محمدرضا کریمی

“سه تار” یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی است و صدایی ظریف و دلنشین دارد. به نظر می رسد که این ساز از خانواده “تنبور” بوده با این تفاوت که تنبور را با چهار انگشت دست راست (بدون شست) به صدا می آورند ولی در سه تار، ناخن سبابه عمل مضراب را انجام می دهد. سه تار در شکل کنونی آن از بعد از اسلام در ایران رواج یافته و پرده بندی و تکنیک خاص آن با موسیقی دستگاهی شکل گرفته است.
لازم به ذکر است که تنبور از سازهای کهن (پیش از اسلام) در ایران است که نزد اقوام مختلف با تفاوت هایی یافت می شود.
همان گونه که از نامش بر می آید، سه تار (تا قرن گذشته) دارای سه سیم بوده است. یکی از عارفان بزرگ به نام مشتاق علیشاه (متولد کرمان، وفات 1206 ه.ق.) سیم هنگام (سیم سوم) را به آن اضافه کرد و از آن زمان به بعد، این ساز چهار سیمه شد. برخی سیم اضافی را “سیم مشتاق” می گویند. سیم هنگام (سوم) معمولاٌ هم صدا با سیم اول (DO) کوک می شود که در بعضی از دستگاه ها و آوازها تغییر می کند. سیم چهارم نیز یک اکتاو بم تر از هنگام به صورت معمول کوک می شود.
روح الله خالقی در کتاب “سرگذشت موسیقی ایران” بیان می کند که سیم های تار اقتباس از سه تار است ولی برای این که صدا قوی تر شود سیم های اول و دوم (زرد و سفید) را جفت بسته اند و پنج سیم پیدا کرده است و سیم ششم نیز چنان که معروف است بعدها به وسیله غلام حسین درویش از روی سه تار به آن اضافه شده است.
خالقی از نوازنده ای در دوره صفویه به نام استاد شهسوار چهارتاری نام برده و معروف است که شیخ حیدر که یکی از مؤسسین این سلسله می باشد مخترع “چهار تار” است. هم چنین گویند شخصی به نام رضاء الدین شیرازی، “شش تار” را اختراع کرد.
خالقی در ادامه از ساز “دو تار” نام می برد که از نوع تنبور و سه تار بوده و نواختن آن در میان ترکمن های دشت گرگان معمول است.
هر چند آثار مکتوب گرانقدری در باب موسیقی و ساز شناسی از بزرگ ترین فلاسفه و موسیقی دانان دوره اسلامی بر جای مانده است، اما تا جایی که می دانیم آموزش موسیقی علمی در ایران، هم چون دیگر کشورهای مشرق زمین از روزگار باستان تا ابتدای سده حاضر به صورت شفاهی و سینه به سینه بوده است. روش آموزش شفاهی را اصطلاحاً “سینه ای و گوشی” نیز گفته اند.
روش آموزش سه تار نیز به صورت سینه به سینه بوده است. در بیش از نیم قرن گذشته کتاب هایی برای آموزش تار چاپ شد که نام سه تار نیز در کنار نام تار در صفحه عنوان بسیاری از این کتاب ها آمده یا فقط نام سه تار به انتهای نام کتاب های دستور تار افزوده شد، بی آن که توجه خاصی به تکنیک سه تار در آنها شده باشد. به دلیل همین نقش فرعی که برای سه تار قائل شده بودند، به ظرایف این ساز – که از محبوب ترین سازهای ملی ما می باشد- توجه نمی شد.
همین طور این ساز به علت حجم کم صوتی جهت شرکت در ارکستر مناسب شناخته نمی شده و در حقیقت از دور آموزش سیستماتیک کنار گذاشته شده بود. با وجود این که پرده های تار و سه تار یکسان است و سیم ها معمولاً به یک ترتیب کوک می شوند، وضعیت صدا دهی (سونوریته) سه تار و تار کاملاً تفاوت دارد. بنابراین، رعایت مضراب ها و انگشت گذاری تار برای سه تار و هم چنین استفاده از بعضی کوک هایی که بر روی تار نتایج مطلوب می دهند موجب مخدوش شدن شخصیت مستقل سه تار خواهد شد. خوشبختانه، اکنون کتاب های آموزشی این ساز، به کوشش اساتید و به صورت مجزا وجود داشته و تدریس می گردد.
منابع:
سرگذشت موسیقی ایران (جلد اول)، روح الله خالقی، چاپ هفتم، 1378.
آموزش سه تار (جلد اول)، تالیف جلال ذوالفنون-به کوشش مهرداد ترابی، چاپ سیزدهم، 1378.
دستور سه تار- دوره ابتدایی، تالیف حسین علیزاده، چاپ دوم، 1378.














کلادیوس بطلمیوس (حدود 150-87) ستاره شناس و ریاضیدانی یونانی بود که درباره این که همه اجرام آسمانی گرد زمین می گردند مطالبی نوشت. نوشته های او عقاید مردم درباره جهان را برای بیش از چند هزار سال تحت تأثیر قرار داد تا سیستم کپرنیکی (منظومه شمسی با مرکزیت خورشید) مورد قبول واقع شد.
فیثاغورث ساموس (475-569 پیش از میلاد) فیلسوف، ریاضیدان و ستاره شناس یونانی که مدرسه مذهبی و فلسفی فیثاغورث را در ایتالیا پایه گذاری کرد. فیثاغورث باور داشت که زمین کره ای در مرکز جهان است. او به درستی پی برد که ستاره صبح و ستاره غروب هر دو یک شیء هستند که همان سیاره ناهید است. فیثاغورث کشف های ریاضی مهمی دارد: برای یک مثلث سه ضلعی قائم الزاویه مجموع مربع های دو ضلع کوتاه تر مساوی است با مربع وتر مثلث (این به قضیه فیثاغورث معروف است). همچنین این که مجموع زوایای یک مثلث قائم الزاویه مساوی است با دو زاویه راست. یک حفره ماه به پهنای 142 کیلومتر به نام او نامگذاری شده.
ال رومر (1710-1644) ستاره شناس دانمارکی که در 1676-1675 برای اولین بار در جهان استدلال کرد که سرعت نور محدود است. رومر این کشف را با مشاهده خسوف های ماه مشتری، یو (Io) انجام داد چون فاصله مشتری از زمین در میان سال متفاوت است. او به این نکته اشاره کرد که دوره مشاهده شده مدار یو حدود 20 دقیقه متفاوت است. او نتیجه گرفت که این تفاوت به خاطر فاصله اضافی ای است که نور باید به سوی زمین سفر کند. محاسباتش سرعت نور را حدود 225000 کیلومتر در ثانیه نشان داد (البته سرعت نور در واقع کمی سریع تر و 299792 کیلومتر در ثانیه است).
جیووانی شیاپارلی (1910-1835) ستاره شناس ایتالیایی (و مدیر رصدخانه میلان) اولین کسی بود که از مریخ نقشه برداری کرد (1877) و به شبکه کانال ها روی مریخ توجه کرد. این کانال ها بعداً مشخص شد که خشکند و در نهایت کانال نیستند. یک چاله برخوردی مریخ با قطر 461 کیلومتر و یک نیمکره مریخ به نام او نامگذاری شده.
هنریش شواب ستاره شناس آماتور آلمانی که کشف کرد لکه های خورشیدی در یک چرخه یازده ساله ظاهر می شوند. شواب داروسازی بود که خورشید را روزانه مشاهده می کرد و مشاهداتش را منتشر کرد که به نام مشاهدات خورشید در طول سال 1843 منتشر شد.
جوزف جان تامپسون دانشمند انگلیسی که به وجود الکترون ها در 1897 پی برد. الکترون ها ذرات ریزاتمی با بار منفی هستند. در یک اتم آنها اطراف هسته می گردند.
هنریتا سوان لیویت (1921-1868) ستاره شناس آمریکایی که اولین بار ارتباط بین دوره و درخشش ستارگان
سیمون (میر) ماریوس (1624-1570) ستاره شناس و فیزیکدان آلمانی که در کنار کپلر مطالعه کرد و در سخنرانی های گالیله حضور داشت. او ادعا کرد که چهار تا از بزرگ ترین ماه های مشتری را در 1610 کشف کرده. همان سال که گالیله به طور مستقل آنها را کشف کرد.
اسحاق نیوتن (1727-1642) ریاضیدان و فیزیکدان انگلیسی که حساب دیفرانسیل را ابداع کرد (همزمان اما مستقل از لیبنیز Leiniz). او قوانین کلاسیک حرکت و جاذبه را کشف کرد و آنها را به شکل فرمول درآورد. نیوتن درباره طبیعت نور کند و کاو کرد (کشف کرد که نور خورشید از رنگ های مختلف ساخته شده). قوانین حرکت او عبارتند از 1- شیئ که با سرعت ثابت در امتداد خط راست حرکت می کند، تمایل دارد در این وضعیت باقی بماند مگر این که یک نیروی اضافی بر آن وارد شود.