آیا خورشید می تواند سیاهچاله شود و زمین را ببلعد؟

حمیده احمدیان راد

سیاهچاله ها مناطقی در فضا هستند که نیروی جاذبه در آنها به قدری قوی است که حتی نور هم نمی تواند از آنها فرار کند. این سیاهچاله ها که دانشمندان آنها را سوراخ می نامند، حاوی ماده ای هستند که به قدری فشرده شده که کشش جاذبه ایش نمی گذارد حتی نور از آن خارج شود و به چشم ما و تلسکوپ ها برسد. به خاطر همین است که ما نمی توانیم سیاهچاله ها را مستقیماً ببینیم. بنابراین فقط با مشاهده رفتار موادی که نزدیک آنها قرار دارند می توانیم مطمئن شویم که وجود دارند. به عنوان مثال گازها در اطراف این مناطق تقریباً با سرعت نور می چرخند و میزان زیادی اشعه با انرژی بالا خارج می کنند.

ستاره نوترونی

در سمت راست یک ستاره نوترونی و یا یک سیاهچاله را می بینید که از ستاره ای که در نزدیکیش است گاز می بلعد. گاز در یک صفحه دیسک مانند با سرعت خیلی بالا (نزدیک به سرعت نور) می چرخد و اشعه ایکس خارج می کند

سیاهچاله ها اندازه های بسیار متفاوتی دارند. بعضی مقدار عظیمی ماده دارند و برخی خیلی کمتر ماده دارند.

بعضی از سیاهچاله ها پس از این تشکیل می شوند که یک ستاره خیلی بزرگ همه سوختش را مصرف می کند و بعد بخش های خارجی ترش طی یک انفجار عظیم (به نام ابر نواختر) منفجر می شود. سپس آن چه باقی می ماند به خاطر جاذبه ناشی از وزن خودش به حدی جمع می شود که به یک شیء فوق العاده متراکم به نام سیاهچاله تبدیل می شود. واقعیت این است که خورشید ما خیلی کوچک تر از آن است که در پایان کارش تبدیل به سیاهچاله شود. دلیلش هم ساده است. چون که به مقدار کافی ماده ندارد که آن نوع نیروی جاذبه ای را برخودش اعمال کند. یک ستاره باید بیشتر از ده برابر جرم خورشید ما را داشته باشد تا به سیاهچاله تبدیل شود.

گازهای به جا مانده از یک سوپرنوا

در تصویر بقایای گازی به نام Cygnus Loop را می بینید که از یک انفجار ابرنواختری مربوط به 15000 سال قبل به جا مانده است. تصویر به وسیله تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده

فقط توجه داشته باشید که یک سیاهچاله هر مقدار ماده ای است که به حدی جمع شود که به یک بسته بسیار بسیار متراکم تبدیل شود. تصور کنید که همه سیاره زمین جمع شود و به اندازه یک تیله درآید. اگر زمین این قدر ماده داشته باشد که بر خود چنین نیروی جاذبه ای را اعمال کند، پس به سیاهچاله هم تبدیل می شود. ولی واقعیت این است که زمین این مقدار ماده را ندارد.

کشش جاذبه ای یک سیاهچاله یا هر چیز دیگری تنها به جرم و فاصله ای که از اشیا دارد بستگی دارد نه این که شیء اصلی چقدر بزرگ یا کوچک بوده. یک انسان هم می تواند سیاهچاله شود. به شرط این که چنان فشرده شود که بیشتر از یک هزار میلیارد میلیارد بار کوچک تر از یک دانه نمک شود. اما وقتی انسان ها نزدیک همدیگر می ایستند و با هم گپ می زنند، یعنی این که نمی توانند به سیاهچاله تبدیل شوند. چون نیروی جاذبه ای بیش از این نمی توانند اعمال کنند.

اگر خورشید بخواهد چنان فشرده و جمع شود که تبدیل به سیاهچاله شود، در نهایت عرض آن به شش کیلومتر می رسد. خورشید در این شرایط هم نمی تواند نیروی جاذبه ای بیش از حالا بر زمین و یا سیارات دیگر منظومه شمسی اعمال کند. چرا؟ چون در آن موقع هم نسبت به حالا ماده بیشتری ندارد و به سیارات هم نمی تواند بیش از حالا نزدیک شود.

سیاهچاله

یک دیسک گرد و غبار که 3700 سال نوری طول آن است و به گرد سیاهچاله ای حلقه زده. سیاهچاله وسط این کهکشان معادل 300 میلیون خورشید ماده در خود دارد. این تصویر را تلسکوپ فضایی هابل گرفته

در چند سال گذشته دانشمندان کهکشان های زیادی را کشف کرده اند که سیاهچاله هایی با مواد بسیار در مرکزشان است. این غول ها ممکن است جرم 100 میلیون خورشید و یا حتی بیشتر از آن را در خود داشته باشند. دانشمندان هنوز سعی می کنند بفهمند سیاهچاله ها چگونه تشکیل شده اند.

شاید سیاهچاله های ریزی در همان چند ثانیه اول عمر جهان تشکیل شده باشند. به هر حال سیاهچاله ها اشیای جذابی هستند و ستاره شناسان پرسش های زیادی درباره آنها دارند. یکی از راه هایی که به دانشمندان کمک می کند تا درباره آنها بیشتر بدانند، کشف و مطالعه امواج جاذبه ای بعضی از آنها است که در فضا ایجاد می شود.

منبع: http://spaceplace.nasa.gov/en/kids/phonedrmarc/2003_february.shtml

امتیاز به مطلب

آسیب شناسی (پاتولوژی) چیست؟

 دکتر مونا زارع

پاتولوژیمعنای کلمه پاتولوژی، مطالعه آسیب ها (patho=آسیب، logos=مطالعه) است. آسیب شناسی بین علوم پایه و بالینی ارتباط ایجاد می کند و شامل بررسی علت زمینه ای بیماری ها (سبب شناسی) و نیز اتفاقاتی است که منجر به ایجاد علایم و نشانه های بیماری می شود.

به متخصصان این رشته پاتولوژیست می گویند.

پاتولوژیست ها به منظور درک تغییرات به وجود آمده در بدن، از تکنیک های مختلف مولکولی، میکروب شناسی و ایمنی شناسی استفاده می کنند. آنها هم تغییرات ماکروسکوپیک بدن (یعنی آنهایی که حتی بدون استفاده از میکروسکوپ قابل مشاهده اند) و هم تغییرات میکروسکوپیک بدن (یعنی تغییراتی که با کمک میکروسکوپ قابل مشاهده اند) و همچنین تغییرات مایعات بدن (نظیر خون و ادرار) را به منظور پایه ریزی تشخیص و راهنمایی درمان بیماری ها شناسایی می کنند.

آسیب شناسی به آسیب شناسی عمومی و سیستمیک تقسیم می شود. در آسیب شناسی عمومی بر پاسخ های اساسی سلول ها و بافت ها به محرک های آسیب شناسی تأکید می شود، در حالی که آسیب شناسی سیستمیک پاسخ های خاص اعضای تخصص یافته بدن را مورد بررسی قرار می دهد.

برگرفته از: آسیب شناسی پایه (عمومی) رابینز 2007/ کوما، عباس، فوستر، میچل/ ترجمه: دکتر علیرضا فتح اللهی- دکتر خسرو سبحانیان- دکتر مسعود خدایی/ زیر نظر مستقیم دکتر مسلم بهادری/ ویرایش هشتم، انتشارات ارجمند.

امتیاز به مطلب

مهم ترین وقایع جهان در 1500-1100 میلادی

بعد از گرم شدن تدریجی زمین که از قرن 11 میلادی شروع شد، یک دوره سرما سراسر قرن 14 را فراگرفت که به نام عصر یخی کوچک شناخته می شود. این سرما اثراتی را در سراسر جهان به جا گذاشت.

چنگیزدر آسیای مرکزی، مغول ها در اواخر قرن 13 میلادی شروع به قدرت گرفتن کردند و چین، روسیه، هند شمالی و بیشتر امپراتوری اسلامی از جمله ایران را تسخیر کردند و با به هم پیوستن آنها امپراتوری عظیمی به وجود آوردند. این امر سفر و تجارت را ساده تر کرد. به طوری که مسافران و نیز اکتشافاتی مثل کاغذ، قطب نما و باروت به آسانی از چین به اروپا می رسیدند.

در سال 1328 میلادی، این همه سفر موجب شد که بیماری ها هم گسترش یابد. مرض طاعون از چین یا آسیای مرکزی آغاز شد و به زودی از یک سر امپراتوری مغول به سر دیگرش گسترش یافت و از روی کشتی ها به اروپا و آفریقای شمالی هم رسید. میلیون ها نفر در سراسر اروپا، آسیا و آفریقای شمالی مردند و امپراتوری مغول به کشورهای زیادی تجزیه شد. خاندان مینگ در چین، امپراتوری عثمانی در آسیای غربی، روسیه در آسیای مرکزی و سلطان های دلهی در هند از آن جمله بودند.

تیمورلنگدر قرن 15 میلادی، یک بار دیگر بیماری طاعون سراسری شد. در همین قرن مغول ها هم سعی کردند زیر لوای پادشاه جدیدشان، تیمورلنگ امپراتوریشان را دوباره متحد کنند. این موضوع باعث پایان کار سلطان های دلهی شد. تیمورلنگ بیشتر آسیای غربی را گرفت ولی نتوانست چین را دوباره تصرف کند. با حمله مغول ها، عثمانی ها که بخش زیادی از قسمت شرقی امپراتوریشان را از دست داده بودند و آنها را به مغول ها واگذار کرده بودند، درصدد تسخیر سرزمین های بیشتری در غرب برآمدند و در سال 1453 میلادی کنستانتینوپل و همچنین بخش زیادی از اروپای شرقی و آفریقای شمالی را تصرف کردند. در منطقه جنوب صحرا، پادشاهی های اسلامی در غنا و مالی شروع به نشو و نما کردند در حالی که درهمان حال در امتداد ساحل شرقی آفریقا مردم با کشتی های هندی و اسلامی تجارت می کردند.

در آمریکای جنوبی امپراتوری های جدیدی ظاهر شدند. اینکاها در پرو و آزتک ها در مکزیک از آن جمله بودند. مایاها و زاپوتک ها هم به حکومتشان در آمریکای مرکزی ادامه دادند.

در همان زمان، اروپایی ها خاندان المحد  Almohads (یک خاندان مسلمان که مدتی در آفریقای شمالی و بخش هایی از اسپانیا حکومت کردند) را از اسپانیا بیرون راندند. آخرین حاکمان اسلامی در سال 1492 میلادی از این منطقه بیرون رانده شدند. در همان سال فردیناند و ایزابل شاه و ملکه اسپانیا، کریستف کلمب را با کشتی به آمریکای شمالی روانه کردند.

امتیاز به مطلب

عادت کتابخوانی

حمیده احمدیان راد

کتابخوانیمادری که کوچک ترین فرزندش در یک کشور اروپایی متولد شده می‌گوید: «با تولد فرزندم مددکاران بیمارستان سه کتاب به من دادند و آموزش دادند که چگونه این کتاب‌ها را برایش بخوانم. من در مدت سه‌ماه، هر روز براساس آموزش‌هایی که آنها به من داده بودند، این کتاب‌ها را برای بچه‌ام می‌خواندم. نتیجه خیلی جالب بود. چون بعد از سه ماه وقتی مددکاران به خانه آمدند، بچه‌ام به آزمون‌هایی که آنها از کتاب‌ها انجام می‌دادند، واکنش نشان داد. مددکاران بعد از این آزمون سه کتاب دیگر به من دادند».

این نمونه نشان می‌دهد که کمک به مادران و آموزش آنها در زمینه کتابخوانی برای کودکان و قرار دادن کتاب در دسترس آنها دست کم در مناطقی که کمتر به کتاب دسترسی دارند می‌تواند فرهنگ کتابخوانی را به میزان زیادی گسترش دهد. پس از آن هم می‌توان این روند را در مهد کودک‌ها، مدارس و دوره دانشگاه ادامه داد.

در کشورهایی که درصد کتابخوان‌ها در آنها زیاد است کتابخوانی از بدو تولد آغاز می‌شود و این روند در مهدکودک‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها هم به‌طور جدی دنبال می‌شود. به‌عنوان مثال در این کشورها در دوره مدرسه دانش‌آموزان در کلاس ادبیات ناچارند چند کتاب از ادبیات قدیم و جدید انتخاب کنند و در طول سال آنها را مطالعه کنند. از هر دانش‌آموز هم به‌طور جداگانه از این کتاب‌ها امتحان گرفته می‌شود. در کلاس‌های درس هم کتاب داستان خوانده می‌شود و دانش‌آموزان به اتفاق معلمان این کتاب‌ها را در کلاس درس تحلیل می‌کنند. نکته جالب این است که دانش‌آموزان از همان ابتدا می‌آموزند که همه کتاب‌ها حتی کتاب‌های کلاسیک و مشهور کشورشان را دربست قبول نکنند و به آنها اجازه داده می‌شود که به این کتاب‌ها انتقاد وارد کنند. به این ترتیب هم کلاس‌های کتابخوانی از حالت خشک خارج می‌شود و هم کودکان و نوجوانان یاد می‌گیرند که ایده‌های جدیدی مطرح کنند و آینده کشورشان را با ایده‌های جدید بسازند. کتابخانه مدارس هم در این کشورها مجهزند. حتی در هر مراسم ویژه‌ای که در مدارس برگزار می‌شود به شیوه‌ای جذاب برای بچه‌ها کتاب خوانده می‌شود.

برای رفع کمبود کتابخانه‌های مدارس می‌توان همان گونه که جهاد مدرسه‌ سازی به کمک آموزش و پرورش آمد، از خیرین خواست که در تأمین کتاب کتابخانه‌های مدارس بویژه در مناطق محروم هم بکوشند.

خوشبختانه هم اینک کتاب‌های جذاب زیادی برای کودکان و نوجوانان ما در بازار موجود است و به راحتی می‌توان کتابخانه‌های مدارس را با کتاب‌های متنوع و مفیدی تجهیز کرد و هم در کلاس‌های ادبیات با کمک آنها جلسات بحث درباره کتاب‌های کلاسیک و جدید را به راه انداخت. کودکان و نوجوانان نیز به کتاب‌های زیادی دسترسی دارند تا از میان آنها کتاب‌های متنوعی را برای مطالعه در طول سال انتخاب کنند.

درضمن ما عاداتی در قبال کتاب و کتابخوانی داشته‌ایم که می‌توانیم آنها را احیا کنیم. به‌عنوان مثال والدین مانند گذشته می‌توانند به هر مناسبتی بویژه تولد به فرزندانشان کتاب هدیه کنند. مدارس هم می‌توانند برای تشویق به دانش‌آموزان کتاب جایزه دهند.

تبلیغات به کمک کتابخوانی بشتابد

رسانه‌ها می‌توانند نقش زیادی در زمینه اطلاع‌رسانی درباره کتاب و گسترش کتابخوانی ایفا کنند. اخیراً علاوه بر مطبوعات که معمولاً بخش‌هایی برای نقد و معرفی کتاب دارند، رادیو و تلویزیون هم کارهایی را در زمینه معرفی کتاب شروع کرده‌اند. ولی این برنامه‌ها هنوز جای کار زیادی دارد تا جذاب تر شود. بویژه آن که اگر قرار است کتابخوانی در میان عامه مردم گسترش یابد، لازم است که کتاب‌های جدیدی که امکان اقبال عموم مردم به آنها وجود دارد نیز در کنار کتاب‌های تخصصی معرفی شود. خوشبختانه در کشور ما هر چند که شمارگان کتاب‌ها کم است ولی هر ساله عناوین زیادی کتاب منتشر می‌شود که می‌توانند اقشار مختلف مخاطبان با سلیقه‌های مختلف را به خود جذب کنند. این کار می‌تواند شمارگان کتاب‌ها را هم بالا ببرد.

اطلاع‌رسانی درباره کتاب‌های موجود در بازار یا کتاب‌های جدید، البته به شکل جذاب می‌تواند به والدین در انتخاب کتاب برای بچه‌ها کمک کند.

علاوه بر تأثیری که رسانه‌ها می‌توانند بر گسترش فرهنگ کتابخوانی در کودکان و نوجوانان به جا بگذارند، بقیه مخاطبان رسانه‌ها را هم با تبلیغات جذاب می‌توان به سوی کتابخوانی سوق داد.

این تصور اشتباهی است که مردم در کشورهایی که درصد کتابخوان‌ها در آنها زیاد است تنها با دیدن یک جلد کتاب در کتابفروشی‌ها و یا وجود عناصر جذاب و خلاق در کتاب به سوی آن هجوم می‌برند و یا گاهی صفی برای خرید آن کتاب ایجاد می‌شود، بلکه صنعت تبلیغات بسیار به کمک کتاب می‌آید. در این کشورها در برنامه‌های محبوب و پرطرفدار و در ساعت‌های پربیننده، کتاب‌های جالب و خواندنی به عموم مردم معرفی می‌شود و از نویسندگان این کتاب‌ها دعوت می‌شود تا در مصاحبه‌های جنجالی با مجریان محبوب تلویزیونی درباره کتابشان شرکت کنند. شاید یک راه حل دیگر برای گسترش کتابخوانی در کشور ما گسترش کتابخانه‌های دیجیتال باشد. در حالی که نوجوانان و جوانان ما اقبال خوبی به اینترنت نشان می‌دهند، می‌توان امیدوار بود که گسترش کتابخانه‌های دیجیتال هم بتوانند به کنجکاوی و علاقه آنها برای جست‌و‌جو در اینترنت پاسخ گویند و هم آنها را به کتابخوانی تشویق کنند.

مهندسی که از یکی از دانشگاه‌های اروپایی فارغ‌التحصیل شده تعریف می‌کند که در این دانشگاه با دانشجویی فرانسوی آشنا شد که بدون این که ایران را دیده باشد تاریخ ایران بویژه در دوره هخامنشی را از بر بود و به مطالعه در این زمینه هم ادامه می‌داد. او درباره کتاب‌های جدیدی که درباره تاریخ ایران می‌خواند صحبت می‌کرد و من از این که هیچ چیز درباره تاریخ کشورم نمی‌دانستم شرمنده می‌شدم و او را هم از بابت ناآگاهیم متعجب می‌کردم.

وقتی تک تک ما چیز زیادی از تاریخ و فرهنگ خودمان نمی‌دانیم طبیعی است که در صورتی که در شرایط دفاع از آن برآییم حرف زیادی برای گفتن نداریم. جز آن ما اگر اهل کتاب خواندن نباشیم ممکن است به تعداد زیاد تحصیلکرده دانشگاهی داشته باشیم ولی استراتژیست‌ها و تئوریسین‌های زیادی نخواهیم داشت. کارشناس جامعه‌شناسی‌ای که تنها درس‌های دانشگاهی‌اش را خوانده است نمی‌تواند برای مشکلات جامعه راه حل ارائه دهد. همچنین ما تنها در صورت داشتن کتابخوان‌های حرفه‌ای می‌توانیم برای آینده کشورمان استراتژیست‌های زیادی پرورش دهیم که حتی بتوانند جهان را هم از خود متأثر سازند. رسیدن به این مرحله هم صبر و تلاش هر روزه از سوی همه، از خانواده‌ها گرفته تا نهادهایی که به نوعی می‌توانند به تشویق کتابخوانی کمک کنند را می‌طلبد.

امتیاز به مطلب

ویتامین K چیست؟

 محمدرضا کریمی

ویتامین K که به طورکلی “کینون” نامیده می شود، دست کم به سه شکل وجود دارد:

1-نیلوکینون (ویتامینK1) در گیاهان وجود دارد.

2-مناکینون (ویتامینK2) در روده به وسیله باکتری ها سنتز می شود.

3-منادیون(ویتامینK3) فرم مصنوعی محلول در آب است.

مقیاس اندازه گیری ویتامین K میکروگرم است. این ویتامین در چند مرحله از سازوکارها (مکانیسم ها)ی انعقاد خون شرکت دارد. همچنین ویتامین K برای معدنی شدن استخوان مهم است. ویتامین K در کبد ذخیره می شود و به طور عمده از صفرا و ادرار دفع می شود. میزان توصیه شده غذایی روزانه براساس یک میکروگرم برای هر کیلو وزن بدن است.

منابع ویتامین K

منابع ویتامین K

سبزی های دارای برگ سبز بخصوص کلم بروکلی، اسفناج، کلم بروکسل، شلغم، کاهو، گل کلم و برگ های خشک چای سبز منابع این ویتامین هستند. ویتامین K غذایی، نسبت به حرارت و اکسیداسیون مقاوم است. اما در برابر نور، اسید و قلیا از بین می رود.

گروه های در معرض خطر کمبود ویتامین K

نوزادان تازه به دنیا آمده، افراد دارای بیماری های کبدی و کسانی که آنتی بیوتیک و داروهای ضد انعقاد مصرف می کنند، در معرض کمبود ویتامین K قرار دارند.

منبع: اصول علم تغذیه، نگارش دکتر علی کشاورز با همکاری آزاده نجارزاده، دانشگاه جامع علی کاربردی

امتیاز به مطلب

تاریخچه بیمه

محمدرضا کریمی

کارشناس ارشد مدیریت

چتر بیمهاین که کدام قوم یا ملت، نخستین بار با بیمه آشنا شدند معلوم نیست. برخی، دریانوردان فنیقی (لبنان کنونی) را مبتکر بیمه دریایی می دانند. به این صورت که دریانوردان از بازرگانان وام می گرفتند و هرگاه دریانورد بدهکار با موفقیت سفر خود را به پایان می رساند، اصل و بهره وام دریافتی را ظرف مدت تعیین شده به بازرگان طلبکار می پرداخت. در طی این مدت کالای دریانورد در گرو بازرگان بود و اگر بازرگان به موقع طلبش را نمی گرفت می توانست کالا را حراج کند. ولی اگر کشتی دریانورد با حوادث دریا مواجه می شد یا دزدان دریایی به آن حمله ور می شدند و کالا به غارت می رفت، وام دهنده (بازرگان) حقی در مورد اصل و بهره وام پرداختی نداشت. پس، بازرگان وام دهنده خطر را تقبل کرده و ریسک می پذیرفت.

لازم به ذکر است که ریسک دلیل وجودی بیمه است و بدون ریسک، بیمه معنا ندارد.

برخی هم معتقدند که تقسیم ریسک -که امروزه یکی از ویژگی های مهم حرفه بیمه گری محسوب می شود- توسط چینی ها در سه هزار سال پیش از میلاد رعایت می شد. بدین ترتیب که دریانوردان چینی مال التجاره خود را به جای حمل با یک کشتی یا قایق، با چندین کشتی و قایق حمل می کردند تا هرگاه یک یا چند وسیله دچار مخاطرات دریا شد یا دزدان دریایی کالا را به غارت بردند، کشتی ها و قایق های دیگر سالم به مقصد رسیده و خسارت وارده به حداقل ممکن کاهش یابد.

در قرون وسطی، تعاون و نوعی بیمه که به آن می توان بیمه متقابل گفت، رایج بود.

اما بیمه به مفهوم امروزی و واقعی آن در قرن چهاردهم به وجود آمده است. با وجود مخالفت های کلیسا، بیمه به سرعت توسعه پیدا کرد، به طوری که برخی بازرگانان حرفه خود را صرفاً بیمه قرار دادند. از اواخر نیمه دوم قرن چهاردهم، به تدریج قرارداد بیمه از قرارداد کرایه کشتی جدا شد و به صورت سند دیگری تنظیم شد.

با توسعه هر چه بیشتر فعالیت بازرگانان در این حرفه در قرن 15، بیمه گران گهگاه در بندرهای بزرگ و مراکز بازرگانی دریایی و قهوه خانه ها دور یکدیگر جمع می شدند. آنان در این مراکز در مورد خطرهای دریایی و خصوصیات فنی کشتی ها و دیگر مسایل مورد علاقه تبادل نظر می کردند. مهم ترین اجتماع بیمه گران در قهوه خانه شخصی به نام “ادوارد لوید” در لندن تشکیل می شد.

لازم به ذکر است که قهوه خانه ها نقش مهمی را در زندگی اجتماعی مردم انگلستان بازی می کردند. در قهوه خانه های لندن، اخبار مهم روز ردوبدل می شد و مسایل اقتصادی و سیاسی مورد بحث قرار می گرفت. در قهوه خانه ها همچنین معاملات بزرگ و حتی حراج ها انجام می شدند. همان گونه که گفتیم یکی از این قهوه خانه ها متعلق به “ادوارد لوید” بود که موقعیت مناسبی از نظر نزدیکی به اداره نیروی دریایی داشت. از سال 1696، لوید به انتشار روزنامه ای به نام “اخبار لویدز” اقدام کرد. بیست سال پس از انتشار نشریه لویدز بود که قهوه خانه لوید به مهم ترین مرکز معاملات بیمه ای تبدیل شد. تا سال 1760، این قهوه خانه مهم ترین مرکز برای بیمه کردن خطرهای دریایی بود. مؤسسه لویدز همچنان به فعالیت خود به صورت سندیکا ادامه می دهد.

در ایران، فعالیت جدی در زمینه بیمه در سال 1310 آغاز شد. در این سال قانون و نظامنامه ثبت شرکت ها در ایران به تصویب رسید و متعاقب آن بسیاری از شرکت های بیمه خارجی به تأسیس شعبه در کشورمان اقدام کردند. با گسترش فعالیت شرکت های بیمه خارجی، دولت شرکت سهامی بیمه ایران را در سال 1314 تأسیس نمود. دو سال پس از تأسیس بیمه ایران (1316)، قانون بیمه در 36 ماده تدوین شد و به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

نخستین شرکت بیمه خصوصی ایران به نام بیمه شرق در سال 1329 تأسیس شد و پس از آن شرکت های بیمه دیگری نیز تأسیس شدند.

با افزایش تعداد شرکت های بیمه، ضرورت اعمال نظر بیشتر دولت بر این صنعت و تدوین اصول و ضوابط برای فعالیت های بیمه ای احساس شد و بدین ترتیب بیمه مرکزی ایران در سال 1350 تأسیس گردید.

به نظر می رسد که ریشه اصلی واژه بیمه (در فارسی) همان بیم باشد زیرا که عامل اساسی انعقاد عقد بیمه، ترس و گریز از خطر است.

برگرفته از:

کلیات بیمه، تالیف آیت کریمی، چاپ پنجم، 1379.

بیمه اموال و مسئولیت، تالیف آیت کریمی، چاپ دوم، 1377.

امتیاز به مطلب

هر شرکت موفقی شعاری دارد

حمیده احمدیان راد

شرکتبیشتر شرکت هاى بزرگ از هنگام تأسیس شعارى براى خود بر مى گزینند. ممکن است در نظر بسیارى شعار یک خطى شرکت موضوع چندان مهمى به نظر نیاید ولى واقعیت این است که همین شعار یک خطى کل خط سیر یک شرکت را در طول زمان تحت تأثیر قرار مى دهد. چه بسا فلسفه یک شرکت در همین جملات نهفته است.

شعار کارى مایکروسافت این جمله است «سخت کار کن و سپس حتى سخت تر» به این ترتیب مایکروسافت به ثروتمندترین شرکت جهان تبدیل شده است. شعار سایت اینترنتى یاهو (yahoo) این است «همیشه راه هاى دیگرى وجود دارد» به عبارتى از نظر yahoo نوآور بودن مهم است.

على محمدخان محمدى، مطلع در زمینه مدیریت مى گوید: «استفاده از یک شعار کلیدى و فقط یک شعار کلیدى، موجب رشد تبلیغات غیرمستقیم و افزایش فروش مى شود. گو اینکه بهترین شعار براى هر شرکت، کیفیت کالاى آن به همراه قیمت رقابتى است، با این وصف وجود یک شعار کلیدى شرکت را به هدفش نزدیکتر مى کند.

شعار انتخابى باید با مأموریت اصلى شرکت مرتبط باشد و آیینه خواسته ها و توانمندى هاى شرکت باشد. وجود یک شعار کلیدى بر روى طرح تبلیغاتى شرکت یا سر برگ نامه هاى شرکت، موجب نفوذ دیدگاه هاى شما در خواننده شعار مى شود. شرکت هاى بزرگ جهان که همگى داراى یک شعار کلیدى هستند نکات فوق را به تجربه کسب کرده اند».

وى به نمونه هایى از شعارهاى شرکت هاى تراز جهانى و بعضى از شرکت هاى ایرانى که در طى دو سال جمع آورى کرده اشاره مى کند: «ما آینده کارى شما را بیمه مى کنیم – با ۲۵ درصد هزینه کمتر و کیفیت برابر، خدمات شما را انجام مى دهیم – خدمات متمایز، نتیجه متمایز – از این بهتر نمى شه – نسل آینده ، اینجاست – اکثر شرکت هاى ایرانى به خدمات ما متکى هستند، اگر مطالعه بفرمایید علت را مى بابید – خدمات ما، براى مشتریانى که جهانى فکر مى کنند – سفارش شما،دو روزه تحویل مى شود! – هر جا به ما نیاز داشته باشید، ما آنجا هستیم – نسل جدیدى از خدمات – تفکر خلاق ، مزیت ایجاد مى کند – رؤیاى واقعى، همین حالا – بازیگران جهانى، شرکاى جهانى نیاز دارند – افق هاى جدید، پیش روى شما – سرعت، قدرت، دقت – هرچیز ، هر زمان ، هر وقت، گوش مى دهیم، ابداع مى کنیم و تحویل مى دهیم – مشکلات شما، راه حل هاى ما – راه حل هوشمندانه – یک گام درست، شما را به سوى گام درست بعدى هدایت مى کند – خدمات بهتر/ هزینه کمتر – خدمات بهتر ‎/ قیمت کمتر – فرایند بهتر ‎/ قیمت کمتر – با تیم متخصص خود، خدمات مورد نظر شما را، بهتر، سریع تر و ارزانتر انجام مى دهیم – ما محیط پیرامونى را با نگاهى کاملاً نو، جست و جو مى کنیم – این اعتماد است که ارزشمند است ما به شما آگاهى هدیه مى دهیم – همواره یک گام جلوتر – بهره ورى و اطمینان پذیرى از راه فناورى و تحقیق کسب مى شود – نخستین در ایران با استاندارد جهانى – دقت عالى، قیمت رقابتى ، تحویل بموقع و خدمات پس از فروش – آیا در جست وجوى مشترى هاى جدید هستید؟ ما شما را به مخاطبان خاص مرتبط مى کنیم – نتایج قابل اندازه گیرى – پیشگام در هماهنگى – سرگرمى در بالاترین سطح – ارزش انتظار را دارد – زمان مناسب، محل مناسب – وقت طلاست – راه حل هاى هوشمندانه، براى افراد هوشمند».

فلسفه اى که پایه گذاران شرکت سونى (sony) به آن اعتقاد دارند «روحیه سونى» است. براین اساس کار گروهى و خلاقیت روحیه سونى را تشکیل مى دهد. به عبارتى براساس نظر آنها اگر افرادبا کار گروهى در شرکت متحد شوند و استعدادهاى خود را بروز دهند خوشحالى و منافع فراوان به ارمغان مى آید. جست وجوى ناشناخته ها،پیشگام بودن در عرصه جهانى، تفکر ابتکارى و اولویت دادن به کارکنان مستعد در زمره «روحیه سونى» است.

شعار شرکت پست لندن هم این است: «رساندن نامه به مقصد در کوتاه ترین زمان ممکن».

شرکت جنرال موتورز از جمله شرکت هایى است که با توجه به محیط زیست بازار خود را هدف قرار مى دهد. به این ترتیب شعار اخیر جنرال موتورز این است:«سبز زندگى کنید و زرد حرکت کنید» این شعار به رقابت براى یافتن سوخت جایگزین سوختهاى آلاینده و معرفى فناورى برتر اشاره مى کند.

سینا امیرى از مدیران صنایع مى گوید:«شعار شرکت موجب همبستگى مدیران و کارکنان مى شود. حتى با استناد به این شعار، کارکنان و مدیران هم به یکدیگر و هم نسبت به تمام ارتباطات بیرونیشان اعم از ارتباط با مشترى و… احساس بدهکار بودن مى کنند. گاهى شاهدیم که در طول زمان شکل شعارها عوض مى شود ولى نباید ماهیت آن تغییر کند وگرنه آن شعار لوث مى شود».

با توجه به این اظهار نظرها مى توان شعارهاى شرکت مایکروسافت را براساس فلسفه «کار سخت» بررسى کرد. زمانى شعار مایکروسافت این بود : «روى هر میز تحریر و در هر خانه باید یک رایانه وجود داشته باشد». ولى حالا که نسل جدید رایانه ها جهان را تسخیر مى کنند شعار شرکت این است: «هر کسى باید یک رایانه در جیب خود داشته باشد».

على محمدخان محمدى به تعداد دیگرى از شعارهاى شرکت هاى تراز جهانى و شرکت هاى ایرانى اشاره مى کند: «پس انداز بزرگ – منافع شما ، چالش ماست – هر جا شما بروید، ما مى آییم – تخصص برتر از تجهیزات است – ما خیلى جدى کار مى کنیم تا به نیاز تک تک شما پاسخ دهیم، همه وقت، همه جا – هزاران نفر براى یک هدف واحد کار مى کنند – عده اى محدودیت را مى پذیرند و عده اى آن را باز تعریف مى کنند – بر لبه فناورى – شما ممکن است مرا خوشبین تصور کنید، اما من سه برابر ظرفیت را اینجا مى بینم – ایمنى، انعطاف پذیرى و دقت، از هدف هاى اصلى ماست – هر آنچه شما نیاز دارید – به کمک هم دنیاى ایمن تر بسازیم – همه مایلند برنده شوند، اما بگذارید بگویم چگونه – فناورى روز، نتایج عالى – پرواز بیشتر ، با تعمیرات ما – در جست وجوى افق هاى تازه – آماده براى فردا – ماترکیب مورد نیاز شما را تولید مى کنیم – وقتى شما به رهبرى فناورى نیاز دارید – محصول متفاوت ، کیفیت متفاوت ، قیمت متفاوت، در یک شرکت – پیشگامان منتظر آینده نمى مانند، آن را خلق مى کنند – خورشید روز را مى سازد و ما روزگارش را – همچون یک امپراتور زندگى کنید – شما نمى توانید هوا را تحت کنترل بگیرید، اما نگذارید هوا هم شما را کنترل کند – کارایى، قابلیت اطمینان ، کیفیت – نگاه تازه – شریک قابل اعتماد در … – سیستم هاى کلاس جهانى ، براى پروژه هاى کلاس جهانى – کوتاه ترین راه براىموفقیت شما – تمرین، استاد مى آفریند – پول خود را به آتش نکشید».

به این ترتیب نقش شعار در هدایت شرکت ها به حدى مهم است که چه بسا شرکت ها با این شعارها به اهداف خود مى رسند. ‎

امتیاز به مطلب

مهم ترین وقایع مربوط به دوره قاجار

1174 شمسی (از آثار دوره قاجار1795 میلادی)- گرچه قاجارها در متحد کردن دوباره ایران موفق بودند، اما معمولاً حکومت های ضعیف و فاسدی داشتند. تحت پادشاهی آنها شکاف اقتصادی و نظامی بین ایران و غرب به شکل قابل توجهی گسترش یافت. به ویژه در شرایطی که انقلاب صنعتی در جهان غرب ریشه گرفته بود. در مقابل در دوره قاجار هنر فضیلت زیادی داشت و با تولید برخی از بهترین نقاشی ها، آجرکاری ها و آثار معماری همراه بود.

(1192 و 1207 شمسی) 1813 و 1828 میلادی- نتیجه به وجود آمدن امپریالیسم اروپایی در انگلیس و روسیه، دخالت در امور ایران بود. قاجارها، قفقاز (گرجستان، ارمنستان و آذربایجان) را از دست دادند و آنها را به روس ها واگذار کردند. این اتفاق طی دو معاهده جداگانه با روسیه رخ داد که عبارت از معاهده گلستان در سال 1192 و معاهده ترکمانچای در سال 1207 بودند. در نتیجه معاهده سال 1207، قاجارها مجبور شدند تا قانون کاپیتولاسیون، یعنی مستثنی شدن همه شهروندان خارجی از حوزه قضایی ایران را تصویب کنند (بر این اساس اگر فردی خارجی در ایران مرتکب جرمی می شد، محاکم ایران نمی توانستند او را محاکمه کنند). این قانون عمیقاً مردم ایران را تحقیر کرد.

1230-1285 شمسی (1906-1851 میلادی)- قاجارها ایالات واقع در آسیای مرکزی را نیز به روس ها دادند و مجبور شدند تمام ادعاهایشان درباره افغانستان را به نفع بریتانیا کنار بگذارند. این دو قدرت اروپایی بر تجارت ایران مستولی شدند و در امور داخلی ایران دخالت می کردند و در سیاست های ایران مداخله می کردند. قاجارها و اعضای بانفوذ دربار آنها رشوه می گرفتند تا امتیازهای انحصاری بسیار باارزشی را به بریتانیا بفروشند. نمونه آن قرارداد تنباکو بود که موجب یک طغیان عمومی شد.

فساد و سوء مدیریت قاجارها به انقلاب مشروطه و ایجاد پارلمان یا مجلس انجامید. اما تنفس در فضای مشروطه با وجود پادشاهان مستبد آن دوره هرگز به طور کامل تحقق نیافت.

اگرچه ایران واقعاً مستعمره قدرت های استعماری نشد، اما در سال 1286 (1907 میلادی) عملاً به دو حوزه نفوذ تقسیم شد. حوزه شمال به وسیله روسیه و حوزه شرق به وسیله بریتانیا کنترل می شد. با پایان جنگ جهانی دوم، ایران در وضعیت هرج و مرج سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرو رفت.

1921 شمسی (1300 میلادی)- رضاخان که افسر ارتش بود، کودتایی را روی صحنه برد. او در آغاز وزیر جنگ و سپس نخست وزیر شد و در سال 1925 تصمیم گرفت تا خودش را شاه بنامد. رضاخان در ابتدا می خواست رییس جمهوری یک جمهوری شود. اما مخالفت های برخی با نظام جمهوری او را ترغیب کرد تا شاه شود.

امتیاز به مطلب

سایه چیست؟

حمیده احمدیان راد

سایه

شاید همیشه به این موضوع توجه نکرده باشید که وقتی در نور خورشیدید، سایه تان نزدیکتان است. سایه تان ممکن است روبرویتان باشد یا پشت سرتان یا ممکن است کنارتان باشد. سایه تان هرجا که باشد شبیه شما است و مثل شما حرکت می کند.

دو شرط لازم است تا یک سایه ساخته شود. اول نور است. دوم چیزی است که جلوی نور را سد می کند. این دو با هم ناحیه ای را درست می کنند که تاریک تر از اطرافش است. این منطقه سایه نامیده می شود.

سایه افراد موقعی تشکیل می شود که آنها جلوی نوری که از خورشید می آید را سد کنند. به این فکر کنید که موقعی که خورشید پشت سر شما قرار می گیرد چه اتفاقی می افتد. اتفاقی که می افتد این است که بدنتان جلوی مقداری از نور خورشید را سد می کند و باعث می شود که یک سایه جلویتان تشکیل شود. سایه شکل بدن شما را به خود می گیرد.

موقعی که خورشید جلوی شما است، سایه شما در پشتتان شکل می گیرد. اگر خورشید در سمت چپتان باشد، سایه تان در سمت راستتان تشکیل می شود. اگر خورشید در سمت راستتان واقع شده باشد، سایه تان در سمت چپتان شکل می گیرد.

درختان و ساختمان ها هم سایه می سازند. سایه های آنها می تواند شما را در یک روز آفتابی خنک کند. سایه ها به این خاطر خنک هستند که از نور خورشید در امان مانده اند. نور خورشید زمین را گرم می کند و به دنبال آن هوای بالایش هم گرم می شود.

چیزهای دیگری هم هستند که سایه تشکیل می دهند. ابرها موقعی که از جلوی خورشید عبور می کنند سایه درست می کنند. یک کلاه لبه دار هم روی صورت شما سایه درست می کند و آن را خنک می کند. سایه ها اندازه های متفاوتی دارند. یک فرد کوچک اندام سایه کوچکی می سازد. یک ساختمان بزرگ سایه بزرگی درست می کند. محل قرارگیری خورشید هم بر اندازه سایه اثر می گذارد. یک فرد یا شیء موقعی که خورشید در آسمان در ارتفاع پایینی است، جلوی نور بیشتری را سد می کند. وقتی جلوی مقدار نور بیشتری سد می شود، سایه های بلندتری ساخته می شود. موقعی که خورشید ارتفاع زیادی در آسمان دارد، جلوی نور کمتری سد می شود و این باعث می شود که سایه ها کوتاه تر شوند.

امتیاز به مطلب

معلمان عصر جدید

حمیده احمدیان راد

معلمناظم چندنفر از «بدها»ى کلاس را به زیرزمین تاریک مدرسه برده بود. بچه ها در کلاس گریه مى کردند و قسم مى خوردند در آنجا حیوانات وحشى دیده اند. ناظم به بچه هاى کلاس هشدار مى داد که اگر درس نخوانید و شیطنت کنید در زیرزمین کنار آن حیوانات زندانى مى شوید. معلم بعد از رفتن ناظم از بچه هاى تنبیه شده پرسید که آیا شما واقعاً در زیرزمین حیوانات وحشى دیدید؟ آنها گفتند بله. او گفت ولى چنین چیزهایى در زیرزمین وجود ندارد. آنجا فقط یک زیرزمین تاریک است. بعداً خودتان بروید و با دقت نگاه کنید.

این دست برخوردها از سوى معلمان چالشى براى نظام تعلیم و تربیت سنتى است. نگرشى که مى کوشد نگاه کودکان را به دنیاى اطراف واقع گرا و مشاهده گر کند چالشى براى این نظام است. اما تلاش دوچندانى از سوى معلمان لازم است تا شکل سنتى آموزش و پرورش ما به سیاق دنیاى مدرن درآید. ما در خاطراتمان معلمان زیادى را به یاد داریم که فقط گوینده بوده اند، درنتیجه ذهن ما مدام درخارج از درس و کلاس سیر مى کرده است. در کلاس بسیارى از معلمان از ترس به خود لرزیده ایم چون موقع درس پرسیدن به ازاى هر «واوى» که جا مى انداختیم یک نمره از ما کم مى شد. در محضر بسیارى از معلمان از اظهار نظر مى ترسیدیم چون ممکن بود مسخره شویم یا به اصطلاح به ما گیر بدهند. به طور کلى در بیشتر کلاس ها ما شنونده صرف و معلم، گوینده صرف بوده است.

نمى خواهیم بسیارى از این تجربیات براى کودکان عصر جدید تکرار شود، ولى واقعیت این است که نوع نگرش برخی از معلمان به حرفه شان مدتهاست که تغییر نکرده است. در حالى که اصولاً نحوه اداره کلاس هاى درس در کشورهاى پیشرفته به کلى با آنچه ما در ذهن داریم و کودکان ما تجربه مى کنند متفاوت است. درجهان امروز در حرفه معلمى تحولات عمده اى به وجود آمده است تا معلمان خود را با مقتضاى عصر جدید و تحولات علمى و فنى و فلسفى دنیا تطبیق دهند.

از زمانى که کودک صورت ناقصى از انسان بالغ تصور مى شد و دائماً به هر وسیله اى از جمله تنبیه و توبیخ، تربیت مى شد زمان زیادى سپرى شده است. در آن عصر کودکان و نوجوانان باید در مقابل بزرگسالان تسلیم محض مى بودند، ولى اینک به قدرت مشاهده، تعقل و تخیل آنها مانند بزرگسالان احترام گذاشته مى شود. کودک دیگر لازم نیست در کلاس شنونده صرف باشد. او باید در کلاس مشارکت کند. نقش معلم نیز با وجود این که همچنان مهم و تعیین کننده است، ولى در دادن یک سرى مطالب بسته و محدود خلاصه نمى شود.

دکتر «محمدرضا بهرنگى» کارشناس آموزشی مى گوید: «در جهان امروز به کارگیرى واژه تدریس به عنوان وظیفه معلم پذیرفته شده نیست، بلکه امروزه باید به شاگردان کمک شود تا به چارچوب ذهنى موردعلاقه برسند و به طور مستقل این چارچوب را توسعه دهند. معلم وسیله و راهنماست نه همه چیز گوى مقتدر. در کلاس جدید نباید بفهمى معلم کجاست. او راه را نشان مى دهد و کمک مى کند تا زمینه هاى فکرى را گسترش دهد. او مى گوید از این راه برو تا به نتیجه برسى. معلم ارتباط مفهومى با ذهن بچه ها دارد و متوجه است که آنها در چه مرحله اى از ساختن مفهوم ذهنى هستند. معلم باید استعدادهاى درونى را بشناسد تا خودش به دنبال مفاهیم برود و شاگردانش نیز داراى چیدمان مفهومى ذهنى شوند و با آن بتوانند با جهان بیرون از ذهن برخورد کنند. معلم باید به شاگردانش کمک کند تا ذهنى پویا داشته باشند. به نحوى که با افزایش سن، ذهنى جوان بر شانه هاى پیر داشته باشند. درحالى که الآن روشها به کودکان مى آموزد که چطور تست بزنند. حتى در آموزش رایانه کودک یاد مى گیردکه تست بزند و مى آموزد چطور نمره اش را بالاتر ببرد.

بچه هاى جدید قبل از مدرسه مى توانند مفاهیم را انتقال دهند و جمله بسازند. در حالى که وقتى وارد مدرسه مى شوند دوباره کتاب شنیدن و گفتن را به آنها مى دهیم. به آنها مى گوییم آنچه را ما مى گوییم بگویید، بشنوید، بخوانید و بنویسید. در حالى که الآن آموزش «الف ب» معنى ندارد. به جایش در جهان از شیوه تجربه و آزمایش استفاده مى شود. دانش آموزان باید مسأله پیدا کنند. دنبال حل آن بروند، نتیجه گیرى کنند و بعد مفاهیم را بیان کنند. ما به فناورى اطلاعات و ارتباطات در تدریس نیازمندیم.»

امتیاز به مطلب