چرا بهتر است آب بطری پلاستیکی ننوشیم؟

محمدرضا کریمی

آب بطری پلاستیکیسالانه در سراسر جهان 2.7 میلیون تن پلاستیک مشتق شده از مواد نفتی برای ساخت بطری های آب مورد استفاده قرار می گیرد. بهایی که مشتریان برای بطری های آب می پردازند 1900 برابر هزینه ای است که صرف آب لوله کشی می کنند.

حالا مدتی است که دوستداران طبیعت این روند را زیر سؤال می برند. آنها می پرسند:«آیا اسراف نیست که ما آب بطری های پلاستیکی را بخریم درحالی که می توانیم آب آشامیدنی خود را آزادانه و ارزان از شیر آب تأمین کنیم؟ »

آب که فراوان ترین و آزادترین منبع کره زمین است از دهه 60 شمسی با تجارت آمیخته شده است. به این ترتیب که آب هایی که در بطری عرضه می شوند فروش زیادی در سراسر جهان داشته اند. از آن زمان میزان فروش بطری های آب همواره روندی صعودی داشته است به طوری که طبق نظر مؤسسه ورلد واچ، مصرف آب بطری از سال 1370 چهار برابر شده.

در حال حاضر تنها مردم آمریکا هر سال بیش از 30 میلیارد لیتر آب و 50 میلیارد بطری (عمدتاً پلاستیکی) مصرف می کنند. یعنی آمریکایی ها در روز 140 میلیون بطری را دور می ریزند. منتقدان می گویند این کار به معنی هدر دادن پول و منابع است. درحالی که به راحتی می توانیم آب آشامیدنیمان را از آبی که در لوله ها جریان دارد تأمین کنیم. طبق نظر مؤسسه سیاستگذاری زمین (EPI)، برای ساخت بطری های آبی که به تقاضای آمریکایی ها پاسخ دهد، لازم است بیش از 1.5 میلیون بشکه نفت در سال استخراج شود. این میزان نفت می تواند سوخت 100000 خودروی آمریکایی را در یک سال تأمین کند.

یکی از محققان این مؤسسه به نام امیلی آرنولد می گوید:«تنها با این استدلال که می توانیم بطری های پلاستیکی را بازیافت کنیم نباید به این شکل به تولید و مصرفشان ادامه دهیم. چراکه براساس آمار مؤسسات بازیافت، در آمریکا عمر 86 درصد بطری های پلاستیکی آب به شکل زباله و آشغال به پایان می رسد.»

هزینه این بطری ها برای مشتریان هم بالا است. به طوری که طبق نظر گروه های حفاظت از محیط زیست و انجمن های حفظ منابع طبیعی هزینه آب بطری برای مشتریان 1900 برابر آب لوله کشی است. بیش از 90 درصد پولی هم که مشتریان برای بطری های آب می پردازند برای همه چیز است به جز خود آب. به این ترتیب قسمت اعظم پولی که مشتریان می پردازند صرف خود بطری پلاستیکی، بسته بندی، حمل و نقل، بازاریابی و دیگر مخارج و البته سود عرضه کنندگان این بطری ها می شود.

گروه های حفاظت از محیط زیست از فقدان شفافیت در کار عرضه کنندگان عمده بطری های آب نیز انتقاد می کنند. چراکه به عنوان مثال آنها نمی گویند که آیا این آب ها تصفیه شده و برای سنجش آلودگی آزمایش شده یا نه. طبق آخرین تحقیقی که به وسیله این گروه ها انجام شده، 18 درصد از 173 شرکتی که در بازار آمریکا در این حوزه فعالیت می کنند، نمی گویند منبع آبی که عرضه می کنند چیست. یک سوم این شرکت ها هم خواص درمانی یا خلوص آب درون بطری های پلاستیکی را اعلام نمی کنند.

از میان ده برندی که بیشترین میزان فروش را در آمریکا دارند هم نه تای آنها دست کم به یک پرسش اساسی نمی توانند پاسخ دهند و تنها یکی از آنها محل جغرافیایی آب و خواص درمانی را ارایه می کند و شماره تلفن، وبسایت و آدرس پستی ای را ارایه می کند تا مشتریان بتوانند گزارش مربوط به آزمایش کیفیت آب را از آنها بخواهند.

گروه های محیط زیستی توصیه می کند که مشتریان در برابر خرید بطری های آب مقاومت کنند و به جای آن به دنبال آب لوله کشی تصفیه شده بروند. آنها می گویند که به این ترتیب پولتان را پس انداز می کنید، آبی می نوشید که خالص تر از آب لوله کشی است و به حل معضل اشباع جهان از بطری های پلاستیکی هم کمک می کند. درضمن با این کار شرکت های عرضه کننده آب های داخل بطری را هم وامی دارید از استانداردهای لازم پیروی کنند و حقوق مصرف کنندگان برای آگاهی از آن چه داخل بطری های آب است را هم رعایت کنند.

منبع: http://www.scientificamerican.com/article.cfm?id=bottled-water-ridiculous-waste

امتیاز به مطلب

چگونه می توان اعضای مصنوعی بهتری ساخت؟

محمدرضا کریمی

پاها

هوشنگ همامی، استاد برق و رایانه دانشگاه ایالتی اوهایو می گوید:«بیشتر مطالعاتی که در رابطه با حفظ تعادل در انسان ها انجام گرفته اند، بر بخش بالایی بدن متمرکز شده اند و از اهمیت پاها غافل شده اند.»

همامی و همکارش لورا همفری مدلی رایانه ای طراحی کرده اند که به چهار بخش مختلف پا اختصاص یافته. این مدل به آنها اجازه می دهد روی فشار پاها و انگشتان تمرکز کنند و در همان حال حرکت روبه جلوی بدن را دستکاری کنند. آنها به این ترتیب با تکیه بر مدل رایانه ای خود شبیه سازی هایی از تعادل ایستا (استاتیک) و نیز حرکت روبه جلوی بدن انجام داده اند.

تعادل ایستا به موقعیتی گفته می شود که سوژه راست و عمودی یا در یک زاویه مشخص می ایستد و در این موقعیت می تواند با سطح کامل کف پا روی زمین تثبیت شود. با مدل رایانه ای می توان حرکات روبه جلوی بدن را به شکل نامحدود انجام داد. درحالی که سوژه های انسانی در این وضعیت ها خستگی عضلانی را تجربه خواهند کرد.

آنها با بهره گیری از این مدل آزمایشاتشان را در سه زمینه متمرکز کردند. تعادل ایستایی در سوژه های سالم، تعادل ایستایی در سوژه هایی با قدرت تقلیل یافته انگشتان و حرکت رو به جلو در سوژه های سالم.

برای این که وضعیت قدرت تقلیل یافته انگشتان تقلید شود، همامی و همفری ماهیچه ای که درست بالای انگشت بزرگ پای مدل رایانه ای شان قرار گرفته بود را تضعیف کردند. این ماهیچه به کنترل قوس پا کمک و از بدن در حالت ایستاده حمایت می کند. این ماهیچه به کنترل قوس پا کمک می کند و از بدن در حالت ایستاده حمایت می کند.

نتایج تحقیق نشان داد که نقش انگشتان پا در شخص سالمی که حرکت رو به جلو دارد اهمیت فزاینده ای دارد. هنگامی که بدن مدل رایانه ای حرکت رو به جلو دارد، فشار در زیر انگشتان به طور قابل توجهی افزایش می یابد و فشار زیر پاشنه پا در مدت مشابه کاهش می یابد.

موقعی که همان آزمایشات مربوط به تعادل ایستایی روی بدن مدل رایانه ای با قدرت تقلیل یافته انگشتان انجام شد، فشار زیر انگشتان صفر باقی ماند. درابتدا، فشار زیر پاشنه پا به طور قابل توجهی در سوژه سالم بالاتر بود و چنان که بدن حرکت رو به جلو داشت، فشار زیر پاشنه پا تنها به میزان نیمی از مقداری که آن در سوژه سالم بود کاهش یافت.

این محققان می گویند که حالا از مدل رایانه ای قابل توجهی برخوردارند و امیدوارند که در آینده دستگاه حسی و دیگر کارکردهای انگشتان در فعالیت های انسانی گوناگونی را کشف کنند. همامی امیدوار است که در آینده ستون فقرات انسان را نیز مدل سازی کند و کشش لازم برای وظایف مشخص را تعیین کند. از جمله این وظایف می توان به مقدار فشار لازم برای نگه داشتن یک تخم مرغ در دست بدون افتادن یا خرد شدن اشاره کرد.

او می گوید:«امیدوارم کارم برای ساختن مدل هایی از بخش های مختلف بدنه ربات ها که مشابه بدن انسان حرکت می کنند الهام بخش باشد. اگر شما بتوانید ربات یا مدلی رایانه ای بسازید که مثل بازیکن فوتبال به توپ ضربه می زند، از این که بخش های مختلف بدن در طول حرکت چگونه کار می کنند فهم بهتری پیدا می کنید. به این ترتیب شاید بتوانید یک ستون فقرات مصنوعی بسازید که به معلولان کمک می کند. وصل کردن ستون فقرات رباتی به خارج بدن یک معلول می تواند به رشد ماهیچه ای او کمک کند.»

منبع: http://www.ece.osu.edu/news/2011/03/news-new-model-shows-important-feet-toes-body-balance

امتیاز به مطلب

ما از واژه ساخته شده ایم

محمدرضا کریمی

منشور کوروش

ژنومیکس به مطالعه ژن ها و عملکردشان می پردازد. در تحقیقات مربوط به ژنومیکس مقادیر عظیمی از داده ها تجزیه و تحلیل می شود تا درباره این که چگونه ژن ها عمل می کنند و تغییر می کنند مطالعه شود. 

 ژنوم هم حاوی اطلاعات ارثی است که از نسلی به نسلی دیگر رسیده. کلماتی که ما مورد استفاده قرار می دهیم و داخل کتاب ها می نویسیم هم از نسلی به نسلی دیگر می رسند. 

بنابراین می توان واژه ها را هم یک واحد فرهنگی در نظر بگیریم.

ایدن و ژان باپتیست میشل مدیران «برنامه دینامیک تکاملی» دانشگاه هاروارد، واژه کالچرومیکس را برای تحقیقشان به کار می برند. اصطلاحی که آنها مورد استفاده قرار می دهند، ترکیبی از واژه های کالچر به معنی فرهنگ و ژنومیکس است. اولین میوه کار آنها ایجاد پایگاه عظیم داده ها از واژه های 5.2 میلیون کتابی است که بین سال های 1800 و 2000 منتشر شده است. این میزان کتاب تقریباً چهار درصد همه کتاب های منتشر شده جهان است. آنها در تحقیقشان از پروژه کتاب های گوگل استفاده کردند که کتابخانه اش حاوی 15 میلیون کتاب است.

گوگل نرم افزاری دارد که به همه اجازه دسترسی و تجزیه و تحلیل پایگاه داده های تکمیل شده که حاوی دو میلیارد واژه و عبارت است را می دهد.

محققان می گویند که دانشمندان حوزه های علوم اجتماعی و رایانه و همچنین ریاضیدانان می توانند با پیدا کردن دفعات استفاده از هر واژه، ظهور و تکامل گرایش های فرهنگی را در طول زمان دریابند. ابزار آنها را می توان برای ایجاد جدول زمانی فرهنگی مورد استفاده قرار داد. این ابزار استفاده اندک یا زیاد از واژه های بخصوصی را هم نشان می دهد.

برای مثال واژه توقیف، یک نشانه در تاریخ فرهنگ به جا می گذارد. کتاب های آلمانی زبانی که بین سال های 1936 و 1944 و در دوره سانسور حکومت نازی ها منتشر شدند به ندرت به هنرمندان و فلاسفه مشخصی که بردن نام هایشان قبل و بعد از آن دوره متداول بوده است اشاره می کنند.

همچنین تجزیه و تحلیل ها کلماتی را نشان می دهند که در کتاب های انتشار یافته در این دوره وجود داشته اند اما جایی در لغت نامه ها ندارند. از جمله این کلمات می توان به”aridification”  (به معنی خشک کردن یک منطقه) و deletable (ریشه این کلمه یعنی واژه delete به معنی حذف است) اشاره کرد. این کلمات که به هیچ منبع اطلاعاتی ای متصل نشده اند استثنائات ندارند. بعد از این که محققان همه واژه های موجود در لغت نامه های انگلیسی را جمع بستند بیش از یک میلیون واژه – دو برابر تعداد واژه های موجود در لغت نامه های بزرگ امروزی کلمه شمردند. (برای مثال لغت نامه انگلیسی آکسفورد کمتر از 500 هزار نوشته دارد.)

ایدن امیدوار است محققان بسیاری از رشته ها راه های جدیدی برای بهره برداری از این داده ها پیدا کنند. وی می گوید:«این ابزار دیگری است که در دسترس انسان شناسان قرار گرفته تا بینشی نو به دست آورند و به پرسش هایشان درباره طبیعت بشر پاسخ دهند.»

او و میشل از سال 2007 کار جدی بر روی این پروژه را آغاز کردند. همه کتاب هایی که در کتابخانه دیجیتالی گوگل است در مالکیت عموم نیست، بنابراین محققان باید دقت می کردند تا از قانون کپی رایت تخطی نکنند. در اصل، آنها واژه ها را از متن کتاب ها برداشتند و داخل یک جدول فرکانسی عظیم سازمان دادند.

آنها داده هایشان را از صافی هایی گذراندند تا آنها را تا حد امکان دقیق کنند. برای مثال کتاب هایی که تاریخ انتشارشان ناصحیح یا متنشان به شکلی ضعیف رونویسی شده بود را به وسیله نرم افزار وجین کردند. بعد از فیلتر کردن، آنها ماندند با 5,195,769 کتاب، حاوی متن هایی با بیشت از 500 میلیارد واژه که حدود 72 درصدشان واژه های انگلیسی بودند.

محاسبات فشرده ای لازم بود تا داده ها براساس دفعات تکرار هر واژه که به وسیله ماشین آلات متعدد گوگل توزیع شده بود محدود شود و به سرعت کامل شود.

جان کلینبرگ، استاد علوم رایانه ای دانشگاه کورنل می گوید که تکرار واژه می تواند ابزار کمی قدرتمندی برای تشخیص گرایش ها در فرهنگ باشد. او می گوید:«نگاه کردن به رفتار تک تک واژه ها اغلب می تواند اولین شاخص قوی از یک پدیده در طول زمان باشد.» به هر صورت موارد اسکن شده فقط برای شروع هستند. متن های دیجیتالی دیگر هم منابع غنی ای برای مطالعه کمی اطلاعات فرهنگی فراهم می کنند. برای مثال، تجزیه و تحلیل اصطلاحات جست و جوی گوگل آشکار می کند که مردم به چه چیزهایی علاقه مندند. یا مطالعه به روز شدن فیس بوک در مقیاس وسیع می تواند به عنوان یک پالس واقعی زمانی توده ها را بررسی کند.

او می گوید:«ما چیزهایی را می بینیم که هرگز قبلاً نوشته نشده اند. روی توییتر یا فیس بوک، میلیون ها نفر می گویند که «من خوشحالم» یا «احساس غم می کنم». تا ده سال پیش کجا شما می توانستید میلیون ها نفر را پیدا کنید که احساسشان رابنویسند؟»

امتیاز به مطلب

نقش اسپیکول ها در داغ شدن جو خورشید

محمدرضا کریمی

خورشیدچرا بیرونی ترین لایه جو خورشید داغ تر از جو پایین تر و سطحش است در حالی که این لایه بیشترین فاصله را از هسته که تولید کننده گرمای خورشید است دارد؟ این پرسشی است که تقریباً از 70 سال پیش ذهن فیزیکدانان ستاره شناس را به خود مشغول کرده است.

از آن زمان پاسخ های مختلفی برای این پرسش ارایه شده است. این پاسخ ها از پراکندگی امواج صوتی یا امواج مغناطیسی در جو بالاتر خورشید یا کرونا، تا وقوع انفجارات کوچک انرژی در مقیاس نانو موسوم به نانوفلرها در این لایه را شامل می شود. حالا نسل جدیدی از تجهیزات مشاهده کننده خورشید سازوکار متفاوتی را در خارجی ترین لایه جو خورشید نشان می دهد. سازوکاری که از طریق انتقال مستمر گاز یونیزه داغ به کرونا، می تواند این لایه جو را با مقدار زیادی از گرمای خورشید مجهز کند.

نتیجه مشاهدات این که اسپیکول ها که چشمه هایی با عمر کوتاه در پلاسما هستند و از کروموسفر یا جو پایین تر خورشید منشأ می گیرند، نقشی را در گرم کردن کرونا و رساندن دمای آن به میلیون ها کلوین ایفا می کنند. اسپیکول ها تا حدودی ناشناخته اند و طول عمرشان هم تنها 100 ثانیه است. آنها با سرعت هایی معادل 50 تا 100 کیلومتر در ثانیه از کروموسفر بلند می شوند.

درحالی که دمای اسپیکول ها بر فراز لایه کروموسفر ده ها هزار درجه کلوین است، بخش هایی از کرونا با دماهایی بالاتر از یک میلیون تا دو میلیون کلوین می خروشد. هر درجه سانتی گراد معادل 274.15 کلوین است.

هنوز مشخص نیست چه چیزی باعث می شود پلاسمای کروموسفر با سرعتی زیاد پرتاب شود و همچنین معلوم نیست چه عاملی موجب می شود این پلاسما در کرونا به دماهای بسیار زیاد برسد. درواقع پیوند بین اسپیکول ها و گرمای کرونا رازی 70 ساله است.

گرچه به نظر می رسد اسپیکول ها پدیده مهمی در مناطق مشخصی از خورشید هستند، اما زمان نشان خواهد داد که آیا پلاسمای داغ کافی در مقیاسی عظیم را حمل می کنند تا علت گرمای وحشتناک کرونا را توضیح دهد یا نه. براساس محاسبات اولیه اسپیکول ها تنها بخش کوچکی از پلاسمای داغ کرونا را تأمین می کنند. راز دمای کرونال هنوز به طور کامل حل نشده، اما تکه ای از پازل برجای خود قرارگرفته است.

منبع: http://www.nature.com/scientificamerican/journal/v304/n3/full/scientificamerican0311-18a.html

مقالات مرتبط:

انواع فعالیت های خورشید
ساختمان خورشید

امتیاز به مطلب

تهدید حیات وحش از سوی سگ های اهلی

محمدرضا کریمی

سگبهترین دوست انسان احتمالاً دشمن سرسخت حیات وحش است. سگ هایی که صاحبانشان آنها را آزاد می گذارند با خشم و کینه خود حیات وحش را ویران می کنند و زندگی گونه های دیگر جانوری را به مخاطره می اندازند. این سگ ها به شکار جانوران دیگر می پردازند، با حملات پی در پی آنها را عاجز و خسته می کنند و بیماری هایشان را به آنها منتقل می کنند.

مدتی است که اثرات سوء حضور گونه های غیربومی بر اکوسیستم طبیعی مناطق مختلف مشخص شده است. اما معمولاً نسبت به سگ ها چنین دیدی وجود ندارد.

سگ ها در همان جاهایی یافت می شوند که انسان ها هستند. انسان ها غالباً سگ ها را دوست و همراه خود می دانند بنابراین تمایل دارند از اثرات سوء آنها بر حیات وحش چشم پوشی کنند.

این درحالی است که برای نشان دادن تأثیرات منفی سگ ها بر حیات وحش به نمونه های زیادی می توان اشاره کرد. از جمله این که حضور سگ ها در مناطقی به کاهش میزان جمعیت آهوها می انجامد. یا در بعضی مناطق گونه های حیات وحش وقتی می بینند سگی همراه انسان راه می رود، به انسان نزدیک نمی شوند.

همچنین سگ های شکاری احشام را تعقیب و شکار می کنند و به جمعیت پستانداران کوچک مانند خرگوش ها تلفات زیادی وارد می کنند. آنها همچنین به مثابه حامل بیماری هاری میان انسان ها و جانوران دیگر عمل می کنند. در رابطه با شیوع بیماری میان موش خرماهای پاسیاه و مرگ و میر آنها در منطقه دیگری از آمریکا در دهه 60 شمسی سگ های ولگرد مقصر دانسته شدند.

چندی پیش یک محقق با بررسی سه گونه جانوری درحال انقراض آسیای مرکزی به نقش سگ ها در بروز وضعیت نامناسب آنها پی برد. گوسفند وحشی، غزال و بزکوهی سه گونه در حال انقراض آسیای مرکزی هستند و این دانشمند متوجه شد که سگ هایی که آزادانه می گردند عامل نرخ زیاد مرگ و میر و ایجاد جراحت در میان آنها هستند.

به این ترتیب سگ ها که شمارشان در سراسر جهان 500 میلیون قلاده تخمین زده می شود نسبت به گرگ ها و سایر شکارچیان بالای زنجیره غذایی زیان بیشتری به حیات وحش و احشام وارد می کنند.

همچنین با روش تست ژنتیکی مشخص شده که برخلاف تصور، سگ ها مسئول کشتن احشام در منطقه کوهستانی باسک هستند نه گرگ ها. منطقه باسک مابین اسپانیا و فرانسه واقع است. سگ های ولگرد عامل کشتار گوسفندان اهلی در کوه های پیرینه، در اواسط دهه 1990 نیز بوده اند.

وضعیت احتمالاً در حال حاضر بدتر هم شده است.

در برخی کشورها با وجود این که قوانین اجازه مجازات صاحبان سگ هایی که گونه های حیات وحش را شکار می کنند را می دهد اما واقعیت این است که ناقضان این قوانین به ندرت مجازات می شوند چراکه نهادهای های اجرایی دستشان کوتاه است.

طبیعی است که این یافته ها خوشایند صاحبان سگ ها نیست. اما شاید با بهره گیری از برنامه های مختلف از آموزش سگ ها گرفته تا واکسیناسیون بتوان از تأثیرات سوء سگ ها بر طبیعت کاست.

برخی افراد از این که سگشان با غضب گلوی پرنده ای را می گیرد خوشحال می شود. درحالی که محققان می گویند بهتر است انسان ها در این مواقع به جای پافشاری روی عقاید اشتباهشان آنها را تغییر دهند.

منبع: http://www.reuters.com/article/2011/02/05/us-dogs-wildlife-idUSTRE7141QB20110205

امتیاز به مطلب

آیا همه سیستم های سیاره ای مانند منظومه شمسی اند؟

محمدرضا کریمی

سیارات فراخورشیدی

بیشتر سیارات فراخورشیدی ای که ستاره شناسان پیدا کرده اند و تعدادشان به صدها سیاره بالغ می شود هم اندازه مشتری هستند. اما شمار سیارات کشف شده ای که شبیه به زمین هستند هم در حال افزایش است.

به عنوان مثال سیاره ای به نام Kepler-10b پیدا شده که 1.4 برابر شعاع زمین را دارد و بنابراین کوچک ترین سیاره ای است که تاکنون در اطراف یک ستاره مشابه خورشید پیدا شده. همچنین جرم آن 4.6 جرم زمین است. بنابراین تراکم بالایی دارد و ترکیبات آن هم مثل زمین سنگی و فلزی است.

نحوه یافتن این سیاره به این ترتیب بود که رصدخانه فضایی کپلر ناسا کم سو شدن دوره ای نور یک ستاره را نشان داد. این مشاهدات به این معنی بود که سیاره ای از مقابل این ستاره عبور می کند. اطلاعات رصدخانه ای در هاوایی هم نشان داد که این ستاره در پاسخ به نیروی جاذبه یک سیاره اندکی تلوتلو می خورد.

اما کشف های انجام شده نشان می دهد که سیستم های سیاره ای خارج از منظومه شمسی همه نوع اشکال و اندازه ها را دارند.

امتیاز به مطلب

کمردرد، درد میلیون ها ساله

محمدرضا کریمی

کمردردکمردرد غالباً به سبک زندگی امروزی ربط داده می شود. ما ساعت ها پشت رایانه می نشینیم، تلویزیون تماشا می کنیم، با خودرو سفر می کنیم و زیاد می خوریم. اما تحقیقات یک باستانشناس نشان می دهد ابتلا به کمردرد موضوع جدیدی نیست و سابقه آن به خیلی پیش از این که انسان ها ساعت ها روی کاناپه بنشینند و به تلویزیون خیره شوند برمی گردد. درواقع بررسی فسیل استخوان های انسان ها سابقه کمردرد را به میلیون ها سال قبل می رساند.

این محقق که وضعیت آسیب دیدگی ستون فقرات انسان ها از 4.4 میلیون تا 30 هزار سال پیش را بررسی کرده، به تحقیقش عنوان «چهار میلیون سال کمردرد» را داده است.

آسیر گومز همچنین احتمال می دهد که افراد ناتوان جوامع قدیمی بشری برای دوره های چشمگیر زمانی به وسیله سایر اعضای گروه مورد مراقبت قرار می گرفته اند. این ایده برخلاف عقاید کلیشه ای رایج است که بر خشن بودن این جوامع دلالت دارد.

قضیه از این قرار است که دانشمندان میان استخوان های 28 انسانی که در یک مکان باستان شناسی موسوم به سیمادولوس هوئسوس (گودال استخوان ها) در شمال اسپانیا پیدا شده، ستون فقرات نسبتاً کاملی یافتند. یافتن و بازسازی ستون مهره های این فرد، دانشمندان را به هیجان آورد. پیش از این و در سال 1994 هم لگن خاصره همین فرد به دست آمده بود.

احتمال بقای مواد استخوانی سخت دندان ها و استخوان های بلند بیش از استخوان های دیگر بدن است، درحالی که استخوان های مهره ها ضعیف ترند و بیشتر مستعد شکستن و درنهایت نابودیند. همین باعث می شود که استخوان مهره ها در میان فسیل ها نادر باشد. اما خوشبختانه ستون مهره ای که در گودال استخوان ها پیدا شده کم و بیش سالم است.

کمردرد که یکی از عوامل اصلی غیبت از محل کار به شمار می آید و هزینه های اقتصادی سنگینی را بر جامعه  تحمیل می کند، اغلب پیامد سبک غیرطبیعی زندگی شناخته می شود. اما ستون مهره ای که  در گودال استخوان ها پیدا شده شاهدی براین ادعا است که آسیب های مهره ای میلیون ها سال است گریبانگیر انسان است. آزمایشات نشان می دهد که این استخوان ها متعلق به مردی تقریباً 45 ساله است (در آن زمان پیر محسوب می شده) که نیم میلیون سال قبل زندگی می کرده است. از نحوه توسعه، ساییدگی و آسیب دیدگی استخوان های این مرد مشخص شده که وی احتمالاً از کمردرد شدید رنج می برده است.

دکتر گومز الیونسیا ستون مهره به دست آمده را از لحاظ ریخت شناسی و نیز آسیب شناسی با ستون مهره انسان امروزی تطبیق داد و ضایعات مشابهی را در هر دو مشاهده کرد. او می گوید:«ما با نگاه کردن به فسیل ستون فقرات به دست آمده متوجه شدیم که وی چند مشکل مختلف داشته که شامل برگشت مهره های پشت، لغزش مهره ها که در آن مهره ها از جای خود خارج می شود و ناراحتی های مفاصل است که همگی مشابه دردهای امروزی هستند.»

معاصران فردی که فسیل ستون مهره هایش پیدا شده، چادرنشین و شکارچی بودند و برای تأمین غذایشان به جانورانی مثل اسب و آهوی کوهی وابسته بودند. بنابراین داشتن ستون مهره های صدمه دیده شکار را غیرممکن می کرده است. ادامه حیات یک مرد با امکان جابجایی محدود می تواند به این معنی باشد که احتمالاً بعضی از افراد از سوی دیگران مورد مراقبت قرار گرفته یا نقش های دیگری را در جامعه عهده دار می شده اند. البته به گفته این دانشمند احتمالاً واکنش جوامع مختلف نسبت به افراد ناتوان با هم متفاوت بوده.

منبع: http://www.physorg.com/news/2011-02-ache-pain-millions-years.html

امتیاز به مطلب

توضیحی برای ترس های غیرمنطقی

محمدرضا کریمی

ترستاکنون شماری از کتاب های علمی با موضوع «ادراک غیرمنطقی خطر» به چاپ رسیده است. این کتاب ها می گویند که چرا بعضی از افراد از واکسن، اشعه ناشی از تلفن های همراه و برخی دیگر از مؤلفه های دنیای جدید می ترسند در حالی که علم می گوید این موارد آن طور که آنها فکر می کنند خطرناک نیست. همچنین این کتاب ها می کوشند توضیح دهند چرا ما از تغییرات آب و هوایی، چاقی و یا باکتری های مقاوم در مقابل آنتی بیوتیک ها یا خطرات دیگری که علم به عنوان تهدیدهای عظیم سلامتی و ایمنی تشخیص داده نمی ترسیم؟

این قبیل کتاب ها خطرات ناشی از ترس بیش از حدمان از برخی موضوعات و ترس نداشتنمان از بعضی دیگر که داد می زنند «مراقب باش» را گوشزد می کنند. اما برای کم کردن این خطرات توصیه ای ندارند. این عقیده دیوید روپیک کارشناس شناخته شده در زمینه «ادراک خطر» و استاد دانشگاه هاروارد است. به گفته وی ما برای کاهش این خطرات لازم است کاری بیش از مشاهده و شکوه از این که ترسمان با واقعیت منطبق نیست انجام دهیم. لازم است بفهمیم اشتباهمان کجا است و چرا درک درستی از خطر نداریم. وی می گوید:«اگر می خواهیم خطرات ناشی از آن چه من شکاف ادراکی می نامم را کاهش دهیم، لازم است ریشه های ادراک خطر را بفهمیم. بدانیم چقدر موردی خطر دارد و چرا ترس های ما همیشه با واقعیات منطبق نیست.»

به گفته روپیک تاکنون هر مؤلفی یک جنبه از این موضوع را بررسی کرده است. برخی رسانه ها را سرزنش می کنند و بعضی دیگر کوتاهی دولت ها و مراکز تعلیم و تربیت، جوامع علمی و تعصبات شناختی را مثال می زنند. اما شواهدی که در علم روانشناسی وجود دارد خیلی غنی تر است و توضیحات جزء به جزء بسیار بیشتری را در زمینه این که چرا ترس ها اغلب با واقعیات منطبق نیستند ارایه می کند.

روپیک می افزاید:«خود خطر را می توان اندازه گیری، مطالعه و واقعاً توصیف کرد. اما ادراک ما از خطر ذاتاً ذهنی است. ما به طور ناخودآگاه صافی های ذاتی و روانی را مورد استفاده قرار می دهیم که به ما کمک می کند درباره خطر حدس هایی بزنیم.» به این ترتیب قبل از هر چیز لازم است بکوشیم مقابل تفسیرهای هر روزه مان از خطر خود را مصون نگه داریم. درواقع کار بسیار سختی است که با ترکیبی از واقعیات و احساسات به خطر پاسخ دهیم.

روپیک با استناد به چهار دهه تحقیقات رواشناسی به مجموعه ای از ویژگی های احساسی و مؤثر اشاره می کند که برخی خطرات را برای بعضی از افراد ترسناک تر از دیگران می کند. این ویژگی ها شامل نامعلوم بودن، بی اعتمادی، احساس نداشتن حق انتخاب (در موردی مثل واکسیناسیون)، ساخته دست انسان بودن (در مقابل طبیعی بودن) و قرار دادن خطرات در مقابل مزایا است (به عنوان مثال هنگامی که ترس از بیماری ها حذف می شود فواید آن نادیده گرفته می شود و در نتیجه ترس از واکسن افزایش می یابد.) روپیک نتیجه می گیرد ما باید بپذیریم که همیشه از جانب شکاف ادراکی در معرض خطریم. به جای شکوه هم لازم است بکوشیم به شیوه ای عقلانی از پس خطرات ناشی از بی ادراکیمان برآییم. خط مشی ها، تشویق ها، وسایل ارتباط جمعی و تعیلم و تربیت هم به ما کمک می کند با این خطرات مقابله کنیم.

امتیاز به مطلب

تأثیر مورچه ها بر محیط اطرافشان

حمیده احمدیان راد

مورچه هافعالیت مورچه ها هم به عنوان مهندسان اکوسیستم و هم به عنوان شکارچی تأثیر عظیمی بر محیط زیست محلی به جا می گذارد.

مورچه ها دو اثر مجزا بر محیط به جا می گذارند. اثر اول این است که با لانه سازی خاک را حرکت می دهند و با جمع آوری غذا بر میزان مواد مغذی خاک اثر می گذارند. این فعالیت می تواند به شکل غیرمستقیم بر جمعیت بومی بسیاری از جانوران از تجزیه کنندگان گرفته تا گونه هایی که در بخش های خیلی بالاتر زنجیره غذایی قرار دارند اثر بگذارد.

تأثیر دوم این است که آنها طیف گسترده ای از جانوران دیگر را شکار می کنند. برخی از جانورانی که به وسیله این مورچه ها شکار می شوند جثه بزرگ تری نسبت به خودشان دارند و از سوی شمار عظیمی از مورچه های کارگر مورد حمله قرار گیرد.

مورچه ها شکارچیان بسیار مؤثری هستند و تعدادشان در ابعاد زیادی رشد می کند. آنها همچنین بسیار مهاجمند و از منابع و محیط زندگیشان درمقابل شکارچیان دیگر دفاع می کنند. همه اینها به این معنی است که مورچه ها تأثیری قوی بر محیط اطرافشان به جا می گذارند.

حتی اگر از شکارچی بودن مورچه ها صرف نظر کنیم، باز هم حضور آنها می تواند به افزایش میزان تراکم و تنوع دیگر گروه های جانوری منجر شود. به عنوان مثال آنها با به جا گذاشتن تأثیری بزرگ بر زنجیره غذایی مراتع نقشی کلیدی را در این محیط ایفا می کنند.

تراکم پایین مورچه ها در یک منطقه میزان تنوع و تراکم جانوران دیگر به ویژه تراکم گیاهخواران و تجزیه کنندگان را در آن منطقه افزایش می دهد. وقتی مورچه ها تراکم های بالاتری دارند، یا تأثیری ندارند یا اثر معکوسی دارند.

اگر جمعیت مورچه ها کم باشد تأثیرشان بر سطح مواد مغذی خاک و گروه های جانوری مثبت است، اما در صورتی که شمار مورچه ها افزایش یابد، اثرشان به عنوان شکارچی بزرگ تر است.

امتیاز به مطلب

گیاهان تیره و هوای گرگ و میش یک سیاره فراخورشیدی

محمدرضا کریمی

سیارهستاره شناسان مدت ها است در جست و جوی سیاره ای در خارج از منظومه شمسی هستند که در آن حیات وجود داشته باشد. مدتی پیش گزارش هایی مبنی بر یافتن سیاره ای فراتر از منظومه شمسی با احتمال وجود حیات در آن منتشر شد. شرایط این سیاره به گونه ای تبیین شد که به نظر می رسید به آرزوی دانشمندان برای یافتن حیات در اجرام دیگر آسمانی جامه عمل می پوشاند. این سیاره که به گفته دانشمندان نه خیلی داغ و نه خیلی سرد است Gliese 581g نام گرفت.

بلافاصله پس از این که یک گروه تحقیقاتی از دانشگاه کالیفرنیا یافتن سیاره Gliese 581g را گزارش کرد، گروه رقیب سوییسی اش گفت که هنوز براساس داده هایش نتوانسته شواهدی مبنی بر وجود این سیاره پیدا کند. تلاش برای یافتن و اثبات وجود سیاره Gliese 581g، براساس اندازه گیری های دقیق و غیر مستقیم مبتنی بر تلسکوپ، 11 سال به طول انجامید. اما ظاهراً برای اثبات این یافته به زمان بیشتری نیاز است.

یافتن اجرام آسمانی ای که امکان حیات بر روی آنها وجود داشته باشد، بخشی از فعالیت های ستاره شناسان در زمینه کشف حیات فرازمینی است. بخش دیگر فعالیت های های آنها معطوف به این شده که تحقیقاتشان را در زمینه شرایط لازم برای زندگی فرازمینی به پیش ببرند. احتمال وجود Gliese 581g مؤلفه های جدیدی را به مدل های پیچیده رایانه ای مربوط به حیات بر روی سیارات هم اندازه زمین اضافه کرده است.

محققان که فیزیکدانان ستاره شناس هم در میانشان هستند، مشاهداتشان را از فضا با آن چه درباره زندگی بر روی زمین می دانند به هم می آمیزند تا آب و هواهای فرازمینی را شبیه سازی کنند. موج جدید سیارات کشف شده، مدل های واقعگرایانه ای فراهم می کند که می تواند راهنمای مأموریت های آینده برای جست وجوی نشانه های حیات در جهان باشد. اخیراً Gliese 581g به یک نقطه کانونی و مرکزی برای این قبیل تحقیقات تبدیل شده است. مدار تقریباً دایره ای این سیاره به دور یک ستاره کوتوله قرمز، آن را در موقعیت مناسب و درجه حرارتی قرار داده که اجازه وجود آب مایع بر روی سطحش را می دهد. چنان که می دانیم آب یکی از ملزومات حیات است.

ستاره کوتوله قرمز مربوط به این سیاره تنها یک درصد نور خورشید ما را ساطع می کند. با این حال براساس مدلی که به وسیله دانشمندان ارایه شده، موجودات زنده فتوسنتز کننده ای که احتمالاً بر روی این سیاره زندگی می کنند، تا حد امکان همان مقدار نور ضعیف را جذب می کنند و این باعث می شود ظاهرشان تیره شود.

همچنین براساس محاسبات مقدماتی این گروه از دانشمندان یک طرف Gliese 581g همیشه رو به ستاره اش است و در دماهای بالای 64 درجه سانتی گراد می گدازد. در حالی که به نظر می رسد آب و هوای طرف تاریک سیاره بی رحمی زمستان های قطب شمال زمین را داشته باشد. همین منطقه است که احتمالاً در غروبی همیشگی به سر می برد و منطقه ای قابل سکونت است. این شرایط از سوی گروه تحقیقاتی کاشف سیاره هم اعلام شده است. اگرصحت چنین نظریه هایی اثبات شود این معنا را دارد که طول موج هایی از نور که به هر طول جغرافیایی می رسد، یک شیب رنگین کمان مانند را در رنگ های گیاهان به وجود می آورد. این رنگ ها رنگدانه هایی دارند که برای جذب جریان نور از سراسر سطح سیاره تطبیق یافته اند.

محققان می گویند یا ما خیلی خوش شانس بوده ایم و برای مدتی طولانی چنین سیاره فراخورشیدی ای را پیدا نمی کنیم یا با تعداد زیادی از این قبیل سیارات مواجه نخواهیم شد.

منظومه شمسیپرسش

کدام گزینه ترتیب صحیح فاصله سیارات منظومه شمسی از خورشید را نشان می دهد؟

الف) تیر، ناهید، مریخ، زمین، مشتری، کیوان، نپتون، اورانوس

ب) تیر، ناهید، زمین، مریخ، مشتری، کیوان، نپتون، اورانوس

ج) تیر، ناهید، زمین، مریخ، مشتری، کیوان، اورانوس، نپتون

د) ناهید، تیر، زمین، مریخ، مشتری، کیوان، نپتون، اورانوس

امتیاز به مطلب