ستاره دنباله دار یک جرم آسمانی یخی است که دور خورشید می گردد. بیشتر ستاره های دنباله داری که از زمین دیده می شوند، در مدارهایی بلند و بیضی شکل دور خورشید می گردند. ستاره دنباله دار از یک هسته (متشکل از خاک، گرد و غبار و گاز و یخ) تشکیل شده که به وسیله یک جو ابری به نام کما (بخارآب، دی اکسید کربن و گازهای دیگر) و یک یا دو دنباله بلند (ساخته شده از گرد و غبار و گازهای یونیزه شده) احاطه شده. دنباله موقعی که ستاره دنباله دار به خورشید نزدیک است، بزرگ می شود.
دنباله بلند یونی ستاره دنباله دار به خاطر نیروی بادهای خورشیدی همیشه از خورشید دورتر قرار می گیرد. بلندی دنباله می تواند به 250 میلیون کیلومتر برسد و بیشترین چیزی که ما از یک ستاره دنباله دار می توانیم ببینیم همین دنباله است. ستاره های دنباله دار فقط وقتی که نزدیک خورشید و در مدارهای بیضی هستند، قابل دیدن هستند.
بیشتر ستاره های دنباله دار به قدری کوچک یا به قدری ضعیفند که بدون تلسکوپ دیده نمی شوند. اما بعضی از ستاره های دنباله دار چند هفته با چشم غیرمسلح قابل دیدن هستند. علت قابل دیدن بودنشان این است که از نزدیک خورشید عبور می کنند. ما به خاطر این می توانیم ستاره های دنباله دار را ببینیم که گاز و گرد و غباری که در کما های آنها هستند و همچنین دنباله ها، نور خورشید را بازتاب می دهند. همچنین گازها انرژی ای را که از خورشید جذب کرده اند آزاد می کنند که این باعث می شود تابناک و درخشان شوند.
ستاره شناسان ستاره های دنباله دار را بر این مبنا طبقه بندی می کنند که چقدر طول می کشد آنها دور خورشید بگردند. آنهایی که در دوره کوتاه تری دور خورشید می گردند کمتر از 200 سال طول می کشد تا یک دور گردششان به دور خورشید را کامل کنند. در حالی که 200 سال یا بیشتر زمان می برد تا آنهایی که مدت بیشتری طول می کشد تا به دور خورشید بگردند یک دور گردششان را کامل کنند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این که ستاره های دنباله دار از کجا می آیند اینجا را کلیک کنید.
ستاره شناسان باور دارند که ستاره های دنباله دار، از مجموعه ای از گاز، یخ، سنگ و گرد و غبار تشکیل شده اند که حدود 4.6 میلیارد سال پیش سیاره های خارجی تر هم از آنها درست شده اند. بعضی از دانشمندان باور دارند که ستاره های دنباله دار در ابتدا مقداری آب و مولکول های با پایه کربن را به زمین آورده اند که زمینه حیات در زمین را به وجود آورده.
خاک، بیشتر خشکی روی زمین را می پوشاند. خاک از مواد معدنی (سنگ، لای و لجن و شن و ماسه)، هوا، آب و مواد آلی (گیاهی و جانوری) تشکیل شده است.
انواع خاک: انواع بسیار مختلفی از خاک ها وجود دارد و هر یک مشخصه های بی همتایی از نظر رنگ، بافت، ساختمان و محتویات دارند. عمق خاک هم متفاوت است. نوع خاک یک منطقه، نوع گیاهانی که می توانند در آن رشد کنند را تعیین می کند. 12 نوع خاک وجود دارد که عبارتند از: آلفوسولز Alfisols، اریدیسولز Aridisols، انتیسولز Entisols، هیستوسولز Histosols، اینسپتیسولز Inceptisols، مولیسولز Mollisols، اکسیسولز Oxisols، اسپودوسولز Spodosols، آلتیسولز Ultisols، ژلیسولز Gelisols، اندیسولز Andisols و ورتیسولز Vertisols.
علمی که خاک را مطالعه می کند خاک شناسی نامیده می شود.
تشکیل خاک: خاک ابتدا به کندی به صورت سنگ تشکیل می شود و بعد بر اثر فرسایش در نزدیکی سطح زمین به صورت ذرات ریز (ماده منشأ) در می آید. مواد آلی هم با مواد غیر آلی (ذرات سنگ، مواد معدنی و آب) مخلوط می شوند تا خاک تشکیل شود.
نیروی جاذبه، کششی است که بین همه اشیا به خاطر جرمشان به وجود می آید. جرم یک شیء مقدار ماده آن است. به خاطر نیروی جاذبه، شیئی که نزدیک سیاره زمین است به سوی سطح سیاره می افتد.
بر شیئی که روی سطح زمین است، به خاطر نیروی جاذبه، یک نیروی روبه پایین به وجود می آید. ما نیروی جاذبه را بر بدنمان به صورت وزنمان احساس می کنیم. همچنین نیروی جاذبه، گازهای داغی را که خورشید را تشکیل می دهد با هم نگه می دارد و سیارات نیز به خاطر نیروی جاذبه در مدارهای اطراف خورشید باقی می مانند.
انسان ها برای قرن های متمادی درباره نیروی جاذبه دچار سوء تفاهم بودند و آن را درست نمی فهمیدند. در قرن چهارم پیش از میلاد، ارسطو فیلسوف و دانشمند یونانی این ایده نادرست را تدریس می کرد که اشیای سنگین سریع تر از اشیای سبک می افتند.
مردم این ایده را تا ابتدای قرن 17 میلادی قبول داشتند. یعنی تا زمانی که گالیله دانشمند ایتالیایی آن را تصحیح کرد. گالیله گفت که همه اشیا با شتابی یکسان سقوط می کنند مگر این که مقاومت هوا یا برخی نیروهای دیگر روی آنها اثر بگذارد. شتاب یک شیء میزان تغییر سرعت آن در واحد زمان است. او گفت یک شیء سنگین و یک شیء سبک که از ارتفاعی یکسان می افتند همزمان به زمین می رسند.l
مشتری چهار ماه بزرگ و تعدادی ماه های کوچک تر دارد. گالیله ستاره شناس ایتالیایی چهار تا از بزرگ ترین ماه های مشتری را در سال 1610 با استفاده از یک تلسکوپ کشف کرد. این ماه ها که به ماه های گالیله مشهورند عبارتند از یو، اروپا، گانیمد، و کالیستو.
ماه های مشتریبر اساس فاصله شان از مشتری عبارتند از: متیس، آدراسته آ، آمالته آ، تب، یو، اروپا، گانیمد (بزرگ ترین ماه)، کالیستو (ماه بزرگ دوم)، لدا (کوچک ترین ماه)، هیمالیا، لیسیته آ، الارا، آنانک، کارم، پاسیفا، سینوپ و بسیاری از ماه هایی که اخیراً کشف شده اند و نامی برایشان انتخاب نشده. 16 ماه اصلی که بیش از 16 کیلومتر قطر دارند عبارت اند از:
METIS متیس:
نزدیک ترین ماه به مشتری است. و در 128000 کیلومتری مشتری در داخل حلقه اصلی آن می گردد. قطر این ماه 25 مایل (40 کیلومتر) است. متیس و ماه بعدی یعنی آدراسته آ (Adrastea)، شاید منبع گرد وغبار حلقه اصلی باشند. این ماه در مدت 0.294780 روز زمینی به دور مشتری می گردد. یعنی سریع تر از مشتری دور محورش می چرخد. این ماه در سال 1980 کشف شد.
ADRASTEA آدراسته آ:
دومین ماه نزدیک به خورشید است که 12 مایل (20 کیلومتر) قطر دارد و در 80000 مایلی (129000 کیلومتری) از مشتری در داخل حلقه اصلی دور مشتری می گردد و ممکن است همراه با متیس منبع گرد وغبار حلقه اصلی مشتری باشد. این ماه در مدت 0.29826 روز زمینی به دور مشتری می گردد که سریع تر از چرخش مشتری به دور محورش است. این ماه در سال 1979 به وسیله وویجر2 کشف شد.
AMALTHEA آمالته آ:
سومین ماه از نظر فاصله از مشتری ست. این ماه قرمزترین شیء در منظومه شمسی ما است. آمالته آ 134x146x232 کیلومتر قطر دارد و در 181300 کیلومتری مشتری در داخل حلقه گوسامر (Gossamer) به دور مشتری می گردد. این ماه و ماه تب (Thebe) احتمالاً منشأ گرد و غبار برای حلقه گوسامر هستند. این ماه در مدت 0.49817905 روز زمینی دور مشتری می گردد. همیشه یک رویش به طرف مشتری است. آمالته آ بیشتر از مقدار گرمایی که از خورشید دریافت می کند گرما منعکس می کند. این ماه در سال 1892 کشف شد.
THEBE تب:
این ماه 90x 110 قطر دارد و در 222000 کیلومتری مشتری به دور آن می گردد. ظاهراً به همراه آمالته آ گرد و غبار را برای حلقه گوسامر تأمین می کند. این ماه در 0.6745 روز زمینی به دور مشتری می گردد و همیشه یک رویش به سمت مشتری است. این ماه به وسیله وویجر1 در سال 1980 کشف شد.
IO آیو (ماه گالیله):
ماهی است بزرگ، سنگی، و از نظر آتشفشانی فعال. آتشفشان های آن سولفور فلزی بیرون می دهند که آیو را به ماه بسیار رنگارنگی تبدیل کرده. این ماه در میان ماه های گالیله نزدیک ترین ماه بزرگ به مشتری است و از نظر بزرگی هم سومین ماه بزرگ مشتری است. قطر این ماه 3636 کیلومتر است و اندازه آن به اندازه ماه زمین نزدیک است. فاصله یو از مشتری 422000 کیلومتر است. جرم آن 8.93X1022 کیلوگرم است. 1.77 روز زمینی طول می کشد تا آیو یک بار به دور مشتری بگردد.
یک ابر پلاسما به شکل شیرینی بزرگ حلقوی اطراف مشتری نزدیک مدار آیو وجود دارد. این ابر به وسیله حوزه مغناطیسی قوی مشتری ایجاد شده. این حوزه مغناطیسی هنگامی که یو می گردد یون ها را به شکل نواری خارج میوی کند. آیو مثل یک ژنراتور الکتریکی عمل می کند. آیو جداگانه به وسیله گالیله و ماریوس در سال 1610 کشف شد.
"ال رومر" Ole Romer ستاره شناس دانمارکی بین سال های 1676-1675 برای اولین بار گفت که سرعت نور محدود است. رومر این را با مشاهده ماه گرفتگی ماه مشتری، یو انجام داد. فاصله مشتری از زمین در طول سال متفاوت است و در دوره مشاهده شده رومر در هنگام ماه گرفتگی، مدار یو حدود 20 دقیقه تفاوت کرد.
او نتیجه گرفت که این تفاوت به خاطر فاصله اضافی ای است که نور باید به سمت زمین طی کند. محاسبات او سرعت نور را 225000 کیلومتر در ثانیه نشان داد (زمان واقعی سرعت نور تنها یک کمی سریع تر است و 299792 کیلومتر در ثانیه است).
آتشفشان های آیو در مکان اشتباهی قرار دارند! ماه آیوی مشتری به خاطر آتشفشان هایش فعال ترین مکان در منظومه شمسی به شمار می رود. آیو صدها آتشفشان دارد که گدازه برخی از آنها تا ارتفاع 250 مایلی (400 کیلومتری) پرتاب می شوند. منتها مکان تمرکز فعالیت های آتشفشانی به میزان 30 تا 60 درجه با جایی که محققان از روی مدل ها پیش بینی می کنند تفاوت دارد. دانشمندان می گویند شاید چرخش سریع تر از حد انتظار آیو عامل این وضعیت باشد و یا ساختار داخلی آیو باعث شده باشد که ماگما فاصله قابل توجهی را از جایی که در آن بیشترین حرارت وجود دارد به مکانی که از آن فوران می کند بپیماید. جزر و مدهای سیال از یک اقیانوس ماگمای زیرزمینی هم می تواند عامل این وضعیت باشد.
EUROPA اروپا(ماه گالیله):
یک ماه بزرگ، متراکم و یخی مشتری است. اروپا صاف ترین شیء در منظومه شمسی ماست. سطح آن با راه های متقاطع بلند روی یخ آب پوشیده شده و تنها چند چاله دارد. اسید سولفوریک یخ زده روی سطح اروپا پیدا می شود. قطر اروپا کمتر از 3138 کیلومتر است که کوچک تر از ماه زمین است. 3.55 روز طول می کشد تا این ماه به دور مشتری بگردد. فاصله این ماه از مشتری حدود 670900 کیلومتر است. گالیله و ماریوس به طور مستقل آن را در سال 1610 کشف کردند.
ستاره شناسان شواهدی پیدا کرده اند مبنی بر این که آب شور اقیانوسی که در زیر سطح منجمد اروپا قرار دارد به نوعی راهش را به سطح آن پیدا می کند. آنها نتیجه می گیرند بین این اقیانوس و سطح اروپا نام دارد تبادل شیمیایی صورت می گیرد. این تبادل شیمیایی باعث می شود اقیانوس محیط شیمیایی غنی تری داشته باشد. انرژی ای که بین اقیانوس و سطح اروپا مبادله می شود مهم است چراکه در این صورت می توان درباره احتمال وجود حیات در این ماه مشتری بحث کرد. البته صحبت درباره ترکیبات سطح اروپا به فرود یک فضاپیما بر آن موکول شده است.
GANYMEDE گانیمد(ماه گالیله):
بزرگ ترین ماه مشتری است. یک ماه خارجی بزرگ و یخی که با چاله های ناشی از برخورد زخمی شده است. قطر آن حدود 5268 کیلومتر است و در فاصله 1070000 کیلومتری از مشتری دور آن می گردد. این ماه حوزه مغناطیسی دارد و شاید یک هسته آهنی فلزی داشته باشد. 7.15 روز زمینی طول می کشد تا گانیمد به دور مشتری بگردد. جرم آن 1.48×1023 کیلوگرم است. گانیمد بزرگ ترین ماه منظومه شمسی hست. این ماه همچنین بزر تر از سیاره تیر و سیاره کوتوله پلوتون است. گالیله و ماریوس به طور مستقل آن را در سال 1610 کشف کردند.
CALLISTO کالیستو(ماه گالیله):
ماه خارجی مشتری که تراکم پایینی دارد، تاریک، یخی و بزرگ است و به وسیله چاله های برخوردی و فوران ها خراش خورده است. قطر آن حدود 4800 کیلومتر است و دومین ماه بزرگ مشتری است. این ماه تقریباً هم اندازه عطارد است. کالیستو بزرگ ترین چاله شناخته شده در منظومه شمسی را دارد. اسم این چاله واهالا (Valhalla) است. این چاله 600 کیلومتر عرض دارد و حلقه هایی از آن تقریباً 3000 کیلومتر به خارج رفته اند.
کالیستو در فاصله 1883000 کیلومتری مشتری می گردد. جرم آن 1.08X1023 کیلوگرم است. کالیستو 16.7 روز طول می کشد تا به دور مشتری بگردد. گالیله و ماریوس به طور مستقل این ماه را در سال 1610 کشف کردند.
LEDA لیدا:
نهمین و کوچک ترین ماه مشتری ست. 16 کیلومتر قطر دارد در 11094000 کیلومتری مشتری دور آن می گردد. این ماه 238.72 روز زمینی طول می کشد تا دور مشتری بگردد. این ماه در سال 1974 کشف شد.
HIMALIA هیمالیا:
دهمین ماه مشتری که 170 کیلومتر قطر دارد و در فاصله 11480000 کیومتری از مشتری دور آن می گردد. هیمالیا در سال 1904 کشف شد.
LYSITHEA لیسیته آ:
یازدهمین ماه مشتری ست که 24 کیلومتر قطر دارد و در فاصله 11720000 کیلومتری از مشتری دور آن می گردد. 259.22 روز زمینی طول می کشد تا این ماه دور مشتری بگردد. این ماه در سال 1938 کشف شد.
ELARA الارا:
دوازدهمین ماه مشتری ست. 80 کیلومتر قطر دارد و در 11737000 کیلومتری از مشتری دور آن می گردد. 259.6528 روز زمینی طول می کشد تا یک دور دور مشتری بگردد. این ماه در سال 1905 کشف شده است.
ANANKE آنانک:
سیزدهمین ماه مشتری است. 20 کیلومتر قطر دارد و 21200000 کیلومتر از مشتری فاصله دارد. این ماه در 631 روز زمینی به دور مشتری می گردد و مسیر حرکت آن برخلاف مسیر مشتری است. این ماه در سال 1951 کشف شد.
CARME کارم:
چهاردهمین ماه مشتری است که 30 کیلومتر قطر دارد و در 22600000 کیلومتری از مشتری دور آن می گردد. 692 روز زمینی طول می کشد تا این مدار را طی کند. مسیر حرکت آن برخلاف مسیر حرکت مشتری است. این ماه در سال 1938 کشف شد.
PASIPHAE پاسیفا:
پانزدهمین ماه مشتری است. 36 کیلومتر قطر دارد و در فاصله 23700000 کیلومتری از مشتری دور آن می گردد. این ماه در 735 روز زمینی به دور مشتری می گردد و در مسیری مخالف مسیر گردش مشتری به دور آن می گردد. این ماه در سال 1908 کشف شد.
SINOPE سینوپ:
شانزدهمین ماه مشتری است. 28 کیلومتر قطر دارد و 23700000 کیلومتر از مشتری فاصله دارد. 758 روز زمینی طول می کشد تا دور مشتری بگردد و مسیر آن مخالف مسیر گردش مشتری است. این ماه در سال 1914 کشف شد.
S/1999 J 1:
هفدهمین و خارجی ترین ماه مشتری است. کوچک ترین ماه شناخته شده ای ا ست که به دور یک سیاره اصلی می گردد. این ماه پنج کیلومتر قطر دارد و مدار آن بی قاعده است و 24 میلیون کیلومتر از مشتری فاصله دارد. این ماه در 774 روز زمینی و در مسیری مخالف مسیر مشتری به دور آن می گردد. این ماه در سال 2000 کشف شد.
پوسته خارجی تر زمین، میلیاردها سال قبل بلافاصله بعد از این که زمین شکل گرفت سخت و محکم شد. پوسته زمین یک پوسته خاکی صرف نیست. این پوسته به صورت صفحات بسیار بزرگ و ضخیم شکسته شده ای است که روی پوشش زیرین و کم استقامت و نرمی به نام گوشته (mantle) حرکت می کند.
صفحات از سنگ و خاک ساخته شده اند و در سراسر کره زمین حرکت می کنند. آنها هم به شکل افقی (پهلوها) و هم به صورت عمودی (بالا و پایین) حرکت می کنند. همچنین پس از طی دوره های طولانی زمانی، اندازه صفحات تغییر می کند. مثلاً به حاشیه هایشان اضافه می شود، به همدیگر برخورد می کنند یا به سمت پایین و به سوی گوشته زمین هل داده می شوند. این صفحات از 50 تا 250 مایل یا 80 تا 400 کیلومتر ضخامت دارند.
به این ترتیب نقشه زمین همیشه تغییر می کند. صفحات زیرین حرکت می کنند، اندازه صفحات هم تغییر می کند. همچنین سطح دریاها در طول زمان تغییر می کند (چون دما روی زمین متفاوت است و یخ قطب ها ذوب می شود یا منجمد می شود) در نتیجه یا حجم دریا بیشتر می شود یا برعکس دریا از پوسته عقب نشینی می کند.
دانشمندان نمی توانند به طور مستقیم داخل زمین را مطالعه کنند. عمیق ترین چاه هایی که حفر شده اند تنها به کمتر از عمق هشت مایلی یا 13 کیلومتری زیر سطح می رسند. زمین شناسان می دانند که ترکیبات داخل زمین با ترکیبات پوسته خارجی تر باریکش متفاوت است.
در عمق زمین فشار به قدری زیاد است که مواد معدنی به شکل متراکمی فشرده می شوند. مواد به این شکل در سطح زمین یافت نمی شوند. به این ترتیب لایه های عمیق تر زمین از مواد سنگین تری تشکیل شده اند. آنها نسبت به لایه های خارجی تر داغ تر، متراکم تر و زیر فشار خیلی بیشتری هستند.
دانشمندان با مطالعه این که چگونه امواج ناشی از زلزله، زیر پوسته جامد زمینحرکت می کنند، درباره داخل زمین مطالبی می آموزند. طرح از سایت ناسا
یک راه برای تعیین ترکیب کل زمین، تجزیه و تحلیل شیمیایی شهاب سنگ ها است. انواع مشخصی از اجرام به نام “کندریت” ها که از بقایای منظومه شمسی اولیه هستند، بدون تغییر در فضا باقی مانده اند و بعضی از آنها روی زمین افتاده اند.
زمین شناسان از کندریت ها استفاده می کنند تا ترکیب شیمیایی اصلی داخل زمین را به دست آورند.
جدا از کندریت ها، زمین از لایه هایی تشکیل شده که حاوی عناصر شیمیایی مختلف است.
زمین شناسان با مطالعه لرزه های تولید شده به وسیله زمین لرزه ها که با استفاده از ابزاری به نام “سیسموگراف” انجام می شود، درباره داخل زمین اطلاعاتی به دست می آورند. سرعت حرکت لرزه ها در داخل زمین به ترکیب و تراکم موادی که این لرزه ها از میانشان عبور می کنند بستگی دارد. زمین شناسان می توانند بسیاری از نسبت های ترکیبات داخل زمین را با تجزیه و تحلیل این لرزه ها تعیین کنند.
فصل ها به خاطر تفاوت فاصله زمین از خورشید در طول سال به وجود نمی آیند (این تفاوت ها به شدت کم است). فصل ها نتیجه کج بودن محور زمین هستند.
زمین یک بار در سال به دور خورشید می گردد. ولی چهار فصل در زمین به وجود می آید و درازی شب ها و روزها در هر فصل متفاوت است. این تفاوت را کجی محور زمین باعث شده. محور زمین خطی فرضی است که قطب های شمال و جنوب را به هم وصل می کند. اما محور زمین مستقیم از بالا به پایین کشیده نشده. بلکه با حدود 23.45 درجه در مقایسه با صفحه مداری کج شده. این کجی و حرکت زمین به دور خورشید باعث تغییر فصل می شود.
درابتدای پاییز نیمه شمالی زمین به شکل کج از خورشید رو برمی گرداند. در نتیجه نور خورشید به شکل کمرنگی بر سراسر نیمه شمالی زمین گسترش پیدا می کند و نیکره شمالی زمستان را تجربه می کند. در همان زمان نور خورشید به شدت روی نیمه جنوبی زمین می افتد که در حال گذراندن تابستان است. در ابتدای بهار، زمین به شکل کج به سمت دیگر خورشید رو می کند. حالا نیمه شمالی زمین به جانب خورشید کج شده. نور خورشید به شدت روی نیمه شمالی زمین می افتد و نیمکره شمالی تابستان را تجربه می کند. در همان زمان نور خورشید روی نیمه جنوبی زمین که زمستان را می گذراند، کم شدت تر است.
به این ترتیب موقعی که قطب شمال به سمت خورشید کج می شود بخش شمالی زمین تابستان است با روزهای بلند و شب های کوتاه. بعد از شش ماه زمین به سمت دیگر خورشید حرکت کرده است. نیمه شمالی حالا نسبت به خورشید کج شده است و بخش شمالی زمین روزهای کوتاه و شب های بلندی دارد.
این کج بودن محور، به ما چهار فصل سال یعنی بهار، تابستان، پاییز و زمستان را داده. چون محور کج شده، بخش های مختلف زمین در زمان های مختلف به جانب خورشید جهت گیری می کنند.
تابستان گرم تر از زمستان است. چون اشعه خورشید در طول تابستان نسبت به زمستان در یک زاویه مستقیم تر به زمین می رسد و همچنین به خاطر این که در تابستان روزها خیلی طولانی تر از شب ها هستند. در طول زمستان، اشعه خورشید با زاویه زیاد به زمین برخورد می کند و روزها خیلی کوتاه هستند. این تأثیرات ادامه نتایج کج بودن محور زمین هستند.
مدار زمین کاملاً گرد نیست. زمین در ابتدای پاییز اندکی به خورشید نزدیک تر است (زمستان در نیمکره شمالی) و در ابتدای بهار دورتر است. در ابتدای پاییز زمین در 91.4 میلیون مایلی یا 147.1 میلیون کیلومتری از خورشید قرار دارد و در ابتدای بهار 94.5 میلیون مایل یا 152.1 میلیون کیلومتر از خورشید فاصله دارد. این تفاوت فاصله در مقایسه با گرم شدن و سرد شدنی که به خاطر کج بودن محور زمین به وجود می آید تأثیر خیلی کوچک تری در ایجاد فصل ها دارد.
انقلاب تابستانی و زمستانی
انقلاب زمستانی در شروع زمستان که کوتاه ترین روز سال است رخ می دهد. انقلاب تابستانی نیز در شروع تابستان که بلند ترین روز سال است رخ می دهد. که این امر به دلیل زاویه محور دوران زمین به دور خود، نسبت به سطح مدار گردش زمین به دور خورشید است.
اعتدال بهاری و پاییزی
اعتدال بهاری و پاییزی روزهایی هستند که طول روز و شب مساوی است. دو اعتدال سالانه موقعی رخ می دهد که خورشید، استوا را به شکل صلیب قطع می کند.
اعتدال بهاری با شروع بهار در نیمکره شمالی و شروع پاییز در نیمکره جنوبی رخ می دهد. اعتدال پاییزی با شروع پاییز در نیمکره جنوبی و شروع بهار در نیمکره جنوبی شکل می گیرد.
برای این که بفهمیم چرا آسمان در طول روز آبی است اول باید مفهوم نور را بدانیم. نوری که در زمین است بیشتر از ستاره ما، خورشید تأمین می شود که مانع از این می شود تا زمین کره خیلی تاریکی شود.
نور از مبدأ خورشید با سرعت 186282 مایل در ثانیه (299791 کیلومتر در ثانیه) در خلأ یا بی هوایی حرکت می کند. با این سرعت، کمی بیش از هشت دقیقه طول می کشد تا نور خورشید مسافت 100 میلیون مایلی (160 میلیون کیلومتری) را بپیماید و به زمین برسد. موقعی که نور به جو زمین برخورد می کند سرعتش کند می شود و به 186225 مایل در ثانیه (299700 کیلومتر در ثانیه) می رسد. نور ماه، نوری است که از خورشید آمده ولی از سطح ماه به زمین منعکس شده. این نور درست در سه ثانیه به ما می رسد. این نشان می دهد که چقدر نور سریع حرکت می کند.
نور سفیدی که ما می بینیم فقط بخش کوچکی از دسته پخش کننده تشعشع خورشید، یعنی طیف الکترومغناطیسی است. همه تشعشع الکترومغناطیسی شامل انرژی نورانی قابل رؤیتی است که به صورت موج حرکت می کند. هر نوع موجی، یک طول موج بی همتا و فرکانسی دارد.
با استفاده از یک منشور می توان نور قابل مشاهده را به رنگین کمانی از شش رنگ تجزیه کرد. نور خورشید از همه رنگ های رنگین کمان یعنی قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، و بنفش تشکیل شده. مولکول های گاز موجود در جو، با نور خورشید، پیش از این که به چشمان ما برسد، واکنش انجام می دهند و شش رنگ را به وجود می آورند. این شش رنگ عبارتند از: قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی و بنفش. هر رنگ در طیف قابل مشاهده، طول موج و فرکانس خودش را دارد. قرمز طولانی ترین طول موج و پایین ترین فرکانس را دارد و بنفش کوتاه ترین طول موج و بالاترین فرکانس را دارد.
هنگامی که نور وارد جو می شود، معمولاً به خاطر وجود مولکول های هوا و افشانه ها و ذرات ریز گرد و غبار و بخار آب در همه جهات پخش می شود. آنهایی که طول موج کوتاه تری دارند، بیشتر پراکنده می شوند. برای همین نور آبی که طول موج کوتاه تری دارد، ده برابر بیشتر از نور قرمز پراکنده می شود. اگرچه رنگ بنفش نسبت به رنگ آبی طول موج کوتاه تری دارد، اما چون چشمان ما نسبت به رنگ بنفش تحریک پذیر و حساس نیست، آسمان به نظرمان آبی می رسد. موقعی که در نهایت نور به چشمان ما می رسد نور آبی در سراسر آسمان پخش شده است و به همین دلیل آسمان به نظر آبی می رسد.
آب برای حفظ حیات بر روی زمین ضروری است. زمین تنها سیاره منظومه شمسی است که آب مایع روی سطحش وجود دارد. آب مواد شیمیایی و فیزیکی دارد که با هیچ ماده دیگری قابل قیاس نیست و برای زندگی بر روی زمین ضروری است.
آب توانایی ویژه ای در نگهداشتن گرما دارد. اقیانوس ها مقدار بسیار زیادی از گرمایی که از خورشید به زمین می رسد را ذخیره می کنند. بار الکتریکی مولکول های آب به آن این توانایی را می دهد که اتم های مواد دیگر را جذب کند. این کیفیت به آب اجازه می دهد که خیلی چیزها را در خود حل کند. توانایی آب برای حل مواد، قدرت آن را برای شکستن سنگ ها افزایش می کند. آب مایع روی زمین، نه فقط بر سطح زمین اثر می گذارد بلکه بر داخل زمین هم تأثیر می گذارد. آب در سنگ ها، دمای ذوب سنگ را پایین تر می آورد. آب، سنگ ها را ضعیف می کند و در نتیجه در زیر سطح زمین آنها آسان تر ذوب می شوند.
حدود 71 درصد سطح زمین با آب پوشیده شده. بیشتر این آب در اقیانوس ها جمع شده. آب اقیانوس ها آن قدر شور است که نمی توان آن را نوشید. فقط حدود سه درصد آب زمین آب تازه و مناسب برای نوشیدن است. بیشتر آبی که قابل استفاده بشر است، به آسانی برای مصرف در دسترس نیست. چون یا به شکل منجمد شده در کلاه های یخی قطب است یا زیر سطح زمین است. مناطق قطبی و کوه های بلند آن قدر سرد هستند که آب برای همیشه در آنها منجمد باقی می ماند. منطقه یخ دایمی روی زمین گاهی کرایوسفر نامیده می شود.
چرخه آب
چرخه آب که چرخه آب شناسی هم نامیده می شود، سفری است که آب انجام می دهد. در طی این سفر، آنها از زمین به آسمان می روند و دوباره به زمین برمی گردند. آب از ابرها به زمین می آید، به اقیانوس ها می رسد و دوباره به ابرها برمی گردد. بارش برف و باران، تبخیر، انجماد، ذوب شدن و تقطیر همه بخشی از چرخه آب شناسی هستند.
گرمای خورشید، انرژی لازم برای تبخیر آب را از سطح زمین (اقیانوس ها، دریاچه ها و غیره) فراهم می کند. گیاهان هم آبشان را به سوی هوا از دست می دهند. بخار آب در نهایت به هم فشرده می شود و قطرات ریزی را در ابرها تشکیل می دهد. موقعی که ابرها در هوای بالای زمین خنک می شوند، می بارند (به صورت باران، برف، تگرگ) و به زمین یا دریا برمی گردند. بعضی از بارش ها به داخل زمین فرو می روند. بعضی از آب هایی که به زیر زمین می روند بین صخره ها یا لایه های خاک رس گیر می افتند. این آب، آب زیرزمینی نامیده می شود. اما بیشتر آب در نهایت روی زمین یا زیر زمین به سراشیبی می افتد و در نهایت به دریاها که نمکدار هستند برمی گردد.
جو زمین لایه باریکی از گازها است که دور زمین را فرا گرفته. برای بیشتر مردم سخت است که در بیش از دو مایلی یا سه کیلومتری بالاتر از سطح دریا تنفس کنند. در حدود 100 مایلی یا 160 کیلومتری بالای سطح دریا، هوا به قدری رقیق است که ماهواره ها می توانند بدون تحمل مقاومت زیادی سفر کنند.
بیشتر جو یعنی 80 درصد آن در داخل محدوده 10 مایلی یا 16 کیلومتری بالای سطح زمین است این در حالی است که ذرات کشف شده جو را تا ارتفاع 370 مایلی یا 600 کیلومتری بالای زمین هم می توان پیدا کرد. به هر حال جو هیچ مرز مشخصی ندارد و معلوم نیست که کجا به پایان می رسد. اما به تدریج که به سوی فضا می رود باریک تر و باریک تر می شود تا ناپدید می شود و با فضای خارجی تر یکی می شود.
ترکیب جو
جو از 78 درصد نیتروژن، 21 درصد اکسیژن، 0.9 درصد آرگون، 0.03 درصد دی اکسید کربن و مقادیر اندکی از گازهای دیگر تشکیل شده. جو همچنین بخار آب، قطرات آب، ذرات گرد و غبار و مقادیر اندکی از انواع مواد شیمیایی نیز دارد. این مواد شیمیایی بر اثر آتشفشان ها، آتش ها، موجودات زنده و فعالیت های بشر آزاد شده.
کارکرد جو
جو از زمین در مقابل دماهای بسیار بالا و بسیار پایین محافظت می کند. جو گرما را در داخلش نگه می دارد، آب و مواد شیمیایی دیگر را دوباره به گردش در می آورد، با کمک نیروهای مغناطیسی و الکتریکی کاری می کند تا آب و هوای معتدلی برای زمین مهیا شود. همچنین جو جلوی مقادیر زیادی از اشعه ماورای بنفشی که از خورشید ساطع می شود را سد می کند تا همه آن به زمین نرسد.
با مطالعه جو می توانیم درباره آب و هوا، تغییر رنگ زیبای خورشید هنگام غروب و طلوع و چشمک زدن ستاره ها اطلاعاتی به دست بیاوریم. با ابزارهای حساسی که در فضا نصب شده، می توان دید بهتری نسبت به عملکرد جو به دست آورد.
فشار هوا
در سطح دریا، فشار هوا حدود 14.7 پوند بر اینچ مربع (1.0335 کیلوگرم-فشار بر سانتی متر مربع) است. هنگامی که ارتفاع افزایش می یابد (برای مثال اگر از یک کوه بالا بروید)، فشار هوا کاهش می یابد. در ارتفاع 10000 پایی (3048 متری) فشار هوا 10 پوند در اینچ مربع (0.07 کیلوگرم-فشار بر سانتی متر مربع) است (و اکسیژن کمتری برای نفس کشیدن وجود دارد).