حمیده احمدیان راد
سیاهچاله ها مناطقی در فضا هستند که نیروی جاذبه در آنها به قدری قوی است که حتی نور هم نمی تواند از آنها فرار کند. این سیاهچاله ها که دانشمندان آنها را سوراخ می نامند، حاوی ماده ای هستند که به قدری فشرده شده که کشش جاذبه ایش نمی گذارد حتی نور از آن خارج شود و به چشم ما و تلسکوپ ها برسد. به خاطر همین است که ما نمی توانیم سیاهچاله ها را مستقیماً ببینیم. بنابراین فقط با مشاهده رفتار موادی که نزدیک آنها قرار دارند می توانیم مطمئن شویم که وجود دارند. به عنوان مثال گازها در اطراف این مناطق تقریباً با سرعت نور می چرخند و میزان زیادی اشعه با انرژی بالا خارج می کنند.
در سمت راست یک ستاره نوترونی و یا یک سیاهچاله را می بینید که از ستاره ای که در نزدیکیش است گاز می بلعد. گاز در یک صفحه دیسک مانند با سرعت خیلی بالا (نزدیک به سرعت نور) می چرخد و اشعه ایکس خارج می کند
بعضی از سیاهچاله ها پس از این تشکیل می شوند که یک ستاره خیلی بزرگ همه سوختش را مصرف می کند و بعد بخش های خارجی ترش طی یک انفجار عظیم (به نام ابر نواختر) منفجر می شود. سپس آن چه باقی می ماند به خاطر جاذبه ناشی از وزن خودش به حدی جمع می شود که به یک شیء فوق العاده متراکم به نام سیاهچاله تبدیل می شود. واقعیت این است که خورشید ما خیلی کوچک تر از آن است که در پایان کارش تبدیل به سیاهچاله شود. دلیلش هم ساده است. چون که به مقدار کافی ماده ندارد که آن نوع نیروی جاذبه ای را برخودش اعمال کند. یک ستاره باید بیشتر از ده برابر جرم خورشید ما را داشته باشد تا به سیاهچاله تبدیل شود.
در تصویر بقایای گازی به نام Cygnus Loop را می بینید که از یک انفجار ابرنواختری مربوط به 15000 سال قبل به جا مانده است. تصویر به وسیله تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده
فقط توجه داشته باشید که یک سیاهچاله هر مقدار ماده ای است که به حدی جمع شود که به یک بسته بسیار بسیار متراکم تبدیل شود. تصور کنید که همه سیاره زمین جمع شود و به اندازه یک تیله درآید. اگر زمین این قدر ماده داشته باشد که بر خود چنین نیروی جاذبه ای را اعمال کند، پس به سیاهچاله هم تبدیل می شود. ولی واقعیت این است که زمین این مقدار ماده را ندارد.
کشش جاذبه ای یک سیاهچاله یا هر چیز دیگری تنها به جرم و فاصله ای که از اشیا دارد بستگی دارد نه این که شیء اصلی چقدر بزرگ یا کوچک بوده. یک انسان هم می تواند سیاهچاله شود. به شرط این که چنان فشرده شود که بیشتر از یک هزار میلیارد میلیارد بار کوچک تر از یک دانه نمک شود. اما وقتی انسان ها نزدیک همدیگر می ایستند و با هم گپ می زنند، یعنی این که نمی توانند به سیاهچاله تبدیل شوند. چون نیروی جاذبه ای بیش از این نمی توانند اعمال کنند.
اگر خورشید بخواهد چنان فشرده و جمع شود که تبدیل به سیاهچاله شود، در نهایت عرض آن به شش کیلومتر می رسد. خورشید در این شرایط هم نمی تواند نیروی جاذبه ای بیش از حالا بر زمین و یا سیارات دیگر منظومه شمسی اعمال کند. چرا؟ چون در آن موقع هم نسبت به حالا ماده بیشتری ندارد و به سیارات هم نمی تواند بیش از حالا نزدیک شود.
یک دیسک گرد و غبار که 3700 سال نوری طول آن است و به گرد سیاهچاله ای حلقه زده. سیاهچاله وسط این کهکشان معادل 300 میلیون خورشید ماده در خود دارد. این تصویر را تلسکوپ فضایی هابل گرفته
در چند سال گذشته دانشمندان کهکشان های زیادی را کشف کرده اند که سیاهچاله هایی با مواد بسیار در مرکزشان است. این غول ها ممکن است جرم 100 میلیون خورشید و یا حتی بیشتر از آن را در خود داشته باشند. دانشمندان هنوز سعی می کنند بفهمند سیاهچاله ها چگونه تشکیل شده اند.
شاید سیاهچاله های ریزی در همان چند ثانیه اول عمر جهان تشکیل شده باشند. به هر حال سیاهچاله ها اشیای جذابی هستند و ستاره شناسان پرسش های زیادی درباره آنها دارند. یکی از راه هایی که به دانشمندان کمک می کند تا درباره آنها بیشتر بدانند، کشف و مطالعه امواج جاذبه ای بعضی از آنها است که در فضا ایجاد می شود.
منبع: http://spaceplace.nasa.gov/en/kids/phonedrmarc/2003_february.shtml



معنای کلمه پاتولوژی، مطالعه آسیب ها (patho=آسیب، logos=مطالعه) است. آسیب شناسی بین علوم پایه و بالینی ارتباط ایجاد می کند و شامل بررسی علت زمینه ای بیماری ها (سبب شناسی) و نیز اتفاقاتی است که منجر به ایجاد علایم و نشانه های بیماری می شود.
در آسیای مرکزی، مغول ها در اواخر قرن 13 میلادی شروع به قدرت گرفتن کردند و چین، روسیه، هند شمالی و بیشتر امپراتوری اسلامی از جمله ایران را تسخیر کردند و با به هم پیوستن آنها امپراتوری عظیمی به وجود آوردند. این امر سفر و تجارت را ساده تر کرد. به طوری که مسافران و نیز اکتشافاتی مثل کاغذ، قطب نما و باروت به آسانی از چین به اروپا می رسیدند.
در قرن 15 میلادی، یک بار دیگر بیماری طاعون سراسری شد. در همین قرن مغول ها هم سعی کردند زیر لوای پادشاه جدیدشان، تیمورلنگ امپراتوریشان را دوباره متحد کنند. این موضوع باعث پایان کار سلطان های دلهی شد. تیمورلنگ بیشتر آسیای غربی را گرفت ولی نتوانست چین را دوباره تصرف کند. با حمله مغول ها، عثمانی ها که بخش زیادی از قسمت شرقی امپراتوریشان را از دست داده بودند و آنها را به مغول ها واگذار کرده بودند، درصدد تسخیر سرزمین های بیشتری در غرب برآمدند و در سال 1453 میلادی کنستانتینوپل و همچنین بخش زیادی از اروپای شرقی و آفریقای شمالی را تصرف کردند. در منطقه جنوب صحرا، پادشاهی های اسلامی در غنا و مالی شروع به نشو و نما کردند در حالی که درهمان حال در امتداد ساحل شرقی آفریقا مردم با کشتی های هندی و اسلامی تجارت می کردند.
مادری که کوچک ترین فرزندش در یک کشور اروپایی متولد شده میگوید: «با تولد فرزندم مددکاران بیمارستان سه کتاب به من دادند و آموزش دادند که چگونه این کتابها را برایش بخوانم. من در مدت سهماه، هر روز براساس آموزشهایی که آنها به من داده بودند، این کتابها را برای بچهام میخواندم. نتیجه خیلی جالب بود. چون بعد از سه ماه وقتی مددکاران به خانه آمدند، بچهام به آزمونهایی که آنها از کتابها انجام میدادند، واکنش نشان داد. مددکاران بعد از این آزمون سه کتاب دیگر به من دادند».
این که کدام قوم یا ملت، نخستین بار با بیمه آشنا شدند معلوم نیست. برخی، دریانوردان فنیقی (لبنان کنونی) را مبتکر بیمه دریایی می دانند. به این صورت که دریانوردان از بازرگانان وام می گرفتند و هرگاه دریانورد بدهکار با موفقیت سفر خود را به پایان می رساند، اصل و بهره وام دریافتی را ظرف مدت تعیین شده به بازرگان طلبکار می پرداخت. در طی این مدت کالای دریانورد در گرو بازرگان بود و اگر بازرگان به موقع طلبش را نمی گرفت می توانست کالا را حراج کند. ولی اگر کشتی دریانورد با حوادث دریا مواجه می شد یا دزدان دریایی به آن حمله ور می شدند و کالا به غارت می رفت، وام دهنده (بازرگان) حقی در مورد اصل و بهره وام پرداختی نداشت. پس، بازرگان وام دهنده خطر را تقبل کرده و ریسک می پذیرفت.
بیشتر شرکت هاى بزرگ از هنگام تأسیس شعارى براى خود بر مى گزینند. ممکن است در نظر بسیارى شعار یک خطى شرکت موضوع چندان مهمى به نظر نیاید ولى واقعیت این است که همین شعار یک خطى کل خط سیر یک شرکت را در طول زمان تحت تأثیر قرار مى دهد. چه بسا فلسفه یک شرکت در همین جملات نهفته است.
1795 میلادی)- گرچه قاجارها در متحد کردن دوباره ایران موفق بودند، اما معمولاً حکومت های ضعیف و فاسدی داشتند. تحت پادشاهی آنها شکاف اقتصادی و نظامی بین ایران و غرب به شکل قابل توجهی گسترش یافت. به ویژه در شرایطی که انقلاب صنعتی در جهان غرب ریشه گرفته بود. در مقابل در دوره قاجار هنر فضیلت زیادی داشت و با تولید برخی از بهترین نقاشی ها، آجرکاری ها و آثار معماری همراه بود.
ناظم چندنفر از «بدها»ى کلاس را به زیرزمین تاریک مدرسه برده بود. بچه ها در کلاس گریه مى کردند و قسم مى خوردند در آنجا حیوانات وحشى دیده اند. ناظم به بچه هاى کلاس هشدار مى داد که اگر درس نخوانید و شیطنت کنید در زیرزمین کنار آن حیوانات زندانى مى شوید. معلم بعد از رفتن ناظم از بچه هاى تنبیه شده پرسید که آیا شما واقعاً در زیرزمین حیوانات وحشى دیدید؟ آنها گفتند بله. او گفت ولى چنین چیزهایى در زیرزمین وجود ندارد. آنجا فقط یک زیرزمین تاریک است. بعداً خودتان بروید و با دقت نگاه کنید.