خطر انقراض نسل کرکس ها در آسیا و ایران

 محمدرضا کریمی

کرکسکرکس از پرندگانی است که در زمان های نه چندان دور در ایران فراوان بوده. اما مدتی است که در کشورمان وضع گونه کرکس مصری در خطر انقراض و وضعیت کرکس پشت سفید، بحرانی اعلام شده. البته به طور کلی وضعیت کرکس ها در منطقه آسیا مناسب نیست و حتی برخی احتمال انقراض نسل این پرندگان را در این قاره تا یک دهه آینده اعلام می کنند. دلیل عمده ای هم که برای انقراض نسل کرکس های آسیایی عنوان می شود، استفاده کشاورزان از داروهای شیمیایی برای سالم نگهداشتن دام هایشان و سپس تغذیه این پرندگان لاشخور از جسد این دام ها است. این پرنده به دلیل تغذیه از لاشه جانوران دیگر ممکن است چندان برای انسان خوشایند نباشد -هرچند که زمانی در دنیای باستان دارای ارج و قرب زیادی بوده است. اما برای زنجیره های غذایی مهم است و کاری را که طبیعت برایش در نظر گرفته انجام می دهد.

از آن جایی که کرکس ها در اطراف روستاهای ایران دیده می شوند، تحقیقی که یک گروه بین المللی از دانشمندان درباره این پرندگان در حال انقراض انجام داده اند، می تواند ذهن دامپزشکان و کشاورزان را نسبت به داروهایی که برای سلامت دام ها مورد استفاده قرار می دهند روشن تر کند. چراکه همان گونه که در این تحقیق نشان داده شده، چیزی که برای یک جانور خوب است، لزوماً برای همه جانوران خوب نیست.

این محققان مطالعه خود را روی داروی کتوپروفن ketoprofen متمرکز کردند. کتوپروفن دارویی مشابه ایبوپروفن است که درد را تسکین می دهد و از التهاب می کاهد. در هند برخی از کشاورزان کتوپروفن را برای تسکیل درد به دام ها می دهند. اما نتیجه تحقیق این گروه نشان داد که دادن کتوپروفن به گاوها در نهایت می تواند کرکس ها را مسموم کند.

از آن جایی که این پرندگان عظیم لاشه دام ها را می خورند، برای کشاورزان به مثابه مستخدمان طبیعی عمل می کنند. جشن کرکس ها دوروبر لاشه دام ها برای کشاورزان به این معنی است که لازم نیست به وضعیت این لاشه ها رسیدگی کنند. چراکه کرکس ها خیلی سریع این کار را انجام می دهند. گاهی کرکس ها در مدت 20 دقیقه لاشه ها را معدوم می کنند.

موقعی که یک کرکس لاشه دامی را می خورد، همراه آن داروهایی که در بدن آن جانور بوده را هم می خورد. تحقیق ریچارد کاتبرت جانورشناس بریتانیایی و همکارانش حاکی از این است که در رابطه با کتوپروفن مشکل زیادی برای کرکس ها ایجاد شده و حتی مقادیر کم این دارو هم توانسته یک کرکس را بکشد.

این دانشمندان در آزمایشاتشان متوجه شدند که کرکس ها چه پس از مصرف مستقیم کتوپروفن و چه بعد از خوردن لاشه دامی که در بدنش این دارو وجود داشته، می میرند. جالب این جا است که مقدار زیادی از این دارو لازم نیست تا کرکسی را بکشد. چراکه این پرندگان بعد از مصرف مقدار دارویی کمتر از یک میلیونیوم وزن بدنشان هم می میرند. این موضوع نشان می دهد که دامپزشکان حتی باید در زمینه تجویز کتوپروفن به سایر پرندگان هم هوشیار باشند.

کرکسالبته این اولین باری نیست که کشاورزان به طور غیرعمد کرکس ها را مسموم کرده اند. داروی دیگری که التهاب را در دام ها کاهش می دهد، داروی شناخته شده دیکلوفناک است. این دارو حدود 20 سال پیش در میان کشاورزان محبوبیت پیدا کرد. اما برای کرکس ها سم بود و در نتیجه سه گونه مختلف از کرکس ها بر لبه پرتگاه انقراض قرار گرفتند.

در سال 2004 میلادی، لیندسی اواکس، استاد دامپزشکی دانشگاه ایالتی واشنگتن بین کاهش تعداد کرکس ها و استفاده از دیکلوفناک ارتباط برقرار کرد. او گفت که حتی شمار کوچکی از لاشه های حاوی دیکلوفناک کافی است تا جمعیت بزرگی از کرکس ها نابود شوند. از زمان مطالعه اواکس، کشورهایی مانند هند، پاکستان و نپال قوانینی را بر ضد استفاده از دیکلوفناک برای دام ها به مورد اجرا گذاشته شد.

در نهایت این که چه دارویی به یک گاو داده شود می تواند به کشتار کرکس ها خاتمه دهد. دانشمندانی مانند کاتبرت هم به تأثیر داروها بر کرکس ها توجه می کنند تا بفهمند که چگونه می توانند جلوی عواقب ناخوشایند استفاده از این داروها را در آنها بگیرند. این کار تنها به کرکس ها کمک نمی کند. بلکه حتی به کشاورزانی که نمی خواهند لاشه دام هایشان روی زمین بماند هم کمک می کند!

4.2/5 - (6 امتیاز)

چگونگی تأمین انرژی مورد نیاز بدن

محمدرضا کریمی

اعمال بدن به یک منبع پایدار انرژی نیازمند است. انرژی، ظرفیت انجام کار است و قدرتی است که سبب انجام اعمال بدن و حفظ حرارت مطلوب بدن می شود. در بسیاری از مناطق دنیا انسان های زیادی غذای کافی برای تأمین نیازشان به انرژی به دست نمی آورند. آنها برای زنده ماندن از ذخایر انرژی بدنشان استفاده می کنند. فعالیت را کم می کنند و به تدریج بدنشان با پایین بودن متابولیسم تطابق می یابد. اما وقتی کمبود انرژی شدید باشد، زمانی فرا می رسد که بدن دیگر قادر به مصرف بافت های خود برای زنده ماندن نیست. در گرسنگی و قحطی چنین اتفاقی رخ می دهد. برعکس در کشورهای مرفه، وفور مواد غذایی به حدی است که مردم نگران ذخایر اضافی انرژی بدنشان هستند.

بیشتر نیاز ما به انرژی از گلوکز، گلیسرول و اسیدهای چرب تأمین می شود. اما اگر این مقدار کافی نباشد، اسیدهای آمینه هم مورد استفاده قرار می گیرند. ارزش انرژی رژیم غذایی هم براساس میزان مصرف کربوهیدرات، چریی، پروتئین تعیین می شود. کالری حاصله از ماده غذایی ای مانند کاهو، تنها چهار درصد است. درحالی که 100 درصد مواد غذایی ای مانند قند، روغن سالاد و ژلاتین خشک انرژی زا است. باقیمانده مواد غذایی شامل آب، سلولز، املاح و ویتامین ها است که از هیچ کدام انرژی ای حاصل نمی شود. بازده سیستم تولید انرژی در بدن فقط 40 درصد و بقیه به صورت حرارت دفع می شود.

واحد انرژی، کالری است. در تغذیه از کالری بزرگ که کیلوکالری نامیده می شود استفاده می شود. کیلوکالری مقدار حرارتی است که دمای 1000 گرم آب را یک درجه سانتی گراد افزایش دهد. مواد غذایی ای که حاوی نسبت زیادی آب و فیبر هستند، مثل سبزی ها و میوه ها، کالری کمتری دارند. تفاوت کالری یک گوجه فرنگی و یک سیب زمینی به علت مقدار بیشتر آب موجود در گوجه فرنگی است. میوه های تازه نسبت به میوه های منجمد شده یا کنسرو شده در شربت، انرژی کمتری دارند. بسیاری از مواد غذایی حاوی آب کمی هستند. اما مقدار کربوهیدرات قابل هضم آنها قابل توجه است. نمونه آنها آرد، غلات، نان، ماکارونی، برنج، قند و آب نبات است. این مواد از نظر انرژی در واحد وزن، نسبت به سبزی ها و میوه ها در طبقه بالاتری قرار می گیرند. حبوبات منابع غلیظ مواد مغذی انرژی زا، بخصوص کربوهیدرات و پروتئین هستند. مواد غذایی پرچربی بیشترین مقدار انرژی را دارند. منشأ چربی اهمیت ندارد. چربی های حیوانی و گیاهی به یک اندازه کالری تولید می کنند. روغن، مارگارین تقریباً 100 درصد چربی دارند و پرکالری هستند. اما کره 80 درصد و خامه 20 درصد چربی دارد. شیر بی چربی حدود نصف شیر پرچربی کالری دارد.

چربی تخم مرغ به طور عمده در زرده آن است. گوشت بدون چربی، مرغ و ماهی از نظر کالری در حد متوسط هستند اما کالری گوشت ها و ماهی های چرب زیاد است. بسیاری از غذاهای پخته شده به خاطر روش تهیه و موادی که به آنها اضافه می شود از نظر کالری ارزش بیشتری پیدا می کنند. کیک ها، شیرینی ها، کیک میوه ای و کلوچه حاوی‌ آرد، روغن، شکر، تخم مرغ، شیر و مواد دیگری مثل مغزها و نارگیل هستند که ارزش انرژی آنها را بالا می برد. غذاهای سرخ شده با روغن زیاد نیز مقدار زیادی کالری دارند. میزان انرژی یک قطعه گوشت بدون چربی اگر کباب شود، افزایش نمی یابد. اما اگر به مخلوط تخم مرغ و آرد نان آغشته شود و بعد سرخ گردد، انرژی آن دو برابر می شود.

منبع: اصول علم تغذیه، نگارش دکتر علی کشاورز با همکاری آزاده نجارزاده، دانشگاه جامع علی کاربردی

امتیاز به مطلب

معنای رنگ ها در فرهنگ های مختلف

محمدرضا کریمی

کارشناس ارشد مدیریت

رنگ لباسنمادها، نشانه هایی هستند که در هر فرهنگ وجود دارند و به صورت رنگ، عدد، شکل و غیره خودنمایی می کنند. رنگ ها در فرهنگ های مختلف مفاهیم سمبولیکی متفاوتی را انتقال می دهند. در این متن به معانی چند رنگ در فرهنگ های مختلف از لحاظ کاربردهایی که می تواند برای شرکت ها جهت فعالیت در بازارهای خارجی داشته باشد می پردازیم. چون در بازارهای خارجی انتخاب رنگ ها بایستی بر اساس حس زیباییشناسی فرهنگ خریدار باشد و نه فرهنگ فروشنده.

رنگ سفید، در کشورهای غربی رنگ تولد است و هم چنین نمایان گر وقایع شیرین زندگی است که به صورت جشن ظاهر می شود. در حالی که در چین نشانه عزاداری است. از طرف دیگر رنگ سیاه در کشورهای غربی نشانه عزاداری است (شاید به دلیل ارتباطی که با تاریکی شب دارد).

رنگ قرمز، رنگ خون است که بستگی به فرهنگ ملل تعبیری جداگانه می تواند داشته باشد (به معنای زندگی چون خون ماده حیاتی است که باعث زندگی می شود و به معنای مرگ چون خون نشانه ای از جراحت و رنج است). در چین، رنگ قرمز، نشانه فال نیک و در ترکیه نشانه مرگ است.

در آمریکا رنگ سبز نشاط و سلامت و تازگی را تداعی می کند، در حالی که همین رنگ را در کشورهایی که جنگل های فراوان دارند، با بیماری ارتباط می دهند. رنگ سبز رنگ دلخواه اعراب نیز هست. در حالی که در برخی از مناطق اندونزی این رنگ، رنگ منفی به حساب می آید. در ژاپن رنگ سبز معرف تکنولوژی بالاست، در حالی که در آمریکا تجهیزات الکترونیکی سبز رنگ مردم را فراری می دهد.

رنگ سیاه رنگ جهانی برای عزاداری نیست. در برخی از کشورهای آسیایی رنگ عزا، رنگ سفید است. در برزیل رنگ بنفش و در مکزیک رنگ زرد و در ساحل عاج رنگ قرمز تیره رنگ عزا هستند. از نظر آمریکایی ها رنگ آبی، رنگ مردانه است در حالی که در بریتانیا و یا فرانسه بیشتر رنگ قرمز رنگ مردانه به شمار می رود، در آمریکا رنگ صورتی رنگ زنانه است در حالی که در بسیاری از کشورهای دیگر رنگ زرد زنانه است.

برگرفته از: مدیریت بازاریابی بین المللی- تألیف دکتر حسن اسماعیل پور.

امتیاز به مطلب

بررسی آب و هوای گذشته زمین با استفاده از خاک

 محمدرضا کریمی

زمیندی اکسید کربنی که از خاک های تازه خارج می شود، به دانشمندان کمک کرده است تا نگاهی دقیق تر به آب و هوای گذشته زمین بیندازند. دانشمندان با به کارگیری این روش متوجه شده اند که سطح دی اکسید کربن جو در دوره های بسیار گرمی که کره زمین در گذشته های دور به خود دیده، پایین تر از آنی بوده است که تاکنون فکر می کرده اند.

این یافته به افزایش نگرانی درباره سطح کنونی دی اکسید کربن جو انجامیده. چراکه در اثر سوزاندن سوخت های فسیلی سطح کنونی دی اکسید کربن جو بالا است و ممکن است در آینده نزدیک با آب و هوای گرمخانه ای مشابه آن چه در گذشته های دور وجود داشته، مواجه شویم.

 محققان به مطالعه خاک های تازه از ساسکاچوان تا نیومکزیکو (آمریکا) پرداخته اند و در تحقیقشان کوشیده اند شرایطی که در آن ماده معدنی کلسیت تشکیل می شود را به شکل دقیق تر تعیین کنند.

مطالعه درباره کلسیت خاک به این خاطر برای دانشمندان مهم است که این ماده معدنی در سنگ آهک و بر اثر واکنش دی اکسید کربن در خاک های خشک و لم یزرع تولید می شود و می تواند به حل معماها درباره ویژگی های آب و هوای گذشته های دور زمین کمک کند. دانشمندان کلسیت خاک را به عنوان شاخصی برای تعیین مقدار دی اکسید کربن جو در عصرهای مختلف مورد توجه قرار می دهند.

تنها کافی است که یک جعبه را روی خاک بگذارید و اجازه دهید که از دی اکسید کربن پر شود. وقتی غلظت دی اکسید کربن بالا می رود به سوی جو جریان می یابد. با استفاده از این اطلاعات می توان شرایطی که در آن کلسیت شکل می گیرد را تعیین کرد.

دانشمندان در مطالعات قبلی به این نتیجه رسیده بودند که تشکیل کلسیت دلالت بر این دارد که سطح دی اکسید کربن جو سه هزار تا چهار هزار بخش در میلیون است. اما حالا مشخص شده که تشکیل کلسیت در خاک به این معنی است که سطح دی اکسید کربن جو حدود 1000 بخش در میلیون است.

 برآوردها درباره نحوه شکل گیری کلسیت به خاک های فسیل شده از عصرهای گرم تر زمین در بیش از 450 میلیون سال قبل تعمیم داده شد و شرایط آب و هوایی آن دوران را به شرایط جدیدی که کره زمین با آن مواجه است متصل شد.

در نهایت وقتی این نتایج کنار هم گذاشته می شود نتایج هشدار دهنده ای به همراه دارد. اول از همه ما می دانیم که سطح دی اکسید کربن جو به دلیل سوزاندن سوخت های فسیلی رو به افزایش است و برخلاف آن چه در گذشته فکر می کردیم آب و هوای زمین خیلی بیشتر از آن چه که قبلاً تصور می کردیم به این افزایش دی اکسید کربن جو حساس است. این حرف به این معنا است که ممکن است خطر تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین نزدیک تر از آنی باشد که پیش از این گمان می کردیم.

نتیجه مطالعات حاکی از این است که تفاوت در سطوح دی اکسید کربن در عصرهای یخبندان و آب و هواهای گرمخانه ای کمتر از آنی است که پیش از این تصور می شد.

منبع: http://www.bioedonline.org/news/news.cfm?art=5975

امتیاز به مطلب

متاپلازی چیست؟

 دکتر مونا زارع

متاپلازیسلول ها در پاسخ به تغییرات محیط اطرافشان می توانند خود را تغییر دهند. متاپلازی یکی از این پاسخ ها است. متاپلازی یک تغییر قابل برگشت است که در آن یک نوع سلول بالغ با نوع دیگری سلول بالغ جایگزین می گردد. این تغییر نیز یک فرایند سازگاری سلولی است که در آن یک نوع سلول که نسبت به یک استرس خاص حساس است با نوع دیگری که بهتر می تواند شرایط نامناسب محیطی را تحمل کند جایگزین می گردد. تصور می شود که این امر ناشی از تغییر سلول های قبلی نیست. بلکه به علت برنامه ریزی مجدد ژنتیکی در سلول های بنیادی روی می دهد.

شایع ترین نوع متاپلازی را می توان به صورت تغییر بافت تنفسی در سیگاری های حرفه ای دید. از مثال های دیگر متاپلازی در مسیرهای مجاری پانکراس و به طورکلی جاهایی که می تواند سنگ تشکیل شود می توان نام برد. کمبود ویتامین A نیز می تواند باعث متاپلازی در بافت تنفسی شود.

در مورد تغییر بافت تنفسی، اگرچه سلول های مقاوم تر جایگزین می شوند و بهتر می توانند در شرایط جدید زندگی کنند، اما عملکردهای دفاعی مهم از جمله ترشح موکوس و عمل پاکسازی ذرات به وسیله مژه ها از بین می رود و بنابراین این تغییرات اگر پایدار بمانند ممکن است باعث تغییرات سرطانی شوند. به عنوان مثال یکی از شایع ترین سرطان های ریه در افرادی رخ می دهد که بافت ریه آنها دچار متاپلازی شده است و پوشش آن تغییر کرده است، در حالی که در ریه افراد عادی چنین پوششی وجود ندارد و این نوع سرطان رخ نمی دهد.

منابع:

-آسیب شناسی پایه (عمومی) رابینز، سال 2007، ویرایش هشتم- کومار، عباس، فوستو،  میچل- زیر نظر دکتر مسلم بهادری/ مترجمین: دکتر علی رضا فتح اللهی- دکتر خسرو سبحانیان- دکتر مسعود خدایی- انتشارات ارجمند.

-با سپاس از دکتر میرافشاریه، استاد آسیب شناسی (پاتولوژی) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

امتیاز به مطلب

آتروفی چیست؟

دکتر مونا زارع

سلول ها در پاسخ به تغییرات محیط اطرافشان می توانند خود را تغییر دهند. آتروفی یکی از این پاسخ ها است. کوچک شدن اندازه سلول به دلیل کاهش مواد سلولی را آتروفی می گویند و وقتی تعداد معینی از سلول های یک عضو گرفتار می شوند، کل عضو یا بافت کوچک می شود و آتروفی رخ می دهد. باید دقت شود که اگرچه ممکن است عملکرد سلول های آتروفی شده کاهش یابد ولی این سلول ها، سلول های مرده نیستند.

آتروفی

آتروفی می تواند علت های متعددی داشته باشد. به عنوان مثال در دوران یائسگی به علت از دست دادن تحریک هورمونی آتروفی رخ می دهد و یا بعد از زایمان اندازه رحم کوچک می شود که هم به دلیل آتروفی و هم  آپوپتوز (مرگ برنامه ریزی شده سلول) است و این فرایندها طبیعی هستند.

آتروفی می تواند علت پاتولوژیک (آسیب شناختی، غیرطبیعی) هم داشته باشد. به عنوان مثال از کاهش خونرسانی، تغذیه ناکافی، قطع عصب یک عضله و … می توان نام برد. یکی از مثال های آن زمانی است که عضله کار نکند. به عنوان مثال زمان گچ گرفتن که به علت کاهش بار کار سلول آتروفی رخ می دهد.

منابع:

-آسیب شناسی پایه (عمومی) رابینز، سال 2007، ویرایش هشتم- کومار، عباس، فوستو،  میچل- زیر نظر دکتر مسلم بهادری/ مترجمین: دکتر علی رضا فتح اللهی- دکتر خسرو سبحانیان- دکتر مسعود خدایی- انتشارات ارجمند.

با سپاس از دکتر میرافشاریه، استاد آسیب شناسی (پاتولوژی) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی-
امتیاز به مطلب

هیپرپلازی چیست؟

دکتر مونا زارع

سلول ها در پاسخ به تغییرات محیط اطرافشان می توانند خود را تغییر دهند. هیپرپلازی یکی از این پاسخ ها است. هیپرپلازی به معنی افزایش تعداد سلول ها است. هیپرپلازی زمانی رخ می دهد که جمعیت سلولی قابل تکثیر باشد. ممکن است هیپرپلازی همراه با هیپرتروفی و اغلب در پاسخ به همان محرک ها رخ دهد.

هیپرپلازی-هیپرتروفی

هیپرپلازی می تواند فیزیولوژیک یا پاتولوژیک باشد (یعنی هم می تواند در شرایط طبیعی بدن و در انسان سالم رخ دهد و هم در شرایط آسیب شناختی و بیماری).

دو نوع هیپرپلازی فیزیولوژیک (طبیعی) بدن عبارتند از:

1-هیپرپلازی هورمونی: بهترین مثال آن افزایش تعداد سلول های غدد پستانی زن در دوران حاملگی و بلوغ است.

2-هیپرپلاز جبرانی: زمانی اتفاق می افتد که قسمتی از یک بافت دچار بیماری شده یا برداشته شده باشد و در این صورت بدن با تکثیر سلول ها درصدد جبران برمی آید. به عنوان مثال وقتی قسمتی از کبد برداشته می شود، ظرف 12 ساعت فعالیت میتوزی (تکثیری) در سلول های باقی مانده شروع می شود و در نهایت کبد را به وزن طبیعی خود می رساند. بنابراین اگر به دلیل تومور، یک لوب (بخش) از کبد را با جراحی برداریم دوباره یک لوب ایجاد می شود.

3-هیپرپلازی پاتولوژیک (آسیب شناختی، غیرطبیعی): می تواند به دلیل اختلالات هورمونی باشد. به عنوان مثال هیپرپلازی خوش خیم پروستات که ناشی از اثرات موضعی هورمون ها است و یا هیپرپلازی اندومتر (لایه داخلی) رحم که به علت افزایش هورمون استروژن است. هیپرپلازی در بعضی موارد زمینه ساز سرطان است. به عنوان مثال می توان از هیپرپلازی اندومتر نام برد. ولی هیپرپلازی پروستات خوش خیم است.

فرق هیپرپلازی با سرطان چیست؟

باید توجه داشته باشیم که در تمام این نمونه ها فرایند هیپرپلازی تحت کنترل باقی می ماند و با قطع تحریک (به عنوان مثال متوقف شدن اختلال هورمونی) هیپرپلازی ناپدید می شود. ولی در سرطان، فرایندهای کنترل کننده رشد از تنظیم خارج شده یا غیرفعال می شوند و بدن نمی تواند کنترل کند. با این وجود، هیپرپلازی پاتولوژیک محیط مستعدی را فراهم می آورد که می تواند در نهایت موجب تکثیر سلول های سرطانی شود. به عنوان مثال بیماران دچار هیپرپلازی اندومتر رحم در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به سرطان اندومتر هستند.

گاهی هیپرپلازی ناشی از ویروس ها است. به عنوان مثال زگیل که ناشی از نوعی ویروس است و در آن اپیدرم پوست (سطحی ترین لایه پوست) به شدت ضخیم می شود.

منابع:

-آسیب شناسی پایه (عمومی) رابینز، سال 2007، ویرایش هشتم- کومار، عباس، فوستو،  میچل- زیر نظر دکتر مسلم بهادری/ مترجمین: دکتر علی رضا فتح اللهی- دکتر خسرو سبحانیان- دکتر مسعود خدایی- انتشارات ارجمند.

-با سپاس از دکتر میرافشاریه، استاد آسیب شناسی (پاتولوژی) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی.

امتیاز به مطلب

هیپرتروفی چیست؟

 

دکتر مونا زارع

سلول ها در پاسخ به تغییرات محیط اطرافشان می توانند خود را تغییر دهند. هیپرتروفی یکی از این پاسخ ها است. هیپرتروفی به افزایش اندازه سلول ها گفته می شود که منجر به افزایش اندازه عضو نیز می شود. (در مقابل، به افزایش تعداد سلول ها هیپرپلازی می گویند.) به بیان دیگر در هیپرتروفی خالص هیچ سلول جدیدی به وجود نمی آید و فقط سلول ها بزرگ تر شده اند و این افزایش حجم به دلیل افزایش سنتز (ساخت) اندامک ها و پروتئین های ساختمانی رخ می دهد. هیپرتروفی زمانی رخ می دهد که سلول ها قادر به تقسیم شدن نیستند (ولی هیپرپلازی یا افزایش تعداد سلول ها نوعی سازش است در سلول هایی که قادر به تکثیر هستند).

هیپرتروفی می تواند فیزیولوژیک یا پاتولوژیک باشد (فیزیولوژیک باشد یعنی در شرایط طبیعی بدن رخ دهد ولی پاتولوژیک باشد یعنی در شرایط غیرطبیعی و آسیب شناختی رخ داده باشد).

هیپرپلازی-هیپرتروفی

هیپرتروفی و هیپرپلازی می توانند همراه هم رخ دهند و مشخصاً هر دوی آنها سبب بزرگ تر شدن عضو می شود. به عنوان مثال در دوران حاملگی به طور طبیعی به دلیل تحریک عضلات صاف رحم به وسیله هورمون استروژن، هم هیپرتروفی هم هیپرپلازی عضلات صاف رخ می دهد و هردوی این فرایندها با هم به بزرگ شدن رحم کمک می کنند.

اما سلول های عضله اسکلتی فقط می توانند دچار هیپرتروفی شوند (فقط بزرگ شوند). زیرا در دوران بزرگسالی این سلول ها توانایی تقسیم شدن ندارند. به عنوان مثال یک وزنه بردار حرفه ای فقط هنگامی می تواند به فیزیک بدنی مطلوب دست پیدا کنند که تک تک سلول های عضلانی اسکلتی وی از طریق افزایش کار دستخوش هیپوتروفی شوند (به عبارت دیگر تعداد سلول های عضلانی این ورزشکار هرگز افزایش نمی یابد و فقط اندازه آنها بزرگ تر می شود.) مثال پاتولوژیک (آسیب شناختی) هیپرتروفی، بزرگ شدن قلب است که در نتیجه افزایش فشار خون یا تنگی دریچه آئورت رخ می دهد.

سازوکار دقیق هیپرتروفی هرچه که باشد، برای افزایش توده سلولی حدی وجود دارد که پس از آن حد، بزرگ شدن توده عضلانی به عنوان مثال نمی تواند افزایش نیاز عملکردی را جبران کند.

عواملی که هیپرتروفی را محدود می کنند به طورکامل شناخته نشده اند. به عنوان مثال ممکن است علت آن محدودیت خون رسانی، محدودیت تولید انرژی و … باشد.

امتیاز به مطلب

سلول ها چگونه با تغییرات محیط سازگار می شوند؟

 دکتر مونا زارع

سلول ها در پاسخ به تغییرات محیط اطرافشان می توانند خود را تغییر دهند که به این کار سازگاری سلول می گویند. البته این تغییرات برگشت پذیر است. یعنی در صورت نیاز و عادی شدن شرایط، سلول ها می توانند به حالت اول برگردند.

به عبارت دیگر سازگاری یعنی این که سلول ها در پاسخ به تغییرات به وجود آمده در محیط اطرافشان، تغییرات قابل برگشتی در تعداد، اندازه، شکل ظاهری، فعالیت زیستی یا عملکرد به وجود آورند. در شرایط طبیعی معمولاً سلول ها این تغییرات را در پاسخ به هورمون ها و یا مواد شیمیایی نشان می دهند. برای مثال بزرگ شدن پستان و رحم در طی حاملگی در پاسخ به محرک هورمونی، نوعی سازگاری طبیعی است. اما در شرایط پاتولوژیک (یا آسیب شناختی، یعنی هنگامی که آسیبی وارد شده باشد و شرایط بدن طبیعی نباشد) پاسخ سلول به نوعی است که سلول را قادر می سازد تا ساختمان و عملکرد خود را متعادل کرده و از آسیب رهایی یابد. این سازگاری ها به شکل های مختلفی است که پاسخ های تطابقی اصلی عبارتند از: هیپرتروفی، هیپرپلازی، آتروفی و متاپلازی.

در شماره های آینده با هر یک از این روش ها به شکل جداگانه آشنا می شوید.

منابع:

-آسیب شناسی پایه (عمومی) رابینز، سال 2007، ویرایش هشتم- کومار، عباس، فوستو،  میچل- زیر نظر دکتر مسلم بهادری/ مترجمین: دکتر علی رضا فتح اللهی- دکتر خسرو سبحانیان- دکتر مسعود خدایی- انتشارات ارجمند.

-با سپاس از دکتر میرافشاریه، استاد آسیب شناسی (پاتولوژی) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی.

امتیاز به مطلب

اثر اسیدی شدن دریاها بر موجودات زنده

 محمدرضا کریمی
 
اقیانوسما انسان‌ها دی‌اکسید کربن تولید می‌کنیم و اغلب به اثرات رفتار خود بر سایر موجودات زنده فکر نمی‌کنیم. در حالی که دی‌اکسید کربن تولید شده به وسیله ما نه تنها حیات موجودات زنده روی خشکی، بلکه زندگی موجودات زنده دریایی را نیز با مخاطره مواجه کرده است.

امروزه محققان می‌دانند که از زمان شروع صنعتی شدن جهان، درست در یک قرن پیش، میزان PH آب سطح دریاها، به میزان یک دهم کاهش یافته است. این واقعه اسیدی شدن دریاها نامیده می‌شود. دانشمندان می‌گویند که استفاده انسان‌ها از سوخت‌های فسیلی و جذب دی‌اکسید کربن از جو به وسیله دریاها، به اسیدی شدن دریاهای جهان انجامیده و عملکرد آنها را به عنوان محافظ سیستم حیات کره زمین مختل کرده است.

هرچه دی‌اکسید کربن بیشتری در آب دریا حل شود، آن را بیشتر اسیدی می‌کند. مدتی پیش دانشمندان با بررسی بخشی از دریا که اسیدی شده با کاهش شمار گونه‌های دریایی و پدیده متلاشی شدن حلزون‌ها با پوسته‌هایشان در این منطقه مواجه شدند.

آنها حدس زدند که به خاطر افزایش سطح دی‌اکسید کربن در جو، احتمالاً این قبیل تأثیرات بر جانداران آبزی سراسر جهان دیده می‌شود. چراکه مقداری از دی‌اکسید کربن اضافی جو وارد همه اقیانوس‌ها می‌شود و در سراسر جهان آب‌ها را اسیدی می‌کند.

رئیس گروه مطالعاتی که در این زمینه تحقیق کرد گفت که هم‌اکنون غلظت دی‌اکسید کربن جو به قدری بالا است که حتی کاهش شدید در میزان تولید گاز دی‌اکسید کربن هم جلوی اسیدی تر شدن دریاها را نمی‌گیرد. آنچه که مشخص است این است که وضعیت زنجیره غذایی دریایی رو به تغییر است و تنوع زیستی در دریاها در حال کاهش است. این تغییرات حتمی است چون که اسیدی شدن دریاها حتمی است. ما این روند را آغاز کرده ایم و نمی‌توانیم متوقفش کنیم.

مدتی پیش دانشمندان گزارش دادند که سطح دی‌اکسید کربن سواحل غربی امریکا به حدی بالا است که زندگی موجودات دریایی در حال از بین رفتن است.

همچنین دانشمندان می‌گویند که آب کف دریا به طور طبیعی نسبت به مناطق کم عمق‌تر دریا دی‌اکسید کربن بیشتری دارد.

آنها می گویند که تنها دلیل برای این که اقیانوس‌ها اسیدی‌تر می‌شوند دی‌اکسید کربنی است که ما با سوزاندن سوخت‌های فسیلی تولید می‌کنیم.

گروهی تحقیقاتی که در زمینه تغییرات آب و هوایی فعالیت می‌کند پیش‌بینی می‌کند که اگر جلوی روند تولید دی‌اکسید کربن گرفته نشود، احتمالاً تا سال 2100، ‌PH اقیانوس‌ها به حدود 7.8 سقوط می‌کند.

به نظر آنها ما این الگو را می‌توانیم در همه نقاط جهان مشاهده کنیم. با این روند گونه‌هایی مثل صدف‌های دوکفه‌ای و نرم تنان شکم پا و شاخه‌هایی از جانوران با سقوط میزان PH از میان می‌روند.

گروهی تحقیقاتی که در زمینه تغییرات آب و هوایی فعالیت می‌کند نیز احتمال می‌دهد که در برخی از مناطق بویژه اقیانوس منجمد شمالی، ممکن است که در غلظت‌های پائین‌تر دی‌اکسید کربن هم این اثرات مشاهده شود.

امتیاز به مطلب