقتصادی دارند را هم افزود.
ایده هایی هم درباره این که در نتیجه این حملات چه رخ می دهد وجود دارد. اما برای سناریوهای احتمالی، استدلال های اخلاقی و مثال های سرراستی که ما را راهنمایی کند وجود ندارد.
دیپرت می گوید:«برای مثال در قوانین جنگ سنتی مواردی مثل کشتن یا مجروح کردن اهداف انسانی و یا نابودی ساختارهای فیزیکی مشخصاً بیان شده است. اما هیچ قانون یا محدودیتی برای صدمات سایبری یا نرم که به اهداف انسانی و ساختارهای فیزیکی «به صورت شیء» صدمه نمی زند وجود ندارد. درحالی که تخریب عمدی یا منحرف کردن داده ها یا الگوریتم ها هم می تواند به انسان ها، ماشین ها یا محیط زیست زیان وحشتناکی وارد کند. زیانی که گریبان سیستم های کاملاً غیرنظامی را می گیرد و در دوره های طولانی زمانی به جمعیت یک کشور صدمه می زند.»
نگرانی دیگر از ناحیه اینترنت است که بیشتر زیرساخت های اطلاعات دفاعی و اقتصادی را مقابل حملات سایبری آسیب پذیر کرده است.
دیپرت این شرایط را با سال های اولیه جنگ سرد مقایسه می کند. یعنی زمانی که ایده های اندکی درباره این که قدرت های اتمی چگونه از لحاظ تهاجمی یا دفاعی باید سلاح هایشان را مورد استفاده قرار دهند وجود داشت.
به گفته وی آن چه که ما امروز نیاز داریم و آن چه که اساتید، کارکنان حوزه نظامی و حکومت ها باید انجام دهند سیاستگذاری و تدوین استراتژی هایی است که جنگ سایبری را پوشش دهد. همچنین لازم است مفاهیم و اصول اخلاقی ای برای جنگ سایبری مطرح شود. و همچنین بعضی موافقت نامه ها انجام شود برای این که چنین جنگ هایی موضوعی برای قانون عرفی و بین المللی باشد.
دیپرت می گوید:«من پیش بینی می کنم که آن چه ما امروز ما با آن مواجهیم یک جنگ سرد سایبری طولانی است که مشخصه اش وارد آمدن خسارت های محدود ولی مکرر به سیستم های اطلاعاتی است. این در حالی است که ملت ها، شرکت ها و … این سلاح ها را آزمایش می کنند و احساس می کنند که این سلاح ها راهی به سوی دست یافتن به نوعی توازن است.»
محققان با انجام محاسباتی به این نتیجه رسیده اند که هنوز هم زمین در حال انباشته شدن از گونه های جدید است. منتها با سرعت و میزانی کم تر از قبل.
در حال حاضر گونه ها از لحاظ تنوع در حالت متوازن و متعادلی نیستند. اما به طورکلی میزان ایجاد گونه های جدید به مرور زمان رو به کاهش است. به این معنی که روند ایجاد تنوع در گونه ها به نحوی محدود شده و در نهایت ممکن است به حالت تعادل و توازن برسیم.
نظریه های متعددی درباره این که چگونه گونه ها تنوع می یابند و منقرض می شوند وجود دارد. برخی از این نظریه ها می گویند که گونه ها به طور مداوم در حال انباشته شدن بر روی زمین هستند و همیشه هم محیط زیستی برای خود می یابند. نظریه های دیگر حاکی از این هستند که شمار گونه هایی که به طور توأم با هم وجود دارند محدود شده و ما در نهایت شاهد توازن خواهیم بود. به عبارت دیگر، گونه ها تنها موقعی متولد می شوند که بقیه گونه ها رو به انقراض رفته باشند.
در هر صورت براساس تحقیقات ما شاهد آنیم که میزان ایجاد تنوع در جانداران رو به کاهش است اما هنوز به صفر نرسیده. این به آن معنا است که یا حد و حدودی برای تعداد کل گونه ها وجود دارد که ما هنوز به آن نرسیده ایم، یا اصلاً چنین محدودیتی وجود ندارد. اما در هرحال نرخ تنوع یافتن به طور کلی درحال کاهش است. اما این که ما چه موقع به وضعیت صفر می رسیم نامشخص است.
واضح است که اخیراً گونه هایی از جانداران به خاطر اثرات رفتارهای سوء بشر از میان رفته اند. اما زمان های خیلی طولانی تر و در مقیاس زمان های زمین شناسی مورد نظر است.
ساختارهای سنگی بسیار قدیمی واقع در غرب استرالیا نشان داده باکتری هایی که اکسیژن تولید می کنند صدها میلیون سال زودتر از آن چه پیش از این تصور می شد تکامل یافته اند.
درواقع سن فسیل های «استروماتولیت» منطقه پیلبارا، 2.75 میلیارد سال است. این مدرکی است که زمان انجام فتوسنتز اکسیژنی را 270 میلیون سال عقب تر از حدس های پیشین می برد.
بیشتر دانشمندان عقیده دارند که جو زمین در طول دوره ای که به عنوان حادثه بزرگ اکسیداسیون نامیده می شود و مربوط به حدود 2.45 و 2.32 میلیارد سال قبل است اکسیژن دار شده و کره زمین را برای سایر اشکال زندگی هم قابل سکونت کرده. تصور می شود که باکتری های آبی- سبز یا سیانوباکتری ها اولین موجودات زنده ای بوده اند که فتوسنتز اکسیژنی را انجام داده اند. این موجودات به صورت توده هایی زندگی می کرده اند و بعدها هم به صورت فسیل های استروماتولیت به جا مانده اند.
به این ترتیب بسیاری از دانشمندان درباره نحوه اکسیژن دار شدن زمین اتفاق نظر دارند. اما زمانی که موجودات زنده تولید کننده اکسیژن برای اولین بار تکامل یافته اند و این که چه مدتی طول کشیده که برآیند آن جو زمین اکسیژن دار شده تاکنون مبهم مانده است. حالا یافته ها نشان می دهد که این فرایند نه تنها زودتر از آن چه گمان می رفت آغاز شده بلکه بیشتر از آن چه قبلاً تصور می شد به طول انجامیده و تدریجی بوده است.
درنهایت به نظر می رسد که داستان حادثه اکسیداسیون بزرگ خیلی هم شسته رفته نیست. این ایده که جو زمین در حدود 2.45 میلیارد سال قبل ناگهان دارای اکسیژن شده حالا به نظر خیلی ساده انگارانه می رسد.
یک گروه تحقیقاتی روسی می گوید نسل انسان های نئاندرتال بر اثر وقوع انفجارهای ویرانگر آتشفشانی در موطنشان واقع در آسیای غربی و اروپایی منقرض شده است. به عقیده آنها دست کم سه انفجار آتشفشانی در حدود 40 هزار سال قبل رخ داده و به پایان عمر انسان های نئاندرتال که موجوداتی با ریختی شبیه به انسان بوده اند انجامیده است.
انسان های امروزی هم به این دلیل به حیاتشان ادامه داده اند که در آن زمان با خیال راحت در آفریقا و نیز منتهاالیه جنوب غربی آسیا زندگی می کردند. این مناطق خارج از گستره ای که ابرهای ناشی از خاکستر آتشفشانی آن را دربر می گرفته بوده است.
درواقع انسان های هوموساپینس از شانس خوبشان، در زمان وقوع این آتشفشان ها در موقعیت جغرافیایی ای زندگی می کردند که به آنها اجازه داد به حیاتشان ادامه دهند. به این ترتیب بعد از چند هزار سال هم بدون این که مجبور باشند برای دستیابی به غذا و منابع دیگر با انسان های نئاندرتال رقابت کنند به قلمرو سابق آنها کوچ کردند.
انسان های هوموساپینس کمی بعد از 40 هزار سال قبل توانسته اند بر شرایط ناگوار و ناملایم حاکم بر زیستگاه ها پس از وقوع این آتشفشان ها غلبه کنند. آنها به مدد پیشرفت در ساخت ابزار سنگی و انجام ابداعات فرهنگی دیگر این شرایط را برای خود تسهیل کرده اند.
این گروه تحقیقاتی برای اثبات تئوری آتشفشانی به خاک، گرده های گیاهی، استخوان های جانوران و ابزارهای سنگی به دست آمده از غار مزمسکایا واقع در جنوب غربی کوه های قفقاز روسیه استناد می کنند.
محققان با تجزیه و تحلیل شیمیایی لایه های خاک این غار دو نوع خاکستر آتشفشانی را تشخیص داده اند که نشان دهنده وقوع انفجارهای آتشفشانی جداگانه در غرب آسیا بین 45 هزار و 40 هزار سال قبل است.
محققان شواهدی از وقوع یک انفجار آتشفشانی بزرگ و غیرمعمول در ایتالیا، حول و حوش 40 هزار سال قبل هم به دست آوردهاند که زمستانی آتشفشانی را به وجود آورده و محیط زندگی موجودات زنده جنوب و شرق اروپا را ویران کرده است.
گروهی از محققان براساس وضعیت جمجمه و دندان های خزنده ای نیوزیلندی به نام تواتارا مدلی رایانه ای درست کرده اند. آنها به وسیله این مدل رایانه ای نشان داده اند که چگونه فعل و انفعالات پیچیده بین فک ها، ماهیچه ها و مغز ما می تواند از وارد آمدن آسیب به دندان های کاشته (ایمپلنت دندانی) و مفاصل فکمان جلوگیری کند.
تواتارا یک خزنده سوسمار مانند است که اجدادش در زمان دایناسورها در همه جا منتشر بوده اند. برخلاف پستانداران و کروکودیل ها که دندان هایی دارند که به وسیله یک رباط قابل انعطاف داخل حفره دهان نگه داشته می شوند، تواتارا دندان هایی دارد که با استخوان فکش به هم آمیخته. به عبارتی تواتارا هیچ رباطی ندارد و وضعیت دندان های او خیلی شبیه به دندان های کاشته امروزی در انسان است.
دکتر نیل کورتیس یکی از محققان شرکت کننده در این تحقیق می گوید:«موقعی که انسان ها و بسیاری از جانوران دیگر چیزی می خورند جلوی آسیب رسیدن به دندان ها و فکشان را هم می گیرند. آن هم به این خاطر که رباطی دارند که هم هر دندان را سر جایش نگه می دارد و هم وقتی لقمه ای سفت است به مغز انعکاس می دهد.»
دکتر مارک جونز عضو دیگر گروه تحقیقاتی نیز می گوید:«در جوامعی که مثل جوامع غربی از شکر اشباع شده اند بسیاری از آدم ها در نهایت دندان هایشان را از دست می دهند و باید به جای آنها از دندان های مصنوعی یا دندان های کاشته استفاده کنند. آنها همچنین رباط پریودنتال خود را از دست می دهند. (رباط پریودنتال بافت همبندی است که دندان را احاطه و آن را به استخوان فک متصل می کند و سرجایش نگه می دارد.) ما می خواستیم مغز خود تواتاراها به ما بگوید که موقعی که این جانوران چیزی می خورند چه روی می دهد.»
بنابراین این گروه تحقیقاتی مدلی رایانه ای از جمجمه تواتارا درست کردند تا بازخوردی که بین مفاصل فک و ماهیچه ها در یک جانور فاقد رباط های پریودنتال صورت می گیرد را بررسی کنند.
دکتر کورتیس می گوید:«تواتارا مدت 60 سال را به خیر و خوشی در جهان وحش به سر می برد بدون این که نیاز باشد دندان های دیگری جایگزین دندان هایش کند. چراکه این جانور می تواند به طور ناخودآگاه نیرویی که بر مفصل فکش وارد می شود را اندازه گیری و نیروی انقباضات ماهیچه فکش را براین اساس تنظیم کند.»
این یافته توضیح می دهد که چگونه تواتاراها دندان هایشان و انسان ها دندان های مصنوعیشان را مدیریت می کنند تا این دندان ها نشکنند و در نهایت با ناهنجاری های مفصل فک مواجه نشوند. این واضح است که داشتن یک رباط پریودنتال به ویژه برای تنظیم دقیق حرکات جویدن خیلی مفید است و همین مفید بودن می تواند توضیح دهد که چرا این رباط به طور مستقل در اجداد پستانداران، کروکودیل ها، دایناسورها و حتی بعضی از ماهی ها تکامل یافته است.
شواهدی وجود دارد که نشان می دهد انسان هایی که دندان های کاشته یا مصنوعی دارند انتخاب های غذایی ای دارند که به فقدان رباط پریودنتال در آنها مربوط است. اما، تواتارا رژیم غذایی گسترده و متنوعی دارد که شامل سوسک ها، عنکبوت ها، حلزون ها، قورباغه ها و گاه و بیگاه پرندگان دریایی جوان می شود.
به هرحال محققان انجام این قبیل تحقیقات را برای گسترش سلامتی و تندرستی به ویژه در سنین سالمندی حیاتی می دانند.
هرگز کار آسانی نبوده که تئوری های نسبیت آلبرت اینشتین به خانه ها و به میان عموم مردم آورده شوند. این تئوری ها پیش بینی می کنند که سرعت نسبی و جاذبه بر گذر زمان اثر می گذارند. حالا محققان نشان داده اند که در زندگی روزمره هم موقعی که سرعت یک شیء افزایش می یابد ساعت ها کندتر حرکت می کنند و هنگامی که نیروی جاذبه ضعیف می شود سرعت حرکت ساعت ها افزایش می یابد.
در ابتدای دهه 1970 دانشمندان با نصب ساعت های اتمی که با هم انطباق زمانی داشتند بر روی جمبوجت هایی که به سوی شرق و غرب زمین پرواز می کردند تئوری های نسبیت را نشان دادند. به این ترتیب که پرواز هواپیمایی که به سوی غرب زمین می رفت –یعنی هواپیمایی که برخلاف مسیر گردش زمین پرواز می کرد- در مقایسه با یک ساعت مرجع ثابت بر روی زمین زمان بیشتری گرفت. اما پرواز با جمبوجت هم به هرحال زندگی روزمره همه مردم نیست.
چین- ون چو و همکارانش در مؤسسه ملی استانداردها و فناوری ها ( NIST ) واقع در بولدر کلرادوی آمریکا، تئوری های اینشتین را با مقیاس های دنیوی بیشتری تشریح کرده اند. محققان NIST با آزمایش تئوری های خاص و عام نسبیت نشان می دهند که اگر شما از تنها یک پله نردبان بالا روید زمان با سرعت بیشتری می گذرد و اگر با سرعت حدود 36 کیلومتر در ساعت سفر کنید سرعت گذر زمان کند می شود.
هولگر مولر استاد فیزیک دانشگاه کالیفرنیا می گوید:«این مطالعه نشان می دهد که اثبات نسبیت محدود به آزمایشات مربوط به سرعت ها و فاصله های بسیار زیاد نیست و همچنین ثابت می کند که نسبیت چیزی محسوس و ملموس است.»
مطالعاتی که محققان NIST انجام می دهند به ساعت هایی که در اختیار دارند و از جمله دقیق ترین ساعت های جهان هستند وابسته است. ساعت های اتمی استاندارد که از دهه 1950 میلادی به کار گرفته شده اند از ساعت های بسیار دقیقی هستند که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته اند. آنها امواج ماکروویو یک فرکانس خاص را از روی اتم ها عبور می دهند که اتم ها هم با پریدن به یک سطح بالاتر انرژی پاسخ می دهند. سیگنال ناشی از این پرش به سرچشمه یا منبع امواج مایکروویو منعکس می شود و از انحراف فرکانسش جلوگیری می کند. بنابراین تیک تاک ساعت را در کسر یک در 10 به توان 15 یا بیشتر نگه می دارد.
چو و گروهش برای انجام این مطالعه ساعت نوری ای که در سال 2005 ابداع شده بود را مورد استفاده قرار دادند. این ساعت نور لیزر را مورد استفاده قرار می دهد که فرکانسی تقریباً صدهزار برابر بالاتر از امواج ماکروویو دارد. بنابراین ساعت های نوری ده ها و حتی صدها برابر دقیق تر از ساعت های مایکروویو هستند. ساعت نوری ای که NIST در اختیار دارد کمتر از یک ثانیه را در سه میلیارد سال از دست می دهد.
نسبیت عام می گوید که موقعی که نیروی جاذبه ضعیف می شود سرعت گذر زمان برای اشیا بالا می رود. چو و همکارانش برای نشان دادن این وضعیت یک ساعت نوری را 33 سانتی متر بالاتر از ساعت دیگری قرار دادند. همین جاذبه کمی کمتر در این ارتفاع این نتیجه را در برداشت که سرعت تیک تاک ساعت در مقایسه با ساعت مرجع به میزان کسری از فرکانس چهار در ده به توان منفی 17 معادل یک نود میلیاردم یک ثانیه در بیش از 79 سال افزایش یافت.
نسبیت خاص هم می گوید که سرعت گذر زمان برای اشیای در حال حرکت کند می شود. محققان برای تشریح این وضعیت یک اتم را در ساعت نوریشان تکان دادند به نحوی که در سرعت های نسبی کمتر از ده متر در ثانیه یا 36 کیلومتر در ساعت نوسان یافت. در این موقوع به نظر رسید که سرعت تیک تاک ساعت با فرکانس کسری از تقریباً 16- 10 × 6 افت کرد.
چو می گوید این مطالعه به یاد مردم می آورد که نسبیت در زندگی روزانه آنها اثر دارد.
توانایی یافتن و نمایان ساختن تغییرات کوچک در جاذبه می تواند در ژئوفیزیک و آب شناسی هم کاربردهایی داشته باشد. به گفته ژرارد گویینر استاد فیزیک دانشگاه منیتوبای کانادا، این توانایی می تواند به دانشمندان در ردیابی این که چگونه جرم- برای مثال در شکل آب- به دنبال تغییرات آب و هوایی توزیع می شود کمک کند.