نحوه فعالیت مغز افرادی که دو زبان می دانند

 محمدرضا کریمی

نحوه فعالیت مغز افرادی که دو زبان می دانندمغز افراد دوزبانه کلمات مشخصی را سریع تر از بقیه افراد پردازش می کند. به عبارتی توانایی صحبت کردن به زبان دوم تنها نقطه تمایز افراد دو زبانه از سایر افراد نیست. بلکه مغز این افراد هم متفاوت کار می کند. به عنوان مثال یک تحقیق نشان داده که بچه هایی که دو زبان می دانند، آسان تر از دیگران چیستان هایی که نکته انحرافی و گمراه کننده دارند را حل می کنند.

از نتایج دیگر این مطالعه این بوده که دانستن زبان دوم، حتی اگر در سن نوجوانی آموخته شود، بر نحوه خواندن زبان بومی اثر می گذارد. همچنین افراد بعد از آموختن زبان دوم دیگر مثل سابق به کلمات نگاه نمی کنند.

اوا ون آچه، روانشناس برجسته ای است که به همراه همکارانش، این تحقیق را بر روی 45 دانشجوی هلندی زبان، که در سن 14 یا 15 سالگی زبان انگلیسی آموخته بودند انجام داده است. این محققان از شرکت کنندگان در تحقیق خواستند تا مجموعه ای از جملات هلندی را که کلماتی همریشه با زبان انگلیسی در خود داشتند را بخوانند. این کلمات شبیه هم و هم معنی با هم بودند. (مانند لغت sport که در هر دو زبان یک معنی دارد.) این افراد جملات هلندی دیگری که تنها حاوی کلمات غیر همریشه با زبان انگلیسی بودند را هم خواندند.

ون آچه و همکارانش حرکت چشمان شرکت کنندگان در این تحقیق را در هنگام خواندن ضبط کردند. این محققان پس از بررسی حرکات چشم افراد شرکت کننده در آزمایش متوجه شدند که آنها به کلمات همریشه با انگلیسی به طور متوسط هشت برابر کمتر از کلماتی که تنها در زبان هلندی وجود دارد چشم می دوزند و نتیجه گرفتند که مغز این افراد کلماتی که در هر دو زبان وجود دارد را سریع تر از کلماتی که تنها در زبان بومی آنها وجود دارد پردازش می کند.

مهم ترین دستاورد این مطالعه آن بود که حتی موقعی که یک فرد دو زبانه زبان بومی اش را مطالعه می کند، اثر آگاهی او از زبان دوم در او دیده می شود. به قول ون آچه «دو زبانه بودن بر یکی از غیرارادی ترین مهارت های افراد اثر می گذارد و آن را تغییر می دهد».

منبع: http://www.scientificamerican.com/article.cfm?id=bilingual-brains

امتیاز به مطلب

عمده ترین دلایل به وجود آمدن و تاریخچه چند سونامی بزرگ

محمدرضا کریمی

مهندس عمران

امواج لرزه‌ای دریا «سونامی» امواج با ارتفاع زیادند که به واسطه تغییرمکان های ناگهانی زیر آب ایجاد می‌شوند. شایع ترین دلیل ایجاد سونامی‌های بزرگ تغییرمکان ضربه‌ای در امتداد یک گسل زیر آب است که در هنگام وقوع یک زلزله بزرگ اتفاق می‌افتد. به دلیل وجود زلزله‌های بزرگ که دور تا دور اقیانوس آرام اتفاق می‌افتند، این اقیانوس خصوصاً برای ایجاد امواج لرزه‌ای دریا یا سونامی بسیار مستعد است. برای این که یک زلزله ایجاد سونامی ‌کند به نظر می‌رسد که وجود گسل شیب‌لغز لازم است. لغزش در گسل امتداد لغز تقریباً هیچ وقت با سونامی همراه نیست. با رجوع به تاریخچه زلزله‌ها می‌توان دید که بسیاری از زلزله‌های ساحلی با سونامی‌های مخرب همراه بوده‌اند. در 15 ژوئن 1896 در ناحیه هونشو در ژاپن یک سونامی با ارتفاع موج بیشتر از 20 متر (65 فوت) حدود 26000 نفر را غرق کرد. سونامی دیگری نیز در اثر زلزله کانتو به وقوع پیوست که منجر به ویرانی ساحل شونان گردید.

به عنوان نمونه‌ای دیگر می‌توان از زلزله سال 1960 شیلی نام برد که باعث ایجاد یک سونامی با ارتفاع موج 10 متر در هیلو واقع در هاوایی شد. یک سونامی در کرسنت سیتی در کالیفرنیا که به واسطه زلزله آلاسکا در سال 1964 ایجاد شده بود باعث وارد آمدن تلفات جانی و خرابی های محلی گسترده شد. سونامی دیگری که در سال های اخیر رخ داد سونامی در ناحیه جنوب شرقی آسیا بود که منجر به تلفات سنگین جانی و خسارات مالی زیادی در چندین کشور منطقه گردید.

سونامی اندونزی

برخورد سونامی با ساحل (اندونزی 2004)

برگرفته از تحقیق: نگاهی بر اثرات مخرب زلزله های پیشین در تأسیسات صنعتی و نیروگاهی و اراِئه راه حل های مهندسی جهت کاهش آنها (مطالعه موردیزلزله های منجیل و بم)

امتیاز به مطلب

کوتوله های سفید چه هستند؟

حمیده احمدیان راد

یک ستاره کوتوله سفیدستاره های کوتوله سفید برای ستاره شناسان جذابیت زیادی دارند. چنان که چندی پیش شبکه ای سراسری از تلسکوپ ها در 22 رصدخانه در سراسر جهان چندی را به تماشای کشاکش یک کوتوله سفید بین مرگ و زندگی پرداختند. مثل بسیاری از ستاره های کوتوله سفید، سوخت این ستاره هم درحال تمام شدن بود. این مشاهدات به این خاطر جالب بود که از مرگ یک ستاره بسیار شبیه به خورشید ما صورت می گرفت.

کوتوله های سفید چگونه تشکیل می شوند؟

نحوه پایان زندگی یک ستاره به جرمی که با آن متولد شده بستگی دارد. ستارگانی که جرم بسیار  زیادی دارند ممکن است در پایان زندگیشان به سیاهچاله یا ستارگان نوترونی تبدیل شوند. یک ستاره با جرم متوسط یا کم (با جرمی کمتر از هشت برابر جرم خورشید ما) به ستاره کوتوله سفید تبدیل می شود. ستاره ای با جرمی تقریباً معادل خورشید ما به کوتوله سفیدی که تنها کمی بزرگ تر از زمین است تبدیل می شود. این امر کوتوله های سفید را به یکی از متراکم ترین اشکال ماده تبدیل می کند که تنها ستارگان نوترونی و سیاهچاله ها از این نظر از آنها پیش هستند.

تبدیل شدن به ستاره کوتوله سفید سرنوشت ستارگانی با جرم متوسط مثل خورشید ما است. ستارگان با جرم متوسط با ترکیب هسته های هیدروژن خود و تبدیل آن به هلیوم انرژیشان را تأمین می کنند و به بقایشان ادامه می دهند. چراکه گرمایی که در نتیجه همجوشی هسته ای در خورشید ایجاد می شود، فشار رو به بیرونی را ایجاد می کند. این شرایط مانند وضعیت یک ظرف خوراک پزی است که در آن محکم بسته شده باشد، بدون این که درزی داشته باشد. گرم کردن غذا در چنین ظرفی فشاری ایجاد می کند. خورشید هم همین شرایط را دارد. هرچند که خورشید کاملاً حالت یک ظرف محکم بسته شده و بدون درز را ندارد.

به این ترتیب جاذبه موجب می شود که خورشید به سمت داخل خودش کشیده شود. در همین حال هم فشاری که به وسیله گازهای داغ در هسته ایجاد می شود، آن را به سمت خارج هل می دهد. توازن بین فشار رو به بیرون و جاذبه در زندگی ستاره بسیار حساس و تعیین کننده است.

اما همیشه وضع به این منوال و در حالت توازن باقی نمی ماند. چراکه خورشید ما در پنج میلیارد سال آینده عمرش همه هیدروژن هسته اش را مورد استفاده قرار خواهد داد. در این مدت موقعی که خورشید مقدار زیادی از هیدروژنش را مصرف می کند توازن به سمت جاذبه میل می کند و ستاره شروع به فرورفتن در خود می کند. فشرده شدن ستاره موجب می شود تا دوباره گرم شود و بتواند هر آن چه از هیدروژن که برایش در پوسته اطراف هسته باقی مانده با هم ترکیب کند. پوسته هیدروژنی در حال سوختن، لایه های خارجی تر ستاره را منبسط می کند. موقعی که این اتفاق رخ می دهد، خورشید ما یک غول قرمز می شود و آن قدر بزرگ می شود که سیاره تیر (عطارد) را به طور کامل می بلعد.

موقعی که یک ستاره بزرگ تر می شود، گرمایش پخش می شود و دمای سراسریش کاهش می یابد. اما دمای هسته غول قرمز ما خورشید افزایش می یابد تا در نهایت به قدر کافی داغ می شود. به حدی که می تواند هلیوم ایجاد شده در نتیجه همجوشی هسته ای هیدروژن، را با هم ترکیب کند. در نهایت، این گرما هلیوم را به کربن و سایر عناصر سنگین  تر تغییر شکل می دهد. خورشید تنها یک میلیارد سال را در وضعیت غول قرمز می ماند. در حالی که نزدیک به ده میلیارد سال را مشغول سوزاندن هیدروژن بوده است.

ما حالا می دانیم که ستارگان با جرم متوسط مثل خورشید، به غول های قرمز تبدیل می شوند. اما بعد از آن چه اتفاقی می افتد؟ خورشید غول قرمز ما هنوز به مصرف هلیوم ادامه می دهند. اما موقعی که هلیوم خورشید تمام می شود،‌ به قدر کافی داغ نیست که بتواند کربنی را که آفریده بسوزاند.

در نتیجه دوباره در برابر جاذبه سر تسلیم فرود می آورد. موقعی که هسته ستاره منقبض می شود، موجب آزادی انرژی می شود که در نتیجه آن پوشش باقی مانده ستاره منبسط می شود. حالا ستاره غولی بزرگ تر از قبل شده و شعاع خورشید ما بزرگ تر از مدار زمین می شود!

خورشید در این وضعیت خیلی دوام نخواهد آورد. به این ترتیب که جرمش را از دست خواهد داد. این اتفاق ادامه می یابد تا در نهایت لایه های خارجی تر ستاره خواهند ترکید. اما هسته ستاره سالم باقی می ماند و تبدیل به کوتوله سفید می شود. ستاره کوتوله سفید با یک پوسته گازی در حال گسترش در چیزی که به عنوان سحابی سیاره ای شناخته می شود احاطه می شود.

سحابی سیاره ای به نظر می رسد که علامت گذار یک ستاره با جرم متوسط از وضعیت غول قرمز به کوتوله سفید باشد. ستارگانی که از نظر جرم با خورشید ما قابل مقایسه هستند، در مدت 75000 سال از زمان ترکیدن پوسته هایشان به ستاره کوتوله سفید تبدیل می شوند. در نهایت آنها خنک می شوند و گرمای باقی مانده شان را به فضا می تابانند و خودشان با تبدیل شدن به توده سیاهی از کربن محو و بی نور می شوند. ممکن است ده میلیارد سال طول بکشد، اما خورشید ما روزی به پایان خط می رسد و به طور کامل به کوتوله سیاه تبدیل می شود.

کوتوله های سفید می توانند به ما درباره سن جهان بگویند. اگر ما بتوانیم زمانی را که طول می کشد تا یک کوتوله سفید سرد شود و به یک کوتوله سیاه تبدیل شود را تخمین بزنیم،‌ می توانیم محدوده کوچک تری را برای سن جهان و کهکشان ها در نظر بگیریم. چراکه میلیاردها طول می کشد تا یک کوتوله سفید سرد شود. به این ترتیب می توانیم به این برداشت برسیم که سن جهان هنوز خیلی زیاد نیست. اگر غیر از این بود کوتوله های سفید باید به کوتوله های سیاه تبدیل می شدند.

از آن جایی که کوتوله های سفید خیلی کوچک هستند و خیلی سخت آشکار می شوند، سیستم های دوتایی راه مفیدی برای تعیین مکان آنها هستند. چنان که در سیستم سیریوس sirius، اگر به نظر برسد که یک ستاره حرکت غیرقابل توضیحی دارد،‌ ما می فهمیم که این ستاره که تنها به نظر می رسد درواقع یک سیستم چند تایی است. با بررسی از نزدیک ممکن است بفهمیم که شریک این ستاره یک کوتوله سفید است.

منبع: http://imagine.gsfc.nasa.gov/docs/science/know_l1/dwarfs.html

امتیاز به مطلب

تغذیه متعادل چگونه است؟

 محمدرضا کریمی

تغذیهتندرستی تعادل جسمی،‌ ذهنی، روحی و احساسی فرد است. تغذیه در تمام عوامل مذکور نقش دارد. ورزش به عنوان فعالیت بدنی لازم است جزو ثابت و مکمل زندگی روزمره باشد. چون فعالیت، مصرف انرژی را افزایش داده و سبب ارتقای تندرستی می شود. اثر افزایش 100 کیلوکالری مصرف انرژی بر وزن بدن مشابه کاهش 100 کیلوکالری انرژی غذایی است. فعالیت های روزانه مثل پیاده روی سریع،‌ بالا رفتن از پله یا باغبانی کردن بسیار خوب است. شنا کردن،‌ دوچرخه سواری و دویدن نیز از ورزش های مناسبند. به طورکلی توصیه می شود که روزانه 45 دقیقه تا یک ساعت به ورزش پرداخته شود تا چربی بیشتری سوخته شود.

تغذیه متعادل: به رژیم غذایی ای گفته می شود که کلیه نیازهای انسان را در شرایط مختلف فیزیولوژیک، سنی و جنسی تأمین کند. رژیم غذایی باید دارای دو ویژگی باشد:

1-تنوع در مواد غذایی مصرفی

2-مصرف مقدار کافی از مواد غذایی مختلف.

براساس ارزش تغذیه ای مواد غذایی و تشابه ترکیبات مواد غذایی، آن ها را به چهار گروه تقسیم کرده اند:

1-گروه غلات: شامل نان،‌ برنج، انواع رشته و … و سیب زمینی

2-گروه لبنیات: شامل شیر، ماست، پنیر و کشک (منبع پروتئین کلسیم دار)

3-گروه گوشت ها: شامل گوشت،‌ مرغ، ماهی، تخم مرغ و حبوبات (منبع پروتئین آهن دار)

4-گروه سبزی ها: شامل انواع سبزی و میوه

گروه غلات: ارزش تغذیه عمده این گروه تأمین انرژی و همچنین پروتئین است. نشاسته ترکیب اصلی این گروه از مواد غذایی است. این ماده بهترین و ارزان ترین منبع انرژی است. اما مقدار قابل توجهی از پروتئین را نیز تأمین می کند. درضمن ارزش بیولوژیکی پروتئین های گیاهی کمتر از پروتئین های حیوانی است. این گروه مقداری از ویتامین ها بخصوص ویتامین های گروه B و عمدتاً ویتامین B1 را تأمین کرده و مقداری از عناصر معدنی را به بدن می رسانند.

گروه لبنیات: این گروه بیشتر از نظر تأمین پروتئین مرغوب،‌ کلسیم و ویتامین B2 اهمیت دارند. شیر و لبنیات یک غذای نسبتاً کامل برای تمام گروه های سنی است. چون علاوه بر مواد مغذی نامبرده تقریباً حاوی تمام ویتامین ها و عناصر مغذی نیز هست. اگرچه از نظر آهن فقیر است.

گروه گوشت ها، مرغ، ماهی، تخم مرغ و حبوبات: اهمیت اصلی این گروه در تأمین پروتئین، آهن و انرژی است. این گروه در تأمین سایر ویتامین ها بخصوص ویتامین B12 که منحصراً در غذاهای حیوانی وجود دارد باارزش است.

گروه سبزی ها و میوه ها: اهمیت این گروه در تأمین ویتامین ها بخصوص ویتامین C و پیش ساز ویتامین A است. درضمن ویتامین های گروه B، غیر از ویتامین B12، کم و بیش در انواع مواد غذایی این گروه وجود دارد. عناصر مغذی مانند کلسیم و آهن به مقدار کم و سدیم، پتاسیم و منیزیم در این مواد غذایی وجود دارد. اهمیت دیگر سبزی ها و میوه ها در دارا بودن فیبرهای غذایی است که امروزه ثابت شده آنها در رژیم غذایی از ابتلا به سرطان روده بزرگ (کولون) جلوگیری کرده و خطر ابتلا به بعضی از بیماری ها مانند بیماری های قلبی و عروقی را به دلیل ممانعت از جذب کلسترول در روده کاهش می دهند. ویژگی دیگر سبزی ها و میوه ها وجود رنگدانه ها در آنها است که نقش بارز آنها در کاهش ابتلا به سرطان ها و بیماری های قلبی و عروقی به اثبات رسیده است.

استفاده از گروه های چهارگانه غذایی به منظور تأمین کامل مواد مغذی و تأمین سلامتی انسان توصیه می شود.

امتیاز به مطلب

آیا معالجات کنونی در حوزه روانپزشکی کارایی دارند؟

محمدرضا کریمی

گریه

با وجود پیشرفت هایی که در فهم ما از بیماری های روانی به وجود آمده، اما نحوه معالجه این بیماری ها از نیم قرن پیش تاکنون بهتر نشده است. این نظر ریچارد بنتال، روانپزشک کلینیکی بریتانیایی است. بنتال که کتاب جنجال برانگیزی به نام «پزشکی ذهن» نوشته می گوید که که کارهایی که در حوزه روانپزشکی انجام شده به شدت غیرعلمی است و از کمک واقعی به بیمارانی که از مشکلات روانی رنج می برند عاجز است.

بنتال می گوید که ریشه مشکل تمرکز سنگین روانپزشکی بر بیومدیکال (پزشکی زیستی) است که تحقیقاتش نشان می دهد اشتباهی مهلک است. او ادعا می کند که داروهای ضد بیماری های روانی هم خیلی خوب عمل نمی کنند و عقاید و برداشت هایی که درباره آنها وجود دارد درواقع نتیجه بازاریابی های ماهرانه صنایع داروسازی است.

به نوشته بنتال این موضوع در مورد داروهای ضد افسردگی هم صادق است.

بنتال در کتابش می نویسد که در تست کلینیکی داروها، نقص های روش شناسی وحشتناکی پیدا کرده. به عنوان مثال در برخی مطالعات، بیمارانی که پاسخ اولیه ای به داروهای ضدافسردگی نشان نداده اند از مطالعه کنار گذاشته شده و بیماران جدیدی جایگزین آنها شده اند.

بنتال می گوید:«البته تنها معالجات نیستند که حوزه مراقبت از سلامت روان را آشفته کرده اند. چراکه بخش تشخیص بیماری ها هم به همان اندازه می تواند مشکل داشته باشد. دلیلش هم این است که سیستم کنونی تقسیم بندی مشکلات روانپزشکی از اساس اشتباه است. به عنوان مثال بسیاری از بیماران، هم علایم بیماری شیزوفرنی و هم علایم بیماری دوقطبی را نشان می دهند و مرز بین این دو اختلال روانی نامشخص است. چنین تشخیص هایی از نظر علمی کاملاً معنادار است.»

کتاب پزشکی ذهن از نظر منتقدان خوب سازمان دهی شده. اما جایی برای ایرادگیری به جا گذاشته. آن هم به این خاطر است که براساس داستان هایی که بیماران تعریف کرده اند نگاهی سرسری به جهان بیماری های روانی انداخته و وضعیتی را ترسیم می کند که انگار دکترها تیری را در تاریکی پرتاب می کنند. بعضی از روایت ها هم خواننده را سردرگم می کنند به طوری که فهم این که چگونه اتفاق افتاده اند را مشکل می کنند.

نمونه آنها اندرو است که برای آزمایشات روانپزشکی به کلینیکی آورده می شود. پرفسورها احتمالاً برای پیدا کردن رفتارهایی در این فرد که با یک بیماری روانی جور در بیاید روی ادب بیش از حدش متمرکز شدند و این یکی از دلایلی بود که موجب شد او را در انستیتو نگه دارند. سپس شروع به کار در این زمینه کردند که آیا ادب اندرو بخشی از شخصیت طبیعی او است یا ناشی از بیماریش است.

به هر صورت با تمام نتایجی که بنتال به آن رسیده چه کاری می توان انجام داد تا نحوه رسیدگی به وضعیت بیماران روانی به مسیر درست هدایت شود؟

بنتال عقیده دارد که گام اول در یافتن پاسخ برای این پرسش این است که به دلایل و موقعیت هایی که بیشتر احتمال دارد به مشکلات روانی منجر شود توجه کرد. در عین حال تلاش شود که برای تشخیص بیماری هایی مثل شیزوفرنی به علایم منحصر بفرد این بیماری توجه کرد. به عنوان مثال تحقیقات او نشان داده که تجربیات هر فرد می تواند در گسترش پارانویا (بیماری سوء ظن شدید) در او نقش داشته باشد.

وی می گوید:«اما در هر صورت هیچ کاری واجب تر از این نیست که دوباره به طور کامل درباره ارزش ها و هدف های مراقبت های روانپزشکی فکر کنیم.»

منبع: http://www.scientificamerican.com/

امتیاز به مطلب

اشعه تی چیست؟

محمدرضا کریمی

تصویربرداری با اشعه تیدانشمندان اشعه نامریی تی T-ray را در حوزه تصویربرداری، بی نهایت جذاب می دانند. در واقع اشعه تی شیوه تصویربردای آینده است و به ویژه می تواند در زمینه حفظ امنیت کشور و بهبود نظام سلامت کاربردهای زیادی پیدا کند. اما با وجود تمام فواید این اشعه، به دلیل فقدان فرستنده اشعه تی که بتواند امواج تراهرتز (ترا هرتز 1012 هرتز است) قابل تنظیم و قدرتمندی را تولید کند، استفاده از آن تاکنون با اشکال مواجه بوده است. اما ابداع مهم دو دانشمند به نام های پرفسور لختمن و پرفسور شوارتسمن می تواند محدودیت ها را در زمینه استفاده از اشعه تی از میان بردارد.

این دو دانشمند طراحی جدیدی از لیزرهای اشعه تی یا اشعه تراهرتز ابداع کرده اند. به این ترتیب که آنها با استفاده از ساختارهای نانویی که بر پایه نیمه هادی هایی با ویژگی های خاص بنا شده، دستگاه جدیدی که دامنه ای 400 برابر قوی تر از لیزرهای کوانتومی آبشاری تی هرتز دارد را ابداع کرده اند. لیزرهای کوانتومی آبشاری تی هرتز تاکنون تنها منبع موجود در رابطه با اشعه تی بوده اند. به عبارت ساده تر این دو دانشمند فرستنده مؤثری را برای اشعه تی درست کرده اند که به طور عملی اشعه تی را به پایه دوربین ها و طیف نماها تبدیل می کند و به ورود به عصر جدیدی در زمینه تصویربرداری های پزشکی و امنیتی منجر می شود.

امتیاز به مطلب

پوکی استخوان چیست؟

 دکتر محمدرضا کریمی

استخوان ها اجسام نسبتاً سختی هستند که اسکلت بدن را تشکیل می دهند. عضلات بر روی استخوان ها متصل می شوند و بدین شکل علاوه بر این که شکل و وضعیت خود را حفظ می کنند با انقباض خود موجبات حرکت را فراهم می آورند.

ساختمان استخوان

استخوان ها از سلول های مخصوصی به نام سلول های مولد استخوان (استئو بلاست) به وجود می آیند که ماده اصلی آن را املاح آهکی و بیش از همه فسفات تری کالسیک تشکیل می دهد. ساختمان استخوان ها از نسج همبند یا غضروف است که بتدریج استخوانی می شوند. ولی سطوح مفصلی پیوسته از یک لایه نازک غضروفی پوشیده است.

پوکی استخوان چیست؟

پوکی استخوان Osteoporosis بیماری ای است که با کم شدن توده استخوانی و از بین رفتن ساختمان استخوان مشخص می شود و می تواند باعث شکستگی استخوان گردد. این بیماری می تواند مردان و زنان را در همه سنین مبتلا کند. ولی زنان مسن ریسک بالاتری دارند.

پوکی استخوان

علایم

اگرچه هیچ علایم آشکاری در مراحل اولیه پوکی استخوان وجود ندارد در مراحل بعدی، بیماران ممکن است کاهش قد، تغییر در طرز قرار گرفتن بدن یا درد ثانویه به دنبال یک شکستگی را تجربه کنند.

امتیاز به مطلب

ویژگی های منحصر بفرد زلزله هاییتی

محمدرضا کریمی

زلزله ای با بزرگی هفت ریشتر که ویرانی های عظیم و تلفات زیادی در کشور هاییتی به جا گذاشت،‌ در منطقه ای که از نظر گسل های تکتونیکی بسیار پیچیده و درهم و برهم است رخ داده است. این منطقه نزدیک به محل تقاطع صفحات پوسته ای آمریکای شمالی و کاراییب قرار دارد.

زلزله هاییتیزلزله هاییتی بزرگ بوده ولی عظیم نبوده است. این نظر زمین شناسان درباره این زمین لرزه است. اما سه عامل باعث شده این زلزله ویرانی و کشتار عظیمی به وجود آورد و از این نظر منحصر بفرد باشد.

اولین عامل این است که مرکز این زلزله ده مایلی جنوب غربی پایتخت هاییتی، پروتوپرنس، بوده است. دوم این که این زلزله کم عمق بوده و در عمق ده تا 15 کیلومتر زیر سطح خشکی روی داده است. سوم و مهم تر از همه این که بسیاری از خانه ها و ساختمان ها در این کشور فقیر با توان مقاومت در برابر چنین نیرویی ساخته نشده اند و در نتیجه فروریخته اند. همه این عوامل موجب شده که زلزله هاییتی بدترین سناریوی ممکن را رقم بزند. این زلزله با این ابعاد وحشتناک زنگ بیدارباشی برای کل منطقه کاراییب تلقی می شود.

زلزله هاییتی در محدوده 60-50 کیلومتری یک گسل تقریباً 500 کیلومتری به نام گاردن انریکوییلو-پلنتن رخ داده است که در مسیر شرق به غرب از میان این کشور می گذرد و از شرق به جمهوری دومینیکن و از غرب به کشور جاماییکا می رسد.

به گفته زمین شناسان آمریکایی صفحات در طرفین خط این گسل در حال لغزیدن در جهت های مخالف یکدیگر هستند. در مورد زمین لرزه هاییتی، صفحه کاراییبی جنوب خط گسل به شرق و صفحه کوچک گونوو Gonvave شمال خط گسل به سمت غرب لغزیده است.

در بیشتر مواقع هم صفحات زمین به آرامی از یکدیگر دور نمی شوند. آنها شاید سال ها و شاید صدها سال به هم چسبیده اند، تا این که یک فشار مؤثر در امتداد گسل رخ می دهد و منطقه وسیعی از زمین ناگهان تکان می خورد و فشاری ایجاد می کند. در نتیجه مقادیر عظیمی انر‍‍ژی در سراسر منطقه آزاد می کند.

چنین مناطق لرزانی همیشه فشارهایی در خود انباشته می کنند. در نزدیکی همین گسل، یک گسل اصلی به نام سپتنتریونال Septentrional هم هست که در مسیر شرق به غرب بخش شمالی جزیره هیسپنیولا واقع شده. جزیره هیسپنیولا کشور هاییتی و جمهوری دومینیکن را تشکیل می دهد. در سال 1946 زلزله ای به بزرگی 8.1، 30 برابر قوی تر از زلزله اخیر هاییتی، نزدیکی گوشه شمال شرقی جزیره هیسپنیولا را لرزاند.

حالا این مشکل را به مشکلات صفحات آمریکای شمالی و کاراییب که زلزله اخیر هاییتی را موجب شد اضافه کنید. در میان این دوصفحه منطقه وسیعی است که از صفحات کوچک تر به هم وصله شده مثل صفحه کوچک گونوو تشکیل شده است. این امر تشخیص نیروها در منطقه و این که چگونه با یکدیگر واکنش نشان می دهند را مشکل می کند. به این ترتیب کسی که در مناطق یا مجاورت مناطقی مثل جمهوری دومینیکن،‌جاماییکا و پورتوریکو زندگی می کند با گسل ها احاطه شده است.

ساکنان چنین مناطقی لازم است بر راه حل هایی تمرکز کنند که زندگی خود و خانواده شان را در هنگام وقوع زلزله نجات دهند. تنها پیشنهادی که به آنها می شود این است که خانه ها و ساختمان هایشان را محکم تر بسازند. اما در منطقه ای مثل هاییتی  که حتی کاخ ریاست جمهوری آسیب جدی دیده، به راه حل های واقع گرایانه تری نیاز است.

برخی از ساکنان مناطق زلزله زده می دانند که بعد از زلزله ای که سریع تر می آید اما کوچک تر است یا موج P، معمولاً چند ثانیه تا یک دقیقه وقت می برد تا زلزله بزرگ تر و قوی تر یا موج S بیاید. امواج P ابتدا می آیند اما دامنه کوچک تری دارند و کمتر مخربند. امواج S اگرچه آهسته تر می آیند اما دامنه شان بزرگ تر است و از این رو مخرب ترند.

در این منطقه و سایر مناطق زلزله خیز دست کم افراد باید در خانه یا مدرسه و … میز محکمی داشته باشند که به سرعت زیر آن بروند.

نکته دیگر درباره زلزله هاییتی این است که این زلزله امواج اقیانوسی شدیدی مثل سونامی به وجود نیاورده است. یک دلیلش این است که این زلزله بزرگ بوده ولی عظیم نبوده است و دیگر این که مرکز آن زیر خشکی بوده نه زیر دریا.

زمین شناسان می گویند که برخی از پس لرزه هایی که پس از زلزله ای مثل زلزله هاییتی می آیند قابل ملاحظه اند و انتظار می رود که در طول روزها، هفته ها، ماه ها و حتی ده ها سال ادامه یابند. اما حالا که فشار انباشته، در طول مسیر 60-50 کیلومتری گسل گاردن انریکوییلو-پلنتن آزاد شده، این گسل زمین لرزه دیگری با بزرگی مساوی با این زلزله یا بزرگ تر از آن را شاید تا 100 سال دیگر هم تجربه نکند. اما به هرصورت نه دهم گسل ها و شبکه های گسلی سراسر کاراییب فعال توصیف می شوند.

بسیاری از مردم به سرعت زلزله را فراموش می کنند و حرف زمین شناسان را جدی نمی گیرند. اما برای همه کسانی که خانه شان نزدیک یک گسل فعال قرار دارد بهتر است که هیچ گاه فراموش نکننند که کجا زندگی می کنند.

منبع: http://www.sciencedaily.com/releases/2010/01/100114143321.htm

امتیاز به مطلب

برخی راه های دور کردن خطر گرم شدن زمین

حمیده احمدیان راد

گرم شدن زمینبا روند کنونی افزایش گازهای گلخانه ای تلاش های جدی تری لازم است تا جلوی گرم شدن زمین و عواقب ناشی از آن گرفته شود؛ چراکه همین حالا سرزمین هایی از بنگلادش گرفته تا فلوریدای امریکا زیر آب رفته اند. خشکسالی و گرمای ویران کننده، رود یانگ تسه در چین و رودهایی در اوکراین را سیلابی کرده است. بارش باران های شدید در هند و امریکای شمالی نیز از جمله عواقب ناشی از گرم شدن زمین هستند. اگر بخواهیم بقیه نتایج گرم شدن زمین را ذکر کنیم، فهرست بلندبالایی می شود.

با تمام اینها گازهای گلخانه ای در حال بیشتر شدن هستند و به غلظت آنها دو بخش در میلیون در هر سال اضافه می شود.

حتی اگر میزان گازهای گلخانه ای به همین میزان کنونی یعنی 387 بخش در سال باقی بماند باز هم موجب گرم شدن زمین به میزان دو درجه می شود. این دو درجه بی خطر نیست و با همین دو درجه اثراتی منفی بر بسیاری از مناطق و سیستم ها بر جا خواهد ماند. اما اگر زمین بیش از این دو درجه گرم شود، تأثیرات جدی تر خواهد بود.

حالا تصور کنید که اگر افزایش گازهای گلخانه ای به همین میزان دو بخش در میلیون در هر سال ادامه یابد چه اثرات بدی در آب و هوای زمین به جا خواهد گذاشت. با این حساب چه کاری می توانیم انجام دهیم تا جلوی گرم شدن بیشتر از دو درجه زمین را بگیریم؟ دانشمندان توجهشان را بر یافتن پاسخ این پرسش متمرکز کرده اند. راه حل ها بطور عمده بر وضع مالیات بر دی اکسید کربن تولید شده و پایان دادن به روند از بین بردن جنگل ها به منظور انجام کشاورزی متمرکز است.

تراژدی در این است که در حال حاضر شانس زیادی برای این که زمین از دو درجه بیشتر گرم نشود وجود ندارد. اگر هم جهان 2/2 گرم تر شود از بین نمی رود منتها موضوع این است که در حال پیش رفتن به وضعیت فراتر از خطر هستیم.

امتیاز به مطلب

اعصاب مغزی

 دکتر مونا زارع

از دیدگاه آناتومی دستگاه عصبی به دو بخش تقسیم می شود. مرکزی و محیطی. دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع است و دستگاه عصبی محیطی شامل هر آن چه از این دو بخش خارج می شود است. دستگاه عصبی محیطی شامل 31 جفت عصب نخاعی است که از نخاع خارج می شوند و 12 جفت عصب مغزی که از مغز خارج می شوند.

اعصاب محیطی به دو قسمت تقسیم می شوند:

1-سیستم عصبی خودکار یا اتونوم: شامل الیاف (رشته های) عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک است. به عنوان مثال ضربان قلب عملی است که تحت کنترل ما نیست و غیرارادی است. این عمل به وسیله  اعصاب سمپاتیک شدیدتر و توسط اعصاب پاراسمپاتیک کندتر می شود.

2-سیستم عصبی غیرخودکار و ارادی

اعصاب مغزی

آشنایی با اعصاب مغزی

همان طور که گفته شد دستگاه عصبی محیطی شامل 31 جفت عصب نخاعی است که از نخاع خارج می شوند و 12 جفت عصب مغزی که از مغز خارج می شوند. اکنون به بررسی 12 جفت عصب مغزی می پردازیم:

اعصاب مغزی به ترتیب عبارتند از:

1-عصب مغزی اول یا عصب بویایی (یا عصب الفکتوری olfactory)

عملکرد: حس بویایی

2-عصب مغزی دوم یا عصب بینایی (یا عصب اپتیک)

عملکرد: حس بینایی

3-عصب مغزی سوم یا عصب محرکه چشم (یا عصب اوکولوموتور)

عملکرد: انقباض مردمک چشم، باز کردن چشم و بیشتر حرکات خارج چشمی

4-عصب مغزی چهارم یا عصب قرقره ای (یا عصب تروکلئار)

عملکرد: چرخش رو به پایین و داخل چشم

5-عصب مغزی پنجم یا عصب سه قلو (یا عصب تری ژمینال)

عملکرد آن هم حسی و هم حرکتی است.

عملکرد حرکتی: بستن فک و حرکات جانبی فک

عملکرد حسی آن شامل حس صورت است.

این عصب بزرگ ترین و ضخیم ترین عصب از اعصاب مغز است و چون دارای سه شاخه مهم به نام چشمی، فکی فوقانی و فکی تحتانی است، به نام سه شاخه یا سه قلو نامیده می شود.

6-عصب مغزی ششم یا ابدوسنس یا اشتیاقی

عملکرد: حرکت چشم به خارج. به اعصاب مغزی سوم، چهارم و ششم اعصاب حرکتی چشم می گویند.

7-عصب مغزی هفتم یا صورتی (یا عصب فاسیال)

عملکرد حرکتی: حرکات صورت شامل حالات چهره، بستن چشم و بستن دهان

عملکرد حسی: حس چشایی مواد شور، شیرین، ترش و تلخ در دو سوم جلویی زبان

8-عصب مغزی هشتم یا عصب تعادل شنوایی (یا عصب وستیبولوکوکلئار)

عملکرد: شنوایی و تعادل. عمل شنوایی مربوط به شاخه حلزونی (کوکلئار) این عصب و عمل تعادل مربوط به شاخه دهلیزی (وستیبولر) این عصب است.

9-عصب مغزی نهم یا عصب زبانی حلقی (یا عصب گلوسوفارنژیال- گلوس= زبان، فارنکس حلق)

عملکرد حرکتی: حرکت حلق

عملکرد حسی: حس قسمت های عقبی پرده صماخ، مجرای گوش، حلق و نیز حس قسمت عقب زبان شامل حس چشایی (شوری، شیرینی، تلخی، ترشی)

10-عصب دهم مغزی یا عصب واگ یا عصب منزوی

عملکرد حرکتی: حرکت کام، حلق و حنجره

عملکرد حسی: حس حلق و حنجره

11-عصب یازدهم مغزی یا عصب فرعی یا عصب اکسسوری

عملکرد: حرکت عضله جناغی چنبری پستانی (عضله درازی که به طور مایل در جلوی گردن قرار دارد.)و عضله ذوزنقه (عضله پهنی که بلافاصله زیر پوست ناحیه پشت گردن و نیم فوقانی تنه قرار دارد).

12-عصب دوازدهم مغزی یا عصب زیرزبانی یا عصب هایپوگلوس

عملکرد: حرکت زبان

منابع:

1-معاینات بالینی و روش گرفتن شرح حال- بابارا بیتز 2009- با نظارت دکتر منوچهر قارونی- مترجمان: دکتر محمد مهدی غیرتیان- دکتر مهیار معتقد- دکتر علی یزدی نژاد- انتشارات اندیشه رفیع.

2-آناتومی عمومی- مؤلفان: دکتر محمد علی نراقی- دکتر پریچهر پاسخبخش- دکتر محمد تقی جغتایی- نشر اشراقیه.

3-معاینه فیزیکی مغز و اعصاب- دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی.

امتیاز به مطلب